مدیر وبلاگ
سلام خدمت تموم دوستان گلم شرمندتونم من بعد ۱ سال دوباره می خوام وبم رو راه اندازی کنم .
به امید موفقیت ...
...((عشق تنها موهبت آسمانی))...
سلام خدمت تموم دوستان گلم شرمندتونم من بعد ۱ سال دوباره می خوام وبم رو راه اندازی کنم .
به امید موفقیت ...
سلام خدمت تمام عزیزانی که ازاین وبلاگ دیدن می کنندمتاسفانه آپ نکردم...آخه وقت امتحانات ترم ....
کسی که من ازش خیلی خوشم میاد..
http://www.4shared.com/file/15048809/8893ca7f/Optical_fiber.html
درموردلیزر
http://www.4shared.com/file/16672350/4fc10a4b/aroca_Laser_Drivers.html
هفت شهر عشق شهر اول: نگاه و دلربايي شهر دوم: ديدار و آشنايي شهر سوم: روزهاي شيرين و طلايي شهر چهارم: بهانه،فكر،جدايي شهر پنجم: بي وفايي شهر ششم: دوري و بي اعتنايي شهر هفتم: اشك،آه،تنهايي
عشق نخستين بينش را نسبت به ابديت به تو هديه مي دهد. عشق نخستين آزموني است كه زمان را به فراسو مي برد. اين گونه است كه عاشقان هرگز از مرگ نمي هراسند. عشق مرگ نمي شناسد...
يه روز عشق و ديوونگي و محبت و فضولي داشتن با هم قايم باشك بازي مي كردن نوبت به ديوونگي كه رسيد همه را پيدا كرد اما هر چه گشت از عشق خبري نبود فضولي متوجه شد كه عشق پشت يه بوته گل سرخ قايم شده ديوونگي رو خبر كرد و ديوونگي يه خار بزرگ برداشت و در بوته ي گل سرخ فرو كرد صداي فرياد عشق بلند شد وقتي به سراغش رفتند ديدند چشماش كور شده و ديوونگي كه خودشو مقصر مي دونست تصميم گرفت كه هميشه عشقو همراهي كنه و از اون به بعد ديوونگي شد عصاي عشق
ميميرم مرا در تابوت سياهي بگزاريد تا همه بدانند در تاريكي به سر مي برده ام دستهايم را از تابوت بيرون بگزاريد تا همه بدانند به آنچه مي خواستم نرسيدم چشمهايم را باز بگزاريد تا همه بدانند چشم انتظار از دنيا رفته ام روي قبرم تكه يخي بگزاريد تا مثل باران برايم اشك ريزد و روي سنگ قبرم چيزي ننويسيد تا همه فراموشم كنند...
**كاشكي مانيتورت بودم هميشه رخ به رخت بودم...... كاشكي كه كيبورتت هميشه زير انگشتات بودم.......كاشكي كه هدفونت بودم هميشه در گوشت بودم .......كاشكي كه موست بودم هميشه تو مشتت بودم .. ....كاشكي پسووردت بودم هميشه توي فكرت بودم
گفتي كه مرا دوست نداري گله اي نيست/ بين من و عشق تو ولي فاصله اي نيست/ گفتم كه كمي صبر كن و گوش به من كن/ گفتي بايد بروم حوصله اي نيست/ پرواز عجب عادت خوبيست ولي حيف/ رفتي تو و ديگر اثر از چلچله اي نيست/ گفتي كه كمي فكر خودم باشم و آن وقت/ جز عشق تو در خاطر من مشغله اي نيست/ رفتي تو خدا پشت و پناهت به سلامت/ بگذار بسوزد دل من مسئله اي نيست.
يادت باشه اگه شبي رفتي ستاره بياري قلبتو وقت اومدن توآسمون جانذاري نري يه وقت پيداكني توآسمون ستاره اي يه وقت باچشمات نبينم يه چشمكي اشاره اي يه وقت نبينم خودت هم مثل ستارها شدي ستاره اي روديدي و...روزوشب ازخود بيخودي اين زمينم واسه خودش يه آسمونه رنگيه آسمون اين پايينا پرازستاره سنگيه يه وقت ازاين ستارهاگول نخوري ماه شبم آخه براي داشتنت هميشه درتاب وتبم مي ترسم ازدستت بدم اگه بري به آسمون بي خيال ستاره شو پيش من خاكي بمون
كاش آدما عاشق نميشدن كاش بين عاشقا فاصله نبود كاش بين عشاق جدايي نبود كاش هيچ عشقي نميره كاش عشق همه پاك باشه كاش كاش كاش........ خدايا ميشه اين آرزوها به حقيقت تبديل بشه؟ تو ميتوني پس دل هيچ عاشقي رو نشكن. تو تنهايي ميدوني تنها بودن چقدر سخته
عشق يعني شاعري دلسوخته عشق يعني آتشي افروخته عشق يعني با گلي گفتن سخن عشق يعني خون لاله بر چمن عشق يعني شعله برخرمن زدن عشق يعني رسم دل بر هم زدن عشق يعني يك تيمم، يك نماز عشق يعني عالمي رازو نياز عشق يعني با پرستو پر زدن عشق يعني آب بر آذر زدن عشق يعني چون محمد پا به راه عشق يعني همچو يوسف قعر چاه عشق يعني بيستون كندن به دست عشق يعني زاهد اما بت پرست عشق يعني همچو من شيدا شدن عشق يعني قطره و دريا شدن عشق يعني يك شقايق غرق خون عشق يعني درد و محنت در درون عشق يعنــي
ديده بر در دوختن عشق يعني در فراقش سوختن عشق يعني قطعه شعر ناتمام عشق يعني بهترين حسن ختام
اي كه مي پرسي نشان عشق چيست عشق چيزي جز ظهور مهر نيست..... عشق يعني مهر بي چون و چرا ؛ عشق يعني كوشش بي ادعا ..... عشق يعني مهر بي اما اگر ؛ عشق يعني رفتن با پاي سر ..... عشق يعني دل تپيدن بهر دوست ؛ عشق يعني جان من قربان اوست ..... عشق يعني خواندن از چشمان او ؛ حرفهاي دل بدون گفتگو ..... عشق يعني عاشق بي زحمتي ؛ عشق يعني بوسه بي شهوتي ..... عشق ، يار مهربان زندگي ؛ بادبان و نردبان زندگي ..... عشق يعني دشت گلكاري شده ؛ در كويري چشمه اي جاري شده ..... يك شقايق در ميان دشت خار ؛ باور امكان با يك گل بهار
عشق يعني مستي و ديوانگي عشق يعني با جهان بيگانگي عشق يعني شب نخفتن تا سحر عشق يعني سجده ها با چشم تر عشق يعني سر به دار آويختن عشق يعني اشك حسرت ريختن عشق يعني در جهان رسوا شدن عشق يعني مست و بي پروا شدن عشق يعني سوختن يا ساختن عشق يعني زندگي را باختن عشق يعني رازقي ، يعني نسيم عشق يعني مست گشتن از شميم عشق يعني آفتاب بي غروب عشق يعني آسمان ، يعني فروغ عشق يعني آرزو ، يعني اميد عشق يعني روشني ، يعني سپيدعشق يعني غوطه خوردن بين موج عشق يعني رد شدن از مرز اوج عشق يعني از سپيده تا سحر عشق يعني پا نهادن در خطر عشق يعني لحظه ديدار يار عشق يعني دست در دست نگار عشق يعني عقل شد مدهوش تو عشق يعني مست در آغوش تو عشق يعني لحظه هاي بي قرار عشق يعني صبر ، يعني انتظار عشق يعني اشتياق و اضطراب عشق يعني دلهره ، يعني شتاب عشق يعني اشك ، يعني عاطفه عشق يعني يادگاري خاطره
**عشق يعني لايق مريم شدن عشق يعني با خدا همدم شدن عشق يعني جام لبريز از شراب عشق يعني تشنگي ، يعني سراب عشق يعني خواستن ، له له زدن عشق يعني سوختن ، پر پر زدن عشق يعني سالهاي عمر سخت عشق يعني زهر شيرين ، بخت تلخ عشق يعني با "خدايا" ساختن عشق يعني چون هميشه "باختن"
در ميان همه گل گشتم و عاشق نشدم در عجب بودم كه تورا ديدم و ديوانه شدم تا كجا بايد سفر كرد تا به كي بايد دويد از كجا بايد گذر كرد تا به شهر تو رسيد گفتي كه طبيب دل هر بيماري پس طبيب دل من باش كه بيمار توءم گر همسفر عشق شدي مردسفر باش هم منتظر حادثه هم فكر خطر باش
گفتم اي عشق من از چيز دگر مي ترسم/ گفت آن چيز دگر نيست دگر هيچ مگو/ گفتم اين روي فرشتست عجب يا بشر است/ گفت اين غير فرشتست و بشر هيچ مگو/ گفتم اين چيست بگو زير و زبر خواهم شد/ گفت مي باش چنين زير و زبر هيچ مگو
هميشه از نگاه تو با تو عبور مي كنم از اين كه عاشق توام حس غرور مي كنم دوباره با سلام تو تازه تازه مي شوم با نفس ساده تو غرق ترانه مي شوم با تو ستاره ميشوم ......... از سايه هاي ملتهب هميشه مي گريختم با رفتن تو هر نفس بغض دوباره ميشوم ناجي شام شوكران; با دل عاشقم بمان به حرمت حضور تو چون تو يگانه ميشوم خانه به خانه ديدمت همچو فسانه ديدمت با تو ستاره ميشوم
**عشق چيست؟ 3 ثانيه نگاه، 3 دقيقه خنده، 3 ساعت صفا، 3 روز آشنايي، 3 هفته وفاداري، 3 ماه بيقراري، 3 سال انتظار، 30 سال پشيماني!
**به سلامتي ديوار، چون كه هر مرد و نامردي بهش تكيه ميكنن! به سلامتي كلاغ نه براي سياهيش، براي يك رنگيش، به سلامتي كرم خاكي، نه براي كرم بودنش، براي خاكي بودنش، به سلامتي گاو، چون نگفت من، گفت ما! و به سلامتي ما، كه دوست داشتن يادمون نرفته!
گفتگوي ماه و نابينا: نابينا گفت: دوستت دارم ماه گفت تو كه منو نمي بيني چطوري دوستم داري نابينا گفت اگه مي ديدمت عاشق زيباييت مي شدم اما الان كه نمي بينمت عاشق خودت هستم.
چشمان خسته ات ، آرام و بي صداست گويي ز راز تو، آگه فقط خداست ناگفته هاي تو، در سينه ات نهان اما سكوت تو، گوياي صد بيان آن گونه هاي تو ، دشت شقايق است شرح سكوت تو، نشر حقايق است تنهايي و غريب ، در بزم بي كسان رنجيده سينه ات ، از ظلم ناكسان گر چه تبسمي ، بر لب نشانده اي در پشت خنده ات ، دل خسته مانده اي
بابا كجايي؟ نيستي؟ توريستي؟ امپرياليستي؟كمونيستي؟ فاشيستي؟دموكراتيستي؟ خدايي نكرده مريض كه نيستي؟راستي هرجا هستي و هركي هستي بيسته بيستي
در وجودم چيزي هست كه تو را نجوا مي كند ... و تنها عشق مرا رها مي كند ... و نور آن نگاهي ست كه تو به من روا مي كني ... پس عشق و نور را از من دريغ نكن و بر من بتاب كه بي عشق تو ؛ بي نگاه تو ؛ بي تو رو به غروب رهسپارم.... مرا به طلوعي ديگر برسان
وقتي كه ديگر نبود من به بودنش نيازمند شدم وقتي كه ديگر رفت، من به انتظار آمدنش نشستم وقتي كه ديگر نمي توانست مرا دوست بدارد ، من او را دوست داشتم وقتي كه او تمام كرد من شروع كردم وقتي او تمام شد من آغاز شدم و چه سخت است تنها متولد شدن. مثل تنها زندگي كردن . مثل تنها مردن...
*هرگاه يك مسيحي مي ميرد بر سر مزارش صليبي مي آويزند تا همه بدانند آنجا گوري است تو هم بر گردنت صليبي بياويز تا همه بدانند سينه ي تو گورستان مــن است...
وقتي بارون نگاهت رو به نگاهم ريختي؛دلم زنده شد. وقتي با دلت قدم به دلم گذاشتي؛ زلزلهي شديدي رو توي دلم حس كردم . وقتي اومدي؛ تموم تنهاييهام رو با خودت بردي. از همون اول مي دونستم اومدي كه توي قلبم بموني..... براي هميشه پس اي نازنين ! اي تنها مونس ! اي عشق : بمون تا بتونم بمونم .
بنوش به سلامتيه هر چي عاشقه تو اين دنياست: به سلامتي گاو چون نگفت من گفت ما. به سلامتي كرم خاكي به خاطر خاكي بودنش بسلامتي خيار به خاطر يارش به سلامتي شلغم به خاطر اون غمش به سلامتي كلاغ هر چند كه سياهه ولي عوضش يه رنگه به سلامتي ديوار كه هر مرد و نامردي بهش تكيه ميده به سلامتي شمع كه حرف نميزنه عمل ميكنه و تا آخرش به پات ميسوزه به سلامتي خودت و خودم كه مدتهاست دوستيم و همديگرو ايگنور نميكنيم كه هيچ خيلي هم با هم مهربونيم
وقتي كسي نيست كه به دادت برسه پس داد نزن، سكوت كن، شايد از سكوتت همه بفهمن كه چه قدر درد و رنج توي وجودت انباشته شده، فرياد دردت رو دوا نميكنه، اما سكوت شايد نتونه دردتو از بين ببره اما ميتونه خيلي راحت تو را از اين دنياي مسخره نجات بده
خداوند يك زندگي به تو داده كه آنرا زندگي كنيد ، خود انگيخته و بدون الگو آنرا زندگي كن. برده و مقلد نباش. خودت را دوست بدار، به خودت احترام بگذار و سعي كن همانطور كه احساس ميكني زندگي كني. و حتي اگر شكست بخوري ، راضي خواهي بود و با تقليد از ديگري ، حتي اگر پيروز شوي، در درون خالي خواهي بود و پوشالي
روزي كه عشق وارد خانه قلبم شد او را نشناختم، مدتي طول كشيد تا با او آشنا شدم ، از او خوشم آمده بود ، خواستم به او بگويم براي هميشه در خانه قلب من بمان اما قبل از اين كه من به او بگويم ، به من گفت آمده ام براي هميشه اينجا بمانم
توي ساحل روي شنها قايقي به گل نشسته يكي با چشماي گريون گوشه اي تنها نشسته نگاه پر اضطرابش به افق به بينهايت ساكته اما تو قلبش داره يك دنيا شكايت توچشاش حلقه اشكه توي قلبش غم دنيا منتظر به راه ياره تا بياد امروز و فردا باورش نميشه عشقش همه دنياش زير آبه تنها مونده توي ساحل زندگي براش عذابه
اگر قرار باشه ظرف 24 ساعت دنيا به پايان برسه تموم خط هاي تلفن و تالارهاي گفتگو و ايميل ها اشغال ميشه. پر ميشه از كلمه هاي (( از اينكه رنجوندمت پشيمونم من رو ببخش يا تو را عاشقانه مي پرستم يا مراقب خودت باش )) اما بين اين همه پيام يكي از همه تكون دهنده تره (( هميشه عاشقت بودم ولي هيچوقت بهت نگفتم )) پس عشق و محبت را تقديم آنكه دوستش داريم كنيم شايد فردايي دگر هرگز نباشد
بفرستين: 1-مرام فقط مرام گاو چون نگفت من گفت ما 2- صفا فقط صفاي مورچه كه هر وقت گريه كرد هيچكس اشكش نديد 3- رفيق فقط كلاغ نه بخاطر سياهيش به خاطر يه رنگيش 4- معرفت فقط معرفت كرم نه به خاطر كرم بودنش به خاطر خاكي بودنش 5- يه رنگي فقط يه رنگي ديوار كه هرچي مردو نا مرده بهش تكيه ميدن 6- نامردا رو خيلي دوست دارم چون اگه نباشن مردا مشخص نمي شن
اگه تورو خواستن اشتباهه اگه باتوبودن اشتباهه اگه عاشق توبودن اشتباهه اگه واسه تومردن اشتباهه پس توبهترين و قشنگترين اشتباه زندگي من هستي
در خواب ناز بودم شبي.... ديديم كسي در ميزند.... در را گشودم روي او ...ديدم غم است در مي زند... اي دوستان بي وفا...از غم بياموزيد وفا...غم با آن همه بيگانگي..... هر شب به من سر مي زند
يادمون باشه كه قلبمون رو هميشه لطيف نگه داريم تا كسي كه به ما تكيه كرده سرش درد نگيره يادمون باشه قولي رو كه به كسي ميديم عمل كنيم. يادمون باشه هيچوقت كسي رو بيشتر از چند روز چشم به راه نذاريم چون امكان داره زياد نتونه طاقت بياره . يادمون باشه اگه كسي دوستمون داشت بهش نگيم برو گمشو چون زندگيش رو ازش ميگيريم
گر عاشقانه مردن را بلد نيستيم لااقل عاشقانه زندگي كنيم ....سوختن حرف كمي نيست آنانكه ساختند و سوختند....
خيلي سخته كه بغض داشته باشي ، اما نخواي كسي بفهمه ... خيلي سخته كه عزيزترين كست ازت بخواد فراموشش كني ... خيلي سخته كه سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري ... خيلي سخته كه روز تولدت ، همه بهت تبريك بگن ، جز اوني كه فكر مي كني به خاطرش زنده اي ... خيلي سخته كه غرورت رو به خاطر يه نفر بشكني ، بعد بفهمي دوست نداره
اونيكه ميگفت جونش به جونت بنده حالا داره به گريه هات ميخنده اوني كه مي گفت بدون تو ميميره دروغ ميگه دلش جنس كويره دروغ ميگه تو گوش نده به حرفاش نگو هنوز ميخواي بموني باهاش خيال نكن بدون اون ميميري بزار بره نباشه جون ميگيري
تودلت يه جاي ديگه اينو چشمات داره ميگه ولي من ديگه ميدوونم كه تو كفشت پره ريگه منو و تو چه ساده بوديم كه بهم دل داده بوديم پاي اين عشق خيالي بدجوري افتاده بوديم منو و تو چه ساده بوديم كه بهم دل داده بوديم پاي اين عشق خيالي بدجوري افتاده بوديم تو برو سراغ عشقي كه تا نفهمه تو كي هستي پاي عشق تو بميره و نفهمه خالي بستي منو و تو چه ساده بوديم كه بهم دل داده بوديم پاي اين عشق خيالي بدجوري افتاده بوديم
فرشتگان روزي از خدا پرسيدند: بار خدايا تو كه بشر را اينقدر دوست داري غم را ديگر چرا آفريدي؟ خداوند گفت : غم را بخاطر خودم آفريدم چون اين مخلوق من كه خوب مي شناسمش تا غمگين نباشد به ياد خالق نمي افتد..؟؟؟
زندگي نامه ي شقايق چيست ؟ رايت خون به دوش وقت سحر نغمه اي عاشقانه بر لب باد زندگي را سپرده در ره عشق به كف باد و هرچه باداباد
آدمك آخر دنياست بخند آدمك مرگ همين جاست بخند آن خدايي كه بزرگش خواندي به خدا مثل تو تنهاست بخند دست خطي كه تو را عاشق كرد شوخي كاغذي ماست بخند
اگه دبير رياضي بودم ثابت ميكردم كه چگونه شعاع نگاهت از مركز قلبم ميگزرد ...اگر دبير شيمي بودم نام تو را در قلبم پخش ميكردم تا محلول با محبت شود ... ا ... اگر دبير جغرافي بودم ميدونستم كه خوش آب و هوا ترين منطقه آغوش گرم توست ...اگر دبير زبان بودم با زبان بي زباني ميگفتم دوستت دارم ...واگر دبير زيست بودم مي نداختمت جاي كوچكي كه بهت ضربه ميزننواز ديواراش خون مي چكه ولي تو ناراحت نشو چون اونجا قلبمه
وقتي دخترها كوچكند عاشق عروسكند و پسرها عاشق مردان غول پيكر اما نمي دونم چرا وقتي بزرگ مي شن پسرها عاشق عروسك مي شن و دخترها عاشق مردان غول پيكر
هميشه در كوچه بن بست هم دري است كه به سوي خدا باز مي شود.
يادمان باشد اگرشاخه گلي چيديم/ وقت پرپر شدنش سوز و نوايي نكنيم/ پــر پروانه شكستن هـنــر نيست/ گر شكستيم ز غفلت من و مايي نكنيم/ يادمان باشد ســـر ســـجاده عشق/ جز براي دل مــحبوب دعـــــائي نكنيم/ يادمان باشد از امروز خطائي نكنيم/ گر در خود شكنيم هيـچ صدائي نكنيم/ يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند/ طلب عشق ز هر بي سر و پايي نكنيم
بـاهـات نبـودم ، برات كه بودم/ اگه چشمات نبودم ، نگات كه بودم / هـمه ي گـفـتـني هـام فـقط تـو بودي، اگه حرفات نبودم ، صدات كه بودم/ اگه پـاهـات نبودم ، يه راه كه بودم/ اگه گريه نبودم ، يه آه كه بودم / تو خودت مثـل روز آفتابي هستي اگه خورشيد نبودم ، يه ماه كه بودم/ مي تونستي واسه من يه چاره باشي توي آسـمـون دل
مانده ام در كوچه هاي بي كسي/ سنگ قبرم را نمي سازد كسي/ مُردم خاكسترم را باد برد/ بهترين يارم مرا از ياد برد
غرورت را به خاطر دل كسي كه دوستش داري بشكن ولي هيچ وقت دل كسي را كه دوستش داري به خاطر غرورت نشكن
چه زيباست بخاطر تو زيستن وبراي تو ماندن بپاي تو مردن وبه عشق تو سوختن؛ وچه تلخ وغم انگيز است، دور از توبودن، براي تو گريستن؛ و به عشق و دنياي تو نرسيدن؛ ايكاش مي دانستي بدون تو، مرگ گواراترين زندگيست؛ بدون تو وبه دور ازدستهاي مهربانت، زندگي چه تلخ وناشكيباست. ايكاش مي دانستي مرز خواستن كجاست، وايكاش ميديدي قلبي راكه فقط براي تو مي تپد
غربت ديرينه ام را با تو قسمت ميكنم/ تا ابد با درد و رنج خويش خلوت ميكنم/ رفتي و با رفتنت كاخ دلم ويرانه شد/ من در اين ويرانه ها احساس غربت ميكنم
به دنبال واژه اي ميگردم! تا قلمم راسيراب كنم واين آخرين شايد هم آغازي براي فرداييست كه هنوز در راه نيست و كاغذهاي مچاله شده ي زباله دان گواه به اين راز دارند و اين آيينه خسته تر از هميشه زير غباري از دور تنها تصوير مرا بدونه هيچ واژه اي به سكوت فرياد مي زند امروز غبارت را به باد مي دهند
هرگز نديدم بر لبي لبخند زيباى تورا / هرگز نمى گيرد كسى در قلب من جاى تورا
گل نيست چنين سركش و رعنا كه تويي/ مه نيست بدين گونه فريبا كه تويي/ غم برسر غم ريخته آن جا كه منم/ دل برسردل ريخته آنجا كه تويي
زندگي دفتري از خاطر هست. يك نفر در شب كم، يك نفر در دل خاك، يك نفر همدم خوشبختي هاست، يك نفر همسفر سختي هاست، چشم تا باز كنيم عمرمان ميگزرد ما همه همسفريم
اوني كه يار تو بود، اگه غمخوار تو بود، قلبش رو پس نمي داد دل به هر كس نمي داد، دل مي گفت مقدسه عشق اون برام بسه ،از نگاش نفهميدم كه دروغ وهوسه، غصه خوردن نداره ،گريه كردن نداره، به يه قلب بي وفا دل سپردن نداره، آخر قصه چي شد، قلب اون مال كي شد اون كه از من پر گرفت چي مي خواستيم وچي شد، اوني كه مال تو بود اگه لايق تو بود تورو تنها نمي ذاشت، با خودت جا نمي ذاشت... اوني كه يار تو بود، اگه غمخوار تو بود، قلبش رو پس نمي داد دل به هر كس نمي داد
خوشا دردي كه درمانش تو باشي خوشا راهي كه پايانش تو باشي خوشا چشمي كه رخسار تو بيند خوشا ملكي كه سلطانش تو باشي خوشا آن دل كه دلدارش تو گردي خوشا جاني كه جانانش تو باشي مشو پنهان از آن عاشق كه پيوست همه پيدا و پنهانش تو باشي براي آن به ترك جان بگويد دل بيچاره تا جانش تو باشي
اگر سهم من از اين همه ستاره فقط سوسوي غريبي است، غمي نيست. همين انتظار رسيدن شب برايم كافيست
مهربانا ، سايباني از جنس اشك و نياز مي خواهم تا سجاده ي دلم را در آن بگسترانم و با دستان خسته قنوتم از تو بخواهم كه بر وجود سردم نور نگاهت را بتاباني و گل هاي زيباي عشق و ايمان را بار دگر در من تازه گرداني....
هر كه عاشق شد جفا بسيار مي بايد كشيد/ بهر يك گل منت صد خار مي بايد كشيد/ من به مرگم راضيم، اما نمي آيد اجل/ بخت بد بين، از اجل هم ناز مي بايد كشيد
حيف از آن صداقتي كه بود و نيست/ آن همه نجابتي كه بود و نيست/ اي شكوه سبز تو براي من/ سايه حمايتي كه بود و نيست/ يك صداي خسته در گلوي ني/ ناله شكايتي كه بود و نيست/ آن همه دو بيتي آن هم غزل/ شرح بي نهايتي كه بود و نيست/ عشق اگر چه گاه جلوه مي كند/ عاشقي حكايتي كه بود و نيست
دستهايت تكيه گاهم بود و نيست/ عشق تو پشت و پناهم بود و نيست/ حيف! آن وقتي كه عاشق شد دلم/ چيز سبزي در نگاهم بود و نيست/ عشق اين سرمايه بازار دل/ آب اين روي سياهم بود و نيست/ ياد آن ايام مشتاقي بخير/ عاشقي تنها گناهم بود و نيست
شمع مي سوزد و پروانه به دورش همه شب/ من كه مي سوزم و پروانه ندارم چه كنم
روي هر سينه سري گريه كند وقت وداع/ سرمن وقت وداع گوشه ديوار گريست
كنم هر شب دعايي كز دلم بيرون رود مهرت ولي.... آهسته مي گويم: الهي! بي اثر باشد ...
زمان! به من آموخت كه دست دادن معني رفاقت نيست.... بوسيدن قول ماندن نيست...و عشق ورزيدن ضمانت تنها نشدن نيست....هيچ وقت دل به كسي نبند
دنيا را بد ساخته اند......... كسي را كه دوست داري،تورادوست نمي دارد. و كسـي كه تورا دوست دارد ،تو دوستش نمي داري اما كسي كه تو دوستش داري و او هم تو را دوست دارد به رسم و آيين هرگز به هم نمي رسند. و اين رنج است. زندگي يعني اين....(دكترعلي شريعتي)
اي دل حريف اين همه ماتم نمي شوي---بيچاره تر منم كه تو آدم نميشوي----بار فراق دوست اگر بر سرت نهند---چون چوب خشك ميشكني خم نمي شوي---چون شمع سرگداخته اي در تعجبم--با ازدياد شعله چرا كم نميشوي---هر شب دعا كنم كه شوي سر به راه تر---آخر چرا اسير دعايم نمي شوي؟--
من سكوت را دوست دارم بخاطرابهت بي پايانش... فرياد را ميپرستم بخاطر انتقام گمگشته در عصيانش ... فردا را دوست دارم بخاطر غلبه اش بر فلك كجمدار... پاييز را مي پرستم بخاطر عدم احتياج عدم اعتنايش به بهار..... آفتاب را دوست دارم بخاطروسعت روحش.. كه شب ناپديد مي شود تا ماه فراموش كند حقيقت تلخي را كه از او نور ميگيرد زندگي:ايده ال من است ومن آن را تقديس ميكنم به خاطر اينكه روزي هزار بار نابودش مي كنند اما هرگز نمي ميرد............
معلم گفت الف: گفتم او معلم گفت ب: گفتم با او معلم گفت پ: گفتم پيش او معلم گفت ج: خواستم بگويـم جدايي گفت: ديـگر بس است
عشق يك فريب بزرگ و قوي است و دوست داشتن يك صداقت راستين صميمي،بي انتها و مطلق. عشق در دريا غرق شدن است و دوست داشتن در دريا شنا كردن! عشق بينايي را مي گيرد و دوست داشتن ميدهد
به غم كسي اسيرم كه ز من خبر ندارد/ عجب از محبت من كه در او اثر ندارد/ غلط است هر كه گويد دل به دل راه دارد/ دل من ز غصه خون شد دل تو خبر ندارد
بيست بار ديدمت، نوزده بار بهت خنديدم، هيجده بار به من اخم كردي، هفده بار ازم خسته شدي، شانزده بار ديگه سعي كردم و پانزده جمله عاشقانه رو چهارده بار به سيزده زبان و دوازده لهجه و يازده روز و روزي ده بار به كمك نه نفر به تو گفتم، اما تو هشت بار ازم قهر كردي، هفت بار صورتتو ازم برگردوندي و من شش بار برات مردم، پنج بار قربانت رفتم و چهار بار نازت رو كشيدم. تو سه بار ناز كردي و دو بار خنديدي و جونمو به لب رسوندي تا يك بار بگي: دوسم داري
اگر داغ دل بود، ما ديده ايم اگر خون دل بود، ما خورده ايم اگر دل دليل است، آورده ايم اگر داغ شرط است، ما برده ايم! اگر دشنة دشمنان، گردنيم !اگر خنجر دوستان، گرده ايم :گواهي بخواهيد، اينك گواه !همين زخمهايي كه نشمرده ايم دلي سر بلند و سري سر به زير از اين دست عمري به سر برده ايم سراپا اگر زرد و پژمرده ايم ولي دل به پاييز نسپرده ايم چو گلدان خالي، لب پنجره پر از خاطرات ترك خورده ايم
يادمان باشد از امروز خطايي نكنيم گر چه در خود شكستيم صدايي نكنيم
يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بي سر و پايي نكنيم
كاش مي شد سه چيز را از كودكان ياد بگيريم: بي دليل شاد بودن و پاي كوبيدن ، هميشه سرگرم كار بودن و بيهوده ننشستن ،حق و خواسته خود را با تمام وجود خواستن و فرياد زدن
روزي كه گذشتست از او ياد مكن-فرداكه نيامدست فرياد مكن-برنامده وگذشته بنياد مكن-خوش باش كنون وعمر بر باد مكن
خدا براي شنيدن صداي تو به فرياد تو احتياج ندارد ولي تو، براي شنيدن صداي خدا به سكوت احتياج داري
همه را دوست داشته باش ولي به 1 نفر عشق بورز... توي قلب همه باش اما قلبت ماله 1 نفر باشه.... عشق مثل گنجشك مي مونه اگه محكم بگيريش تو دستات مي ميره اگه شل بگيريش فرار مي كنه پس بايد يه جوري بگيريش كه تو دستات خوابش ببره
شرم زده غنچه ي مستور از تو حيران و خجل نرگس و مخمور از تو گل با تو برابري كجا يارد كرد كو نور ز مه دارد و مه نور از تو
خدايا! مرا متبرك گردان تا عشق ورزيدن و خنديدن را بياموزم. به همه ، حتي كساني كه مرا درك نكرده اند يا با من بدي كرده و مرا رنجانده اند، عشق ورزم. مرا بياموز تا در همه موقعيت ها و شرايط زندگي بخندم و بدانم در هر آنچه روي ميدهد نيكي نهفته است.
نگو بار گران بوديم و رفتيم. نگو نامهربان بوديم و رفتيم . آخه اينا دليل محكمي نيست . بگو با ديگران بوديم و رفتيم
دو چيز را فراموش نكن: ياد خدا و ياد مرگ. دو چيز را فراموش كن : بدي ديگران در حق تو و خوبي تو در حق ديگران . چهار چيز را نگه دار : گرسنگيت را سر سفره ديگران، زبانت را در جمع، دلت را سر نماز و چشمت را درخانه دوست
گر بگريم گويند كه عاشق است اگر بخندم گويند كه ديوانه است پس مي گريم و مي خندم كه بگويند يك عاشق ديوانه است
در عرض يه دقيقه ميشه يه نفر را خرد كرد ، در عرض يه ساعت ميشه يكى رو دوست داشت و در يه روز ميشه عاشق شد ولى يه عمر طول مى كشه تا كسى را فراموش كنى
دوستت داشتم يادت هست؟ گفتم دوستت دارم.........وتو گفتي كه كوچكي براي دوست داشتن .رفتم تا بزرگ شوم ......اما آنقدر بزرگ شدم كه يادم رفت دوستت دارم
يادته يه روزي بهم گفتي: هر وقت خواستي گريه كني برو زير بارون كه نكنه نامردي اشكاتو ببينه و بهت بخنده ....... گفتم: اگه بارون نيومد چي؟؟؟ گفتي: اگه چشماي قشنگت بباره، آسمون گريش مي گيره گفتم يه خواهش دارم ........ وقتي آسمون چشام خواست بباره تنهام نذار......گفتي به چشم...... حالا امروز من دارم گريه مي كنم و تو هم اون دور دورا ايستادي و داري بهم مي خندي
آري آري زندگي زيباست زندگي آتشگهي ديرينه پا بر جاست گر بيفروزيش رقص شعله اش از هر كران پيداست ورنه خاموش است خاموشي گناه ماست
هر چي تو دنيا غمه مال منه روزي هزار بار دل من مي شكنه زندگي آي زندگي خسته ام خسته ام
عشق تو برايم زيباتر از هر زيبايي و با شكوهتر از هر منظره اي ميباشد... تو دنياي ناشناخته اي هستي كه فقط من آنرا كشف كرده ام... به ميزان همه ستايشگران مي ستايمت... به اندازه همه دنيا دوستت دارم... اگر در راه عشق تو وجودم را به هزاران تكه قسمت كنندهر تكه ان با صداي بلند فرياد خواهم زد...
ميداني ... و ميداني كه من ، بي تو و مهر تو ، مي ميرم تو دستش را بگير تا او نترسد از سيا هي ها، سختي ها ، دو رنگي ها و بداند دوستش داري دوستت دارم خداي مهربانيها
مي داني كه من دلواپس فرداي خود هستم مبادا گم كنم راه قشنگ آرزو ها را... مبادا گم كنم اهداف زيبا را... مبادا جا بمانم از قطار موهبتهايت... دلم بين اميد و ناميدي ميزند پرسه ميكند فرياد ...ميشود خسته... مرا تنها تو نگذاري...
نمي دانم تو مي خواني ز چشمم حرفهايم را نمي دانم تو مي بيني نگاه بي صدايم را كه مي گويد بدون مهربانيهاي بي حدت... بدون عشق تو، هيچم...
عاشقانه همراه من گام بردار به من از آن بگو كه توان گفتنش به ديگري را نداري با من بخند حتي آگاه كه احساس حماقت مي كني بامن گريه كن آن گاه كه دراوج پريشاني هستي
به همه لبخند بزن اما با يك نفر بخند همه را دوست داشته باش اما به يك نفر عشق بورز تو قلب همه باش اما قلبت هميشه براي يه نفر باشد
به راستي چقدرسخت است خندان نگه داشتن لب ها در زمان گريستن قلب ها و تظاهر به خوشحالي در اوج غمگيني و چه دشوار و طاقت فرساست گذراندن روزهايي تنهايي و بي ياوري درحالي كه تظاهر مي كني هيچ چيز برايت اهميت ندارد اما چه شيرين است درخاموشي وتنهايي به حال خود گريستن و باز هم نفرين به تو اي سرنوشت....
*روزي مجنون پاي سگي را بوسيد, مردم گفتند: چرا؟ گفت: گاهگاهي به كوي ليلي ميرود
هر بار كه چيزي را ارزشمند تر از صلح وآرامش ارزيابي كرديد ترديد نكنيد كه تحت سلطه منيت هستيد (بالاترين حد شادماني در زندگي رسيدن به اين اعتقاد است كه ما محبوب هستيم محبوب براي خودمان ونه به جز خودمان
ديشب نشستم گريه كردم ... واسه دل خودم ... واسه دل تو ... واسه غصه ي پاييز ... واسه تنهايي ميخك توي دفتر شعرم ... واسه سربلندي كاج تو زمستون ... واسه پروانه كه سوخت ... واسه شمعي كه آب شد تا از قطره هاش ياد بگيرند كه سوختن يك طرفه هم ميتونه باشه...
تو ميروي و من فقط نگاهت ميكنم، تعجب نكن كه چرا گريه نميكنم، بي تو يك عمر فرصت براي گريستن دارم اما براي تماشاي تو همين يك لحظه باقي است
دوست داشتن هميشه گـــفتن نيست گاه سكوت است و گاه نگــــــاه ... غـــــريبه! اين درد مشترك من و توست كه گاهي نمي توانيم در چشمهاي يكد يگــرنگــــاه كنيم....
در جزيره اي زيبا تمام حواس زندگي مي كردند: شادي.غم.غرور.عشق روزي خبر رسيد كه به زودي جزيره به زير آب خواهد رفت همه ساكنين جزيره قايق هايشان را آماده و جزيره را ترك كردنداما عشق مي خواست تا آخرين لحظه بماند كردند چون او عاشق جزيره بودوقتي جزيره به زير آب فرو مي رفت عشق از ثروت قايقي با شكوه جزيره را ترك مي كرد خواست و به او گفت: آيا مي توانم با تو همسفر شوم؟ثروت گفت: نه! مقدار زيادي طلا و نقره داخل قايقم هست و ديگرجايي براي تو وجود ندارد
تيك تاك ساعت را مي شنوم پشت اين عقربه هاي بي تاب چگونه دلواپسي هايم را پنهان كنم؟ قلب من هنوز دست خوش گردباد بي مهريست. من هر بار غرورم را زير چكمه له مي كنم و پرنده ارزوهايم را روي بام تو پر مي دهم و تو هر بار پرنده كوچك قلبم را باسنگ نا مهربوني مي پراني.............
واقعا انسان كيست؟ مگر جز اين است كه شنبه به دنيا مي آيد يكشنبه پا به عرصه مي گذارد دوشنبه لبخند مي زند سه شنبه عاشق مي شود؟ چهار شنبه ديوانه عشق مي گردد پنج شنبه ازدواج مي كند و سرانجام جمعه مي ميرد
صد بار قسم خوردم كه نام تو رو بر زبان نياورم. ولي افسوس قسمم هم نام تو بود
در نگاه كساني كه پرواز را نمي فهمند ، هر چه بيشتر اوج بگيري كوچكتر خواهي شد
نميگم جاي تو روي چشمام چون اگه گريه كنم خيس ميشي نمي گم جاي تو توي دستام چون اگر باز كنم پر ميكشي نمي گم جاي تو توي قلبمه چون اگه بشكنه زخمي ميشي نمي گم جاي تو توي ذهنمه چون اگه خراب بشه؛ خراب ميشي نمي گم جاي تو توي حرفام چون اگه سكوت كنم خسته ميشي نميگم جاي تو توي يادمه چون اگه پير بشم كهنه ميشي من ميگم جاي تو هر كجا كه باشه، دوستت دارم
وقتي از مادر متولد شدم ،صدايي در گوشم طنين انداخت. كه بعد از اين با تو خواهم بود به اوگفتم كه كيستي ؟ گفت : غم فكر كردم غم عروسكي خواهد بود كه من بعدها با او بازي خواهم كرد ولي بعدها فهميدم ! كه من عروسكي هستم در دستان غم .
استكان از دستم افتاد شكست پدرم ناراحت شد - ماردم حرص خورد - برادرم گفت قشنگ بود - خواهرم گفت مال من بود ؟؟؟اما وقتي قلبم شكست هيچ كس چيزي نگفت بميرم اي دل كه بي صدا شكستي
ميگم مرسي، بهش برسي، با كومپرسي، نگي به كسي، منو ميبوسي؟ اگه نبوسي! خيلي لوسي
عاشقي را شرط اول ناله وفرياد نيست/ تا كسي از جان شيرين نگذرد فرهاد نيست/ عاشقي مقدورهر عياش نيست/ غم كشيدن صنعت نقاش نيست
ازش پرسيدم چقدر دوستم داري؟ گفت به اندازه شكوفه هاي بهاري. و چه راست ميگفت چون شكوفه هاي بهاري مهمون دو روز بودن
هميشه دو درس را در زندگي خود به ياد داشته باشيد: 1- جسارت در بيان عقيده 2- جرأت در پذيرش اشتباه
خداحافظ همين حالا ،همين حالا كه من تنهام خداحافظ به شرطي كه بفهمي ، تر شده چشمام خداحافظ كمي غمگيـــن بــه ياد اون همه ترديد بـــــه ياد آسموني كـــــه منـــو از چشم تو مي ديد خداحافظ ... خداحافظ ... همين حالا ! Khoda hafeze hamegiiiiiii
آن كس كه مي گفت دوستم دارد عاشقي نبود كه به شوق من آمده باشد، رهگذري بود روي برگهاي خشك پاييزي راه مي رفت صداي خش خش برگها همان آوازي بود كه من گمان ميكردم ميگويد: دوستت دارم
يه روز عشقت رو دزديدم و براي اينكه جاش مطمئن باشه اون رو تو قلبم قايم كردم اما نمي دونستم كه يه روز براي اينكه اون رو پس بگيري قلبم رو مي شكني
بي تو نه امور جهان لنگ ميشه نه بين زمين و آسمون جنگ ميشه ، نه كوه آب ميشه نه آب سنگ ميشه ، فقط دل من واسه تو تنگ ميشه
عشق را وارد كلام كنيم تا به هر عابري سلام كنيم و به هر چهره اي تبسم داشت ما به آن چهره احترام كنيم زندگي در سلام و پاسخ اوست عمر را صرف اين پيام كنيم عابري شايد عاشقي باشد پس به هر عابري سلام كنيم
هرگز نگو كه دوست داري اگر حقيقتا به آن اهميت نمي دهي درباره احساساتت سخن نگو اگر واقعا وجود ندارد هرگز دستي را نگير وقتي قصد شكستن قلبش را داري هرگز نگو براي هميشه وقتي مي داني كه جدا مي شوي هرگز به چشماني نگاه نكن وقتي قصد دروغ گفتن داري به كسي نگو كه تنها اوست وقتي در فكرت به ديگري فكر مي كني هرگز قلبي را قفل نكن وقتي كليدش را نداري هرگز سلامي نده وقتي مي داني كه خداحافظي در پيش است
"نمي بخشمت .... بخاطر تمام خنده هايي كه از صورتم گرفتي .... بخاطر تمام غمهايي كه بر صورتم نشاندي .... نمي بخشمت .... بخاطر دلي كه برايم شكستي .... .. بخاطر احساسي كه برايم پرپر كردي ..... نمي بخشمت .... بخاطر زخمي كه بر وجودم نشاندي ..... بخاطر نمكي كه بر زخمم گذاردي .... و مي بخشمت بخاطر عشقي كه بر قلبم حك كردي
روزي در آخر ساعت درس، يك دانشجوي دوره دكتراي نروژي ، سوالي مطرح كرد: استاد،شما كه از جهان سوم مي آييد،جهان سوم كجاست ؟؟ فقط چند دقيقه به آخر كلاس مانده بود.من در جواب مطلبي را في البداهه گفتم كه روز به روز بيشتر به آن اعتقاد پيدا مي كنم.به آن دانشجو گفتم: جهان سوم جايي است كه هر كس بخواهد مملكتش را آباد كند،خانه اش خراب مي شود و هر كس كه بخواهد خانه اش آباد باشد بايد در تخريب مملكتش بكوشد.( پروفسور محمد حسابي(
عاشق نتواند كه دمي بي غم زيست بي يار و ديار اگر بود خود غم نيست خوش آنكه به يك كرشمه جان كرد نثار هجران و وصال را ندانست كه چيست
درويشي به اشتباه فرشتگان به جهنم فرستاده ميشود. پس از اندك زماني داد شيطان در مي آيد و رو به فرشتگان مي كند و مي گويد : جاسوس مي فرستيد به جهنم از روزي كه اين ادم به جهنم آمده مداوم در جهنم در گفتگو و بحث است و جهنميان را هدايت مي كند و... حال سخن درويشي كه به جهنم رفته بود اين چنين است: "با چنان عشقي زندگي كن كه حتي بنا به تصادف اگر به جهنم افتادي خود شيطان تو را به بهشت باز گرداند."
فقط كسي معني دل تنگي را درك مي كند كه طعم وابستگي را چشيده باشد پس هيچوقت به كسي وابسته نشو كه سر انجام آن وابستگي دلتنگيست
اگر گناه وزن داشت هيچ كس را توان آن نبود كه گامي بردارد.....تو از كوله بار سنگين خويش ناله مي كردي و شايد من كمر شكسته ترين بودم .....
ميگن شيشيه بخار كرده هيچ حسي نداره،امّا وقتي رويش نوشتم دوستت دارم گريست
عشق يعني سخن از زخم شقايق گفتن حرفي از جنس زمان با دل عاشق گفتن
**زندگي اجبار است، مرگ انتظار است، عشق يك بار است، جدايي دشوار است، ياد تو تكرار است
زندگي سه چيز بيش نيست: اولي: به اجبار به دنيا اومدن، دومي: با غم زيستن، سومي: با آرزو مردن
در زندگي به چند چيز اعتقاد دارم..........1) اقبال همواره همراه كوشش است. 2)تا نو محرز نشده نبايد كهنه را دور انداخت 3)گذشته را بايد در اغوش گرفت اما در ان زندگي نكرد. 4)روح مهربان مغلوب نميشود. 5)براي تغيير دادن سرنوشت بايد درون را تغيير داد
توي روزگاري كه عشق ديگه رسم زندگي نيست وقتي تو دلهاي سنگي هيچكسي هميشگي نيست بين اين همه غريبه يه نفر مثل تو ميشه آشنايي كه تو قلبم ميمونه واسه هميشه
من به آن چشم قشنگ تو گرفتار شدم/ تشنه آمدنت تشنه ديدار شدم/ تو به من از دل و جان مهر و محبّت دادي/ رفتي و بار دگر يار شب تار شدم
تو نباشي چه كسي منو نوازش ميكنه با صبوري با من دل خسته سازش مي كنه
من از طرح نگاه تو اميد مبهمي دارم/ نگاهت را نگير از من كه با آن عالمي دارم
هر كودكي بااين پيامبهدنيامي آيد، كهخدا هنوز ازانسان نااميد نيست!
زرد است كه لبريز حقايق شده است/ تلخ است كه با درد موافق شده است/ شاعر نبودي وگرنه مي فهميدي/ پاييز بهاريست كه عاشق شده است
گريه در چشمان من توفان غم دارد ولي/خنده بر لب مي زنم تا كس نداند راز من
عشق با روح شقايق زيباست عشق باحسرت عاشق زيباست عشق با نبض دقايق زيباست عشق با زهر حقايق زيباست عشق با در حسرت ديدار تو بودن زيباست
بهونه ي بودن من چه خوبه با تو زندگي قسمت تو سفر شد و قسمت من آوارگي بهونه ي بودن من با رفتنت چي كار كنم بجاي خوندن به خدا فقط بايد دعا كنم...
اگر ميشد صدا را ديد چه گل هايي. چه گل هايي. كه از باغ صداي تو به هر آواز ميشد چيد اگر ميشد صدا را ديد
زنگ خورد ، ناظم صبح آمد سر صف توي برنامه صبحگاهي رو به خورشيد گفت باز هم دفتر مشق ديروز خط خورد و كتاب شب پيش را ماه با خودش برد. آي خورشيد ، روي اين آسمان ، روي تخته سياه جهان ، با گچ نور بنويس : زير اين گنبد گرد و كور و كبود آدمي زاد هرگز ، دانش آموز خوبي نبود
ديشب دل ديوانه ي من داشت با من سر جنگي كه مپرس گفتم اي دل، به خدا مي دهمت گوشمالي قشنگي كه مپرس دل من حرف به خرجش نرود شده ديوانه ي منگي كه مپرس! مي كشد آه به قسمي كه مگو مي كند گريه به رنگي كه مپرس
اگر پسر نبود دعوا نبود ... خشونت نبود عشق نبود اگر دختر نبود هوس نبود ... لطافت نبود ... دعواي پسرا نبود... عشق نبود. به نظر شما بهتر نبود هيچ كدوم نبوديم؟؟؟
ميدوني سخت ترين روز چه روزيه ؟؟؟ روزي كه قلبهايي كه در كنار هم براي هم مي تپيدن از هم جدا بشن .دلهايي كه محرم هم بودن محرم دل كس ديگري بشن
عامل بستگي دارد: نيرويي كه به كار نميبريم، عشقي كه ابراز نميكنيم، احتياطي ناشي از خودپسندي كه نيروي خطر كردن در كارها را از ما ميگيرد و نيز طفره رفتن از پذيرش درد كه خوشبختي را نيز از دسترس خارج ميكند
گلي از شاخه اگر مي چينيم برگ برگش نكنيم و به بادش ندهيم لااقل لاي كتاب دلمان بگذاريم وشبي چند از آن را هي بخوانيم و ببوييم و معطر بشويم شايد از باغچه ي كوچك انديشه مان
هيچگاه در ژرفاي انديشه ام گلي را زيباتر از تو حس نكردم و نخواهم كرد. اي ماه آسمان سكوت غم آلود من، با نور نگاهت ظلمت بي سرانجام مرا از بين ببر كه جز تو تكيه گاهي نيافتم. اي گل زيباي باغ عواطف تمامي گلها از حسن جمال تو در شگفتند ، من خار تو گشته ام اي زيباي من. مرا درياب كه محتاج مهر مهربان تو هستم
منتظر باشي كه دوباره زل بزني به صفحه سرد مونيتور و فقط نگاهت به ايدي يه نفر باشه و همش دعا كني كه روشن باشه با اينكه از قبل ميدوني امشبم مثل تموم شبهاي گذشته فقط بايد چشمهاي خواب رفته ادمك ايديشو ببيني و درد ودلاتو براش اف بذاري به اين اميد كه شايد اومدو خوند و جوابتو داد جوابهايي كه مثل هميشه حرف تازه اي توش نيست انگار كه هيچوقت نميخواد باور بكنه كه: دوستش داري
تنها كسي كه در زندگي مرا شاد مي كند كسي است كه به من مي گويد: تو مرا شاد مي كني
به اندازه بارون ستاره ها دوست دارم تو منو به اندازه يه پلك زدن دوست داشته باش
عهد كردم اگر بوسه داد توبه كنم... بوسه اي داد؛ چو برداشت لب از روي لبم، توبه كردم كه دگر توبه بي جا نكنم
اگه بگم كه قول ميدم تا هميشه باهات باشم ، اگه بگم كه حاضرم فداي اون چشات بشم ، اگه بگم توآسمون عشق من فقط تويي اگه بگم بهونه هرنفسم تنها تويي ، اگه بگم قلبمو من نذر نگاهت مي كنم ، اگه بگم زندگي مو بذر بهارت مي كنم ، اگه بگم ماه مني هر نفس راه مني ، اگه بگم بال مني لحظه پروازمني ، ميشي برام خاطره قشنگ لحظه ي وصالي ميشي برام باغبون ميوه هاي تشنه وكال ميشي برام ماه شبهاي بي سحري ميشي برام ستاره ي راه سفر؟
دلم كه شكوه ز دست توبا خدا ميكرد/ ميان شكوه نهاني تو را دعا ميكرد/ به ياد توست همه لحظه هاي هستي من/ دل تو كاش كه يك لحظه ياد ما ميكرد
بوديم و كسي قدر ندانست كه بوديم/ باشد كه نباشيم و بدانند كه بوديم
اي آيه مكرر آرامش مي خواهمت هنوز...آري هنوز هم درياي آرزو در اين دل شكسته من موج مي زند راهي به دل بجو...
سرمايه آدمي يك نفس است و آن يك نفس براي هم نفس است گر نفسي با نفسي هم نفس است آن يك نفس براي يك عمر بس است
سعي كن آن چيزي كه دوست داري به دست بياوري ، وگرنه مجبور خواهي شد آن چيزي كه بدست آوردي دوست بداري كساني از پله هاي موقعيت بهتر بالا ميروند كه پاهايشان را بر پله هاي فرصت بگذارند چرا در جست و جوي محبت هستيد ، خود خالق و باعث محبت باشيد از ديروز بياموز براي امروز زندگي كن و به فردا اميدوار باش براي بدست آوردن چيزي كه تا به حال بدست نياوردي بايد تبديل به كسي بشي كه تا حالا نبودي
آسمان را بنگر و به سكوت پر رمز و رازش بيانديش ستاره ي خود را در آسمان زندگيت پيدا كن و به سمت آن ستاره حركت كن. نگران راه مباش، آنكه ستاره را براي تو آفريد راه رسيدن به آن را نيز نشانت خواهد داد.
آسمان فرصت خوبي اگر پر بكشيم/به افق هاي دل انگيز خدا سر بكشيم
وقتي كوچيك بوديم دلمون بزرگ بود ولي حالا كه بزرگ شديم بيشتر دلتنگيم ............كاش كوچيك مي مونديم تا حرفامون رو از نگاهمون بفهمن نه حالا كه بزرگ شديم و فرياد هم كه مي زنيم باز كسي حرفمون رو نميفهمه
درخت را به نام برگ بهار را به نام گل ستاره را به نام نور كوه را به نام سنگ دل شكفته مرا به نام عشق عشق را به نام درد مرا به نام كوچكم صدا بزن!
به كودكي گفتند: عشق چيست؟ گفت : بازي به نوجواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : رفيق بازي به جواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : پول و ثروت به پيرمردي گفتند : عشق چيست؟ گفت :عمر به عاشقي گفتند : عشق چيست؟ چيزي نگفت آهي كشيد و سخت گريست به گل گفتند: عشق چيست؟ گفت : از من خوشبو تره به پروانه گفتند: عشق چيست؟ گفت :از من زيبا تره به اتش گفتند عشق چيست؟ گفت: از من سوزنده
انسان بايد شاد به هدف برسد، نه اينكه به هدف برسد تا شاد شود. (آنتوني رابينز(
نميدانم چرا دوست داشتن در قلب احساس مي شود قلبي كه كارش به جريان در آوردن خون است نه احساس حقايق.
دختران روستا به شهر فكر مي كنند! دختران شهر در آرزوي روستا مي ميرند! مردان كوچك به آسايش مردان بزرگ فكر مي كنند! مردان بزرگ در آرزوي آرامش مردان كوچك مي ميرند! كدامين پل در كجاي جهان شكسته است كه هيچ كس به خانه اش نمي رسد
الو سلام منزل خداست؟ اين منم مزاحمي كه آشناست هزار دفعه اين شماره را دلم گرفته است ولي هنوز پشت خط در انتظار يك صداست شما كه گفته ايد پاسخ سلام واجب است به ما كه مي رسد ، حساب بنده هايتان جداست؟ الو دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد خرابي از دل من است يا كه عيب سيم هاست؟ چرا صدايتان نمي رسد كمي بلند تر صداي من چطور؟ خوب و صاف و واضح و رساست؟ اگر اجازه مي دهي برايت درد دل كنم شنيده ام كه گريه بر تمام دردها شفاست دل مرا بخوان به سوي خود تا كه سبك شوم
هر كلمه و هر لحظه از تو مي نويسم نمي دانم همسفر كدامين غروبي؟ ولي من همينجا منتظر بازگشت تو خواهم ماند... قرارمون همينجا توي جاده تنهايي سر دو راهيه رفتن و ماندن كنار تابلوي عشق و نفرت زير سايه درخ ت سبز اميد من نشسته ام روي صندلي انتظار ممكنه گيسوانم سفيد باشد , اما قلبم مثل نفسهايم گرم است.... مطمئنم مرا خواهي
من ازمردن نمي ترسم،هراس از زندگي دارم كه هر روزش مثه ديروز،از اين تكرار بيزارم من از مردن نمي ترسم،كه هر چي باشه يكباره هراس از زندگي دارم،كه دردش پر ز تكراره اگه زندگي همينه،آره من عاشق مرگم مي خوام از شاخه بيفته،دونه آخر برگم زندگي مثه يه داسه،آدما مثل درختن ظريفاشون زود ميميرن،ديرتراونا كه سختن...
آه از راه محبت كه چه بيپايان است با دو منزل كه يكي وصل و يكي هجران است
آنگاه كه غرور كسي را له مي كني، آنگاه كه كاخ آرزوهاي كسي را ويران مي كني، آنگاه كه شمع اميد كسي را خاموش مي كني، آنگاه كه بنده اي را ناديده مي انگاري ، آنگاه كه حتي گوشت را مي بندي تا صداي خرد شدن غرورش را نشنوي، آنگاه كه خدا را مي بيني و بنده خدا را ناديده مي گيري ، مي خواهم بدانم،دستانت را بسوي كدام آسمان دراز مي كني تا براي خوشبختي خودت دعا كني؟
ما را به ناز فروشان نياز نيست تا خدا بنده نواز است به بنده چه نياز است؟
در جواني گريه كردم هيچ كسي يادم نكرد/ در قفس جان دادم و صياد آزادم نكرد/ آتش عشقت چنان از زندگي سيرم كرد/آرزوي مرگ كردم مرگ هم يادم نكرد
باز آمدم بنويسم از خواستن ونرسيدن واي عاشقان بدانيد براي رسيدن تنهاخواستن كافي نيست بايد از جان هم گذشت واي آنان كه رسيدن برايتان كوهي شده فقط بدانيد با يك احساس خوب ميتوانيد كوه را برداريد. من پيغام شكفتن را به شما دادم اين شما و اين پاكي احساستان با آرزوي موفقيت
بوسه بر عكست زنم ترسم كه قابش بشكند.قاب عكس توست اما شيشه ي عمرمن است بوسه بر مويت زنم ترسم كه تارش بشكند.تارموي توست اما ريشه ي عمر من است
جا جايش رد پا بود از خدا ... جاده هاي مستقيم كربلا دل نمي زد جز براي وصل خود...هر كسي مي جست آنجا اصل خود
جبهه جايي كه خدا بي هاله بود. .جبهه الحق سرزمين لاله بود جبهه جاي ناله بود و زمزمه ......جاي ذكر مهدي (عج) و يا فاطمه (س(
خوشبختي يعني هماهنگي باروزگار پس خوشبخت واقعي كسي است كه هيچ موقع پيش آمدهاي روزگارخم به ابروي او نياورد وهميشه خدا را بر اعمال وسرنوشت خود واقف بداند
آنقدر قوي باش كه بتواني با روزگار روبرو شوي. آنقدر ضعيف باش تا بتواني قبول كني كه نمي تواني همه ي كارها را به تنهايي انجام دهي . و در مقابل كساني كه به كمك تو احتياج دارند بخشنده باش . در مورد نياز هاي شخص ات صرفه جو و قانع باش . آنقدر عاقل باش تا قبول كني در مورد همه چيز آگاهي نداري . آنقدر ساده باش كه به معجزه اعتقاد داشته باشي . شادي هايت را با ديگران تقسيم كن . در غم و اندوه ديگران شريك شو . راهنماي افرادي باش كه خود را گم كرده اند .
تكيه به شونه هام نكن من از تو افتاده ترم ما كه به هم نمي رسيم بسه ديگه بزار برم كي گفته بود به جرم عشق يه عمري پرپرت كنم حيف تو نيست كنج قفس چادر غم سرت كنم من نه قلندر شبم نه قهرمان قصه ها نه برده ي حلقه به گوش نه ناجي فرشته ها من عاشقم همينو بس غصه نداره بي كسيم قشنگيه قسمت ماست كه ما به هم نمي رسيم
قبل از هر چيز جمله هاي امروز: «فردا و ديروز با هم دست به يكي كردند. ديروز با خاطراتش مرا فريب داد و فردا با وعده هايش مرا خواب كرد.وقتي كه چشم گشودم امروز گذشته بود
تو كيستي كه من اينگونه بي تو بي تابم شب از هجوم خيالت نمي برد خوابم تو كيستي كه من از موج يك تبسم تو بسان قايق سرگشته روي گردابم
وقتي نقاب محور يكرنگ بودن است معيار مهر ورزي مان سنگ بودن است ديگر چه جاي دلخوشي و عشق بازي است اصلا كدام احمق از اين عشق راضي است ؟؟!!!!
يه رنگ سرخ زيبا مثل برگاي شقايق تو كتاب عشق نوشته غم و غصه واسه عاشق نوشته عاشق هميشه توي بحر غم مي مونه دل عاشقم نمي شه آوازشادي بخونه آخه اون كه جون و قلبش توي زندوني اسيره توي اين زندون نباشه طفلكي دلش مي گيره اين دل عاشق هميشه واسه يارش
آهاي آدميان ، به چشمهاي خود بياموزيد كه نگاه به كسي نيندازند ، اگر نگاه انداختند عاشق نشوند اگر عاشق شدند وابسته نشوند اگر وابسته شدند مجنون نشوند و اگر نيز مجنون شدند با عقل و منطق زندگي كنند
اگر عشقي نباشه آدمي نيست/ اگر آدم نباشه زندگي نيست/ نپرس از من چه آمد بر سر عشق/ جواب من جز شرمندگي نيست
تا با غم عشق تومرا كار فتاد/ بيچاره دلم در غم بسيار فتاد/ بسيار فتاده بود دلم درغم عشق/ اما نه چنين زار كه اينبار فتاد
گل فرستادي مرا.اي خوشتر از گل روي تو/ گل نباشد در لطافت.چون بهشتي خوي تو/ جز دلي رنجور و غير از نيمه جاني دردمند/ من چه دارم؟ تا به جاي گل فرستم سوي تو
دوستت دارم به چشماني كه رنگش رنگ شبهاست به آن نازي كه در چشم تو پيداست به لبخندي كه چون لبخند گلهاست به رخسارت كه چون مهتاب زيباست به گلهاي بهار و عشق و هستي به قرآني كه او را مي پرستي قسم اي نازنين تا زنده هستم تو را من دوست دارم....ميپرستم
نمي گويم زندگي كارساده ايي است. نمي گويم هميشه خوشاينداست . اماباتمام مشكلاتي كه برايمان پيش مي آيد.زندگي .... ازماانساني بهترونيرومندترميسازد. به يادداشته باش: درزمان آزردگي .رنج را ازخود دوركن . درزمان خشم .خود را رهاساز. در ناكامي .برخودچيره شو. تامي تواني يارخودباش . مي تواني بهترين دوست خودباشي . اما به هنگام آشفتگي مرا خبركن . مي كوشم بدانم چه وقت بايد دركنارت باشم . اماگاهي ممكن نيست .پس توخبرم كن . عشق تنها هديه ايي است كه مي توانم به توبدهم . وايثاريكي
تو عطر تازه ي ياسي ، بيا به خانه ي من/ تو دست نرم بهاري بيا به كاشانه ي من/ بهشت بي تو ، بي معناست كنار خلوت دل/ من و توايم و بهشتي است كنج خانه ي من/ سكوت خلوت آغـوش تو، كرانه ي من
نصيحت: مواظب خودت باش....! يك خواهش : اصلا عوض نشو....! يك آرزو : فراموشم نكن....! يك دروغ : دوستت ندارم....! يك حقيقت : دلم برات تنگ شده....! ويك رويا : تورو داشتن
موقعي كه مي خواستمت مي ترسيدم نگات كنم، موقعي كه نگات كردم ترسيدم باهات حرف بزنم. موقعي كه باهات حرف زدم ترسيدم نازت كنم،موقعي كه نازت كردم ترسيدم عاشقت بشم حالا كه عاشقت شدم ميترسم از دستت بدم …
من مي خوام كبوتر دل تو رو اسير كنم/ اين دل تشنه رو از چشمه عشقت سير كنم/ بزنم به موج درياي خيال عشق تو/ باقي عمرمو عاشقونه با تو پيركنم!
عشق يعني خون دل يعني جفا. عشق يعني درد و دل يعني صفا. عشق يعني يك شهاب و يك سراب. عشق يعني يك سلام و يك جواب. عشق يعني يك نگاه و يك نياز. عشق يعني عالمي راز و نياز. عشق يعني همچو ليلا خون شدن. يا چو مجنون راهي صحرا شدن عشق يعني تيشه فرهاد ها عشق يعني عالم فرياد ها عشق يعني زخم كوه بيستون عشق يعني ناله هاي درد و خون عشق يعني در جهان رسوا شدن عشق يعني يكه و تنها شدن. عشق يعني انتظار و انتظار عشق يعني هرچه بيني عكس يار عشق يعني لحظه هاي التهاب عشق يعني لحظه هاي ناب ناب عشق يعني حسرت شبهاي گرم عشق يعني ياد يك روياي نرم عشق يعني تا ابد بي سرنوشت عشق يعني آخر خط بهشت عشق يعني گم شدن در لحظهها عشق يعني آبي بي انتها چه زيباست نوشتن وقتي ميداني او ميخواند... چه زيباست سرودن وقتي ميداني او ميشنود... چه زيباست جنون وقتي ميداني او ميبيند
عشق عشق مي آفريند عشق زندگي مي بخشد زندگي رنج به همراه دارد رنج دلشوره مي آفريند دلشوره جرات مي بخشد جرات اعتماد به همراه دارد اعتماد اميد مي آفريند اميد زندگي مي بخشد زندگي عشق مي آفريند عشق عشق مي آفريند
پاكترين عشق آنجاست كه انتظاري نيست: در عدم وابستگي
زخود هر چند بگريزم ، همان در بند خود باشم ، من آن آهوي تصويرم ، شتاب ساكني دارم
زندگيت پيشاپيش در درون خويش سازمان يافته است. حيات از حيات برميخيزد. غنچه به سيماي گل ميشكفد، كودك نيز فردي بالغ ميشود. به هر مرحله اعتماد كن و قدرش را بدان و بگذار مرحله بعد بدون تلاش به سراغت بيايد
من دوست داشتم .....پس انسان را آفريدم "، پس عشق ، با هيجان جنسي بسيار تفاوت دارد. عشق پر از خلاقيت ، شعور و آگاهي ، آزادي و.... است
عاشقت گشتم تو گفتى عاشقان ديوانه اند، عاقبت عاشق شدى ديدى كه خود ديوانه اى
يكي از بهترين ها مي گويد: اگر كسي واقعاً يكي را دوست داشته باشد، بيشتر از اينكه بهش بگه دوست دارم ميگه مواظب خودت باش، پس مواظب خودت باش
شب به كوي عشقم و روز در ويرانه اي / دل همي گويد بيا با هم بسازيم خانه اي/ عاشقان خانه ندارند دل مگر ديوانه اي / يار اگر پرسيد نشان منزل ما را بگو ... ميدان عشق ، خيابان وفا ، كوچه دل
دوستي بسته پيچيده به روبان ها نيست كه كسي روز تولد به كسي هديه كند ولي من تماميت خود را در سفره چرميني خواهم پيچيد و شبي در چار سوي بادها رها خواهم كرد چه كسي مي داند؟؟ شايد از بركه متروكي هم صدفي صيد شود
واقعيتي كه تجربه ميكنيد انعكاس انتظارهايتان است اگر هر روز همان تصاوير را فرا افكنيد واقعيت شما هر روز همان گونه خواهد بود هرگاه توجه كامل باشد ، از ميان اغتشاش و آشفتگي نظم و روشنايي پديد مي آورد
بهترين چيز رسيدن به نگاهي است كه از حادثه ي عشق تر است. (سهراب سپهري(
مي دوني دوست يعني چي؟ يعني: د: داشتن . و: اوني كه . س :ستايش كردنش . ت: تمومي نداره
اگه تنها بودي تو تنهاييت احساس كردي كه تنها بنده تنها فقط تويي ناراحت نباش چون يكي رو داري كه خودش تنهاست اما هيچوقت تنهايي رو براي بنده هاش نميخواد به اون رجوع كن ميبيني كه تنها نيستي
زندگي به من آموخت كه چگونه گريه كنم اما گريه به من نياموخت كه چگونه زندگي كنم....تو نيز به آموختي چگونه دوست بدارم اما به من نياموختي كه چگونه تو رو فراموش كنم
اگر باران بودم آنقدر مي باريدم تا غبار غم را از دلت پاك كنم اگر اشك بودم مثل باران بهاري به پايت مي گريستم اگر گل بودم شاخه اي از وجودم را تقديم وجود عزيزت ميكردم اگر عشق بودم آهنگ دوست داشتن را برايت مينواختم ولي افسوس كه نه بارانم نه اشك نه گل و نه عشق اما هر چه هستم دوستت دارم
پازل دل يكي رو بهم ريختن هنر نيست..... هر وقت با تيكه هاي شكسته ي دل يك نفر ، يك پازل جديد براش ساختي هنر كردي
با عشق زمان فراموش مي شود و با زمان عشق
نازنينم چه دعايي بهتر از اين: خنده ات از ته دل. گريه ات از سر شوق،.نبود هيچ غروبت غمناك
عشق چيست؟ افسانه اي بيش نيست. با لبخندي آغاز مي شود با بوسه اي جان مي گيرد با قطره اي اشك پايان مي پذيرد
اين جمله هميشه يادت باشه: زندگي گل سرخي است كه گلبرگهايش خيالي و خارهايش واقعي است
دلم احساس غم دارد/ در اين انبوه ويراني/كمي تا قسمتي ابري/ و شايد باز باراني
چنين گفت زرتشت........عاشق عاشق شدن باش و دوست داشتن را دوست بدار از تنفر متنفر باش به مهرباني مهر بورز با آشتي آشتي كن و از جدايي جدا باش..........
دريا باش كه اگر كسي سنگ به سويت پرتاب كرد، سنگ غرق شود نه آنكه تو متلاطم شوي
سه جمله ي زيبا: 1) اگر اولش به فكر آخرش نباشي آخرش به فكر اولش مي افتي. 2) لذتي كه در فراغ هست در وصال نيست چون در فراغ شوق وصال هست و در وصال بيم فراغ . 3) آغاز كسي باش كه پايان تو باشد
ياد گرفتم كه عشق با تمام عظمتش 3-2 ماه بيشتر زنده نيست ياد گرفتم كه عشق يعني فاصله و فاصله يعني 2 خط موازي كه هيچگاه به هم نمي رسند ياد گرفتم در عشق هيچكس به اندازه خودت وفادار نيست و ياد گرفتم هر چه عاشق تري ، تنهاتري
زندگي را از طبيعت بياموزيم ، چون بيد متواضع باشيم ، چون سرو ، راست قامت، مثل صنوبر، صبور، مثل بلوط مقاوم، مثل رود روان، مثل خورشيد با سخاوت و مثل ابر با كرامت باشيم.
كاش مي شد گريه را تهديد كرد/ مدت لبخند را تمديد كرد/ كاش مي شد در ميان لحظه ها/ لحظه ي ديدار را نزديك كرد
گفتمش بي تو چه مي بايد كرد ؟ عكس رخساره ي ماهش را داد .. گفتمش همدم شبهايم كو ؟ تاري اززلف سياهش راداد .. وقت رفتن همه روميبوسيد به من ازدور نگاهش راداد .. يادگاري به همه داد و به من... انتظار سرراهش را داد
روزي كه دلم پيش دلت بود گرو/ دستان مرا سخت فشردي كه نرو/ روزي كه دلت به ديگري مايل شد/ كفشان مرا جفت نمودي كه برو
من بي پناهم تو بي گناهي - دل به تو دادم ، چه اشتباهي- از تو كشيدم شكل كبوتر - نقاشي ام رو بگذار و بگذر- تو اين نبودي، من بد كشيدم - آخه دلت رو هرگز نديدم- تو بي گناهي، من بي پناهم - ايمن بماني از اشك و آهم
اشكي كه بي صداست/ پشتي كه بي پناست /دستي كه بسته است/ پايي كه خسته است/ قلبي كه عاشق است/ حرفي كه صادق است / شعري كه بي بهاست/ شرمي كه آشناست/ دارايي من است/ ارزاني شماست..........
كنون كز من به جا مشت پري در آشيان مانده/ و آهي زير سقف آسمان مانده/ بيا آتش بزن اين آشيان، اين بال و پرها ر/ رها كن اين دل غمگين و تنها را
بنام آفريننده عشق...: تو را با اشك خون از ديده بيرون راندم آخر هم/كه تا در جام قلب ديگري ريزي شراب آرزوها را/ به زلف ديگري آويزي آن گلهاي صحرا را/ مگو با من، مگو ديگر، مگو از هستي و مستي/ من آن خود رو گياه وحشي صحراي اندوهم
يك شبي با ياد تو بدرود خواهم گفت و رفت/ خاطراتت را به جوي آب خواهم گفت و رفت/ در فرار شعرهايم يك شبي خواهم نشست/ آخرين اشعار خود را بر تو خواهم گفت و رفت/ با خيالت بر ديار قصه ها رفتم ولي
هميشه براي كسي بخند كه ميدوني به خاطر تو شاد ميشه... واسه كسي گريه كن كه ميدوني وقتي غصه داري و اشك ميريزي برات اشك مي ريزه... براي كسي غمگين باش كه در غمت شريكه... عاشقه كسي باش كه دوستت بداره!
شبي غروب مي كنم كنار چشمهاي تو/ وبي گناه مي روم به دار چشمهاي تو/ من از تمام عاشقي به اين بسنده مي كنم /كه يك دقيقه سر كنم كنار چشمهاي تو
نگاهي آشنا به ياس كردم/ تو را در برگ گل احساس كردم ...خلاصه در كلاس ناز چشمت/ دو واحد عاشقي را پاس كردم
زماني كه مرا به دنيا آوردند مي گفتند همه را دوست بدار اكنون كه ديوانه وار دوستش دارم مي گويند فراموشش كن
يك عشق عروج است و رسيدن به كمال ، يك عشق غوغاي درون است و تمناي وصال ، يك عشق سكوت است و سخن گفتن چشم ، يك عشق خيال است و....خيال است و....خيال
اگه از ياد تو رفتم... اگه از ياد تو رفتم اگه رفتي تو زدستم اگه ياد ديگروني ...من هنوز عاشقت هستم با وجود اينكه گفتي ...ديگه قهري تا قيامت با تموم سادگي هام/ گفتم اما.... به سلامت شايد اين خوابه كه ديدم ...هر چه حرف از تو شنيدم قلب ناباور من گفت من به عشقم....نرسيدم! پيش از اين نگفته بودي ... غير من كسي رو داري توي گريه توي شادي ….سر رو شونه هاش بذاري تو رو مي بخشم و هرگز ديگه يادت نمي افتم.... برو زيباي عزيزم ... تو گروني ... من چه مفتم
دو خط موازي فقط هم مسيرند... قرار است امشب دو ماهي بميرند كه ديگر سراغي ز دريا نگيرند قرار است چشمان ما بسته گردند اگر چه پر از آرزوهاي پيرند و بوي جهنم كه آيد از اين شهر و مردان اينجا چه نا سر به زيرند تمام فصولي كه مي آيد امسال بدون شك از ابتدا سردسيرند بعيد است امسال دستان سردم بدون بهار شما جان بگيرند و يك سال ديگر گذشت و نفسهام از اين لحظه هاي پر از غصه سيرند شب سرد و بي انتهاي زمستان قدمها مردد ولي ناگزيرند دو خط موازي رسيدن ندارند دو خط موازي فقط هم مسيرند
زندگي رسم خوشاينديست........زندگي بال و پري دارد با وسعت مرگ........زندگي پرشي دارد اندازه عشق.........زندگي چيزي نيست كه لب طاقچه عادت از ياد من و تو برود........زندگي حس قريبي است كه يك مرغ مهاجر دارد........زندگي سوت قطاريست كه در خواب پلي مي پيچد........زندگي گل به توان ابديت........زندگي ضرب زمين در ضربان دل هاست......
كاش در محبت شك نبود/ تك سوار مهرباني تك نبود/ كاش بر قابي كه بر جان و دل است/ واژه تلخ خيانت حك نبود
زندگي زيباست اي زيبا پسند! / زنده انديشان به زيبايي رسند/ آنقدر زيباست اين بي بازگشت/كز برايش مي توان از جان گذشت
زندگي خفتن نيست، زندگي پرواز است، زندگي بال گشودن ز زمين، زندگي اوج گرفتن بر سر قله ي عشق، زندگي پر زدن از آغاز است.
اگر آيد به جانم هر سه يك بار/ غريبي و اسيري و غم يار/ اسيري و غريبي چاره داره/ ولي آخر كشد ما را غم يار...
مرگ من روزي فرا خواهد رسيد/ در بهاري روشن از امواج نور/ در زمستاني غبار آلود و دور
بي تو يك روز در اين فاصله ها خواهم مرد/ مثل يك بيت ته قافيه ها خواهم مرد
زندگي تفسير سه كلمه است: خنديدن.... بخشيدن.... و فراموش كردن.... پس.... بخند.... ببخش.... و فراموش كن
به 3 چيز اعتماد نكن: دل، زمان و عمر...دل رنگ پذيره،زمان در تغييره،عمر در تقديره
تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است/ باش فردا كه دلت با دگران است
ما را يك دل از خوبان جدا نيست/ ولي صد حيف خوبان را وفا نيست
از اين عشق به هر عشق جهان ميخندم/ هركه آرد سخن عشق به آن ميخندم/ روزي از عشق دلم سوخت كه خاكستر شد/ بعد از اين سوز به هر سوز جهان ميخندم
من شكستم آري تو شكستم دادي باده رنگ و ريا را تو به دستم دادي من غريبم آري تو غريبم كردي بي خبر از آيينه ها پر فريبم كردي تو مرا همچون شمع از سر جور و جفا سوزاندي تو مرا سوزاندي تو مرا بر در و ديوار بدي كوباندي من شكستم آري تو شكستم دادي تو مرا از بودن تو مرا از من و از ما و تو پنجره ها ترساندي... تو مرا از فردا... تو مرا از دريا... تو مرا ترساندي من اسيرم آري تو اسيرم كردي... بي خبر از باران.. تو كويرم كردي از شراب دوري تو چه سيرم كردي من شكستم آري ..
توي آسمون دنيا هر كسي ستاره داره/ چرا وقتي نوبت ماست آسمون جايي نداره/ واسه من تنهايي درده/ درده هيچ كس را ندشتم/ هر گل پژمردهاي را تو كوير سينه كاشتم
شيشه ي پنجره را باران شست... از دل من اما... چه كسي ، نقش تو را... خواهد شست...؟؟
همواره به خاطر بياور دراوجي معين هرگز ابري وجود ندارد. اگر زندگيت ابري است به اين دليل است كه روحت آنقدر كه بايد بالا نرفته است ..
بدترين شكل دلتنگي براي كسي آن است كه در كنارش باشي و بداني كه هرگز به او نخواهي رسيد هيچ كس لياقت اشك هاي تو را ندارد و كسي كه چنين ارزشي دارد ... باعث ريختن اشك هاي تو نمي شود
آدم از بي بصري بندگي آدم كرد................گوهري داشت ولي نذر قباد وجم كرد...... يعني در خوي غلامي ز سگان پست تر است.........من نديدم كه سگي پيش سگي سر خم كرد
گفتمش آغاز درد عشق چيست؟ گفت آغازش سراسر بندگيست گفتمش پايان آن را هم بگو گفت پايانش همه شرمندگيست گفتمش درمان دردم را بگو گفت درماني ندارد، بي دواست گفتمش يك اندكي تسكين آن گفت تسكينش همه سوز و فناست
نقش كردم رخ زيباي تو بر خانه دل........خانه ويران شدوآن نقش به ديوار بماند
رمز زندگي كردن اين است كه در بي امنيتي زندكي كنيد. و البته در اين گونه زندگي كردن تامين وجود ندارد. يك قطعه سنگ همواره امن است ويك گل هميشه در معرض خطر - ولي سنگ مرده است وگل سرشار است از زندگي! ولي اگر طوفاني برخيزد گل مي افتد وسنگ در جايش باقي مي ماند
تفاوت قلب دختران و پسران! قلب پسرها مثل پاركينگي است كه هيچ وقت تابلوي ظرفيت تكميل بر در آن ديده نميشود و اما قلب دخترها مانند فرودگاهي است كه مدت ماندن يك هواپيما در آن بستگي به فرود هواپيماي بعدي دارد!!!
وقتي يك دختر حرفي نميزند ميليونها فكر در سرش مي گذرد وقتي يك دختربحث نميكند عميقا مشغول فكر كردن است وقتي يك دختربا چشماني پر از سوال به تو نگاه ميكند يعني نميداند تو تا چند وقت ديگر با او خواهي بود وقتي يك دختر بعد از چند لحظه در جواب احوالپرسي تو مي گويد:خوبم يعني اصلا حال خوبي ندارد وقتي يك دختر به تو خيره مي شود شگفت زده شده كه به چه دليل دروغ مي گويي وقتي يك دختر سرش را روي سينه تو مي گذارد آرزو ميكند براي هميشه مال او باشي
مجموعه نوشته هاي پشت تريلي هاي جاده: 1-به حرمت اشك مادر توبه كردم --2 -داني كه چرا راز نهان با تو نگفتم / طوطي صفتي طاقت اسرار نداري --3 -بوق نزن شاگردم خوابه --4 -بي تو هرگز............باتو؟؟؟؟عمرا-- 5 -از عشق تو ليلي...........رفتم زير تريلي(واسه گريسكاري) --6 -اگه مي توني اين تابلو رو بخوني يعني فاصلت خيلي كمه فاصله رو رعايت كن -7-- دنبالم نيا اسيرم مي شي-- 8 -گشتم نبود ............نگرد نيست-- 9 -سر پاييني برنده سر بالايي شرمنده--10-راه بده برم...قسط بدهكارم --
سالها پيش از كنار دريا عبور كردي اما هنوز امواجش براي بوسيدن جاي پايت مي آيند و مي روند
اي كاش مي توانستم باران باشم تا تمام غمهاي دلت را بشويم اي كاش مي توانستم ابر باشم تا سايه باني از محبت برويت مي گسترانيدم اي كاش مي توانستم اشك باشم تا هر گاه كه آسمان چشمت ابري مي شد باريدن مي گرفت اي كاش مي توانستم خنده باشم تا روي لبانت بنشينم و غنچه بسته لبانت را بگشايم اي كاش مي توانستم يك پرنده باشم و پر مي گشودم و تا دور دست ها در كنار تو پرواز مي كردم و اي كاش سايه بودم تا نزديك ترين كس به تو مي شدم... آري اي كاش سايه بودم تا هميشه و همه جا همراه تو باشم...
گفتي كه به احترام دل باران باش، باران شدم و به روي گل باريدم گفتي كه ببوس روي نيلوفر را، از عشق تو گونه هاي او بوسيدم گفتي كه براي باغ دل پيچك باش ، بر ياسمن نگاه تو پيچيدم گفتي كه براي لحظه اي دريا شو، دريا شدم و تو را به ساحل ديدم گفتي كه بيا و لحظه اي مجنون باش ، مجنون شدم و ز دوريت ناليدم گفتي كه بيا و از وفايت بگذر ، از لهجه ي بي وفاييت رنجيدم گفتم كه بهانه ات برايم كافيست، معناي لطيف عشق را فهميدم
اي عشق، شكسته ايم، مشكن ما را/ اينگونه به خاك ره ميفكن ما را/ ما در تو به چشم دوستي مي بينيم/ اي دوست مبين به چشم دشمن ما را
شبي از شبها تو مرا گفتي شب باش من كه شب بودم و شب هستم و شب خواهم بود به اميدي كه فانوس نظرگاه شب من باشي با هر نفسم؟لبخندم؟ اشكم و با تمام زندگيم شب هستم
قد 1000 تا قابلمه... با هر چي لب تو عالمه... ميبوسمت قبل همه... به شرطي كه بهم بگي: دوستت دارم يه عالمه
با يك دنيا غم و حسرت دل از آغوش تو كندم ديگه حتي يه بارم من به عشقت دل نميبندم به آسوني يك قصه تو از عشقم گذر كردي دلم يك گوله آتيش بود تو اونو شعله ور كردي ميون اين همه آدم شدم تنهاترين تنها منو اينجا رها كردي تو در اين گوشه ي دنيا با يك دنيا غم و حسرت دل از آغوش تو كندم
به جاي دسته گلي كه فردا در قبرم نثار مي كني امروز با شاخه گلي كوچك يادم كن. به جاي سيله اشكي كه فردا برمزارم ميريزي امروز با تبسمي شادم كن به جاي اون متن هاي تسليت كه فردا برام مي نويسي امروز با يك پيغام كوچك خوشحالم كن من امروز به تو نيازم دارم نه فردا
هميشه با بدست آوردن اون كسي كه دوستش داري نمي توني صاحبش بشي ، گاهي وقتا لازم هست كه ازش بگذري تا بتوني صاحبش بشي ، همه ما با اراده به دنيا مي آييم با حيرت زندگي ميكنيم و با حسرت ميميريم اين است مفهوم زندگي كردن ، پس هرگز به خاطر غمهايت گريه مكن و مگذار اين زمين پست شنونده آواي غمگين دلت باشدافسوس...آن زمان كه بايد دوست بداريم كوتاهي ميكنيم آن زمان كه دوستمان دارند لجبازي ميكنيم و بعد...براي آنچه از دست رفته آه مي كشيم
فرق من و تو: گفتي عاشقمي، گفتم دوستت دارم. گفتي اگه يه روز نبينمت ميميرم، گفتم من فقط ناراحت ميشم. گفتي من بجز تو به كسي فكر نمي كنم، گفتم اتفاقا من به خيلي ها فكر مي كنم. گفتي تا ابد تو قلب مني، گفتم فعلا تو قلبم جا داري. گفتي اگه بري با يكي ديگه من خودمو مي كشم، گفتم اما اگه تو بري با يكي ديگه، من فقط دلم ميخواد طرف رو خفه كنم. گفتي ... ، گفتم... . حالا فكر كردي فرق ما اين هاست؟ نه! فرق ما اينه كه: تو دروغ گفتي، من راستشو
من آن خزان زده برگم كه باغبان طبيعت رانده مرا به جرم چهره زردم. طبيعت شاداب زمين سرمست همه با يار خود هستند و من تنهاي تنها زتو خواهش كنم مرو هرگز زپيشم كه من ديوانه مي شم. همه هستي من فقط تو هستي دوستت دارم هرجا كه هستي.
يكي تو راست ميگي يكي پينوكيو يكي تو مهربوني يكي خرس مهربون يكي تو خونتون قشنگه يكي خونه مادر بزرگه يكي توسفيدي يكي سفيد برفي يكي گوشاي تو قشنگه يكي گوشاي زيزي گولو يكي توخوشكلي يكي پلنگ صورتي يكي تو زبلي يكي ملوان زبل يكي موهاي تو قشنگه يكي هم موهاي آنشرلي يكي ما دو با هم خوبيم يكي هم تامو جري يكي تو سره كار رفتي يكي هم اوني كه مي خواي اينو براش سند كني
هيچوقت مغرور نشو ... برگا وقتي مي ريزن كه فكر مي كنن طلا شدن ... آنكس كه اعتماد مي كند خيانت مي بيند و آنكس كه اعتماد نمي كند خود خيانتكار است. آدما مثل كتابن ... از روي بعضي ها بايد مشق نوشت ... از روي بعضي ها بايد جريمه نوشت ... بعضي ها رو بايد چندبار خوند تا معنيشونو بفهميم ... و بعضي ها رو بايد نخونده دور انداخت
روزي دروغ به حقيقت گفت: مــــيل داري با هم به دريـــا برويم و شنـــا كنيم ، حقيقــت ساده لــوح پذيرفت و گول خورد. آن دو با هم به كنار ساحل رفتند ، وقتي به ساحل رسيدند حقيقت لباسهايش را در آورد . دروغ حيلــــه گـــر لباسهاي او را پوشيد و رفت . از آن روز هميشه حقيقت عــــريان و زشت است ، اما دروغ در لبــــــاس حقيقت با ظاهري آراسته نمايان مي شود.
گفت: مي خوام برات يه يادگاري بنويسم گفتم: كجا؟ گفت : رو قلبت گفتم مگه ميتوني ؟ گفت : اره سخت نيست آسونه گفتم باشه بنويس تا هميشه يادگاري بمونه يه خنجر برداشت گفتم اين چيه ؟ گفت : هيسس ساكت شدم گفتم : بنويس چرا معطلي خنجرو برداشت و با تيزي خنجر نوشت دوستت دارم ديوونه اون رفته ؟ خيلي وقته؟ كجا ؟ نميدونم اما هنوز زخم خنجرش يادگاري رو قلبم مونده
دل بيتاب من با ديدنت آرام مي گيرد اگر دوري زآغوشم نگاهم كام مي گيرد مرا گر مست مي خواهي نگاهت را مگير از من شب و شمع بود و من بودم و غم شب رفت و شمع سوخت و من ماندم و غم
كـاش قلبم درد تنهايي نداشت سينه ام هرگز پريشاني نداشت كاش! برگهاي آخر تقويم عشق حرفي از يك روز باراني نداشت كاش! مي شد راه سخت عشق را بي خط پيمود و قرباني نداشت.
داني كه چرا زميوه ها سيب نكوست نيمش رخ عاشق است و نيمش رخ دوست آن زردي و سرخي كه درآن مي بيني زردي رخ عاشق است و سرخي رخ دوست.... آن دوست كه بي وفاست دوشمن به از اوست آن نقره كه بي بهاست آهن به از اوست
اگر دنياي ما دنياي سنگ است سنگيني سنگ هم قشنگ است اگر دنياي ما دنياي درد است بدان عاشق شدن از بهر رنج است اگر عاشق شدن يا رب گناه است دل عاشق شكستن صد گناه است
عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلكه گذاشتن سدي در برابر روديست كه از چشمانت جاري است. عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلكه پنهان كردن قلبي است كه به اسفناك ترين حالت شكسته است. عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلكه نداشتن شانه هاي محكمي است كه بتواني به آن تكيه كني و از غم زندگي برايش اشك بريزي. عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلكه ناتمام ماندن قشنگترين داستان زندگي است كه مجبوري آخرش را با جدايي به سرانجام برساني
چنان دل كندم از دنيا كه شكلم شكل تنهاييست ببين مرگ مرا در خويش كه مرگ من تماشاييست مرا در اوج ميخواهي تماشا كن تماشا كن دروغين بودمت ديروزمرا امروز تماشا كن در اين دنيا كه حتي ابر هم نمي گريد به حال ما همه از من گريزانند تو هم بگذر از اين تنها
چقدر سخته تو چشاي كسي كه تمام عشقت رو ازت گرفته و به جاش يه زخم هميشگي رو به قلبت هديه داده زل بزني و به جاي اينكه لبريز كينه و نفرت بشي حس كني كه هنوز دوستش داري چقدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به ديوار تكيه بدي كه يه بار زير آوار غرورش همه وجودت له شده چقدر سخته تو خيال ساعتها باهاش حرف بزني اما وقت ديدنش هيچ چيز جز سلام نتوني بگي چقدر سخته وقتي پشتت بهشه دونه هاي اشك گونه ها تو خيس كنه اما مجبور باشي بخندي تا نفهمه هنوز دوستش داري
يه دختر كوري تو اين دنياي نامرد زندگي ميكرد .اين دختره يه دوست پسري داشت كه عاشقه اون بود.دختره هميشه مي گفت اگه من چشمامو داشتم و بينا بودم هميشه با اون مي موندم يه روز يكي پيدا شد كه به اون دختر چشماشو بده. وقتي كه دختره بينا شد ديد كه دوست پسرش كوره. بهش گفت من ديگه تو رو نمي خوام برو. پسره با ناراحتي رفت و يه لبخند تلخ بهش زد و گفت :مراقب چشماي من باش
سلامي به عشق شكست خورده ام اگر دوست داشتن تو گناه است پس من بزرگترين گناهكارم و اما عشق تو تمام وجودم را فرا گرفته همگان نهي مي كنند مرا و دوري از عشقت را مي خواهند من ايستاده ام بدون پناه و ياور تنهايي و بي تو بودن سخت است اما من تسليم تقديرم آرام باش تا دلم آرام گيرد..،خدايا بشنو پيام عشق مرا
سلام اهاي رفيق نيمه راه ؟ ميتوني بر گردي از نيمه ي راه دارم نفرين ميكنم كسي رو كه تو رو ازم گرفت نفرينش ميكنم چرا روزاي خوشي رو ازم گرفت
عرض سلام به بلندي بيل و به محكمي كلنگ به گردي استامبلي به سرعت فرقون به تيزي شاقول به انعطاف پذيري طناب به لبريزي دوغاب به سفيدي سيمان سفيد به صافي ماله به قشنگي كمچه به وسعت بشكه به معرفت عمله به قدرت كارگر به ظرافت گچ كار به صلابت جوشكار به محبت صافكار به رفاقت همكار به سر كار گذاشتن توي بيكار!!!
آن گاه كه عشق تو را مي خواند در پس او برو اگر چه راه هاي عشق سخت و پرشيب است و آن گاه كه بالهايش تو را در خود مي پيچند ـ آرام گير اگر چه شمشير پنهان بالهايش تو را زخم زند
منم عاشق مرا غم سازگار است/ تو معشوقي تو را با غم چكار است
اين رو بدون كه هر وقت دلم برات تنگ ميشه ميرم پشت ابرها و آروم گريه ميكنم پس بدون هروقت بارون مياد دلم برات تنگ شده عزيزم....
كامپيوترها به 4 دليل دخترند: 1.فقط خالقشون از منطقشون سر در مياره! 2.فقط خودشون زبون خودشون رو مي فهمن! 3.اگه يه كسي پا بندشون بشه بايد هرچي پول داره براشون لوازم جانبي بخره! 4.اگه يكم صبر مي كردي يكي بهترش گيرت مي اومد! خدائيش اگه دروغ ميگم بگو دروغ ميگي!
اگه يه روز من مردم و تو منو دوست داشتي پنج شنبه ها بيا سر مزارم و گل سرخ رنگي را روي قبرم بذار تا هميشه اون گلي رو كه بهت داده بودم رو به خاطر بيارم ولي ... اگه تو مردي......... من فقط يه بار ميام مزارت ميام و اون دسته گله سفيده مريم رو كه با خونه خودم سرخشون كردم برات هديه ميكنم وعاشقانه كنارت جون ميدم تا بدوني هيچ وقت تنها نيستي
براي پاك ماندن، انسان نيازمند جاري ماندن است؛ يك رودخانه پاك ميماند، چون به جاري بودن ادامه ميدهد. جاري بودن روند پيوستهي باكره ماندن است. يك عاشق باكره ميماند. تمامي عشاق باكرهاند. مردمي كه عشق نميورزند، باكره نميمانند؛ آنان مسكوت ميشوند، راكد؛ آنان دير يا زود شروع به بوي گند دادن ميكنند _ و زودتر از ديرتر _ چون آنان هيچ جايي براي رفتن ندارند. زندگي آنان مرده است.
*ميرسد روزي كه بي من روزها را سركني/ مي رسد روزي كه مرگ عشق را باور كني/ مي رسد روزي كه تنها در كنار عكس من/ نامه هاي كهنه ام را مو به مو از بر كني
روزي بود روزگاري نداشت جنگلي بود كه درخت نداشت در اين جنگل شكارچي بود كه تفنگ نداشت روزي اين شكارچي باتفنگي كه فشنگ نداشت آهويي شكار كرد كه سر نداشت وآنرا در كيسه اي انداخت كه ته نداشت اين شعر شاعري داشت كه اسم نداشت درسته سروته نداشت اما ارزش سر كار گذاشتن روداشت!!!
پسري بودم كه اسم نداشت با دختري آشنا شدم كه وجود نداشت به شهري رفتيم كه آدم نداشت به رستوراني رفتيم كه غذا نداشت با قاشق چنگالي غذا خورديم كه دسته نداشت اون غذا اصلا مزه نداشت ولي سر كار گذاشتن شما خيلي مزه داشت!
به كوه گفتم عشق چيست؟ لرزيد. به ابر گفتم عشق چيست؟باريد. به باد گفتم عشق چيست؟ وزيد. به پروانه گفتم عشق چيست؟ ناليد. به گل گفتم عشق چيست؟ پرپر شد. و به انسان گفتم عشق چيست؟ اشك از ديدگانش جاري شد و گفت ديوانگيست....
گفتي منو دوست داري تو گفتي عاشق چشمام شدي تو گفتي احساسمو دوست داري تو گفتي قلبت مال منه تو گفتي بوسه هامو دوست داري تو گفتي قصه هامو دوست داري تو گفتي دوست داري نوازشت كنم تو گفتي ميخواي تو بغلم بگيرمت تو گفتي همدرد تو منم تو گفتي همراز تو منم تو گفتي شب و روز من تواي تو گفتي تنها يار من تواي تو گفتي... تو همه اينها رو گفتي ولي من فقط مي گم اگه تو نباشي من مي ميرم
بنويس بر ياس كبود/ بنويس بر باور رود/ بنويس از من بنويس/ بنويس عاشق يكي بود
من آن گلبرگ مغرورم كه ميميرم ز بي آبي/ ولي با خفت و خواري پي شبنم نميگردم.
معلم پرسيد عشق چند بخشه؟ زود دستم رو بالا گرفتم گفتم: يك بخش. اما از وقتي كه تو رو شناختم فهميدم عشق 3 بخشه: عطش ديدن تو.....شوق با تو بودن.....و اندوه بي تو بودن
خدايا اگر تو درد عاشقي را مي كشيدي تو هم زهر جدايي را به تلخي مي چشيدي اگر چون من به مرگ آرزو ها مي رسيدي پشيمان ميشدي از اينكه عشق را آفريدي
خدا رو دوست دارم چون *آي ديش* هميشه روشنه خدا رو دوست دارم چون به همه *پي ام ها* جواب ميده خدا رو دوست دارم چون حرفاي آدم رو *سند توآل* نمي كنه خدا رو دوست دارم چون هيچ كسي رو *ايگنور* نمي كنه خدا رو دوست دارم چون ، خداست....
گر بميرد پسري از قبر او رويد گلي گر بميرند پسران دنيا گلستان مي شود گر بميرد دختري يك بي وفا كم ميشود گر بميرنددختران دنيا وفادار مي شود
هيچوقت عشق رو گدايي نكنيد آخه هيچوقت چيز باارزشي به گدا داده نميشه!!!اينو مطمن باشيد
عشق تنها ميكروبي هست كه از راه چشم وارد مي شود
خسته و درمونده بودم از همه جا رونده بودم به هر خونه ميرسيدم مهمون نا خونده بودم هيچكي حسابم نميكرد هيچكي جوابم نمي داد از تشنگي ميمردم و هيچ كسي آبم نمي داد يه مدت غريب بودم تو غصه شديد بودم اما يه روز جمعه اي كه خيلي نا اميد بودم فرشته مهربوني منو دوباره زنده كرد اون كه با دست كوچيكش بزرگا رو شرمنده كرد
ديگه دلداري ندارم هيچكسي پا نميزاره به سراچه خيالم هيچ كسي نداد جواب اين سوال بي جوابم اين سوال بي جوابم اين سوال بي جوابم هركي امد دو سه روزي از دلم بازيچه اي ساخت دلمم مثل عروسك ساده بود دل به دلش باخت گله وگلايه نيست بي وفايي رسم عشقه عاشقا تنها ميمونن تنهايي مرام عشقه چي بگم كه خيلي تنهام ميدوني ياري ندارم چي بگم كه غير غصه ديگه دلداري ندارم هيچ كسي نداد جواب اين سوال بي جوابم
آدما مثله يه كتاب ميمونن تا وقتي تموم نشن براي ديگران جذاب هستند ... پس تو هم سعي كن خودتو جلوي ديگران تند تند ورق نزني براي اينكه وقتي تموم بشي مطمئن باش ميرن سره يه كتابه ديگه
از خـدا يـه گل خواسـتــم،اون بـه مـن يـه بـاغ داد من از خدا يه درخت خواستم،اون به من يه جنگل داد من از خـدا يـه دوسـت خواسـتم،اون به من تو رو داد اگه اينـو برام پـس بفرستي از بـهترين دوستـام هسـتي حالا اينو براي تمام ليستت بفرست تا ببيني چند نفر اينو برات ميفرستن منتظرم
عشق فقط عشق لاتي پري و زري و عمه فاطي عرق سگي و ابجو قاطي حبس ابد بي ملاقاتي فكر نكن گنده لاتي بابا ما فقط خاطر خواتيم
آخرين بار كه او را ديدم گردنبند صليبي به او هديه كردم و گفت من كه دوستت ندارم پس چرا به من هديه مي دهي ؟ گفتم بر سر هر گوري صليبي مي نهند اين صليب را بر گردنت بالاي قلبت بياويز زيرا آنجا گورستان عشق من است
خدايا به هر آنكه دوست ميداري بياموز كه عشق از زندگي كردن برتر است و به اشق آنكه دوست تر ميداري بچشان كه دوست داشتن از عشق هم برتر است (دكتر علي شريعتي)
هرگز دستي را نگير وقتي قصد شكستن قلبش را داري هرگز نگو براي هميشه وقتي مي دوني جدا مي شي درباره احساسات سخن نگو اگر واقا وجود ندارد هرگز به چشماني نگاه نكن وقتي قصد دروغ گفتن داري هرگز سلامي نده وقتي مي دوني خداحافظي در ذهنته!
از كسي كه دوستش داري ساده دست نكش. شايد ديگه هيچ كس رو مثل اون دوست نداشته باشي و از كسي هم كه دوستت داره بي تفاوت عبور نكن . چون شايد هيچ وقت ، هيچ كس تو رو مثل اون دوست نداشته باشد
پرده پنجره ي چشمانت را بردار ، ببين دنيا را ، ديدني است ، چشم ما رفتني است ، زندگي مهلت پرسيدن به ما نمي دهد ، در جهاني كه همش مضحكه و تكرار است ، تكه كه شدن يك دل چه تماشا دارد ، پشت اين پنجره جز هيچ بزرگ هيچي نيست
اگر دورم ز ديدارت دليل بي وفايي نيست/ وفا آن است كه پنهاني نامت زير لب دارم
اگه يه پروانه اومد روسرت نشست اونا نپرونش چون من آدرس قشنگ ترين گل دنيا رابهش دادم
قانون عشق: يك پسر با يك نگاه از يك دختر خوشش مياد ... و عشق از طرف اون شروع ميشه ... تا جايي كه زندگيش رو پاي عشقش ميذاره ... اما دختر باور نميكنه ... چون يك چيزهايي ديده و شنديده ... تا دختر مياد پسر رو باور كنه ، پسر دلسرد و خسته ميشه ... ميره با يكي ديگه ... بعد كه دختر تازه تونسته پسر رو باور كنه ميره طرفش ... اما پسر رو با يكي ديگه ميبينه ... اينجاست كه ميگه: حدسم درست بود ... و
روياي با تو بودن را نمي توان نوشت نمي توان گفت و حتي نمي توان سرود. .با تو بودن قصه شيريني است به وسعت تلخي تنهايي و داشتن تو فانوسي به روشنايي هر چه تاريكي در نداشتند و..... ومن همچون غربت زداي در آغوش بيكران درياي بي كسي به انتظار ساحل نگاهت مي نشينم و ميمانم تا ابد و تا وقتي كه شبنم زلال احساست زنگار غم را از وجودم بشويد بانوي دريايي من
لحظه ها را گذرانديم تا به خوشبختي برسيم .. غافل از اينكه .. خوشبختي همان لحظه هايي بود كه مي گذرانديم
سركي دو خط سياه موازي روي تخته كشيد!! خط اولي به دومي گفت ما مي توانيم زندگي خوبي داشته باشيم ..!! دومي قلبش تپيد و لرزان گفت : بهترين زندگي!!! در همان زمان معلم بلند فرياد زد : " دو خط موازي هيچگاه به هم نمي رسند" و بچه ها هم تكرار كردند: ....دو خط موازي هيچگاه به هم نمي رسند مگر آنكه يكي از آن دو براي رسيدن به ديگري خود را بشكند
اي محبوب ، اگر روزي غبار غم به روي ماه او ديدي ، بيا عمر مرا بستان ، كه اورا در غم و اندوه ، و با چشمي زغمها تر، نبينم من
زندگي هرگز با باور كنار نمي آيد.و اگر تلاش كني كه زندگي را با زور با باورهايت آشتي دهي به غير ممكن دست يازيده اي.ذات پديده ها حكمي غير از اين مي كند. باورها را كنار .بگذار و چگونه تجربه كردن را بياموز...
ديروز جز خاطره اي بيش نيست و فردا فقط يك روياست اما اگر امروز را خوب زندگي كني تمام ديروز هايت به خاطره اي خوش و تمام فرداهايت به روياي اميد تبديل خواهد شد.
راز من ... عشق من..... از چشم ترم زود مرو... صد جانم به فدايت ز برم زود مرو نكنم شكوه كه دير آمدي در بر من لااقل دير آمدي به سرم زود مرو بنشين يك دم واز چشم ترم زودمرو اي شكسته تو شكستي مويه كردي .... گريه كردي ... از ته دل غصه خوردي . من با هاتم . خاك پاتم . تو صداتم تو صداتم من رفيق گريه هاتم عشق در تو... شور در تو.. بي تو من جايي ندارم... بي تو فردايي ندارم من باهاتم ... مثله بارون تو چشاتم مثله غصه تو صداتم... چون پرنده در هواتم عشق در تو شور در تو بي تو من هيچ....
بيا با من دلم تنها ترين است/ نگاهت در دلم شور آفرين است/ مرا مستي دهد جام لبانت/ شراب بوسه ات گيرا ترين است/ ز يك ديدار پي بردي به حالم/ عجب درمن نگاهت نكته بين است/ سخن از عشق ومستي گوي با من/ سخن هايت برايم دلنشين است/ مرا در شعله ي عشقت بسوزان/ كه رسم دوستداريها همين است/ نشان عشق را در چشم تو خواندم/ دلم چون كويي آيينه بين است/ به من لطف گل مهتاب دادي/ تنت با عطر گلها همنشين است/ دوست را هم تو باش آغاز وپايان/ كه عشق اولي وآخرينست
اي كاش كودك بودم ،تا بزرگ ترين شيطنت زندگيم نقاشي روي ديوار بود. اي كاش كودك بودم ، تا از ته دل مي خنديدم، نه اينكه مجبور باشم همواره تبسمي تلخ بر لب داشته باشم. اي كاش كودك بودم ، تا در اوج ناراحتي و درد با يك بوسه تو، همه چيز را فراموش مي كردم
عشق افسانه نيست آنكه عشق آفريد ديوانه نيست عشق آن نيست كه در كنارش باشي عشق آن است كه به يادش باشي
با سيم ناز مژهات يه عمر گيتار ميزنم/نگاهتو كوك نكني من خودمو دار ميزنم/چشات اگه رو پنجره طرح ستاره نزنن/دست خودم نيست دلمو به درو ديوار ميزنم
آغوش پاركينگي است كه جريمه ندارد . . . . بوسه تصادفي است كه خسارت ندارد . . . . . . . . چيه دنبالم راه افتادي؟
كاش مي شد بارديگر سرنوشت از سر نوشت كاش مي شد هر چه هست بر دفتر خوبي نوشت كاش مي شد از قلمهايي كه بر عالم رواست با محبت, با وفا, با مهربانيها نوشت كاش مي شد اشتباه هرگز نبودش در جهان داستان زندگاني بي غلط حتي نوشت كاش دلها از ازل مهمور حسرتها نبود كاين همه اي كاشها بر دفتر دلها نوشت
زندگي مثل يه ديكته اس هي مي نويسيم، هي غلط مي نويسيم، هي پاك مي كنيم دوباره هي مي نويسيم، هي پاك مي كنيم غافل از اينكه عزرائيل داد ميزنه: برگه ها بالا
مي گويند ؛ چون بگذشت روزي بگذرد هرچيز با آن روز باز مي گويند ؛ خوابي هست كار زندگاني زان نبايد ياد كردن.... خاطر خود را بي سبب ناشاد كردن!
فراموش كن آنچه را كه نمي تواني به دست بياوري و بدست آور آنچه را كه نميتواني فراموش كني
آنگاه كه ضربه هاي تيشه زندگي را بر ريشه آرزوهايت حس مي كني، به خاطر بياور كه زيبايي شهاب ها از شكستن قلب ستارگان است
سكوتم را به باران هديه كردم/ تمام زندگي را گريه كردم/ نبودي در فراق شانههايت / به هر خاكي رسيدم تكيه كردم.
بي تو مهتاب شبي باز ازآن كوچه گذشتم/همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم/شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم/شدم آن عاشق ديوانه كه بودم
فرقي نميكند گودال آبي كوچك باشي يا درياي بيكران ، زلال كه باشي آسمان در توست
اگه يه روز بغض گلوت رو فشرد ؛ ...خبرم كن ... بهت قول نميدم كه ميخندونمت .ولي مي تونم باهات گريه كنم ...اگه يه روز خواستي در بري ...حتماً خبرم كن ،قول نميدم كه ازت بخوام وايسي .اما مي تونم باهات بيام ...اما اگه يه روز سراغم رو گرفتي ...و خبري نشد ...سريع به ديدنم بيا ...احتمالاً بهت احتياج دارم
شب را دوست دارم! چون ديگر رهگذري از كوچه پس كو چه هاي شهرم نمي گذرد تا سر گرداني مرا ببيند . چون انتها را نمي بينم .تا براي رسيدن به آن اشتياقي نداشته باشم شب را دوست دارم چون ديگر هيچ عابري از دور اشك هاي يخ زده ام را در گوشه ي چشمان بي فروغم نمي بيند شب را دوست دارم : چرا كه اولين بار تو را در شب يافتم از شب مي ترسم : تو را در شب از دست دادم. از شب متنفرم ، به اندازه ي تمام عشق هاي دروغين با آفتاب قهرم چرا شبها به ديدارم نمي آيد؟
آبي تر از آنيم كه بي رنگ بميريم/ از شيشه نبوديم كه با سنگ بميريم/ تقصير كسي نيست كه اين گونه غريبيم/ شايد كه خدا خواست كه دلتنگ بميريم
انسان با سه بوسه تكميل مي شود 1-بوسه مادر كه با آن با يه عرصه خاكي مي گذاري 2- بوسه عشق كه يك عمر با آن زندگي مي كني 3- بوسه خاك كه با آن با به عرصه ابديت مي گذاري
هميشه غمگين ترين و رنجورترين لحظات انسان توسط كسي ساخته مي شود كه شيرين ترين و شاد ترين لحظات را براي او ساخته است
هيچوقت كسي رو كه دوست داري به خاطر غرورت از دست نده هميشه سعي كن غرورت رو به خاطر كسي كه دوست داري از دست بدي
باز باران بي ترانه***گريه هايم عاشقانه***مي خورد بر سقف قلبم***ياد ايام تو داشتن***مي زند سيلي به صورت***باورت شايد نباشد***مرده است قلبم ز دستت***فكر آنكه با تو بودم***با تو بودم شاد بودم***توي دشت آن نگاهت***گم شدن در خاطراتت
اگر از پايان گرفتن غم هايت نا اميد شده اي ، به خاطر بياور زيباترين صبحي كه تا به حال تجربه كرده اي مديون صبرت در برابر سياهترين شبي هستي كه هيچ دليلي براي تمام شدن نمي ديد
دوستي شوخي سرد آدمهاست بازي شيرين گرگم به هواست واسه كشتن غرور من و تو دوستي توطئه ثانيه هاست
زندگي قشنگه اگه با تو باشه... مرگ قشنگه اگه براي تو باشه... دلتنگي قشنگه اگه به خاطر تو باشه... من قشنگم اگه با تو باشم اما تو هرجور كه باشي قشنگي
دنيا 3تا دوست دارم... خورشيد، ماه و تو. اولي رو براي روزم ميخوام /دومي رو واسهي شبم ميخوام / ولي تو رو براي تك تك لحظههاي زندگيم ميخوام تنهاي تنه
ديگه يار نمي خوام وقتيكه مي بيني عشق دوروغه چراغش بي فروغه آخه وقتي كه وفا نيست عشقو عاشقي چيست؟؟؟
مهرباني را در نگاه منتظر كودكي ديدم كه آبنباتش را به دريا انداخت تا آب شيرين شود
شمع داني به دم مرگ به پروانه چه گفت؟ گفت اي عاشق بيچاره فراموش شوي... سوخت پروانه ولي خوب جوابش را داد گفت طولي نكشد تو نيز خاموش شوي
نجوم نخوندم, ولي مي دونم تو هفت آسمون يه ستاره ندارم... ***** فيزيك نخوندم, ولي مي دونم « هر عملي را عكس العملي است...» غير از عشق من به تو و مي دونم كه واحد اندازه گيري عشق, ژول و كالري و وات و... نيست ***** زيست شناسي نخوندم, ولي مي دونم قلب همون دله كه مي تونه براي يه نفر تنگ بشه يا تندتر بزنه
مي دوني طاقت جداييو ندارم با تو من مثل صد تا بهارم مي خوام كه نري تو از كنارم ازت زياد خاطره دارم مي خوام اسمتو من نفس بذارم از تو بگم در سايه سارم هر جا بري من دوسِت مي دارم از عاشقاي اين ديارم به ياد شباي زير بارون كه خيس ميشد تموم سر و پاهامون شبا همش من خواب تو رو مي بينم بين هفت تا آسمون رو زمينم
بنام خداي عاشقان: كاش مي شد عشق را تفسير كرد/ كاش مي شد عمر را تكثير كرد/ روي اين گردونه نا مهربان/ گرمي مهر تو را تصوير كرد
فقط موجهاي دريا هستند كه عاشقن آره فقط اونا هستن با اينكه ميدونن اگر برسن به ساحل ميميرن بازم بيقرار رسيدن
خوشبخت ترين پسر كسيست كه اولين عشق يه دختر باشد و خوش بخت ترين دختر كسيست كه آخرين عشق يك پسر باشد
وقتي نااميد شدي به ياد بيار كسي رو كه تنها اميدش تويي وقتي پر از سكوت شدي به ياد بيار كسي رو كه به صدات محتاجه وقتي دلت خواست ازغصّه بشكنه به ياد بيار كسي رو كه توي دلت يه كلبه ساخته
عشق مثل يك ساعت شني مي ماند همزمان كه قلب را پر مي كند مغز را خالي مي كند!!
زيباترين گل با اولين باد پاييزي پرپر شد، باوفاترين دوست به مرور زمان بيوفا شد، اين پرپر شدن از گل نيست و اين بي وفايي از دوست نيست، از روزگار است...
هميشه دوست داشتم ابر باشم.چون ابر آنقدر شهامت داره كه هر وقت دلش ميگيره جلوي همه گريه كنه
دلي گفت: كه آخر چه بود حاصل من؟ عشق فرمود: تا چه بگويد اين دل من! عقل ناليد: كجا حل شود اين مشكل من؟ مرگ خنديد: در اين خانهي ويرانهي من!
نمينويسم، چون ميدانم هيچ گاه نوشتههايم را نميخواني، حرف نميزنم، چون ميدانم هيچ گاه حرفهايم را نميفهمي، نگاهت نميكنم، چون تو اصلا نگاهم را نميبيني، صدايت نميزنم، زيرا اشكهاي من براي تو بيفايده است، فقط ميخندم، چون تو در هر صورت ميگويي من ديوانهام
رنگين كمان پاداش كسي است كه تا آخرين قطره زير باران مي ماند
خدايا: من گمشده ي درياي متلاطم روزگارم و تو بزرگواري! پس اي خدا! هيچ مي داني كه بزرگوار آن است كه گمشده اي را به مقصد برساند ؟ تا ابد محتاج ياري تو ، رحمت تو ، توجّه تو ، عشق تو ، گذشت تو ، عفو تو ، مهرباني تو ، و در يك كلام ... محتاج توام !
ديشب نديدي كه چه محشر كردم/ با اشك تمام كوچه را تر كردم/ ديشب كه سكوت دق مرگم مي كرد/ وابستگي ام را به تو عادت كردم
عشق يعني خاطرات بي غبار/ دفتري از شعر و از عطر بهار/ عشق يعني يك تمنا يك نيا/ز زمزمه از عاشقي با سوز و ساز/ عشق يعني چشم خيس مست او/ زير باران دست تو در دست او
اجازه هست خيال كنم تاآخرش مال مني؟ خيال كنم دل منو با رفتنت نمي شكني اجازه هست خيال كنم بازم مياي مي بينمت بااون چشماي مهربون دوباره چشمك ميزني طپش طپش باچشمكت غزل بگم براي تو بااتكا به عشق تو تو زندگي برم جلو
تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست ... تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست ... تنهايي را دوست دام زيرا تجربه كردم ... تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست.... تنهايي را دوست دارم زيرا.... در كلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار كشيدنم را پنهان خواهم كرد
عشق رازي است مقدس. براي كساني كه عاشقند،عشق براي هميشه بي كلام مي ماند؛اما براي كساني كه عشق نمي ورزند،عشق شوخيِ بي رحمانه اي بيش نيست
چشمانت را براي زندگي مي خواهم اسمت را براي دلخوشي مي خوانم دلت را براي عاشقي مي خواهم صدايت را براي شادابي مي شنوم دستت را براي نوازش و پايت را براي همراهي مي خواهم عطرت را براي مستي مي بويم خيالت را براي پرواز مي خواهم و خودت را نيز براي پرستش
باد كه مياد آروم آروم قاصدك هارو مياره/ دلم ميگه خدا كنه باز خبر از تو بياره/ چشام همش تا به سحر به ياد تو خواب نداره/ خاطره ها جون مي گيره باز تو رو يادم بياره
فرياد من سكوت كردن است...ابراز عشق من قهر كردن است...شادي من گريه كردن است...امّا وقتي تو را ميبينم از شادي عشق مو با فرياد ابراز مي كنم
دوست داري بگم ميخواهم هر روز صبح با صدات بيدار شم بعد بگم با ساعتم بودم ؟ دوست داري بگم چرا رفتي بعد بفهمي با برق بودم ؟ دوست داري بگم هر جا باشي پيدات ميكنم بعد بفهمي با دسته كليدم بودم ؟ دوست داري بگم دوست دارم بعد فكر كني ... نه ديگه – اين دفعه با خودت بودم
يه سنگ كافيست براي شكستن يه شيشه! يه جمله كافيست براي شكستن يه قلب! يه ثانيه كافيست براي عاشق شدن! يه دوست مثل تو كافيست براي تمام زندگي
برف از آسمون خسته مي شه, زمستون بهونست برگ از درخت خسته ميشه, پاييز بهونست, دلم برات تنگ مي شه آف بهونست
مي دوني طاقت جداييو ندارم با تو من مثل صد تا بهارم مي خوام كه نري تو از كنارم ازت زياد خاطره دارم مي خوام اسمتو من نفس بذارم از تو بگم در سايه سارم هر جا بري من دوسِت مي دارم از عاشقاي اين ديارم به ياد شباي زير بارون كه خيس ميشد تموم سر و پاهامون شبا همش من خواب تو رو مي بينم بين هفت تا آسمون رو زمينم
گفتمش: دل ميخري؟! پرسيد چند؟! گفتمش: دل مال تو، تنها بخند. خنده كرد و دل ز دستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته بود دل ز دستش روي خاك افتاده بود جاي پايش روي دل جا مانده بود
اگر قرار بود تو دنيا جاي چيزي باشم،،، دوست داشتم جاي اشك رو گونه هات باشم،،، تو چشات متولد بشم ،،، رو پلكات جون بگيرم،،، رو گونه هات جاري شم،،، رو لبات بميرم..... تا بدوني چقدر دوست دارم
عميق ترين درد در زندگي مردن نيست، بلكه نداشتن كسي است كه الفباي دوست داشتن را برايت تكرار كند و تو از اون رسم محبت بياموزي
ديروز در دادگاه دلم/ مغز من قاضي بود/ متهم قلبم بود/ جرم من عشقم بود/ عشق من ياد تو بود/ حق من اعدام بود
بوسه تنها تصادفي است كه پليس راه ندارد. درياي غم تنها دريايي است كه ساحل ندارد. قلب تنها چيزي است كه شكستنش صدا ندارد. عاشقي تنها دردي است كه درمان ندارد
در دادگاه عشق ... قسمم قلبم بود وكيلم دلم و حضار جمعي از عاشقان و دلسوختگان. قاضي نامم را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام كرد و پس محكوم شدم به تنهايي و مرگ . كنار چوبه ي دار از من خواستند تا آخرين خواسته ام را بگويم و ومن گفتم به تو بگويند ... دوستت دارم
كاش مي شد عشق را ابراز كرد/ يا كه عشق را با سحر آغاز كرد/ لحظه به لحظه دم به دم ساعت به ساعت خواهمت/ گر خوشم يا نا خوشم در هر دو حالت خواهمت
من مي خوام كبوتر دل تو رو اسير كنم/ اين دل تشنه رو از چشمه عشقت سير كنم/ بزنم به موج درياي خيال عشق تو/ باقي عمرم و عاشقونه با تو پيركنم!
ميگويند سه چيز زاده عشق نيست: جدايي، سفر، فراموشي، ولي آن زمان كه تو مرا تنها گذاشتي و فراموشم كردي من لحظه لحظه عاشقت شدم
دوست آن نيست كه هر لحظه كنارت باشد، دوست آن است كه هر لحظه به يادت باشد.
عشق يعني كوچك كردن دنيا به اندازه يك نفر يا بزرگ كردن يك نفر به اندازه دنيا!
عشق يعني دستهايم ماله توست/ چشمهاي خسته ام دنبال توست/ عشق يعني ما گرفتار هميم / دوستدار هم طرفدار هميم/ هرچه ميخواهد دلش آن مي كند ميكشد مارا و كتمان ميكند/ عشق غير از تاولي پر درد نيست/ هركس اين تاول ندارد مرد نيست/ آمدم تا عشق را معنا كنم/ بلكه جاي خويش را پيدا كنم/ آمدم ديدم كه جاي لاف نيست/ عشق غير از عين و شين و قاف نيست/
شيشه اي مي شكند... يك نفر مي پرسد...چرا شيشه شكست؟ مادر مي گويد...شايد اين رفع بلاست. يك نفر زمزمه كرد...باد سرد وحشي مثل يك كودك شيطان آمد. شيشه ي پنجره را زود شكست. كاش امشب كه دلم مثل آن شيشه ي مغرور شكست، عابري خنده كنان مي آمد... تكه اي از آن را برمي داشت مرهمي بر دل تنگم مي شد... اما امشب ديدم... هيچ كس هيچ نگفت غصه ام را نشنيد... از خودم مي پرسم آيا ارزش قلب من از شيشه ي پنجره هم كمتر است؟دل من سخت شكست اما، هيچ كس هيچ نگفت و نپرسيد چرا
زندگي شايد همين باشد يك فريب ساده و كوچك آن هم از دست كسي كه تو دنيا را جز با او وجز براي او نمي خواهي
تو كه بالا بلند و نازنيني/ تو كه شيرين لب و عشق آفريني/ كنارم لحظه اي بنشين چه حاصل/ كه فردا بر سر خاكم نشيني
زندگي سه چيز است: اشكي كه خشك ميشود! لبخندي كه محو ميشود!يادي كه ميماند و فراموش نميشود
دوستي با هر كه كردم خشم مادر زاد شد،آشيان هر جا گزيدم خانه ي صياد شد ، دوستي با هر كه كردم مظهر نيرنگ شد ،ظاهرش زيبا ولي در باطنش صد رنگ شد
عاشقت خواهم ماند..............بي آنكه بداني. دوستت خواهم داشت ................بي آنكه بگويم . درد دل خواهم گفت............بي هيچ كلامي . گوش خواهم داد ....................بي هيچ سخني . در آغوشت خواهم گريست.......بي آنكه حس كني . در تو ذوب خواهم شد ...........بي هيچ حرارتي . اين گونه شايد احساسم نميرد
آسمان را بنگر و به سكوت پر رمز و رازش بيانديش ستاره ي خود را در آسمان زندگيت پيدا كن و به سمت آن ستاره حركت كن. نگران راه مباش، آنكه ستاره را براي تو آفريد راه رسيدن به آن را نيز نشانت خواهد داد.
اگر كلمه دوستت دارم قيام عليه بند هاي من و توست ، اگر كلمه دوستت دارم نمايشگر عشق خدايي من نسبت به توست ، اگر كلمه دوستت دارم راضي كننده و تسكين دهنده قلبهاست ، اگر كلمه دوستت دارم پايان دهنده جدايي هاست ، اگر كلمه دوستت دارم نشانگر اشتياق راستين من نسبت به توست ، اگر كلمه دوستت دارم كليد زندان من و توست ، پس با تمام وجود فرياد مي زنم دوستت دارم.
سلام عزيز مهربون اجازه هست بشم فدات...؟ اجازه هست تو شعر من اثر بذاره خندهات...؟ شب كه مياد يواش يواش با چشمك ستاره هاش اجازه هست از آسمون ستاره كش برم برات..؟ اجازه هست بياي پيشم يه كم بگم دوست دارم؟ تو هم بگي دوسم داري بارون بشم دل ببارم بريم تو باغ اطلسي بي رنج و درد بي كسي بهت بگم اجازه هست گل روي موهات بذارم اجازه هست خيال كنم تا آخرش مال مني..؟ خيال كنم دل منو با رفتنت نمي شكني
دلخسته از امروز و فرداي بهارم چيزي شبيه باد و باران كوله بارم باران نمي بارد ولي امشب به جاي يك آسمان بي تو نشستن گريه دارم در دفتر بي سرنوشتيهاي دنيا من چكنويس برگهاي روزگارم شيرين تويي. فرهاد باشم يا نباشم يك بيستون سرد و خالي درد دارم
شكايت عشق نديدي چشمهايم زير پايت جان سپرد آخر گلويم از صداي هاي هايت جان سپرد آخر نفهميدي صدايم بغض سنگيني به دوشش بود به دوشش بود اما از جفايت جان سپرد آخر نترسيدي بگويد عاشقي نفرين به آيينت كه از چشمان جادويت خدايت جان سپرد آخر نمي داني و مي دانم كه مي دانم نمي داني كه دل در خواهش آن انزوايت جان سپرد آخر چقدر عزلت نشيني از براي يار دلگير است بخوان شعرم كه شعرم در هوايت جان سپرد آخر ... فرياد
چقدر عجيبه كه تا مريض نشي كسي برات گل نمي ياره تا گريه نكني كسي نوازشت نمي كنه تا فرياد نكشي كسي به طرفت بر نمي گرده تا قصد رفتن نكني كسي به ديدنت نمي ياد و تا وقتي نميري كسي تورو نمي بخشه
به جرم اينكه خيلي ساده بودم/ به زندان دلت افتاده بودم / اگر چه حكم چشمانت ابد بود/ براي مرگ هم آماده بودم
روزگاريست همه عرض بدن مي خواهند# همه از دوست فقط چشم و دهن مي خواهند# ديو هستند ولي مثل پري مي پوشند# گرگ هايي كه لباس پدري مي پوشند# آنچه ديدند به مقياس نظر مي سنجند# عشق ها را همه با دور كمر مي سنجند# خوب طبيعيست كه يكروزه به پايان برسد# عشق هايي كه سر پيچ خيابان برسد....

جملات کوتاه و عاشقانه :.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.
دوستت دارم کمتر از خدا و بیشتر از خودم چون به خدا ایمان دارم و به تو احتیاج!!
دستانم تشنه ی دستان توست شانه هایت تکیه گاه خستگی هایم با تو می مانم بی آنکه دغدغه های فردا داشته باشم زیرا می دانم فردا بیش از امروز دوستت خواهم داشت
می دانم روزی با تن خسته و خیس ، سوار بر قطرات درشت باران بر ناوادنهای چشمم فرود می آیی در میان انبوه مژگانم میزبان خواهم بود و در آن لحظه چشمانم را برای همیشه می بندم تا دیگر دوریت را حس نکنم
چه زيباست بخاطر تو زيستن وبراي تو ماندن وبه پاي تو سوختن وچه تلخ وغم انگيز است دور از تو بودن براي تو گريستن وبه عشق ودنياي تو نرسيدن ای كاش ميدانستي بدون تو وبه دور از دستهاي مهربانت زندگي چه ناشكيباست
شب برای چیدن ستاره های قلبت خواهم آمد. بیدار باش من با سبدی پر از بوسه می آیم و آن را قبل از چیدن روی گونه هایت می کارم تا بدانی ای خوبم دوستت دارم
عشق ور زيدن ضمانت تنها نشدن نيست
من از طرز نگاه تو امید مبهمی دارم، نگاهت را مگیر از من...که با آن عالمی دارم!
قدر دست هایم را بیشتر دانستم و قدر چشم هایم را و تازه فهمیدم چه شكوهی دارد... ایستادن بر روی دو پا آن لحظه كه...به زمین خوردم!!!
به او بگویید دوستش دارم، به او که قلبش به وسعت دریاییست که قایق کوچک دل من درآن غرق شده، به او که مرا از این زمین خاکی به سرزمین نور و شعر و ترانه برد، و چشمهایم را به دنیایی پر از زیبایی باز کرد
کسی هست درین شهر هواخواه نگاهت نشسته است نگاهی غریبانه به راهت مبادا که نیایی...
آنقدر رفته ای که تمام درهای باز مانده به یاد تو روی پاشنه های انتظار پوسیده اند...
خندیدم ، خندید ... اشکهام را افتاد ، اونم شرشر گریه کرد !! دلم براش سوخت نازش کردم اما دستم سوخت !؟ آخه دلش گــر گرفته بود
به او بگویید دوستش دارم، به او که صدای پایش را میشنوم، به او که لحن کلامش را میشناسم ، به او که عمق نگاهش را میفهمم، به او که .....
بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند.قاب عکس توست اما شيشه ي عمرمن است بوسه بر مويت زنم ترسم که تارش بشکند.تارموي توست اما ريشه ي عمر من است
معبودم سکوتم را از صداي تنهاييم بدان .. نميخوانم و نميگويم چون درونم هيچ بوده و تو آمدي برايم قصه هايي از عشق سراييدي و به من قصه باران آموختي ميداني قصه باران قصه شستن غمهاست و درون انسانها پر از غم و تنهايي است ونگاهم به باران تو افتاد و ناگهان تمام تنهاييم را فراموش کردم و به تو و داشتن تو ميبالم تنهاتر از يک برگ با باد شاديها محجورم درآبهاي سرور آور تابستان آرام ميرانم
به او بگویید دوستش دارم، به او که گل همیشه بهارمن است، به او که قشنگترین بهانه برای بودن من است وبه او که عشق جاودانه من است
کاش زندگی شعر بود تا برایش یک دنیا شعر می سرودم تا با آهنگش در خلوت بی کسی هایش هیچوقت تنها نماند کاش زندگی قصه بود تا برایش یک دریا قصه می گفتم تا همسفر با ماهیهای آزاد همیشه اقیانوس خوشبختی را پیدا کند
یادگارهای سبز سالهای بهار افشان تیک تیک لحظه های دور از تو و عبور غریبانه ترین چکاوک های عاشق... مسافر! انتقام غریبی است رفتنت!!
برای دیدن من دلت را دیده کن دیدی که تنهایم؟!
از عشق پرسیدم نام دیگر تو چیست؟ زبان سرخش را در آورد و گفت: "سر سبزی که بر باد می رود"!!!
دير گاهيست كه تنها شده ام قصه غربت صحرا شده ام وسعت درد فقط سهم من است بازهم قسمت غم ها شده ام دگر آيينه ز من بي خبر است كه اسير شب يلدا شده ام من كه بي تاب شقايق بودم همدم سردي يخ ها شده ام كاش چشمان مرا خاك كنيد تا نبينم كه چه تنها شده ام....
محبت ره به دل دادن صفاي سينه ميخواهد به ياد يکدگر بودن دلي بي کينه ميخواهد اگر دورم ز ديدارت دليل بي وفايي نيست وفا ان است که نامت را هميشه بر زبان دارم
وفا آن است که نامت را نهانی زیر لب دارم
نور دلیل تاریکی بود و سکوت دلیل خلوت، تنها عشق بی دلیل بود که تو دلیل آن شدی
دلم تنگ است دلم تنگ است دلم اندازه حجم قفس تنگ است سکوت از کوچه لبریز است صدایم خیس و بارانی است نمی دانم چرا در قلب من پاییز طولانی است
عشق کنار هم ایستادن زیر باران نیست...!!! عشق این است که یکی برای دیگری چتر شود و دیگری هرگز نفهمد چرا خیس نشد
سر گشته ام از این همه راهی که ندارم گاهی که تو را دارم و گاهی که ندارم من مانده ام و لایق تیغی که نبودم من مانده ام و فرصت آهی که ندارم
کنار آشیان تو آشیانه می کنم فضایه آشیانه را پر از ترانه می کنم کسی سوال می کند بخاطر چه زنده ای؟ و من برای زندگی تو را بهانه می کنم
ویلیام شكسپیر میگه : زمانی كه فكر می كنی تو 7 تا آسمون 1 ستاره هم نداری یكی یه گوشه دنیا هست كه واسه دیدنت لحظه شماری می كنه...
نمي نويسم ..... چون مي دانم هيچ گاه نوشته هايم را نمي خواني! حرف نمي زنم .... چون مي دانم هيچ گاه حرف هايم را نمي فهمي! نگاهت نمي کنم ...... چون تو اصلاً نگاهم را نمي بيني! صدايت نمي زنم ..... زيرا اشک هاي من براي تو بي فايده است! فقط مي خندم ...... چون تو در هر صورت مي گويي من ديوانه ام
من پذیرفتم که عشق افسانه است این دل درد آشنا دیوانه است می روم شاید فراموشت کنم با فراموشی هم آغوشت کنم می روم از رفتن من شاد باش از عذاب دیدنم آزادباش گر چه تو تنها تر از ما می روی آرزو دارم ولی عاشق شوی آرزو دارم بفهمی درد را تلخی بر خوردهای سرد را...
اگه از بوي گلي خوشت نيومد تو رو خدا شاخه هاشو نشکون....
ميروي و من فقط نگاهت ميکنم تعجب نکن که چرا گريه نميکنم بي تو، يک عمر فرصت براي گريستن دارم اما براي تماشاي تو، همين يک لحظه باقي است و شايد همين يک لحظه اجازه زيستن در چشمان تو را داشته باشم ...
اين عشقي که به من بخشيدي براي هميشه زنده خواهد ماند تو هميشه آنجا هستي ،هنگاميکه فرو افتم ضعف مرا مي ستاني و به من نيرو وقدرت مي بخشي و براي هميشه دوستت خواهم داشت و در کنارت مي مانم همچو فانوسي در تاريکترين شبها بالهايي خواهم بود، که در طول پرواز ياري ات خواهم کرد و در طوفان سر کش ،سر پناهي براي تو خواهم بود ...

تحقیقات درباره الکترونیک...
http://ee.sharif.edu/~eeprojects/indexCom.htm
تحقیقات درباره مخابرات...
http://ee.sharif.edu/~eeprojects/indexCon.htm
تحقیقات درباره کنترل ....
http://ee.sharif.edu/~eeprojects/
مجموعه تحقیقات اکترونیک و مخابرات و کنترل و قدرت....
تولد فرزند ديگر يك سرگرمي نيست
افزايش شعور اجتماعي و فشارهاي اقتصادي از عوامل اصلي كاهش رشد جمعيت
اين متخصص زنان، زايمان و نازايي با بيان اين كه تولد فرزند، ديگر براي خانوادهها تنها يك سرگرمي محسوب نميشود، افزود: علاوه بر افزايش آگاهي خود مردم در خصوص رشد و تربيت فرزندان و پي بردن به سختي انجام اين كار به طور مطلوب، استانداردسازي وسايل پيشگيري از بارداري و اطمينان بخشي به مردم در مورد بيضرر بودن اين مسايل از ديگر علل موفقيت برنامههاي تنظيم خانواده در ايران است.
وي درمجموع بالا رفتن سطح شعور اجتماعي و خواست مردم و همچنين افزايش فشارهاي اجتماعي و اقتصادي را از عوامل اصلي مؤثر در كاهش رشد جمعيت دانست و ادامه داد: در حال حاضر برنامههاي كنترل جمعيت در كشور از نتايج مطلوبي برخوردار شدهاند به طوري كه پيش بيني ميشود رشد جمعيت در ايران طي چند سال آينده به سمت منفي نيز سوق پيدا كند اما با اين وجود هنوز در بسياري از موارد بارداري هاي ناخواسته روي ميدهد كه اين امرعلاوه بر به خطر انداختن سلامت بارداري، در كنترل رشد جمعيت نيز به طور كل اختلال ايجاد ميكند.
تنوع امكانات پيشگيري از بارداري در ايران كم است
اين عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي تهران، مهمترين دليل بروز بارداريهاي ناخواسته را عدم ارائه اطلاعات لازم و كافي به خانوادهها در خصوص همه انواع وسايل و راههاي پيشگيري از بارداري عنوان كرد و گفت: هم اكنون تمامي وسايل و امكاناتي كه در زمينه پيشگيري از بارداري در كشورهاي پيشرفته دنيا مورد مصرف قرار ميگيرد در ايران نيز با تنوع كمتري موجود است؛ براي مثال در كشورهاي اروپايي 30 نوع قرص ضدبارداري توليد ميشود كه اين ميزان در ايران به پنج نوع قرص توليدي و وارداتي كاهش مييابد.
وي افزود: اما اين كاهش سطح تنوع، تاثيري بر خواست مردم جهت پيشگيري از بارداري با استفاده از قرصهاي ضد حاملگي ايفاء نميكند؛ لذا امكانات پيشگيري از بارداري و تنظيم خانواده در كشور كافي اما كم تنوع است ولي نميتوان اين امر را عاملي در جهت بروز حاملگي هاي ناخواسته دانست.
LD،HD و ديان پرمصرف ترين قرصهاي ضد بارداري در كشور
«مارولون»، قرص ضد بارداري جديدي با عوارض كمتر
دكتر اقصي در ادامه به پنج نوع قرص ضدبارداري توليدي و وارداتي در ايران اشاره و بيان كرد: در حال حاضر سه نوع قرص LD ،HD و ديان كه از قرصهاي قديمي ضد حاملگي هستند در ايران توليد شده و بيشترين سطح عرضه و مصرف را به خود اختصاص دادهاند. اما قرص ضد بارداري جديدي نيز به نام «مارولون»(Marvelon) در حال حاضر در كشور عرضه ميشود كه از كيفيت بسيار خوبي برخوردار بوده و مصرف آن به عنوان يكي از مطمئنترين قرصهاي پيشگيري از بارداري توصيه ميشود. اين قرص از كشور هلند وارد شده و در ايران بسته بندي و عرضه ميشود.
وي افزود: قرص ضد بارداري مارولون از ماهيت پروژسترون متفاوتي برخوردار است، علاوه بر اين عوارض انواع قرصهاي ديگر از جمله افزايش وزن را ندارد، تاثير مطلوبي نيز بر روي پوست بر جاي گذاشته و در مجموع درصد شكست و عدم موفقيت در پيشگيري از بارداري را بسيار كاهش ميدهد.
اين متخصص زنان، زايمان و نازايي، قرص تريفازيك سه را نيز پنجمين نوع قرص مصرفي در ايران خواند و اظهار كرد: علاوه بر اين پنج نوع قرص ضد بارداري، قرصهايي نيز به كشور وارد ميشوند كه از كيفيت بسيار بالايي برخوردارند اما هنوز وارد فارماكوپه ايران نشده و به صورت تك نسخهيي تجويز ميشوند.از اين ميان ميتوان قرص ضد بارداري ياسمين را يكي از پر فروش ترين قرصهاي جهان دانست.
ايجاد تنوع در قرصهاي ضد حاملگي بر كاهش سطح شكست اين روش مؤثر است
وي برلزوم ايجاد تنوع در انواع قرصهاي ضدبارداري حتي در سطح ظاهراعم از تغيير قوطي و رنگ تاكيد كرد و به ايسنا، گفت: ايجاد تنوع هر چند در ظاهر قرصها با تركيبات مشابه صورت گيرد، ميتواند نقش موثري در افزايش باور افراد بر مؤثر بودن آن قرص در پيشگيري از بارداري ايفاء كرده و اميد افراد را به كاهش سطح شكست در اين زمينه افزايش دهد.
اين عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي تهران در گفتوگو با ايسنا تصريح كرد: در حال حاضر به طور كل علاوه بر مصرف قرصهاي ضد بارداري ، 8 تا 10 روش ديگر پيشگيري از حاملگي نيز در دنيا موجود است كه رايج ترين آنها را ميتوان استفاده از IUD ، مصرف كاندوم و بستن لولههاي منتقل كننده اسپرم در مردان و لولههاي بارور كننده تخمك در زنان عنوان كرد.
تصورات غلط نسبت به امكانات موجود درعدم استفاده مطلوب افراد از روشهاي پيشگيري از بارداري موثر است
اثرات قرصهاي ضد بارداري در كشورهاي مختلف متفاوت است
وي مهمترين معضل موجود در زمينه پيشگيري از بارداري در كشور را عدم استفاده مطلوب افراد از امكانات و روشهاي جلوگيري موجود خواند و بيان كرد: با وجود اين كه در حال حاضر امكانات ، سطح آگاهي و علاقه در پيشگيري از حاملگي در كشور مطلوب است اما سطح استفاده مطلوب از اين امكانات به نسبت كشورهاي اروپايي بسيار پايين تراست كه مهمترين علت اين معضل را ميتوان داشتن تصورات نادرست نسبت به برخي از امكانات موجود دانست.
وي ادامه داد: براي مثال، بسياري از افراد از مصرف قرصهاي ضد بارداري پرهيزميكنند به تصوراين كه اين قرص افزايش وزن را به دنبال خواهند داشت.اما بايد توجه داشت كه اثرات قرصهاي ضدبارداري در كشورهاي مختلف متفاوت است، مثلا ايجاد پرمويي به دليل مصرف اين قرصها در زنان كشورهاي مديترانه بيش از كشورهاي اروپايي ديده ميشود. لذا نبايد اثرات انواع روشهاي پيشگيري از بارداري به ويژه قرصها را در كشورهاي گوناگون يكسان دانست زيرا بررسي مضرات و محسنات انواع روشها و قرصهاي ضد بارداري نيازمند انجام مطالعات مستمر و تحقيقات به روز است.
نارضايتي در مصرف قرص در ايران بيش از ساير كشورهاست
اين متخصص زنان، زايمان و نازايي با تاكيد بر اين كه براي شناسايي دقيق عوارض دارو در هر جامعه بايد مطالعات دقيق صورت گيرد، اظهار كرد: فرمولاسيون و تركيب قرصهاي توليد داخل ايران با ساخت كشورهاي ديگر مشابه است اما تغييرات كوچك سطحي اثرات متفاوتي از آنها بر روي افراد ايجاد ميكند، لذا تركيبات دارويي مختلف اثرات متفاوتي پديد ميآورند كه بسياري از افراد بدون توجه به اين امر و بدون انجام مطالعات دقيق در مورد عوارض انواع قرصهاي ضدبارداري در جوامع مختلف، اين داروها را منبع بروز عوارضي مانند چاقي يا اختلال اعصاب ميدانند.
به گفته وي، اين معضل را ميتوان يكي از دلايل سطح بالاي نارضايتي در ايران در خصوص عوارض قرصهاي ضدبارداري بدون توجه به تاثيرات متفاوت آنها در كشورهاي گوناگون دانست.
فرصت انتخاب دادن به زوجها، اصلي ترين شرط موفقيت در يك روش پيشگيري از بارداري
دكتراقصي تاكيد كرد: بهترين شرايط پيشگيري از بارداري با كمترين درصد شكست زماني است كه همه امكانات و روشهاي جلوگيري از حاملگي فراهم بوده، اين امكانات به طور كامل به افراد معرفي شود و مهمترازهمه به خانوادهها جهت استفاده از مناسب ترين روش اجازه انتخاب داده شود.
وي ادامه داد: در بسياري از معايناتي كه براي استفاده از يكي از روشهاي جلوگيري در ابتداي ازدواج صورت ميگيرد، پزشك با تشخيص سطحي داشتن يا نداشتن برخي از امراض، راههاي مختلف پيشگيري از بارداري را تجويز ميكند،در حالي كه اين امر درصد موفقيت روش تجويز شده را بسيار كاهش ميدهد، زيرا بايستي پس از انجام معاينات لازم و تعيين وضعيت و شرايط سلامتي افراد به خانوادهها فرصت انتخاب روش مورد نظر داده شود كه اين امر 70 تا 80 درصد موفقيت در روش را تضمين ميكند.
روش هاي طبيعي، رايج ترين و برترين روش پيشگيري از بارداري در ايران
تداوم استفاده و كمترين سطح تداخل فرد، مهمترين شرط مناسب روشهاي پيشگيري از بارداري
اين عضوهيات علمي دانشگاه علوم پزشكي تهران، تداوم استفاده را مهمترين شرط مطلوب بودن يك روش پيشگيري از بارداري عنوان كرد و گفت: در حال حاضر در ايران بيشترين روش مورد استفاده، برترين روش يعني پيشگيري از بارداري به كمك روش هاي طبيعي است كه به طور معمول 20 درصد يعني بيشترين احتمال حاملگي را در پي دارد.
وي همچنين به حداقل رساندن مشاركت فرد در روش پيشگيري از حاملگي را نيز از شاخصهاي اصلي مطلوب بودن يك روش خواند و بيان كرد: زوجهاي جوان بايد پس از انجام مشاورههاي لازم و پس از سنجش تمام مضرات و محسنات يك روش، بهترين راه پيشگيري از بارداري را انتخاب كرده و از اين طريق امنيت روش مورد نظر در پيشگيري از بروز بارداريهاي ناخواسته را افزايش دهند
جلوگیری از بارداری شامل وسایل و روش های متعددی است که فرد می تواند برای پیشگیری از حاملگی از آنها استفاده کند. پزشکان، مأمورین بهداشت و سلامت، ماماها، و پرستاران می توانند اطلاعات مفیدی را راجع به جلوگیری از بارداری در اختیار شما قرار دهند. کلیه افرادی که در مطب پزشکان، درمانگاه های عمومی، یا بیمارستان ها کار می کنند موظف به حفظ اسرار مراجعین هستند.
کاندوم یک پوشش لاستیکی نازک است که روی آلت در حال نعوظ کشیده می شود. کاندوم باید طی کل مدتی که مقاربت جنسی انجام می شود مورد استفاده قرار گیرد. چنانچه همراه کاندوم از یک کرم یا کف اسپرم کش استفاده شود، اطمینان آن افزایش می یابد. همچنین کاندوم در برابر بیماری های مقاربتی و عفونت HIV مصونیت ایجاد می کند. کاندوم همه جا به فروش می رسد: فروشگاه های مواد غذایی، داروخانه ها، پمپ بنزین ها، و غیره. چنانچه از کاندوم درست استفاده شود، می تواند وسیله بسیاری مطمئنی برای جلوگیری از بارداری باشد.
دیافراگم/سرپوش، پوششی از جنس لاستیک و با خاصیت کشسانی است که زن آن را در مهبل خود قرار می دهد تا گردن رحم، دهانه رحم/زهدان، او را بپوشاند. دیافراگم/سرپوش در اندازه های مختلف عرضه می شود و اندازه آن باید توسط پزشک تعیین شود. دیافراگم/سرپوش باید به همراه کرم اسپرم کش مورد استفاده قرار گیرد. دیافراگم/سرپوش را می توان هر زمان قبل از انجام مقاربت جنسی در مهبل قرار داد و باید حداقل شش ساعت بعد از انجام مقاربت در مهبل بماند. اکثر خانم ها می توانند از دیافراگم/سرپوش استفاده کنند. چنانچه دیافراگم/سرپوش و کرم اسپرم کش به نحو صحیح در مهبل قرار داده شود، می تواند وسیله بسیاری مطمئنی برای جلوگیری از بارداری باشد.
اسپرم کش ها به همراه کاندوم یا دافراگم/سرپوش مورد استفاده قرار می گیرند و به خودی خود وسیله مناسبی برای جلوگیری از بارداری نیستند. آنها به شکل کرم، کف، ژل، یا شیاف تولید و عرضه می شوند. اسپرم کش ها را می توان بدون نسخه پزشک از داروخانه ها تهیه نمود. آنها عوارض جانبی بسیار کمی دارند.
فقط یک نوع قرص ضد بارداری فاقد استروژن در بازار نروژ وجود دارد. این قرص مانع از تخمک گذاری (تولید تخمک توسط زن) می گردد. برای اینکه این قرص مؤثر باشد، لازم است هر روز رأس ساعت معین مصرف گردد. همچنین خانم های شیرده نیز می توانند از این قرص استفاده کنند. چنانچه از قرص درست استفاده شود، تقریباً ٪١٠٠ قابل اطمینان است. برای خرید قرص های ضدبارداری فاقد استروژن نسخه پزشک لازم است.
قرص های ضد بارداری معمولی بیش از ٣٠ سال است که به بازار عرضه شده اند. آنها حاوی دو نوع هورمون ترکیبی مختلف می باشند: استروژن و پروژستوژن. این دو هورمون انسانی از هورمون هایی که توسط تخمدان ساخته می شود تقلید می کنند. قرص های ضد بارداری مختلف ترکیبات گوناگونی دارند. پزشک شما در انتخاب نوع مناسب قرص ضد بارداری شما را راهنمایی و برای شما نسخه ای تجویز می کند. قرص های ضد بارداری مانع از تخمک گذاری و چسبیدن تخمک به بافت سطحی رحم می شوند. چنانچه از قرص های ضد بارداری به نحو صحیح استفاده گردد، می توانند وسیله ای مطمئن برای جلوگیری از بارداری باشند. برای خرید قرص های ضدبارداری نسخه پزشک لازم است.
زنان سیگاری بالای ٣٥ سال نباید قرص های ضد بارداری مصرف کنند. این توصیه شامل زنان مبتلا به لخته خون، سرطان سینه، حمله قلبی یا سایر بیماری های قلبی، یا بیماری های کبدی شدید نیز می گردد.
حلقه ضد بارداری یک حلقه نرم و انعطاف پذیر است که توسط خود زن در مهبل قرار می گیرد. حلقه حاوی استروژن و پروژستوژن، البته در دوزهای کمتری نسبت به قرص های ضد بارداری، است. حلقه این هورمون ها را به تدریج آزاد می کند. حلقه های ضد بارداری باید به مدت سه هفته در مهبل باقی بمانند. سپس حلقه بیرون آورده می شود و یک حلقه نو بعد از یک هفته در مهبل قرار داده می شود. حلقه مانع از تخمک گذاری می گردد و استفاده از آن آسان است. حلقه های ضد بارداری را می توان با تجویز پزشک از داروخانه ها خریداری کرد. آنها بسیار مطمئن هستند. زنانی که مجاز به استفاده از قرص های ضد بارداری نیستند، نمی توانند از حلقه ضد بارداری نیز استفاده کنند.
چسب ضد بارداری حاوی همان مقدار استروژن و پروژستوژن است که در قرص های ضد بارداری با دوز پایین موجود می باشد. هورمون ها از طریق پوست وارد بدن می شوند. چسب ها طی سه هفته متوالی همان روز هفته تعویض می شود. بعد از آنکه طی سه هفته متوالی از سه وصله استفاده کردید، قبل از استفاده از یک چسب جدید در همان روز هفته، یک هفته وقفه بیاندازید. وصله مانع از تخمک گذاری می شود و می توان آن را با تجویز پزشک از داروخانه ها خریداری کرد. آنها درست به اندازه قرص های ضد بارداری قابل اطمینان هستند.
قرص های کوچک فقط حاوی یک نوع هورمون ترکیبی است. پروژستوژنها. قرص های کوچک را باید هر روز رأس ساعت معین مصرف کرد. اگر فراموش کنید که قرص را مصرف کنید و بیش از ٢٧ساعت از زمان مصرف قرص قبلی گذشته باشد، در آن صورت باید طی ١٤ روز آینده از روش های ضد بارداری مضاعف استفاده کنید. قرص باید به صورت عادی مصرف شود. برای خرید قرص های کوچک نسخه پزشک لازم است.
حلقه هورمونی (که به سیستم درون رحمی (IUS) یا دستگاه درون رحمی (IUD) نیز معروف است) شیء کوچکی است که توسط پزشک در رحم زن قرار داده می شود. قرار دادن حلقه ممکن است کمی ناراحت کننده باشد، اما ناراحتی معمولاً زود تسکین می یابد. چنانچه درد و ناراحتی ناشی از آن ادامه یابد، باید با پزشک خود مشورت کنید. حلقه هورمونی مانع از رشد بافت فوقانی رحم و نفوذ اسپرم به آن می گردد. همچنین مانع از حرکت اسپرم در رحم می گردد. حلقه هورمونی به مدت چندین سال مؤثر است و وسیله ای بسیار مطمئن برای جلوگیری از بارداری می باشد.
دو نوع کپسول ضدبارداری قابل کاشت در بازار نروژ وجود دارد. این نوع کپسول ها تقریباً اندازه چوب کبریت و حاوی هورمون پروژستوژن ترکیبی هستند. آنها زیر پوست بازوی زن کاشته می شوند و بسته به نوع کپسول بین سه الی پنج سال باقی می مانند. این کار در مطب پزشک انجام می گیرد. کپسول های کاشته شده مانع از تخمک گذاری می شوند و با تأثیر بر مخاط گردن رحم از رسیدن اسپرم به لوله های فالوپ (مجاری عبور تخم) جلوگیری می کنند. کپسول های ضد بارداری قابل کاشت وسیله مطمئنی برای جلوگیری از بارداری می باشند.
حلقه مسی (که به سیستم درون رحمی (IUS) یا دستگاه درون رحمی (IUD) نیز معروف است) مانند حلقه هورمونی در رحم زن قرار داده می شود. حلقه مانع از چسبیدن اسپرم به رحم می گردد. همچنین مانع از حرکت اسپرم در رحم می گردد. حلقه هورمونی به مدت پنج تا ده سال مؤثر است و وسیله ای بسیار مطمئن برای جلوگیری از بارداری می باشد. حلقه های مسی ممکن است به پریود های شدیدتر و بعضاً توأم با درد منجر شوند.
نابارور سازی آخرین وسیله جلوگیری از بارداری است. مرد یا زنی که نابارور شده است دیگر نمی تواند بچه دار شود. این عمل به ندرت برگشت پذیر است. بنابراین قبل از اقدام به نابارور سازی، لازم است کاملاً در مورد آن فکر کنید.
اگر مقاربت تقریباً زمانی صورت گیرد که زن در دوره تخمک گذاری باشد، احتمال بارداری ٪٢٠ است. اگر در چنین زمانی بدون استفاده از وسایل ضد بارداری اقدام به مقاربت کرده باشید، می توانید قرص های ضد بارداری اضطراری را بدون نسخه پزشک از داروخانه تهیه کنید. این قرص ها حاوی دوزهای بالایی از هورمون های مخصوص هستند که باید ظرف ٧٢ ساعت از زمان مقاربت مصرف شوند. لازم است سه یا چهار هفته بعد به پزشک خود مراجعه و از بارداری یا عدم بارداری خود اطمینان حاصل کنید. اگر بارداری ادامه یابد، مصرف این قرص ها می تواند برای جنین مضر باشد. همچنین می توان با قرار دادن یک حلقه ظرف پنج روز بعد از مقاربت جنسی، از بارداری جلوگیری نمود.
اصولاً با اجتناب از مقاربت طی دورانی که زن تخمک گذاری می کند، می توان از بارداری جلوگیری کرد. این روش بسیار نامطمئن است زیرا هم طول چرخه و هم زمان تخمک گذاری از زنی به زن دیگر بسیار متفاوت است.
اگر مقاربت جنسی قبل از آنکه انزال صورت گیرد قطع شود، ممکن است از بارداری جلوگیری شود. اما، این روش بسیار نامطمئن است. بعضی از اسپرم ها می توانند قبل از آنکه انزال صورت گیرد وارد مهبل شوند و اسپرم موجود روی پوست اطراف مهبل می تواند وارد مهبل شود.
انتخاب روشهای پیشگیری از بارداری بستگی به عواملی مانند سلامتی فرد، تواتر فعالیت جنسی، تعداد شرکای جنسی و میل به فرزند دار شدن در آینده دارد. میزان اثربخشی بر اساس تخمین های آماری، نکته کلیدی دیگری است.
روشـــهای ایجاد کننده مانــــع :
کاندوم مردانه
کاندوم مردانه غلافی است که روی آلت نعوظ یافته پیش از دخول قرار می گیرد. و به وسیله ایجاد مانع در برابر عبور اسپرم از حاملگی پیشگیری می کند.
کاندوم فقط می تواند یکبار استفاده شود. به بعضی از انواع آن ماده شیمیایی برای از بین بردن اسپرم اضافه شده است. اضافه نمودن این ماده اسپرم کش، از نظر علمی نشان نداده است که می تواند اثر مضاعفی در جلوگیری از بارداری نسبت به کاندوم تنها داشته باشد. از آنجا که این وسیله به عنوان یک مانع مکانیکی عمل می کند از تماس مستقیم با اسپرم، ترشحات تناسلی، عفونی و چرک و زخمهای تناسلی جلوگیری می کند.
بیشتر کاندومها از سمغ لاتکس و درصد کمی از آنها از روده گوسفند (که به نام پوست گوسفندی خطاب می شوند) ساخته شده اند. کاندومهای ساخته شده از پلاستیکی به نام
پلی اورتان از سال ۱۹۹۴ در آمریکا به فروش می رسند.
کاندومهای لاتکسی از موثرترین روشها برای کاهش خطر عفونت ناشی از ویروسهایی که باعث ایجاد ایدز، سایر بیماریهای وابسته به ایدز و دیگر بیماریهای منتقله از راه جنسی می شوند، هستند.برای افرادی که به لاتکس حساس هستند کاندومهای پلس اورتان جایگزین مناسبی هستند.
بعضی کاندومها لغزنده شده هستند. این مواد لغزنده حفاظت علیه بارداری یا بیماریهای منتقله از راه جنسی را افزایش نمی دهند. مواد لغزنده بدون چربی مانند ژل آبکی یا ژل K-Y،
می توانند در همراهی با کاندومهای لاتکسی یا پوست گوسفندی استفاده شوند. اما مواد لغزنده چرب مانند ژل پترولیوم (وازلین) لوسیونها یا روغن بچه یا روغن ماساژ نباید استفاده شوند چرا که باعث ضعیف شدن و پاره شدن کاندوم می گردند.
کاندوم زنانه
کاندوم زنانه که در سال ۱۹۹۳ توسط اداره دارو و غذا تأیید شد، حاوی یک غلاف لغزنده
پلی اورتان که از نظر ظاهری کاملاً مشابه کاندوم مردانه است می باشد. انتهای بسته آن که یک حلقه انعطاف پذیر دارد در داخل مهبل قرار داده می شود در حالیکه انتهای باز آن بیرون قرار داده
می شود و تا اندازه ای لب ها را می پوشاند.
کاندوم زنانه هم مانند کاندوم مردانه بدون نسخه در دسترس است و فقط برای یکبار مصرف می باشد و نباید در همراهی با کاندوم مردانه استفاده شود چرا که باعث لغزیدن و خروج از محل
می شود.
دیافراگم
این روش فقط با نسخه در دسترس است و توسط یک کارشناس برای آنکه اندازه مناسب داشته باشد، اندازه گیری می شود. دیافراگم یک صفحه سمغی گنبدی شکل است که یک حاشیه انعطاف پذیر دارد که از دو طریق از بارداری جلوگیری می کند. دیافراگم دهانه رحم ار می پوشاند وبنابراین اسپرم نمی تواند به رحم دست یابد در حالیکه کرم یا ژل اسپرم کشی که پیش از کارگذاری در دیافراگم به کار رفته است اسپرم ها را می کشد.
دیافراگم تا ۶ ساعت پس از کارگزاری حفاظت کننده است. برای ارتباط جنسی پس از ۶ ساعت یا برای ارتباط مکرر در طی این ۶ ساعت باید اسپرم کش تازه در داخل مهبل در حالیکه دیافراگم هنوز در جای خود باقی است به کار برود. دیافراگم حداقل ۶ ساعت پس از آخرین ارتباط جنسی باید، در مکان خود باقی بماند. اما این زمان نباید بیش از ۲۴ ساعت طول بکشد چرا که خطر سندرم شوک توکسیک که یک عفونت نادر اما بالقوه کشنده است را افزایش می دهد. علائم و نشانه های سندرم شوک توکسیک شامل تب ناگهانی، ناراحتی معده، دانه های خورشیدی شکل و افت فشار خون است.
روشهای هورمونی
قرصهای خوراکی پیشگیری از بارداری ترکیبی
قرصهای خوراکی پیشگیری از بارداری ترکیبی که به صورت خاص به آن قرص گفته می شود ۴۰ سال در بازار به فروش می رسیده است و یکی از عمومی ترین روشهای پیشگیری از بارداری بر گشت پذیر در آمریکا هستند. این شکل از روشهای جلوگیری تخمک گذاری ( آزاد شدن ماهیانه یک تخمک از تخمدانها) را به وسیله اثر مرکب هورمونهای استروژن و پروژسترون مهار می کند.
اگر زنی به یاد آورد که هر روز دقیقاً در یک ساعت معین قرص را مصرف کند، شانس بسیار کمی برای باردار شدن دارد. اما اگر این زن بعضی داروها مانند آنتی بیوتیکهای خاصی را مصرف کند اثر بخشی قرصها کم می شود.
در کنار پیشگیری از بارداری قرصها مزایای دیگری نیز دارند. همانگونه که در ابتدا توضیح داده شد، قرص می تواند عادت ماهانه را منظم تر و سبکتر کند. در ضمن اثر حفاظتی علیه بیماریهای التهابی لگن (عفونت لوله های فالوپی یا رحم که علت عمده ناباروری در زنان است) و علیه سرطانهای تخمدان و لایه داخلی رحم دارد.
تصمیم به استفاده از قرص باید با مشاوره با یک کارشناس بهداشتی گرفته شود. قرصهای پیشگیری از بارداری برای بسیاری زنان ایمن است حتی بسیار کم خطر تر از به دنیا آوردن کودک، اما در عین حال برخی خطرات را نیز به همراه دارند.
قرصهای کم هورمون فعلی خطرات کمتری نسبت به انواع ابتدایی تر دارند. اما زنان بالای ۳۵ سال سیگاری و زنانی که وضعیتهای پزشکی خاص مثل سابقه ایجاد لخته خونی یا سرطان رحم یا سرطان لایه داخلی رحم دارند، ممکن است توصیه به عدم دریافت این قرصها شوند. قرص ممکن است با بیماری قلبی عروقی شامل فشار خون بالا و انسداد رگها مربوط باشد.
یکی از بزرگترین سوالات این است که آیا قرص خطر سرطان سینه را در مصرف کنندگان قدیم و جدید قرص افزایش می دهد یا خیر. یک مطالعه بین المللی که در سپتامبر ۱۹۹۶ در مجله پیشگیری از بارداری به چاپ رسید استنتاج کرد که خطر سرطان سینه در زنان ۱۰ سال پس از قطع مصرف قرص بیشتر از زنانی که هرگز قرص استفاده کرده اند نیست. در طی مصرف قرص و ۱۰ سال پس از توقف استفاده از قرص خطر سرطان سینه درزنان فقط کمی بیش از زنانی است که از قرص استفاده نمی کنند. زنانی که سرطان سینه داشته یا دارند، نباید از قرص استفاده کنند چرا که استروژن درون قرص ممکن است وضعیت آنها را بدتر کند.
عوارض قرص که معمولاً چند ماه پس از مصرف قرص از بین می روند شامل تهوع، سردرد، درد پستانها، اضافه وزن، خونریزی نامنظم و افسردگی است.
مینی پیل (قرص شیر دهی)
گرچه مینی پیل هم مانند قرصهای ترکیبی خوراکی به صورت روزانه مصرف می شود، فقط حاوی هورمون پروژسترون بوده و استروژن ندارد. این قرصها از طریق افزایش ضخامت مخاط ناحیه دهانه رحم از رسیدن اسپرم به تخمک جلوگیری می کنند. در ضمن این قرصها لایه داخلی رحم را از ضخامت محافظت می کنند که باعث می شود، تخمک بارور شده نتواند در رحم جایگزین شود. این قرصها مختصری کم اثرتر از قرصهای ترکیبی خوراکی هستند.
قرص شیردهی نیز مانند قرص های ترکیبی می تواند، خونریزی قاعدگی و گرفتگی های
ماهیچه ها را کم کند و خطر سرطان تخمدان و رحم و نیز بیماریهای التهابی لگن را کاهش دهد. از آنجا که این قرصها حاوی استروژن نیستند خطر ایجاد لخته خونی که در همراهی با قرصهای ترکیبی اتفاق می افتد، را ندارند. این قرصها انتخابهای خوبی برای تازه مادرانی است که به کودک خود شیر
می دهند چرا که قرصهای ترکیبی خوراکی ممکن است کیفیت و کیت شیر مادر را کاهش دهند. در ضمن این قرصها انتخابهای خوبی برای افرادی هستند که با قرصهای ترکیبی خوراکی دچار سردرد شدید و فشار خون بالا می شوند.
عوارض جانبی قرصهای شیردهی شامل تغییر چرخه قاعدگی، اضافه وزن و دردهای پستانی است.
روش اورژانس پیشگیری از بارداری
دو نوع قرص پیشگیری ازبارداری اورژانس توسط اداره دارو و غذا برای پیشگیری از بارداری پس از ارتباط جنسی، زمانی که روش پیشگیری از بارداری استانداردی استفاده نمی شده یا دچار شکست شده است، به تأیید رسیده.یکی از این محصولات حاوی ترکیب استروژن و پروژسترون و دیگری فقط پروژسترون است.
هر دو نوع محصول که فقط با نسخه پزشک در دسترس هستند، از طریق به تآخیر نداختن یا مهار تخمک گذاری یا جلوگیری از لانه گزینی تخمک بارور شده در رحم عمل می کنند. این قرصها در صورتی که تخمک بارور شده جایگزین شده باشد دیگر اثری ندارند.
روشهای اورژانس حدود ۷۵ درصد موثر هستند که به معنای این است که تعداد زنانی که انتظار می رود پس از ارتباط جنسی حفاظت نشده، حامله شدند از ۸ به ۲ در زنانی که از این روش استفاده می کنند، کاهش می یابند.
عوارض جانبی شامل تهوع و استفراغ است که هر دو مورد در زنانی که فقط از قرصهای پروژسترونی استفاده کرده اند کمتر گزارش شده است.
پروژسترون تزریقی
آمپول دپوورا که در سال ۱۹۹۲ توسط اداره دارو و غذا تأیید شد به وسیله یک کارشناس بهداشتی هر دو ماه یکبار در بازو یا باسن تزریق می شود. دپو ورا از سه طریق از بارداری پیشگیری می کند: تخمک گذاری را مهار میکند، مخاط دهانه رحم را برای جلوگیری از دستیابی اسپرم به تخمک تغییر داده و آستر رحم را برای جلوگیری از لانه گزینی تخمک بارور شده، تغییر میدهد. تزریق پروژسترون در جلوگیری از بارداری بسیار مؤثر است، چرا که نیاز به تلاش بسیار کمی از سوی زن برای جلوگیری از حاملگی را بردارد. « زنی که از این روش استفاده می کند به راحتی هر سه ماه یکبار یک تزریق توسط پزشک دریافت می کند».
مزایای این روش مشابه مینی پیل و دیگر روش پروژسترونی پیشگیری از بارداری (نورپلانت) است. عوارض جانبی هم مشابه است و شامل قاعدگی های نامنظم یا فقدان قاعدگی (که آسیب زننده نبوده و به معنای این نیست که این روش درست عمل نمی کند)، اضافه وزن و دردهای پستانی می باشد.
پروژسترون کاشتنی
نورپلانت که در سال ۱۹۹۰ و نوع جدیدتر آن نورپلانت ۲ در سال ۱۹۹۶ به وسیله اداره دارو و غذا تأیید شدند نوع سوم روشهای پیشگیری از بارداری پروژسترونی هستند. این روش پیشگیری از بارداری که به شکل استفاده از استوانه ها ی رزینی در اندازه چوب کبریت است، به روش جراحی در زیر پوست بازو جایی که به طور مداوم هورمون استروییدی لوونورژسترل را آزاد می کند، کار گذاشته می شود.
۶ استوانه نورپلانت به مدت ۵ سال (یا تا زمانی که برداشته شوند) در برابر حاملگی ایجاد حفاظت می کنند. در حالیکه دو استوانه نورپلانت ۲ به مدت سه سال از حاملگی پیشگیری می کنند. شکست نورپلانت بسیار نادر است اما با افزایش وزن این احتمال بیشتر می شود.
بعضی زنان ممکن است دچار عفونت یا التهاب در محل کاشته شدن نورپلانت شوند. سایر عوارض جانبی آن شامل تغییرات چرخه قاعدگی، اضافه وزن و درد پستانی است.
وسایل داخل رحمی
IUD وسیله ای مکانیکی است که توسط یک کارشناس بهداشتی در داخل رحم جاگذاری می شود. دو نوع آی یو دی در آمریکا در دسترس هستند. آی یو دی مسی و آی یو دی پروژسترونی. آی یو دی مسی می تواند به مدت ۱۰ سال باقی بماند. در حالیکه آی یو دی پروژسترونی هر سال باید جایگزین شود.
به طور کامل مشخص نیست که آی یو دی چطور از حاملگی پیشگیری می کند. به نظر
می رسد که این وسایل از طریق بی حرکت کردن اسپرم در مسیرش به سمت لوله های فالوپی از ملاقات اسپرم و تخمک جلوگیری می کنند یا با تغییر لایه داخلی رحم از لانه گزینی تخمک بارور شده جلوگیری می نمایند.
آی یو دی ها یکی از کمترین میزانهای شکست را در بین روشهای پیشگیری از بارداری دارند. وقتی آی یو دی برای فرد مناسب باشد (وقتی هر دو زوج دارای یک شریک جنسی باشند و ارتباطات آنها با ثبات باشد که در خطر عفونت نباشند) آی یو دی یک روش پیشگیری از بارداری بسیار امن و موثر است.
روشهای سنتی
آگاهی از باروری
به این روش، روش طبیعی پیشگیری از بارداری یا پرهیز دوره ای هم گفته می شود. آگاهی از باروی مستلزم پرهیز از ارتباط جنسی یا استفاده از روشهای سد کننده پیشگیری از بارداری در روزهایی از چرخه قاعدگی زن است که احتمال بیشتری برای حاملگی اش وجود دارد.
از آنجا که اسپرم تا حدود ۷ روز می تواند در راههای تناسلی زنانه باقی بماند و تخمک تا ۲۴ ساعت پس از آزاد شدن قابل بارور شدن است، یک زن می توند از رابطه جنسی ۷ روز پیش از تخمک گذاری تا ۲۴ ساعت پس از آن باردار شود. روشهایی که تخمین می زنند چه زمانی یک زن بارور است بستگی به چرخه قاعدگی، تغییرات مخاط دهانه رحم یا تغییر در درجه حرارت بدن دارد. این روش می تواند اثر بخش باشد ولی احتیاج به یک زوج بسیار با انگیزه و هوشمند برای اثر بخشی این روش است.
روش صرفنظر کردن (withdrawal)
در این روش که قطع رابطه جنسی هم خوانده می شود، مرد آلت تناسلی خود را قبل از انزال از مهبل خارج می کند. در صورتیکه اسپرم وارد مهبل نشود از بارداری پیشگیری می شود.
اثر بخشی این روش بستگی به توانایی مرد برای صرفنظر کردن پیش از انزال دارد. این روش هیچ حفاظتی علیه عفونتهای منتقله از راه جنسی مانند ایدز ندارد. بیماریهای عفونی به وسیله تماس مستقیم با ضایعات سطحی و مایع پیش انزالی قابل انتقال است.
عقیم سازی به روش جراحی
عقیم سازی به روش جراحی برای افرادی به کار گرفته می شود که تصمیم ندارند در آینده بچه دار شوند. این روش دائمی تلقی می شود، چرا که برگشت پذیری آن منوط به جراحی بزرگی است که اغلب نیز ناموفق است.
عقیم سازی زنان
در روش عقیم سازی زنان لوله های فالوپی بسته می شوند و بنابراین تخمک نمی تواند به درون رحم مهاجرت کند. عقیم سازی با تکنیکهای مختلف جراحی و معمولاً زیر بیهوشی عمومی انجام می گیرد.
عوارض این جراحی ها نادر است و شامل عفونت، حاملگی خارج رحمی، خونریزی و مشکلات مربوط به استفاده از بیهوشی عمومی است.
عقیم سازی مردان
این روش که وازکتومی هم نامیده می شود از طریق دوختن، گره زدن یا بریدن مجاری انتقال دهنده اسپرم که اسپرم را از بیضه ها به آلت تناسلی منتقل می کند عمل می کند.
وازکتومی یک جراحی سریع است که معمولاً کمتر از ۳۰ دقیقه طول می کشد و عوارض پس از جراحی اندکی مانند خونریزی یا عفونت دارد.
تحقیقات بر روی روشهای پیشگیری از بارداری که عوارض را کمتر می کنند ادامه دارد.
تقسيم بندي قرصهاي ضد حاملگي
۱- پروژسترون(ميني پيل): در ايـن قـرصها تنها هورمون
پـروژستـرون وجـود دارد- ويژه خانمهاي شيرده و يا مبتلا به
فشار خون بالا مي باشد. خانمهاي شيرده مي بايست ۶
هفته پس از زايمان شروع بمصرف اين قرصها كنند. بـسـته
اين قرصها ۲۸ عددي مي بـاشد. نحوه مصرف آنها روزي يك
قــرص سر ساعت معين از روز نخست قاعدگي ميباشـد و
پـس از اتـمـام بسـتـه مـصرف قرص بسته جديد بدون وقفه
آغـاز ميــگردد. در صورتي كه مصرف قرص كمتر از ۳ ساعت
از زمان مقرر فراموش گردد بلافاصله پس از يادآوري آن قرص مصرف و مابقي قرصها نيز طبق روال مصرف ميگردد اما هرگاه مصرف قرص بيش از ۳ ساعت به تاخير افتاد بلافاصله پس از يادآوري قرص فراموش شده مصرف گرديده و تا يك هفته ميبايد از يك روش ضد بارداري ديگر استفاده نمود. اثر اين قرصها از قرصهاي تركيبي پايين تر ميباشد.
۲- تركيبي: اين قرصها تركيبي از دو هورمون استروژن و پروژسترون ميباشد. اين قرصها خود به سه دسته تقسيم بندي ميگردند:
* منو فازيك(تك مرحله اي): ميزان هورمونهاي استروژن و پروژسترون در تمام قرصها يكسان ميباشد.ق رصهاي LD وHD در اين گروه قرار دارند.
* دي فازيك(دو مرحله اي): ميزان هورمونهاي استروژن و پروژسترون در دو مرحله تغيير ميكند.
* تري فازيك(سه مرحله اي): ميزان هورمونهاي استروژن و پروژسترون در سه مرحله به تدريج افزايش مي يابد.
بسته بندي قرصهاي تركيبي نيز دو گونه ميباشد:
۱- بسته هاي ۲۱ عددي: اين بسته ها حاوي ۲۱ عدد قرص موثر ميباشد.
۲- بسته هاي ۲۸ عددي: اين بسته ها حاوي ۲۸ عدد قرص بوده كه ۲۱ عدد آن موثر بوده و ۷ عدد آن را قرصهاي خنثي تشكيل ميدهند. ۷ قرص آخر تنها براي كمك به حافظه مصرف كننده ميباشد.
نحوه مصرف قرصهاي LD و HD
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــقرصهاي LD كرم رنگ بوده و دوز پايين دارند.
قرصهاي HD سفيد رنگ بوده و دوز بالا دارند.
نحوه مصرف: از روز ۵ قاعدگي مصرف قرصها آغاز ميگردد (خواه خونريزي قطع و يا ادامه داشته باشد). ۲۱ روز قرصها سر ساعت معين مصرف گرديده و پس از اتمام بسته يك هفته (۷ روز) مصرف قرص قطع گرديده و از روز هشتم مصرف بسته جديد قرص آغاز ميگردد. (خواه خونريزي قطع و يا ادامه داشته باشد)
در صورت فراموشي مصرف قرص:
۱- هرگاه مصرف يك قرص فراموش گردد: به محض يادآوري قرص را مصرف كرده و قرصهاي بعدي را نيز در زمان مقرر مصرف كنيد.
۲- هرگاه مصرف دو قرص متوالي فراموش گردد: به محض يادآوري ۲ قرص را همزمان مصرف كرده و ۲ قرص ديگر را همزمان روز بعد مصرف كنيد.مابقي قرصها را در زمان مقرر مصرف كنيد.تا يك هفته نيز از يك روش ديگر پيشگيري از بارداري استفاده كنيد.
۳- هرگاه مصرف ۳ قرص متوالي فراموش گردد: در اين صورت مابقي بسته قرص را بدور انداخته و همان روز مصرف قرصهاي بسته جديدي را آغاز كنيد. تا يك هفته نيز از يك روش ديگر پيشگيري از بارداري استفاده كنيد.
* معمولا پس از دو هفته از مصرف قرصهاي LD وHD ديگر حاملگي صورت نخواهد گرفت اما بهتر است ماه نخست مصرف اينگونه قرصها از يك روش ديگر پيشگيري از بارداري استفاده كنيد.
نحوه مصرف قرصهاي سه مرحله اي
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* بسته اين قرصها از ۶ قرص نارنجي رنگ،۵ قرص زرد رنگ و ۱۰ قرص سفيد رنگ تشكيل شده است.
نحوه مصرف: از روز نخست قاعدگي مصرف قرصها آغاز ميگردد و هر روز سر ساعت معين قرصها مصرف گرديده پس از اتمام بسته يك هفته مصرف قرص قطع گرديده و از روز هشتم مصرف قرصهاي بسته جديد آغاز ميگردد.
در صورت فراموشي مصرف قرص:
۱-هرگاه كمتر از ۱۲ ساعت از زمان مقرر مصرف قرص گذشته باشد: قرص فراموش شده را مصرف كرده و بقيه قرصها را در زمان مقرر بخوريد.
۲- هرگاه بيشتر از ۱۲ ساعت از زمان مقرر مصرف قرص گذشته باشد: قرص فراموش شده را نخورده و مابقي قرصها را در زمان مقرر بخوريد. تا تمام شدن بسته نيز از يك روش ديگر جلوگيري از حاملگي استفاده گردد.
* هرگاه براي بار نخست از اين قرصها استفاده ميكنيد در ماه اول از يك روش ديگر جلوگيري استفاده كنيد.
نكات مهم:
۱-براي كاهش حالت تهوع ناشي از مصرف اينگونه قرصها بهتر است آنها را پس از غذا مصرف كنيد.
۲-مصرف قرصها بايد هر روز در يك ساعت معين انجام گيرد.
۳-هر گاه قرصها را بطور مرتب مصرف گرديد و يك دوره قاعدگي براي شما اتفاق نيفتاد نگران نباشيد اما اگر دو بار پياپي قاعده نشديد به پزشك مراجعه كنيد.
۴-در مواردي اثر قرصهاي خوراكي جلوگيري از بارداري كاهش يافته و بايد از يك روش مكمل ديگر جلوگيري از بارداري استفاده گردد اين موارد شامل:
* تداخل دارويي: مصرف آنتي بيوتيكها (مانند آمپي سيلين، پنسيلين، تترا سايكلين)،ق رصهاي آرامبخش (مانند ديازپام)، قرصهاي ضد سل، قرصهاي ضد تشنج، قرصهاي ضد انعقاد خون اثربخشي قرصهاي ضد بارداري را كاهش ميدهند.
* اسهال و استفراغ شديد نيز اثر بخشي قرصها را كاهش ميدهد و بايد از روش ديگر جلوگيري از بارداري استفاده گردد.
۵- آزمايش نمونه از دهانه رحم (پاپ اسمير) در آغاز مصرف قرصهاي ضد بارداري و هر ساله براي خانمها ضروري ميباشد.
۶-قدرت بارداري معمولا پس از ۳ ماه از قطع قرصهاي ضد بارداري باز ميگردد. (اين زمان در افراد مختلف از يك ماه تا ۶ ماه متغير ميباشد)
روش اورژانس جلوگيري از بارداري
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
هرگاه احتمال حاملگي ناخواسته در شما وجود دارد شما ميتوانيد تنها ظرف ۷۲ ساعت از حاملگي جلوگيري كنيد:
۱- روش نخست: ۴ عدد قرص LD همزمان و سپس ۱۲ ساعت بعد ۴ قرص ديگر مصرف گردد.
۲- روش دوم: ۲ قرصHD همزمان و سپس ۱۲ ساعت بعد ۲ قرص ديگر مصرف گردد.
*بخاطر داشته باشيد از اين روش بيش از يك بار در هر سيكل قاعدگي نبايد استفاده گردد.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز دكتر “رني دي. گودوين” گفت، با توجه به دهها سال تلاشي كه براي وادار كردن زنان به نكشيدن سيگار در دوران بارداري انجام شده است، مشاهده ادامه اين مشكل بسيار آزاردهنده است.
وي افزود، ميزان بالاي افسردگي در ميان زنان باردار معتاد به نيكوتين ميتواند نشانه ديگري از وجود اين مشكل در ميان اين زنان باشد.
گودوين و همكارانش در “دانشگاه كلمبيا” واقع در نيويورك اطلاعات ناشي از مصاحبه با يك هزار و ۵۱۶زني را كه در مطالعهاي در زمينه استفاده از الكل شركت كرده بودند، مورد تجزيه و تحليل قرار دادند.
تمام اين زنان در سال گذشته باردار بودند.
گروه محققان در مجله “زايمان و بيماري زنان” نوشتند، در مجموع ۲۲ درصد زنان مورد مطالعه گزارش دادند كه سيگار ميكشيدند و ۱۲درصد آنها را ميشد در رده زنان معتاد به نيكوتين قرار داد.
در اين مطالعه ديده شد كه يك اختلال رواني مانند افسردگي و يا اختلال ترس كه در ۵۷درصد از زنان معتاد به نيكوتين ديده ميشد، تقريبا در نيمي از زنان سيگاري يعني ۴۵درصد آنها نيز مشاهده ميشد.
گودوين گفت، متخصصين سلامت كه روي زنان باردار سيگاري كار ميكنند، بايد بدانند كه افسردگي و تشويش ميتواند بزرگترين موانع بيماران آنان براي ترك سيگار باشد.
وي نتيجه گرفت، براي اين قبيل افراد استفاده از برخي روشهاي درمان رواني مانند رفتار درماني و يا درمان حمايتي بعلاوه يك برنامه متوقف كردن استعمال دخانيات ميتواند به مراتب بهتر از يك برچسب ساده پوستي نيكوتين به درمان بيمار كمك كند.
مشروح اين مطالعه در شماره آوريل ،۲۰۰۷مجله” زايمان و بيماريهاي زنان” منتشر شده است.
بر اساس نتايج يك تحقيق بين اضطراب مادر و مشكلات رفتاري در كودك در سال هاي آينده ارتباط وجود دارد، ضمن اينكه اضطراب مادر در ميزان وزن كودك در هنگام تولد و جنسيت نوزاد تاثير گذار است .
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، بررسي ها نشان مي دهد كه اگر مادران در طول مدت اوليه بارداري خود با استرس و اضطراب بالايي مواجه شوند به احتمال زياد فرزندان آنها در سال هاي بعد با مشكلات رفتاري از قبيل نقص در توجه مواجه مي شوند.
دكتر ماركوم از دانشگاه لوون در بلژيك در اين زمينه اظهار كرد: عوامل ديگري چون اضطراب مادر بعد از تولد ، تحصيلات والدين و مصرف سيگار مادر در دوران بارداري بر نحوه رفتار كودك تاثير گذار است.
براساس اين گزارش، پژوهشگران دريافتند ميزان اضطراب مادر بين هفته دوازدهم تا بيست و دوم بارداري از اضطراب مادر در ماههاي پاياني بارداري تاثيرگذارتر است.
به گفته وي اين وضعيت تحت تاثير اضطرابهاي معمول زندگي به وجود نمي آيد و فقط استرسهاي طولاني مدت سبب افزايش آمادگي كودك براي به وجود آمدن اين اختلالات مي شود .
به گفته آنان در طول اين مدت ،استرس مي تواند بر مغز تاثير گذاشته و موجب اختلال نقص در توجه ،فزون كنشي ،افسردگي و پرخاشگري كودك در سال هاي بعد شود
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از يونايتدپرس ، دانشمندان در نشريه “موتاسيون ژنتيكي محيطي و مولكولي” نوشتند، اين اقدام احتياطي در بررسي يافتههايي توصيه شده است كه نشان ميدهند ( AZT (zidovudineميتواند موجب بروز آسيب ژنتيكي شود كه احتمالا خطر بروز سرطان را آينده افزايش ميدهد.
با اين حال پزشكان هنوز موافق استفاده از AZTهستند. اين دارو ميتواند از انتقال اچ.آي.وي به نوزاداني كه قبل از تولد، در دوران جنيني و يا در زمان شيرخوارگي در معرض ويروس ايدز قرار داشتهاند، پيشگيري كند.
احتمال آلوده شدن و يا ابتلا به ايدز در كودكاني كه تحت درمان قرار نگرفتهاند ۲۵درصد است اما مصرف تركيبات داروي ضد رتروويروس كه معمولا حاوي AZTهستند اين ميزان را به زير دو درصد كاهش ميدهد.
با اين حال به گفته “دال واكر” از آزمايشگاههاي پاتولوژي تجربي در “هرندان”، مطالعات جديد نشان دادند كه بدخيمي همراه با تغييرات ژنتيكي كه در موارد سرطانهاي انساني مانند سرطان جدار رگهاي خوني، سرطان دستگاه تناسلي و كبد و يا نوعي لوسمي مشاهده ميشوند در موشها و موشهاي صحرايي كه در معرض AZTقرار داشتند، بيشتر بود.
نويسندگان اين مطالعه در بيانيهاي هشدار دادند كه كودكاني كه در معرض AZTقرار داشتهاند بيشتر احتمال دارد كه در اواسط تا اواخر دوران بلوغ خود به سرطان مبتلا شوند
* معاينه پستان :
روش معاينه به شكل زير مي باشد :
براي معاينه پستان چپ ،از دست راست و براي معاينه پستان راست ،از دست چپ بايد استفاده كرد و با ۲ يا ۳ انگشت استفاده نمود .،از انگشت شست نبايد استفاده كرد چون با قرار گرفتن نسج پستان بين انگشت شست و ساير انگشتان باعث اشتباه تشخيصي خواهد شد . پستان بايد با حركات دوراني انگشتان ، لمس شده و با فشار مختصر ، در حليكه پوست ناحيه مورد معاينه ثابت نگه داشته شده ، دست را روي بافتهاي زير پوست حركت دهد .از انتهاي بالاي پستان تا انتهاي پائيني و از جناغ سينه تا تمام زير بغل بايد معاينه شود .در انتهاي معاينه نوك پستان را مانند حالت دوشيدن فشار بدهند تا اگر ترشحي وجود داشته باشد ، از آن خارج شود . در صورت احساس هر نوع توده اي يا فرو رفتگي ، بر آمدگي ، قرمزي ، تغييرات شكل ظاهري و رنگ نوك پستان بايستي فرد را
به پزشك ارجاع داد .
*واريس :
از مراجعه كننده درخواست نمائيد روي صندلي بنشيند و جوراب خود را در آورد بطوريكه ساق پاي او ديده شود ،پشت ساق پا را از نظر وجود رگهاي بر جسته و تيره رنگ بررسي نمائيد در صورتيكه رگهاي تيره و بر جسته ديده شود فرد واريس دارد .
در يك تحقيق كه نتايج آن در دومين كنگره اورژانسهاي طب اطفال ارايه شد ميزان عملكرد مادران در استفاده از قطره آهن كودكان مورد بررسي قرار گرفت.
در اين مطالعه از ميان مادراني كه در طول سال ۱۳۸۵به مراكز بهداشتي و درماني وابسته به دانشگاه علوم پزشكي تهران مراجعه كرده بودند و داراي فرزند ۵تا ۲۴ماهه بودند يك نمونه ۲۵۰نفري انتخاب شد.
با استفاده از پرسشنامه و مصاحبه حضوري عملكرد اين افراد در مورد شروع به موقع قطره آهن و نحوه صحيح خوراندن قطره به طفل مورد بررسي قرار گرفت.
اطلاعات بدست آمده نشان داد ۴۰درصد مادران مورد مطالعه در ۴تا ۶ ماهگي (زمان مناسب براي مصرف قطره آهن) مصرف قطره آهن را شروع كردهاند ولي در ۶۰درصد آنها شروع مصرف قطره آهن به موقع نبوده است.
همچنين در اين تحقيق مراقبت كافي هنگام تجويز قطره خوراكي آهن شامل چكاندن قطره ته حلق، تجويز قطره همراه با آب ميوه، ندادن قطره همراه با چاي و شير مادر براي جذب بهتر و جلوگيري از عوارض دنداني، مورد بررسي قرار گرفت.
به دنبال اين بررسي ۲۶درصد مادران داراي عملكرد خوب، ۴۱درصد عملكرد متوسط و ۳۳درصد هم مراقبتهاي ضعيفي داشتند.
نتايج اين تحقيق نشان داد بين عملكرد مادران با سطح تحصيلات آنها رابطه معناداري وجود داشت.
بر پايه نتايج اين تحقيق آموزش مستمر و موثر براي مادران در خصوص تغذيه كودكان به منظور ارتقاء آگاهي، نگرش و رفتار آنها در اين خصوص توصيه ميشود.
اين تحقيق توسط دكتر “گيتي خوشه مهري” عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي تهران انجام و در دومين كنگره سراسري اورژانسهاي طب كودكان ارايه شد.
موادي بنام كاتشين (Catechin) و پلي فنولهاي موجود در برگهاي چاي تبديل به تركيبات قهوهاي يا قرمزي بنام تئوفلاوين و تئوروبيجين ميشوند كه موجب ميشوند چاي دم كرده به رنگ سياه درآيد.
۲- چاي الانگ (Olang) كه به رنگ قرمز يا زرد است و با تخمير نسبي بدست ميآيد.
۳- چاي سبز كه دچار تخمير نميشود و بلافاصله بعد از چيدن از اكسيداسيون كاتشين محافظت ميشود كه اكثر فوائد درماني چاي را به آن نسبت ميدهند.
مطالعه ای تازه در ژاپن نشان می دهد که نوشيدن چای سبز می تواند خطر مرگ در اثر ابتلا به طيفی از بيماری ها را به ميزان قابل توجهی کاهش دهد.
محققان با بررسی اطلاعات پزشکی بيش از ۴۰ هزار نفر دريافتند که چای سبز خطر مرگ در اثر بيماری قلبی را بيش از ۲۵ درصد کاهش می دهد.
اما متخصصان قلب در بريتانيا می گويند که اين فوايد ممکن است ناشی از رژيم غذايی ژاپنی ها در کل باشد چرا که غذاهايی که مردم اين کشور عادت به مصرف آنها دارند از غذاهای رايج در غرب سالم تر است.
نتايج اين تحقيق در نشريه انجمن پزشکی آمريکا چاپ شده است.
صرفنظر از آب، چای پرمصرف ترين نوشيدنی در جهان است و هرساله سه ميليارد کيلوگرم چای در جهان توليد می شود.
مطالعات انجام شده در آزمايشگاه ها و به روی حيوانات نشان داده است که به خصوص چای سبز (در مقايسه با چای تيره) دارای فوايد زيادی برای سلامتی است.
بيشترين بهره برای زنان
در اين مطالعه که در سال ۱۹۹۴ آغاز شد محققان دانشگاه توهوکو فوايد احتمالی چای سبز برای انسان را بررسی کردند.
آنها اطلاعات مربوط به ۴۰ هزار و ۵۳۰ فرد سالم ۴۰ تا ۷۹ ساله اهل شمال ژاپن، جايی که چای سبز مصرف زيادی دارد، را بررسی و تحليل کردند.
در حدود ۸۰ درصد مردم اين منطقه چای سبز می نوشند به طوری که بيش از نيمی از آنها روزانه سه فنجان يا بيشتر از آن مصرف می کنند.
اطلاعات مربوط به اين افراد برای مدت ۱۱ سال (۱۹۹۵ تا ۲۰۰۵) دنبال شد. در پايان اين دوره ۴ هزار و ۲۰۹ نفر از آنها به دلايل گوناگون درگذشته بودند.
پژوهشگران همچنين داده های جمع آوری شده در طول ۷ سال (۱۹۹۵ تا ۲۰۰۱) را بررسی کردند تا مرگ و مير در اثر علل مشخص را بررسی کنند.
در اين دوره هفت ساله، ۸۹۲ نفر از بيماری قلب و ۱۱۳۴ نفر در اثر سرطان درگذشتند.
در طول مطالعه ۱۱ ساله، نرخ مرگ در اثر کليه عوامل، برای کسانی که روزانه ۵ فنجان يا بيشتر چای سبز نوشيده بودند در مقايسه با کسانی که يک فنجان يا کمتر نوشيده بودند ۱۶ درصد کمتر بود.
مطالعه ۷ ساله برای کشف علل خاص مرگ و مير نيز نشان داد که خطر مرگ در اثر بيماری قلبی برای گروهی که ۵ فنجان يا بيشتر چای سبز می نوشند، ۲۶ درصد کمتر بود.
ولی هيچ رابطه قابل توجهی ميان مصرف چای سبز و مرگ در اثر سرطان مشاهده نشد.
در سراسر اين مطالعه فوايد چای سبز ظاهرا برای زنان بيشتر بود.
زنانی که روزانه پنج فنجان يا بيشتر چای سبز می نوشيدند - در مقايسه با کسانی که يک فنجان يا کمتر مصرف می کردند - ۳۱ درصد کمتر با خطر مرگ در اثر بيماری قلبی روبرو بودند.
اما اين مطالعه رابطه ای ميان مصرف چای سياه يا اولانگ و کاهش خطر مرگ در اثر بيماری قلبی نيافت.
‘آمار پايين بيماری’
دکتر شينيچی کورياما، که اين مطالعه تحت سرپرستی او انجام شد، گفت: “مهمترين يافته اين است که چای سبز ممکن است عمر افراد را از طريق کاهش خطر بيماری قلبی افزايش دهد.”
اما الن ميسون، پرستار قلب در بنياد قلب بريتانيا، گفت که رژيم غذايی ژاپنی ها در مجموع خيلی سالم است و اين يافته ها ممکن است در مورد کسانی که به سبک غربی غذا می خورند صادق نباشد.
وی گفت: “آمار بيماری قلبی در ژاپن هم اکنون يکی از کمترين ها در جهان است و تصور می شود رژيم غذايی ژاپنی ها نقشی عمده در پايين نگاه داشتن آن بازی می کند.”
وی با اشاره به اينکه چربی اشباع شده در غذاهای رايج در بريتانيا بيشتر از ژاپن است، ابراز ترديد کرد که نوشيدن همان مقدار چای سبز در بريتانيا تاثيری عمده بر نرخ ابتلا به بيماری قلبی داشته باشد.
قدمت استفاده از چاي به بيش از ۵۰۰۰۰۰ سال قبل ميرسد. شواهد گياهشناسي نشان ميدهند كه هند، چين، برمه و تايلند خاستگاه چاي ميباشند. به نظر ميرسد كلمه انگليسي Tea از كلمه مالاكائي “teh” يا كلمه چيني “t’e” گرفته شده باشد. اصطلاح چيني “Ch’a” منشاء نامگذاري چاي در ساير زبانها ميباشد. هلنديها و پرتغاليها كه اولين وارد كنندههاي اصلي چاي بودند احتمالاً اين نامها را به كشورهاي اروپايي و خاورميانه معرفي نمودند. چاي داراي بهترين كيفيت از جوانههاي تازه شامل دو يا سه برگ اول بعلاوه شكوفههاي در حال رشد بدست ميآيد چاي با كيفيت پائين كه در تهيه چاي فوري و brick tea به كار ميرود از برگهاي پائين ساقه حاصل ميشود.
*از چاي سبز در طب سنتي هند به عنوان نشاطآور ضعيف، محرك،مدر و قابض و در طب سنتي چين بعنوان قابض، تقويت كننده قلب، محرك سيستم عصبي مركزي و مدر استفاده شده است. ساير كاربردهاي سنتي آن در درمان نفخ، تنظيم درجه حرارت بدن، تسريع هضم و بهبود روندهاي تفكر بوده است.
**نتايج مطالعات باليني
*بيماريهاي قلبي- عروقي: بين محتوي فلاونوئيد رژيم غذايي و كاهش خطر بيماري قلبي ارتباط مثبت قوي وجود دارد. موادي مانند چاي، پياز و سيب حاوي فلاونوئيد هستند. همچنين مصرف كنندگان چاي سياه فشار خون سيستولي كمتري دارند.
*اختلال عملكرد مغزي : خاصيت ضد اكسيداسيون پلي فنولهاي چاي سبز ممكن است در اختلالات مغزي يك اثر محافظتي داشته باشد.
*اختلالات چربي: چاي معمولاً موجب كاهش چربيهاي خون ميشود اما در همه مطالعات نتايج يكساني حاصل نشده است.
*اختلالات كليوي: پلي فنولهاي موجود در چاي سبز عملكرد كليه را در بيماران مبتلا به نارسايي مزمن كليه بهبود ميبخشند.
*سرطان: در ژاپن خوردن حداقل ۱۰ فنجان چاي در روز با كاهش خطر سرطان معده همراه بوده است. همچنين مطالعات مختلفي در ارتباط با تأثير مثبت چاي در پيشگيري از سرطان لوزالمعده، روده بزرگ، ريه و رحم انجام شده است.
*پوسيدگي دندان: عصاره برگ چاي سبز داراي اثرات ضد ميكروبي است و از ايجاد پلاك و پوسيدگي دندان جلوگيري ميكند.
* كاهش وزن: پلي فنولهاي چاي سبز فعاليت آميلاز بزاق(آنزيم تجزيه كننده قندها) را مهار ميكند. جالب است بدانيد كه چاي بدون داشتن عوارض خطرناك داروهاي كاهنده وزن ميتواند موجب كاهش وزن، اندازه دور كمر و تري گليسريد خون مبتلايان به چاقي شود.
موارد منع مصرف:
اعتقاد بر آنست كه قبل و بعد از دريافت فرآوردههاي آهن و در شيرخواران نبايد از چاي سبز يا تركيبات پلي فنول آن استفاده نمود. شواهد موجود حاكي از آنست كه مقادير بيش از ۲۵۰ ميلي ليتر در روز با سوخت و ساز آهن تداخل نموده و موجب كم خوني ميشود. شواهدي مبني بر منع مصرف در حاملگي وجود ندارد با اينحال بايد با پزشك مشورت نمود. مصرف چاي سبز در دوران شيردهي توصيه نميشود.
تداخلات دارويي:
افزايش اثر متي سيلين و بنزيل پني سيلين، تشديد اثر آسپيرين و ساير داروهاي
ضد انعقاد مانند وارفارين (ويتامين K موجود در چاي سبز ميتواند بر ضد اثرات وارفارين عمل نمايد).
عوارض:
مصرف بيش از حد كافئين كه در چاي سبز و بعضي از عصاره هاي آن وجود دارد در بعضي از افراد باعث علائمي مانند عصبانيت، بيخوابي و بيقراري ميشود.
توجهات ويژه:
چاي داراي مقادير كم سديم و مقدار زيادي پتاسيم است و از آنجا كه بيماران مبتلا به بيماري كليوي مرحله پاياني بايستي مصرف پتاسيم خود را محدود نمايند، بايستي به اين مسئله توجه نمايند. علاوه بر اين انواع چاي ممكن است موجب تحريك بروز آسم در افراد حساس شوند.
دانشمندان يکی ديگر از فايده های بالقوه سودمند چای را کشف کرده اند و می گويند که ممکن است در مقابل بيماری پارکينسون از انسان محافظت کند.آنها يک ماده شيميايی ضداکسيداسيون (antioxidant) در چای سبز کشف کرده اند که از انسان در مقابل چندين نوع بيماری محافظت می کند.متخصصان مصرف چای سبز را به کاهش خطر ابتلا به سرطان سينه، لوزالمعده، روده، مری و ريه در انسان مربوط می دانند.اين گياه حاوی ماده قدرتمند و ضداکسيداسيون “پلی فنول” است. ثابت شده است اين ماده در مقابل بيماری قلبی از بدن محافظت می کند.
پژوهشهای پيشين درباره حيوانات نشان داده بود که عصاره چای سبز می تواند دارای خواص محافظتی در مقابل پارکينسون باشد، اما ساز و کار اصلی عامل محافظت روشن نشده بود.با اين حال، دانشمندان آمريکايی در نشست سالانه “آکادمی عصب شناسی آمريکا” گفتند که در درک عملکرد اين ساز و کار که در آن “پلی فنول” با بيماری پارکينسون مقابله می کند، پيشرفت هايی حاصل کرده اند.
اين بيماری با از بين رفتن سلول های مغزی توليد کننده “دوپامين” که حرکات بدن را کنترل می کند، همراه است.
محققان در “کالج پزشکی بيلور” در شهر هوستون دريافتند که مواد ضداکسيداسيون موجود در چای به مبارزه با راديکال های آزاد کمک می کنند.
راديکال های آزاد به سلول های مغزی آسيب می رساند و می تواند در مواردی به پارکينسون منجر شود.
با اين حال اين پژوهش تنها درباره موش انجام شده است و هرچند دارای نتايج مثبت بوده است، اما دانشمندان می گويد اکنون بايد پلی فنول را روی انسان آزمايش کرد.
کارشناسان می گويند موفقيت آزمايش در موش ها می تواند به آن معنی باشد که آن دسته از بيماران مبتلا به پارکينسون که چای سبز می نوشند يا از کپسول پلی فنول استفاده می کنند، احتمالا کمتر از سايرين از پيشرفت بيماری رنج می برند.
يک سخنگوی انجمن بيماری پارکينسون در بريتانيا گفت که در صورت اثبات تاثير چای سبز در جلوگيری از پارکينسون در انسان، “بايد ميزان مصرف مورد نياز آن مشخص شود.”
او گفت که از چای سبز به عنوان درمان استفاده نخواهد شد، بلکه در کنار معالجات دارويی به کار خواهد رفت.
اين کار بايد با مشورت پزشک معالج انجام شود
خلاصه
چاي كه پس از آب دومين نوشيدني رايج در سراسر دنيا است در حال حاضر در ۵۰ كشور دنيا مورد استفاده قرار مي گيرد . مصرف سرانه چاي بالغ بر حدود ۱۲۰ ميلي ليتر در روز است.
با وجود اين كه شناخت فوايد استفاده از چاي بر سلامتي قدمت طولاني دارد، انجام تحقيقات علمي روي آن و اجزاي تشكيل دهنده اش به كمتر از ۳ دهه اخير بازمي گردد.
سه نوع چاي وجود دارد كه عبارتند از چاي سبز، چاي سياه، چاي اوولانگ. چاي سياه بيشتر در اروپا و آمريكاي شمالي و آفريقاي شمالي استفاده مي شود و چاي سبز در آسيا و چاي اوولانگ بيشتر در چين و ويتنام مورد استفاده قرار مي گيرد.
چاي سياه
پرمصرف ترين گونه چاي در سراسر دنيا و نزد مردم جهان چاي سياه است كه به چاي تخمير شده معروف است. در ضمن فرايندهاي صنعتي چاي سياه كه به روش تخميري اكسيده شده و سپس آنزيم هاي موجود در آن نظير پلي فنل اكسيداز، پيتيداز و… غيرفعال مي شوند. اين نوع چاي حاوي كمترين مقادير آنتي اكسيدان ها و بيشترين مقدار كافئين در مقايسه با ديگر انواع مرسوم آن است.
چاي سبز
براي تهيه چاي سبز، پس از چيدن برگ هاي چاي، آن را در معرض بخار قرار مي دهند تا پيش از خشك شدن، آنزيم هاي پلي فنول و… آن غيرفعال شود. در اين فرآورده، مقدار پلي فنول ها (مهمترين آنتي اكسيدان موجود در برگ سبز چاي) بيش از چاي سياه بوده و خواص درماني آن نيز بيشتر است.
چاي اوولانگ
چاي اوولانگ نيز به وسيله اكسيداسيون ناقص برگ هاي چاي به عنوان بخشي از فرايند حد واسط تهيه چاي سياه و سبز توليد مي شود.به طور تقريبي ۷۸-۷۶ درصد چاي توليدي در دنيا چاي سياه و
۲۲-۲۰ درصد چاي سبز و كمتر از ۲ درصد آن چاي اوولانگ است.چاي خواص طبيعي و درمانگر بي شماري هم دارد كه از آن جمله مي توان به موارد زير اشاره كرد:
بيماري هاي قلبي- عروقي: ارتباط معكوسي ميان دريافت فلاونوئيدها و بيماري هاي قلبي- عروقي وجود دارد و در افرادي كه به مدت يك سال بيش از يك فنجان چاي در روز مصرف مي كنند در مقايسه با كساني كه چاي نمي نوشند خطر حمله قلبي ۴۴ درصد كمتر است.
فشار خون: فشار خون بالا مي تواند فرايند تصلب شرائين را تسريع نمايد. خطر پرفشاري خون در كساني كه روزانه ۵۹۹-۱۲۰ ميلي ليتر چاي مي نوشند در مقايسه با افرادي كه به هيچ عنوان چاي نمي نوشند ۴۶ درصد كم تر است.
كاهش چربي هاي خون: آنتي اكسيدان هاي چاي مي تواند با كاهش تغييرات اكسيداسيون LDL يا كلسترول با چگالي پايين، روند تصلب شرائين را كند نمايد. در واقع بيشتر از آن كه اثرات سودمند چاي بر عملكرد قلبي عروقي به اثرات آن بر كاهش اكسيداسيون LDL بازگردد به تاثير چاي بر عملكرد ديواره عروق مربوط مي شود.
پيشگيري از سرطان ها: اثرات ضدسرطان چاي، هم به نوع چاي و هم به نوع سرطان بستگي دارد كه اين اثر مثبت در ميان مردم آسيا كه بيشتر از چاي سبز استفاده مي كنند در مقايسه با چاي سياه مورد استفاده اروپائيان بيشتر است كه به محتوي بالاتر كاتكين ها (نوعي آنتي اكسيدان) در چاي سبز در مقايسه با چاي سياه بازمي گردد. مصرف چاي سبز احتمال ابتلا به سرطان هاي معده، پروستات، سينه، كولوركتال و كيسه صفرا را كاهش دهد.
سلامت دهان و دندان: نوشيدن چاي به دليل وجود فلورايد طبيعي موجود در آن با كاهش پوسيدگي دندان همراه است. به علاوه عصاره چاي سبز، باكتري هاي دهاني مانند اشرشياكلي، استرپتوكوكوس و… را كاهش مي دهد.
پلي فنول هاي چاي اوولانگ از حمله باكتري ها به سطح دندان ها با كاهش آب لوتي استرپتوكوك ها و كاهش توليد اسيد از پوسيدگي دندان ها جلوگيري مي كند.جوشانده هاي چاي كه از انواعي از چاي سبز و چاي سياه تهيه مي شود، فعاليت آميلاز بزاق را در انسان ۷۰ درصد كاهش داده و به طور موثر از ايجاد فساد و پوسيدگي دندان ها توسط غذاهاي حاوي نشاسته ممانعت مي كند.
چاي به خاطر منبع فلورايد موجود در خود مي تواند پيشرفت فرايند پوكي استخوان را مانع شود و باعث افزايش تراكم استخوان و مانع از شكستن آنها شود.
جذب آهن: مصرف همزمان چاي سياه با منابع آهن غيرهم ۹۴ - ۷۹ درصد دسترسي زيستي آهن را مهار مي كند. براي پيشگيري از اثرات منفي نبايد چاي را بلافاصله بعد از وعده هاي غذايي استفاده كرد، همچنين مصرف ليمو به همراه چاي مي تواند مفيد باشد
|
قرصهای خوراکی جلوگیری از حاملگی نوع ترکیبی قرصهاي دوران شيردهي يا قرصهاي خوراکي که فقط پروژستين دارند روشهاي تزريقي جلوگيري از حاملگي کپسولهاي کاشتني جلوگيري از حاملگي بستن لوله ها در مرد (وازکتومي) روشهاي متفرقه براي پيشگيري از بارداري
| ||||||||||||||||||
|
حاملگی حاصل پيوند ( لقاح) تخمک زدن و اسپرم مرد است. برای جلوگیری از حاملگی باید مانع این پیوند شد. این کار از چند راه ميسر است: الف: ممانعت از آزاد شدن تخمک زن د: روشهاي طبيعي: | ||||||||||||||||||
|
1- اولين مقاربت نيز مي تواند منجر به حاملگي شود. | ||||||||||||||||||
|
1/الف مزايا 1- کاهش احتمال ابتلا به سرطان جسم رحم عوارض جانبي لکه بيني و بي نظمي عادت ماهانه ، تهوع ، سر دردهاي خفيف، دردناک شدن پستانها ، مختصري کاهش يا افزايش وزن ، و تغيير خلق و خو . علائمي مانند تهوع و استفراغ و سردرد دو سه ماه پس از خوردن قرص به تدریج کم می شود. قرصهاي ترکيبي حجم شير مادر را کم مي کند. بنابراين زنان شيرده در 6 ماهه اول بعد از زايمان نبايد از این قرصها استفاده کنند. روش استفاده از قرص قرص را باید هر روز و معمولا در ساعتی معين خوردبهتر است قرص پس از شام و قبل از خواب خورده شود. در خوردن قرص اولين روز قاعدگي روز اول محسوب ميگرددو بر اين اساس در روز پنجم قاعدگي خواه خونريزي تمام شده يا ادامه داشته باشد اولين قرص خورده مي شود. پس از 21 روز قرص ها به پايان مي رسد .7 روز کامل خورده نمي شوداز روز هشتم به بعد خوردن قرص آغاز ميشود.در هفته اول براي اطمينان بيشتر علاوه بر قرص بايد از روش ديگري نيز مثل کاندوم استفاده کرد.در صورت فراموشي احتمال حامله شدن در ميان است.اگر زني يک شب خوردن قرص را فراموش کند به محض اينکه متوجه اين نکته شد بايد قرص را بخورد. اگر تا شب بعد به يادش نيامد شب بعد دو قرص بخورد. اگر دو شب پشت سر هم فراموش کرده باشد در دو شب بعد هر بار دو قرص بخورد در مجموع 4 قرص و براي اطمينان تا تمام شدن قرص هاي آن بسته از روش ديگري استفاده کند.اگر سه شب پشت سز هم يا بيشتر خوردن قرص فراموش شده باشد بايد از خوردن بقيه قرص ها خودداري گردد و از روش ديگري براي جلوگيري از حاملگي استفاده شود تا قاعدگي آغاز گردد سپس از روز پنجم قاعدگي خوردن قرص هاي بسته جديد آغاز شود. در خانمهایی که به طور مرتب قرص مي خورند معاينات باليني مثل اندازه گيري وزن و فشار خون ، معاينه پستان ، معاينه لگن و لمس کبد ابتدا سه ماه پس از شروع قرص و پس از آن هر سال يک بار ضرورت دارد. | ||||||||||||||||||
|
1/ب اين قرصها به جاي هر دو هورمون پروژسترون و استروژن فقط حاوي هورمون شبه پروژسترون هستند. ميزان اثر قرصهايي که فقط پروژسترون دارند اندکي کمتر از قرصهاي خوراکي ترکيبي است.اين نوع قرص ، اگر به درستي و به طور مستمر مصرف شود 99/5 درصد و اگر به طور معمول خورده شود تا 95 درصد از حاملگي جلوگيري مي کند. اين قرصها بر کميت و کيفيت شير مادر اثر ندارد.استفاده از قرصهاي ميني پيل در طول مدت شير دادن احتمال حامله شدن مادر را از ميان مي برد. بسته هاي اين قرصها 28 تايي است. هر روز در ساعت معين يک قرص خورده ميشود. با تمام شدن هر بسته از شب بعد بدون فاصله خوردن قرصهاي بسته بعد آغاز مي شود.
| ||||||||||||||||||
|
2/ روشهاي تزريقي جلوگيري از حاملگي تزريق هورمون پروژسترون ( و در بعضي موارد همراه با استروژن ) به صورت ماهانه در چين و آمريکاي لاتين طرفدار دارد و ۵/۱ ميليون زن از اين وسيله استفاده مي کنند و يکي از روشهاي قابل برگشت پيشگيري از حاملگي است . آمپولهاي ضدحاملگي تزريقي اگر به طور صحيح استفاده شوند ، در زمره مؤثرترين روشها به شمار مي روند و دراغلب فرهنگها مورد قبول هستند . اين آمپولها حاوي نوعي هورمون پروژسترون هستند و نوعي از آنها به مدت ۳ ماه اثر دارد . اصولاً روشهاي ضدبارداري تزريقي براي زوجهاي زير مناسب است :
موارد منع مصرف : حاملگي ، سرطان پستان يا دستگاه تناسلي زنان ، خونريزي رحمي با دليل ناشناخته ، بيماري عروقي قلبي و لخته شدن خون ، سرطان و يا مشکوک به وجود سرطان ، توده پستاني يا ترشح غيرطبيعي از پستان ، بيماري وخيم کبدي و زردي و بيماري قند . عوارض :
زمان اولين تزريق :
* توجه : چنانچه خونريزي قاعدگي شديد و به صورت دفع لخته باشد و يا بيشتر از ده روز طول بکشد و يا چنانچه بين دو قاعدگي لکه بيني طولاني وجود داشته باشد بايستي به پزشک مراجعه کرد . واقعيتهايي در برابر باورهاي غلط موجود
فوايد آمپولهاي تزريقي
| ||||||||||||||||||
|
3/ کپسولهاي کاشتني جلوگيري از حاملگي نورپلانت متشکل از ۶ کپسول است که در زير پوست بازو در قسمت داخلي تحتاني يا فوقاني کاشته مي شوند ، ۶ کپسول است که به تدريج هورمون آزاد مي کنند و بمدت ۵ سال مؤثر است . نوع ديگر آن دو کپسول است که در فنلاند تائيد شده است و حداقل سه سال از حاملگي پيشگيري مي کند . اين روش در بسياري از کشورهاي دنيا از جمله ايران مورد استفاده است . نورپلانت حداقل بمدت ۵ سال مؤثر است . نورپلانت يک روش قابل برگشت است و ۲۴ ساعت بعد از برداشتن آن تخمک گذاري به صورت قبل ( طبيعي ) برمي گردد و ۷۶ درصد زناني که از اين روش استفاده کرده اند در انتهاي سال بعد از برداشتن حامله شده اند . در بسياري از کشورها به عنوان روش پيشگيري از حاملگي تأييد شده است . اين کپسولها غير قابل جذب هستند و بتدريج زيرپوست هورمون آزاد مي کنند . مزایا
| ||||||||||||||||||
|
آي . يو .دي وسيله كوچكي از جنس پلاستيك است كه گاه در بدنه آن مس يا هورمون نيز تعبيه شده است. كاربرد اين وسيله روشي مطمئن ، مؤثر و طولاني مدت براي پيشگيري از بارداري مي باشد . آي .يو . دي براي چه افرادي مناسب تر است ؟ - خانم هاي شيرده عوارض - افزايش حجم و مدت خونريزي قاعدگي ، كه معمولاً پس از چند دوره قاعدگي بر طرف شده به حالت قبل باز مي گردد. مزايا - در مقاربت زن و شوهر دخالتي ندارد . موارد منع مصرف - خونريزي هاي نا شناخته رحمي زمان مناسب براي گذاشتن آي . يو . دي - در روزهاي دوم تا پنجم قاعدگي مراقبت هاي لازم پس از گذاشتن آي .يو . دي - در ماه اول گذاشتن آي. يو . دي بايد از روشهاي پيشگيري ديگري به طور همزمان استفاده كرد. | ||||||||||||||||||
|
يكي از روشهاي پيشگيري از بارداري كاندوم (پوشش يا غلاف ) است كه توسط مردان مورد استفاده قرار مي گيرد و از وارد شدن مايع مني به داخل مجراي تناسلي زن جلوگيري مي كند . اين وسيله از پلاستيك نازك تهيه شده و از قابليت ارتجاعي زيادي برخوردار مي باشد . مزاياي كاندوم - يكبار مصرف است . طريقه مصرف - پيش از شروع نزديكي ، بايد كاندوم را بر روي آلت در حال نعوظ كشيد زيرا ترشحاتي كه مردان پيش از انزال كامل دارند ، حاوي سلول نطفه بوده و از اين رو ممكن است باعث ايجاد حاملگي شود. - بايد كاندوم را طوري استفاده كرد كه فضاي خالي كوچكي در انتهاي آن باقي بماند تا مايع مني در آن جمع شود . - كاندوم بايد تمامي طول آلت تا قاعده را بپوشاند . - بلافاصله پس از انزال ، در حالي كه هنوز در حالت نعوظ قرار دارد ، بايد براي خارج نمودن كاندوم اقدام نمود . عمل خروج بايستي با گرفتن لبه كاندوم صورت گيرد تا از سر خوردن كاندوم و نشت مني جلوگيري شود . نكات مهم - هر كاندوم را بايد يكبار مورد استفاده قرار داد و پس از مصرف از بين برد . ابتدا ۲ قرص اچ دي ، را يكجا خورده و ۱۲ ساعت بعد ۲ قرص اچ دي ، ديگر مصرف كنيد و يا ۴ قرص ال دي ، را يكجا خورده و پس از ۱۲ ساعت ۴ قرص ال دي ، ديگر ميل نماييد . لازم به ذكر است براي استفاده از اين روش حداكثر تا ۷۲ ساعت (سه روز ) پس از نزديكي مشكوك مهلت داريد . هر چه زودتر خوردن قرص را شروع كنيد تا شانس حاملگي نا خواسته كمتر شود . دقت كنيد كه اين روش را نبايد به طور دائم به عنوان يك روش پيشگيري از بارداري استفاده كنيد . بروز حالت تهوع و استفراغ در اين روش امري طبيعي است . در اين صورت مي توانيد از داروهاي ضد تهوع استفاده نماييد .
| ||||||||||||||||||
|
6- الف / بستن لوله ها در زن (توبکتومي) توبكتومي يكي از روش هاي دائمي پيشگيري از بارداري است.در اين روش لوله هاي رحمي مسدود مي شود و به اين ترتيب از برخورد تخمك زن با نطفه مرد در داخل لوله رحمي جلوگيري به عمل آمده و در نتيجه لقاح صورت نمي گيرد. مزايا - روشي دائمي و مطمئن است. عوارض تاكنون بستن لوله هاي رحمي در زنان با هيچ عارضه شناخته شده اي همراه نبوده است. توبكتومي براي چه افرادي مناسب تر است؟ - خانم هايي كه بارداري براي سلامت و جانشان خطرناك است. موارد منع مصرف - حاملگي | ||||||||||||||||||
|
6- ب / بستن لوله ها در مرد (وازکتومي) وازكتومي يا بستن لوله هاي مني بر در مردان يك عمل جراحي سرپايي است كه به عنوان روشي ساده ، مطمئن ، سريع و بي خطر براي پيشگيري از بارداري به كار مي رود . بيضه در مردان دوكار انجام مي دهد : يكي ساختن هورمون مردانه ، كه به خون مي ريزد و تمامي صفات و خصوصيات مردانه به آن وابسته است وديگري ساختن اسپرم يا سلول جنسي مذكر كه در واقع كاري جز تشكيل نطفه ندارد . اين سلول هاي جنسي از طريق دو لوله از هر كيسه بيضه بالارفته و نهايتاً به مايع منتقل مي شوند . بستن اين لوله ها از انتقال و خروج سلولهاي جنسي و درنتيجه تشكيل نطفه جلوگيري مي كند و اين همان وازكتومي است كه ارتباطي با ساخته شدن هورمون و ريختن آن به داخل خون ، كه موجب بروز صفات ثانويه جنسي و خصوصيات مردانه مي شود ، ندارد . نكات مهم : - انجام عمل وازکتومي بدون تيغ جراحي هيچگونه تاثير منفي بر تمايلات و قواي جنسي ، صفات ثانويه جنسي مردانه ، چاقي و لاغري ندارد . عوارض جانبي : به ندرت پس از عمل مختصري درد توام با كبودي در محل عمل ديده مي شود كه گذراست. دستورات پس از عمل : - استفاده از كمپرس يخ به مدت ۲۴ ساعت در صورت بروز اين عوارض بايستي به مراكز وازكتومي مراجعه نمود :
تفاوت وازكتومي بدون تيغ جراحي با روش متداول وازكتومي چيست ؟ در روش متداول براي دسترسي به لوله هاي مني بر توسط تيغ جراحي شكافي در دو طرف پوست بيضه ايجاد كرده و پس از بستن لوله ها اين شكاف ها را با بخيه مي بندند . اما در روش وازكتومي بدون استفاده از تيغ جراحي ، از طريق سوراخ بسيار كوچكي بر پوست بيضه ايجاد شده ، لوله هاي مني بر را بيرون آورده ، مي بندند و به اين ترتيب ديگر نيازي به زدن بخيه در پايان عمل وجود ندارد . فايده وازكتومي چيست ؟ نيازي به برش جراحي و بخيه نيست ، بنابراين عوارض به حداقل مي رسد . بهبودي پس از عمل سريعتر بوده ، درد و ناراحتي پس از عمل و در حين عمل به حداقل مي رسد. چه كساني مي توانند داوطلب وازكتومي باشند ؟ - افرادي كه تمايلي به داشتن فرزند بيشتر ندارند . آيا تاثير پيشگيري از بارداري وازكتومي بلافاصله پس از عمل آغاز مي شود؟ خير. پس از وازكتومي هنوز تعدادي اسپرم در لوله ها وجود دارد كه طي ۲۰ انزال خارج خواهد شد و با منفي شدن آزمايش اسپرم درجه لذت جنسي به دليل رفع اضطراب ناشي از تولد فرزند ناخواسته بيشتر خواهد شد . آيا وازكتومي باعث ايجاد بيماري هم مي شود؟ خير، مطالعات انجام شده برروي تعداد زيادي از مردان وازكتومي شده نشان مي دهد كه احتمال بروز بيماريهاي قلبي – عروقي و يا سرطان نشده و خود باعث بروز بيماري خاصي نمي شود . مدت زمان عمل جراحي وازكتومي چقدر است ؟ مدت عمل بستگي به پزشك دارد كه شما را عمل مي كند ، ولي به طور متوسط اين عمل جراحي دقيقه طول مي كشد و تنها دردي كه احساس مي شود ، درد سوزن سرنگي است كه براي بي حس كردن محل عمل به كار مي رود ، و به دنبال آن در طول عمل هيچ دردي احساس نخواهد شد . آيا وازكتومي از سرايت بيماري مقاربتي جلوگيري مي كند ؟ خير، چنانچه شما يا همسرتان مبتلا به بيماري يا بيماريهايي هستيد كه از راه جنسي منتقل مي شود، براي پيشگيري از ابتلا به اين نوع بيماريها بايد از كاندوم استفاده كنيد ، زيرا وازكتومي در اينجا نقشي ندارد . آيا پس از عمل جراحي وازكتومي مي توان به كارهاي روزمره زندگي رسيدگي كرد؟ چنانچه كارهاي سنگين جسماني بر عهده شماست ، بهتر است فعلاَ ۴۸ ساعت استراحت كنيد و بعد به اين كارها بپردازيد . انجام كارهاي سبك بلافاصله پس از وازكتومي مجاز است . وازكتومي در چه مكان هايي قابل انجام است ؟ جهت مشاوره وانجام رايگان اين عمل مي توانيد همه روزه ، صبح و عصر ، به واحد وازكتومي مراكز بهداشتي شهرستانها و شهرها ، درمانگاهها يا بيمارستان هاي مجهز به واحد وازكتومي مراجعه نماييد . آيا عمل وازكتومي قابل برگشت است يا خير ؟ وازكتومي نزديك به ۷۰ درصد موارد قابل برگشت است . عمل باز كردن لوله هاي مني بر عملي گران بوده ، به تجهيزات پيشرفته بيمارستاني نياز دارد . بنابراين اين روش را مي توان روشي قطعي محسوب داشت . در هر حال قابليت برگشت وازكتومي بهتر از قابليت برگشت توبكتومي ( بستن لوله هاي رحمي در زنان ) مي باشد . چه وقت مي توان براي انجام وازكتومي تصميم قطعي گرفت ؟ زماني كه بينديشيد اگر فرزندي به طور ناخواسته به جمع خانواده اضافه شود چه پيش خواهد آمد ، يقيناَ تحت هيچ شرايطي حاضر نخواهيد بود صاحب فرزند جديدي شويد . در اين صورت بهتر است مسئله را با همسرتان در ميان گذاشته ، مشتركاَ در اين باره تصميم بگيريد . توصيه مي شود با كسي كه قبلاَ وازكتومي شده ، با يك پزشك يا يكي از كاركنان واحد تنظيم خانواده مشورت نماييد . | ||||||||||||||||||
|
روشهاي متفرقه براي پيشگيري از بارداري مقاربت منقطع : اين روش قديمي ترين راه کنترل مواليد به صورت داوطلبانه است که هيچ وسيله يا هزينه اي لازم ندارد و به نظر مي آيد که همچنان به گستردگي به کار گرفته مي شود . در اين روش مرد پيش از انزال ، از ريختن مايع مني در مهبل جلوگيري مي کند . بعضي زن و شوهرها مي توانند اين روش را با موفقيت به کار گيرند ، در حالي که برخي ديگر انجام آن را دشوار مي يابند . نقطه ضعف عمده اين روش آن است که ممکن است ترشحات مرد که پس از آميزش دفع مي شود ، داراي اسپرم باشد و براي ايجاد بارداري حتي يک قطره از مايع مني کفايت مي کند . گذشته از اين کوچک ترين اشتباه در تعيين زمان خروج آلت مرد ، ممکن است مقدار معيني از اسپرم مرد را در مهبل بريزد و از اين رو ميزان عدم موفقيت تا ۱۸ درصد افزايش مي يابد . پيش از اين ، به عوارض جانبي نامطلوب اين روش مانند احتقان لگن و اختلال عصبي - رواني زياد اهميت داده مي شد ، ولي امروزه نظر کارشناسان در اين باره تغيير کرده و معتقدند که اگر زن و شوهر اين روش را برتر بدانند ، به کارگيري آن مسأله اي را پيش نمي آورد و به طور کلي از به کار نگرفتن هيچ روش تنظيم خانواده بهتر است . استفاده از دوره مطمئن ( روش ريتم ) : اين روش که به نام روش تقويمي هم ناميده مي شود ، بر اساس تخمين زمان تخمک گذاري انجام مي شود و زن و شوهر در فاصله زماني که امکان باروري در دوره ماهانه قاعدگي وجود دارد از نزديکي خودداري مي کنند . زمان تقريبي تخمک گذاري ،۱۲ تا ۱۶ روز پيش از شروع قاعدگي بعدي است و ايامي را که احتمال بيشتري براي بروز بارداري هست مي توان به شرح زير محاسبه کرد : اگر از کوتاهترين سيکل قاعدگي هجده روز کم شود ، نخستين روز دوره باروري به دست مي آيد و اگر از درازترين سيکل قاعدگي ده روز کم شود ، آخرين روز دوره باروري به دست مي آيد . مثلاً هر گاه سيکل قاعدگي زني بين ۲۶ تا ۳۱ روز به درازا مي کشد ، دوره باروري وي که نبايد در آن مدت آميزش جنسي نمايد ، در روزهاي بين هشتمين روز و بيست و يکمين روز سيکل قاعدگي او خواهد بود ( شمارش روز اول بايد از اولين روز سيکل قاعدگي باشد ). نقاط ضعف اين روش عبارتند از :
| ||||||||||||||||||
|
|
ماهیت جن
جن دارای حرکات بسیار سریع میباشد و به همین دلیل قبلاً میتوانست در آسمان نفوذ و استراق سمع کند ولی با ظهور حضرت مسیح(علیهالسلام) جلوی ورود و نفوذ آنها به آسمانها به صورت نسبی گرفته شد و با ظهور پیامبر گرانقدر اسلام حضرت خاتم الانبیاء(صلیاللهعلیهوآلهوسلم) کاملاً از ورود آنها به آسمانها جلوگیری گردید. خلقت انسان بعد از خلقت جن روی زمین بوده است و جنها هفت هزار سال پیش از انسان در کره زمین زندگی میکردند.
همانطور که انسان ها از نسل آدم و حوا بوده، جن ها از نسل مارج و مارجه میباشند. طول عمر جن از انسان بسیار زیادتر است ( حدود دو هزار سال عمر میکنند ) ولی جن نیز دارای مرگ، تولد و عمر محدود و مشخص میباشد، همچنین دارای حشر، نشر، معاد، حساب و کتاب اخروی است. از لحاظ مرفولوژی و ظاهری، قیافه واقعی جن با انسان تفاوت دارد(این موجودات میتوانند با قیافه و ظاهر کاذب نمایان شوند). جن یک امتیاز از لحاظ ظاهری نسبت به انسان دارد و آن اینکه میتواند به هر شکلی که میخواهد اعم از انسان و حیوان دربیاید، ولی به شکل پیامبران، ائمه معصومین و شیعیان واقعی ظاهر نمیشود.
طول قد جن بسته به سن او، بین سی تا هشتاد سانتیمتر است. جن دارای دو جنس مذکر و مؤنث است و تولید مثل میکند. نطفه جن بر خلاف انسان از جنس و ماهیت شبیه هوا میباشد. انسان و جن میتوانند با همدیگر ازدواج نموده، حتی تولید مثل نمایند. دستگاه گوارش جن با انسان تفاوت دارد. بطور معمول جن انسان را میبیند ولی برای انسان قابل رؤیت نمیباشد.
جن مانند انسان دارای علم، ادراک، قدرت تشخیص، مسئولیت و تکلیف است. پیغمبر گرامی اسلام بر جنها نیز مبعوث شدند و در بین جنها نیز دین و مذهب و فرقه وجود دارد. جن به دو گروه مسلمان و غیرمسلمان تقسیم شده و مسلمانان آنها نیز در یک گروه اهل تشیع قرار میگیرند. رهبر جنهای شیعه«
در منابع مختلف از جمله قرآن کریم، تفاسیر، احادیث و کتب علمی از جن یاد شده است. دانشمندان غربی از جن به عنوان ارواح صدادار یاد میکنند. پیامبر گرامی اسلام که درود خدا بر او باد میفرمایند:«خداوند جن را در پنج صنف آفرید: باد، مار، عقرب، حشرات و انسان.»برخی از انسانها جن را میپرستند، علّامه طباطبائی(رضواناللهتعالیعلیه) میفرمایند:«مشرکان سه دسته میشوند، اول آنهاییکه جن میپرستند، دوم آنهاییکه ملائکه میپرستند و سوم آنهاییکه مقدّسینی از بشر را پرستش میکنند.» ابلیس از طوایف جن است و در قرآن صراحتاً به این مطلب اشاره شده است.به (روایتی) ابلیس دوازده هزار سال عبادت کرد و همین امر باعث شد از زمین به آسمان برود و در رده ملائک قرار بگیرد و به درجهای رسید که مرتبة استادی برخی از ملائک را داشت. برخی از جنها علاقمند به داشتن ارتباط با انسان میباشند، بعضی انسانها نیز به ایجاد رابطه با جنتمایل دارند، ایجاد این ارتباط امکان پذیر است ولی به هیچ عنوان توصیه نمیشود و نهی شده است، برخی از علما نیز آن را مجاز نمیدانند.
تسخیر جن کاری خطرناک میباشد . اگر انسانی با جن ارتباط گرفت، دیگر نمیتواند آنرا قطع کند و یا حداقل قطع این ارتباط دارای عواقب خطرناکی است. قابل ذکر است که جن در مقابل ارتباط با انسان و خدماتی که ارائه میکند، چیزهایی از انسان میگیرد که جبران آن بسیار سخت بوده، یا غیرقابل جبران است. در صورتیکه جن از طرف انسان احساس خطر کند و یا آسیب ببیند، اقدام به تلافی خواهد کرد و به شخص مورد نظر یا بستگان نزدیک، از جمله همسر و فرزندان او آسیب میزند و یا آزار و اذیّت میرساند، پس بهتر است جن را بهانهای برای تفکّر و تدبّر در عظمت خالق آن قرار دهیم. براستی که اگر انسان تمام عمر خویش را نیز صرف اندیشیدن در بزرگی و عظمت حق تعالی نماید، بسیار اندک خواهد بود.
جن در قرآن و احادیث
در میان انسانها بر سر خلقت نظام عالم دو دیدگاه کلی وجود دارد، عده ای که همه چیز را ناشی از خلقت ذات الهی می دانند و گروهی دیگر که سرمنشا خلقت نظام عالم را در طبیعت جستجو می کنند. اگرچه میان آنان اختلاف نظرها بسیار عمیق و اساسی است، ولی هیچ یک از این دو گروه نتوانسته اند وجود موجودات ماوراؤالطبیعه را انکار کنند. آنهایی که خداباورند و به روح و معاد معتقدند (غیر از مسلمانان) از آنها به عنوان ارواح خبیثه و یا ارواح شریر و یا شیطان یاد می کنند، برخی هم آنها را موجودات فضایی قلمداد می کنند، مادیون هم که اعتقادی به ذات الهی و قدرت پروردگار ندارند، این موجودات را همان انسانهای اولیه ای می دانند که در سیر تکامل بین انسان و میمون حیران مانده و به شکل و شمایل غریب درآمده اند و یا حتی برخی از آنان معتقدند که اینان انسانهای وحشی و بدوی در اعماق جنگل هستند و گاهی خود را نمایان ساخته و موجب اذیت و آزار انسانهای متمدن می شوند. و اما مسلمانان : بنا به نص صریح قرآن، موجودات عالم به سه گروه تقسیم می شوند: ۱ـ جمادات ۲ـ نباتات ۳ـ حیوانات؛ که یا دارای عقلند مانند انسان، فرشتگان و جنیان و یا فاقد عقل و شعورند مانند حیوانات و باز بنا به آیات نورانی قرآن کریم، باید بدانیم که بدون هیچ شک و تردیدی موجودی با نام «جن» در جهان آفرینش وجود دارد که از نظر تکلیف و شایستگی مورد خطاب پروردگار قرارگرفته و مشابه انسان می باشد، چرا که، ۱ـ سی و چهار بار نام جن در قرآن کریم آورده شده است. ۲ـ هفتاد و دومین سوره قرآن با نام این موجود مزین گردیده است. ۳ـ احادیث و روایات فراوانی از پیامبر اکرم (ص)، حضرت علی (ع)، امامان و بزرگان علوم دینی در این خصوص، موجود بوده و در دسترس قرار دارد. ۴ـ به وسیله بسیاری از انسانها رویت شده اند. به آیاتی از قرآن کریم که وجود جن را مبرهن می داند اشاره می کنیم:
سپاهیان سلیمان از جن و آدمی و پرنده گرد آمده و به صف می رفتند. (سروه نمل، آیه ۱۷)
برای خدا شریکانی از جن قرار دادند و حال آن که جن را خدا آفریده است. (سوره انعام، آیه ۱۷)
بگو اگر جن و انس گرد آیند تا همانند این قرآن را بیاورند، نمی توانند، هر چند که یکدیگر را یاری دهند. (سوره اسرا، آیه ۸۸)
سخن پروردگارت بر تو مقرر شد که جهنم را ازجن و انس انباشته می کنیم. (سوره هود، آیه ۱۱۹)
ای گروه جنیان و آدمیان، اگر می توانید که از قطر آسمان و زمین بگذرید، بیرون روید ولی بیرون نتوانیدرفت مگر با قدرتی. (سوره الرحمن، آیه ۳۳)
مرحوم شیخ مفید در کتاب «ارشاد» آورده است: «در آثاری از ابن عباس نقل شده: زمانی که پیامبر اسلام (ص) به قصد جنگ با قبیله بنی مصطلق از مدینه خارج شد، هنگام شب به دره وحشتناک و صعب العبوری رسید. اواخر شب جبرئیل بر آن حضرت نازل شد و خبر داد که طایفه ای از جن در وسط دره جمع شده و قصد مکر و شر و آزار و اذیت شما و اصحابتان را دارند». (ارشاد ص ۳۹۹)
از حضرت امام صادق (ع) روایت شده : روزی حضرت رسول (ص) نشسته بود، مردی به خدمتشان رسید که بلندی قامتش مثل درخت خرما بود. سلام کرد، حضرت جواب داد و سپس فرمود: «خودش و کلامش شبیه جن است». سپس به او فرمود: کیستی؟ عرض کرد: من هام، پسر هیم، فرزند لاتیس، پسر ابلیس هستم (بحارالانوار ص ۸۳)
بانو حکیمه دختر امام کاظم (ع) گوید: «برادرم امام رضا (ع) را دیدم که جلو در اتاقی با کسی صحبت می کرد در حالی که تنها بود، عرض کردم: با چه کسی سخن می گویید؟ فرمودند: فردی از جن آمده تا مسائلی بپرسد و از چیزهایی شکایت کند» (اصول کافی ص ۳۹۵) علامه طباطبایی (ره) می فرمودند: «روزی آقای بحرینی که یکی از افراد معروف ومشهور در احضار جن و از متبحرین در علم ابجد و حساب مربعات بود در مجلس ما حضور یافت،چادری آوردند، دو طرفش را به دست من داد و دوطرف دیگر را به دستهای خود گرفت. این چادر به فاصله دو وجب از زمین فاصله داشت. در این حال جنیان را حاضر کرد، صدای غلغله و همهمه شدیدی از زیر چادر برخاست. چادر به شدت تکان می خورد چنان که نزدیک بود از دست ما خارج شود. من محکم نگه داشته بودم، آدمکهایی به قامت دو وجب در زیرچادر بودند و بسیار ازدحام کرده و تکان می خوردند و رفت و آمد داشتند، من با کمال فراست متوجه بودم این صحنه، چشم بندی و صحنه سازی نبوده و صد درصد وقوع امر خارجی بوده است» (رجایی، تهرانی جن و شیطان ص ۴۷)
اینها شمه ای بود از آیات قرآن کریم و احادیث و روایات که هر گونه شک و شبهه ای را در وجود واقعیت جن به یقین تبدیل می سازد.
جن چگونه موجودی است؟
به واقع جن چگونه موجودی است و آیا می توان توسط علوم پیشرفته امروزی آن را اثبات کرد؟جن در لغت به معنای مستور و پوشیده است،همان طور که بچه در رحم و پنهان از چشم ما را «جنین» گویند و جنت اشاره به باغی است که درختان آن مانع از به چشم آمدن زمینش می گردد. و شاید علت شک و تردید در وجود جن نیز همان مستور و پنهان بودنش از انظار و حس بشری است، که علت آن در ذات خلقتش نهفته است. قرآن کریم خلقت جن را چنین بیان می دارد:
و جان (که در بعضی از متون اسلامی آمده است، جان پدر جن است همان طور که آدم، پدر انسان) را پیشتر، از آتش زهرآگین آفریدیم. (سوره حجر، آیه ۲۷)
خدا انسان را از گل خشک شده ای چون خاک سفال آفرید و جنیان را از شعله ای بی دود. (سوره الرحمان، آیه ۱۴ و ۱۵)
مرا از آتش خلق کردی و او (انسان) را از گل آفریدی.
از این آیات در می یابیم که جن، آتش است و انسان از جنس خاک، و این چنین دریافت می شود که جنیان قبل از انسان خلق شده اند، و از آن جایی که هر دو از ماده آفریده شده اند پس مادی هستند، ولی دو تفاوت اساسی آنها را از سایر موجودات متمایز می سازد:
۱ـ می توانند خود را به هر شکل و قیافه ای درآورند (آکام المرجان) (به استثنای پیامبران و ائمه معصوم و بنا به برخی روایات حتی احدی از شیعیان).
۲ـ از چشم موجودات دیگر پنهانند. ملاصدرا پنهان و آشکار شدن جن را با هوا قیاس می کند و این طور عنوان می دارد: «بدن های لطیف آنها در الطاف و نرمی متوسط بوده و از این رو آماده جدایی و یا گردآمدن هستند، چون گرد هم آیند قوام آنها بهتر گشته و مشاهده می گردند و چون جدا گردند قوامشان نازک و جسمشان لطیف می شود و از دیده پنهان می مانند، مانند هوا که وقتی ذراتش گرد هم می آیند غلیظ می شود و به صورت ابر درمی آید و وقتی ذرات از هم جدا می شوند لطیف شده و دیده نمی شوند.» (ملاصدرا، مفاتیح الغیب)
همین ذات وجودی جنیان به آنها این امکان را می دهد که خود را به هر شکلی و با هر حجمی درآورند، چه به اندازه سرسوزن و چه در اندازه اتاقی بزرگ. آنها به واسطه همین ویژگی، بعد زمان برایشان معنا ندارد، و مسافتی را که بشر مدتها باید آن را طی کند، در لحظه ای می پیمایند و اعمالی را که از توان انسان خارج است آنها به راحتی قادر به انجامش هستند. عمده ترین علت شک و تردید در وجود آنان هم همین پنهان بودن از چشم انسانهاست، که البته از نظر علمی هم توجیه پذیر است. چرا که در جهان هستی چیزهای زیادی وجود دارد که به چشم ما قابل رویت نیستند ولی قدرتشان از نظر جسمی از انسان به مراتب بیشتر است، مثل الکترونها، امواج الکتریسیته، نورهای ماورای بنفش، اشعه ایکس، باکتریها و ویروسها، آمیب ها، جانداران تک سلولی و از همه مهمتر ذات اقدس الهی که دیده نمی شود ولی کدام عقل سلیمی می تواند آن را انکار کند؟ بنابراین صرف این که با حواس خود قادر نیستم آنان را درک کنیم، دلیل بر نبودن آنها نیست.
مكان جنيان
از آنجايی كه نوع خلقت جنيان با انسانها و حيوانات متفاوت است، واضح است كه مكان زندگی آنها نيز متناسب با نوع خلقت آنها باشد، ولی آن مكانها كجاست. در بين عوام شايع است كه زيرزمينها، جاهای تاريك و مرطوب مانند حمامها، چاهها و عمق جنگلها جايگاه جنيان است. اما بررسی ها حاكی از آن است كه قطعا آنها در جايی زندگی میكنند كه از انسانها به دور باشند. در روايتی از امام صادق (ع) نقل شده كه: «در وادی شقره (بيابانی كه رنگ خاكش سرخ مايل به زرد است) نماز نخوان، زيرا در آن جا منازل جن است.» (وسائل الشيعه، ص ۴۵۲) قابل ذكر است يكی از معروفترين مساجد مكه با نام «مسجد الجن» در غرب شهر مكه محل نزول جنيان در مكه است و مستحب است حاجيان در آن مسجد رفته و دو ركعت نماز به جا آورند.

توليد مثل جنيان
آنچه مسلم است اين است كه بنابر ذات وجودی جنيان آنها نيز مانند انسان دارای غريزه جنسی بوده و توالد و تناسل دارند و لازمه ادامه و بقای نسلشان آميزش جنس مونث و مذكر است، اما اين سوال كه آيا آنها هم مانند انسانها و يا ساير جانداران با عمل لقاح
و تشكيل نطفه تولد میيابند، چيزی نيست كه از كلام خداوند بتوان استنباط كرد ولی ابن عربی در فتوحات گفته است: «تناسل بشر به القای آب نطفه در رحم است و تناسل جن به القای هوا در رحم اثنی (جنس ماده) میباشد». (جن و شيطان ص ۵۷)
روايتی است از بخشی از وصيت حضرت رسول (ص) به اميرالمومنين (ع) كه فرمود: «ای علي، در شب اول، وسط و آخر ماه آميزش مكن و... همانا جنيان در اين سه شب به پيش زنان خويش (برای مقاربت) میروند». (وسائل الشيعه، ص ۹۱) و در آيه ای برای وصف حوريان بهشتی آمده است: «حوريان بهشتی را قبل از شوهرانشان، نه آدمی و نه جن دست زده است». (سوره الرحمن، آيه ۵۶ و ۷۴)
خواب جنيان
«الله خدايی است كه هيچ خدايی جز او نيست. زنده و پاينده است. نه خواب سبك او را در برمی گيرد و نه خواب سنگين». (سوره بقره، آيه ۲۵۵) و از حضرت صادق (ع) روايت است كه میفرمايند: «به غير از خداوند متعال همه خواب دارند، حتی فرشتگان». (ميزان الحكمه، ص ۲۵) و حديثی است از رسول خدا(ص) كه میفرمايند: «خواب به چهار گونه است، پيامبران به پشت میخوابند، مومنين به دست راست، كافرين و منافقين به دست چپ و شياطين به رو میخوابند». (شيخ حر عاملي، ص ۱۰۶۷) آنچه از اين مطالب میتوان دريافت اين است كه به غير از ذات اقدس الهی همه موجودات دارای خواب هستند.
مرگ جنيان
جنيان نيز مانند هر جانداری همان طور كه دارای حيات هستند مرگ هم شامل حالشان میشود. چنان كه در قرآن كريم آمده: «و بر آنها (خطا كاران) نيز همانند پيشينيانشان از جن و انس عذاب مقرر شد». (سوره فصلت، آيه ۲۵) «به ميان امتهايی كه پيش از شما بوده اند، از جن و انس در آتش داخل شويد». (سوره اعراف، آيه ۳۸) از اين آيات چنين برمی آيد كه نه تنها آنها هم مانند
انسان مرگ دارند، بلكه مانند انسان از عقوبت خدا بر حذر نيستند
تكاليف جنيان در مقابل ذات پروردگار
همان طور كه در مباحث قبل گفتيم، انسان فرشته و جن سه موجودی هستند كه بنابر مصلحت خداوندخلق شده اند و هدف از آفرينش آنها نيز عبادت پروردگار است. چنان كه در قرآن كريم آمده است: «جن و انس را جز برای پرستش خود نيافريده ام». (سوره ذاريات، آيه ۵۶) ناصر خسرو نيز اين طور میسرايد: داخل اندر دعوت او جن و انس تا قيامت امتش هر نوع و جنس جن نيز مانند انسان مختار است و حق انتخاب دارد و مانند ما در اجرای قوانين دينی مكلف است، چگونگی عبادت و اجرای احكام در ميان آنها، مشخص نيست ولی آنچه مسلم است، اين است كه پيامبرانی كه برای هدايت مخلوق برگزيده شده اند، جنيان را نيز هدايتگرند. چنان كه علامه طباطبايی (ره) فرمودند: «اتفاقا در اين باره از خود جنيان هم سوال شده كه آيا پيغمبر شما از جنس خود شماست؟ در پاسخ گفته اند: «پيامبران ما انسانند و اينك ما به رسالت حضرت ختمی مرتب ايمان آورده ايم و او را آخرين پيامبر میدانيم». (جن و شيطان)
از بسياری از آيات، روايات و احاديث نيز اين طوراستنباط میشود كه بعضی از جنيان كافر و بعضی مسلمانند و حتی قبل از ظهور اسلام برخی از آنها يهودی بوده اند كه بعد از اسلام به پيشگاه حضرت محمد(ص) آمده و مسلمان شده اند، و برای آنها عقوبتی همانند عقوبت انسانها در نظر گرفته میشود. در قرآن آمده است: «بعضی از ما مسلمانند و بعضی از حق دور و آنان كه اسلام آورده اند در جست و جوی راه راست بوده اند، اما آنان كه از حق دورند هيزم جهنم خواهند بود و اگر بر طريق راست پايداری كنند، از آبی فراوان سيرابشان كنيم». (سوره جن، آيه ۱۴، ۱۵ و ۱۶) از آيه اين چنين برمی آيد كه جنها همانند انسان به گونه های مختلفند، بعضی كافر و بعضی فاسق و ظالم البته برخی نيز نيكوكار و صالح بوده و دارای عقايد مختلف و اديان مختلف هستند.
در سوره احقاف آمده است كه: «حضرت رسول (ص) پس از آن كه از مكه به طايف رفت تا مردم را به سوی اسلام دعوت كند، كسی به دعوت او پاسخ مثبت نداد، در بازگشت به محلی رسيد كه آن را «وادی جن» میگفتند، شب را در آنجا ماند و به تلاوت آيات الهی مشغول شد، در آن هنگام گروهی از جنيان صدای صوت آن حضرت را شنيدند، پس از آن كه رسول اكرم (ص) از تلاوت فراغت يافت، جنيان به سوی قوم برگشتند و اين طور مشاهدات خود را بازگو كردند: «ای قوم، كتابی را شنيديم كه بعد از موسی نازل شده و تصديق كننده مطالب آن است و به حق و راستی هدايت میكند». (سوره احقاف، آيه ۲۹ و ۳۰) و روايت است كه حتی برخی از جنيان از گروه شيعيان میباشند از آن جمله روايتی است كه از ابوحمزه ثمالی نقل شده: «روزی جهت شرفيابی به حضور امام باقر (ع) اجازه خواستم، گفتند كه عده ای خدمت آن حضرت هستند، لذا اندكی صبر كردم تا آنها خارج شوند. پس كسانی خارج شدند كه آنها را نمی شناختم و غريب به نظرم آمدند. چون اجازه شرفيابی گرفتم، داخل شدم و به حضرت عرض كردم، فدايت شوم، الان زمان حكومت بنی اميه است و شمشيرهای آنها خونريز میباشد. امام فرمود: ای اباحمزه! اينان گروهی از شيعيان، از طايفه «جن» بودند و آمده بودند تا از مسائل دينی خود سئوال كنند». (جن و شيطان، ص ۶۵)
ارواح شرير كدامند و چه تفاوتی با جن دارند؟
مطالعات بر روی آثار بشر بدوی از قبيل نقاشی ها و كنده كاريهای غارها نشان میدهد كه انسان از ابتدای آفرينش وجود موجوداتی غير از خود را در محيط پيرامونش حس كرده است. موجوداتی كه ترس، وحشت و حتی نوعی پرستش و كرنش را در آنها ايجاد میكرده است. پس از اختراع زبان و خط، هر قوم و قبيله ای نامی برآنان گذاردند و برای ارتباط يا دفع آنان آدابی را برای خود قائل شدند و اين آداب نسل به نسل تداوم يافت چنان كه امروز هنوز در افريقا رسومی با همان روش سنتی برای ارتباط با اين موجودات و يا دفع آنان صورت میگيرد. به عنوان مثال در آيين مسيحيت، جن گيری يك سابقه ديرينه دارد كه اغلب كشيش ها اقدام به آن میكنند و در واقع معتقدند كه شيطان در قالب جسم فردی رسوخ میكند. البته تقريبا به غير از مسلمانان همگی اين موجودات را ارواح شرير مینامند و برای دفع شر آنان اعتقادات مخصوص به خود دارند. مثلا برخی از اروپاييان امروزی بر مبنای يك تفكرسنتی وقتی در خيابان راه میروند دستهای خود را تكان میدهند تا از ارواح شرير دور بمانند و يا در روز معينی از سال مراسمی برپا میكنند كه در آن عده ای بسيار از مردم لباسی شبيه به لباس اتاق عمل میپوشند، بوقی در دست میگيرند و در آن میدمند. اما بنا بر اعتقادات مسلمانان تنها موجودات ماوراؤالطبيعه فرشته ها و جن ها هستند و روح انسان وقتی كاملا از بدن انسان خارج شود، نه تنها قدرتی ندارد بلكه انسان هم نمی تواند هيچ گونه تسلطی برآن داشته باشد، مگر به خواست خداوند.
در كتاب «ارتباط با ارواح» اين طور آمده: «تسلط ارواح عقب مانده بر انسانها را در اصطلاح عاميانه «جن زدگی» میگويند كه در واقع به همان مفهوم افسون و تسخير است. ما استفاده از اين اصطلاحات را به دو علت صلاح نمی دانيم؛ اول اين كه، جن واژه ای است مخصوص موجودات هوشمند كه برطبق روايتی عاميانه معمولا برای ايجاد شر خلق گشته اند، و همواره محكوم به بدی كردن میباشند حال آنكه هيچ موجودی به خاطر بدی كردن آفريده نمی شود، مشيت پروردگار چنان است كه راه تكامل و
تعالی همواره به روی تمام موجودات هوشمند باز باشد. دوم اين كه اصطلاح «جن زدگی» غالبا بدين معنی به كار میرود كه جسم شخص جن زده را يك جن ديگر و يا روح متصرف شود. يعنی در واقع دو نوع سكونت در قالب يك بدن و اين فقط يك نوع استثناست نه يك تصرف يا دشمنی و آزار، بدين جهت واژه جن زدگی به مفهوم عاميانه آن برای ما قابل قبول نيست»..
آنچه از اين متون و بسياری از متون ديگر برمی آيد اين است كه واژه «جن» در فرهنگ های ديگر نيز وجود دارد ولی عموما آن را شيطان و يا ارواح شرير مینامند. در حالی كه ما مسلمانان معتقديم كه در ميان جنيان، جن صالح و نيكوكار نيز وجود دارد.
اسماعيل حسين زاده سرابی در كتاب «سيمای جن»اين طور مینويسد: «سالها پيش در مشهد مسئله احضار روح غوغايی عجيب به راه انداخته بود تا اين كه دو نفر از علمای معتبر مشهد خواستار شركت در آن مجلس شدند و پس از حضور، از نزديك جريان حركت ميز را مشاهده كردند. در جلسه ديگر يكی از آن دو درخواست كرد كه ميز (مقصود ميز مخصوص احضار روح است كه روی آن همه حرفها نوشته شده و جنها توسط اشاره ای ميز راتكان میدهند تا روی حرف مورد نظر بايستد) را بگردانند، اين عالم چون دارای علوم و معنويت خاصی بود و راه مكالمه صحيح با موجودات نامرئی را بلد بود، گرداننده ميز را به اسمايی كه حضرت سليمان (ع) میدانست و با آن اسما جنيان را مسخر كرده بود، قسم داده و پرسيده بود: شما روح انسان هستيد يا موجودی ديگر؟ و شروع به خواندن حروف الفبا كرده در نهايت اين جمله ها حاصل شد: من جن هستم». زمرديان نيز در كتاب «شيطان كيست» میگويد: «مدتهاست (ارتباط گيرندگان با روح) با وسيله های گوناگون با جن تماس میگيرند... البته جن خود را به آنها با نام روح يكی از افراد معرفی میكند و آنها بر اين باورند كه با روح آدمی تماس گرفته اند، در حالی كه اغلب تماس آنها با جن و شيطان است.»
آيا جن علم غيب دارد
قابليت های موجود در جن كه ناشی از نوع خلقتش میباشد (مانند پنهان بودن از چشم، طی مسافت كردن و غيره) اين تصور را در ذهن انسانها ايجاد میكند كه اين موجودات از عالم غيب آگاهند. البته بسياری از ارتباط برقراركنندگان آگاهانه به قصد سوؤ استفاده و فريب مردم و يا ناآگاهانه به اين باورها دامن زده اند، ولی حقيقت آن است كه تنها خداوند است كه آگاه به غيب میباشد و لاغير، چنان چه میفرمايد: «خداوند دانای غيب است و غيب خود را بر هيچ كس آشكار نمی سازد، مگر بر آن پيامبری كه از اوخشنود باشد». و البته بسيار ديده شده در جريان همين احضار روح كه ما آن را احضار جن میدانيم، جنيان توانسته اند پاسخ های درست و مناسبی را ارائه دهندكه آن را نبايد ناشی از علم غيب آنان دانست، زيرا جنها از آنجايی كه به راحتی میتوانند طی طريق كنند، میتوانند از همنوعان خود كه در جريان ماجرا قرار دارند پاسخ را جويان شده و به شخص رابط اطلاع دهند و يا از امكانات ديگری استفاده كنند كه ما از آن بی خبريم. به هر حال علم غيب چه برای انسان و چه برای جن منتفی است مگر برای عده ای خاص كه از طرف خداوند اين توانايی برايشان ممكن میشود.
سوال و جواب درباره جن
۱:فضيلت سوره جن:در حديثی از امام صادق(ع) آمده است؟هرکس بسيار سوره جن را بخواند هرگز در دنيا چشم زخم جن و جادو و سحر و مکر آنها به او نمی رسد.
در آخرت با حضرت محمد(ص) و اهل بيت او محشور باشد و به عدد هر جن و شيطانی بنده آزاد کرده و هر جا اين سوره خوانده شود اجنه از آنجا فرار کنند و اگر صاحب غمی آن را بخواند اندوه او بر طرف گردد.
۲:آيا ابليس از سفيهان جن است؟ آيه چهارم سوره جن از زبان مومنان جن می گويد((ما اکنون اعتراف می کنيم که سفيهان ما سخن ناروا و دور از حق درباره خدا می گفتند)).سفيه در اينجا اشاره به ابليس است که بعد از مخالفت فرمان خدا نسبتهای ناروائی به ساحت مقدس او داد حتی به دستور پرودگار دائر بر سجده بر آدم رسما اعتراض کرد،و آن را دور از حکمت شمرد و خود را برتر از آدم پنداشت و از آنجا که ابليس از جن بوده،مومنان جن به اين وسيله از او ابراز تنفر می کنند.
۳:آيا طائفه جن،مومن و کافر دارند؟ در تصور بسياری از مردم واژه جن با نوعی شيطنت و فساد و گمراهی و انحراف همراه است اما قرآن می گويد آنها نيز گروههای مختلفی دارند در نخستين آيه از زبان آنها می گويد:((در ميان ما افراد صالح و غيرصالحی وجود دارد و ما گروههای مختلفی و متفاوتی هستيم.))مومنان جن در ادامه کلام خود می افزايند:((ما هنگامی که هدايت قرآن را شنيديم به آن ايمان آوريم.))
((و انا لما سمعنا الهدی امنا به))
۴:قرآن چه ويژگيهايی را برای جن ذکر می کند؟جن موجودی است ناپيدا که مشخصات زيادی در قرآن برای او ذکر شده است:
۵:دليل برتری انسان بر جن چيست؟برخلاف آنچه در افواه مردم عوام مشهور است و آنها را از ما بهتران می دانند انسان برتر از آنهاست به دليل اينکه:
تمام پيامبران الهی از انسانها برگزيده شدند،و آنها به پيامبر اسلام که از نوع بشر بود ايمان آوردند،و از او تبعيت کردند و اصولا واجب شدن سجده در برابر انسان بر شيطان که از بزرگان طايفه جن بود دليل بر فضيلت نوع انسان بر جن می باشد.
نظر ملاصدرا درباره جن
صدر المتالهين شيرازی معروف به ملا صدرا می نويسد:((جن را وجودی در اين جهان حس و وجودی در جهان غيب و تمثيل((عالم مثال))است،اما وجودشان در اين جهان هيچ جسمی که آن را نوعی از لطافت و اعتدال باشد نيست،جز آن که روحی در خور آن و نفسی که از مبدا فعال بر آن اضافه شده است می باشد آنان بدنمای لطيفی دارند که در لطافت و نرمی متوسط بوده و پذيرای جدائی و گرد آمدن است،چون جدا گشت،قوامش نازک و حجمش لطيف گشته و از ديگرن پنهان می گردد.
خداوند جن را در پنج صنف آفريده است
پيامبر اکرم(صل الله عليه و آله)می فرمايد:((خداوند جن را در پنج صنف آفريده است:صنفی مانند باد در هوا و صنفی به صورت مارها،و صنفی به صورت عقربها و صنفی حشرات و زمينی اند و صنفی از آنها مانند انسانند که بر آنها حساب و عقاب است.))
((و ان من شیء الا يسبح بحمده و لکن لاتفقهون تسبيحهم)) و هيچ نيست مگر اينکه تسبيح گوی به حمد خداست،ولکن شما تسبيح آنها را نمی بينيد.
۶:آيا شيطان همان ابليس است؟
شيطان برخلاف آنچه بعضی پنداشته اند اسم خاص برای ابليس نيست بلکه مفهومی عام دارد و شامل هر موجود متمرد و طغيانگر و خرابکاری می شود خواه از جن باشد يا از انسانها و غير آنها.
۷:چه موقع آفرينش جن اتفاق افتاده؟
در کتاب اثبات الوصيه آمده است که جنيان ۷۰۰۰ هزار سال پيش از آدميان آفريده شده اند.
۸:مسجد الجن کجاست و در آنجا چه اتفاقی افتاده است؟
محل ديدار رسول اکرم(صل الله عليه و آله)با برخی از فرستادگان جنيان که در مکه معظمه در نزديکی پل حجون قرار دارد.
من میخوام اینجا یه پست بذارم برای کد تقلب (یا همون Cheat Code ) و Walkthrough بازیهای مختلف کامپیوتر، Xbox ، PS2 و خیلی چیزهای دیگه. به دلیل اینکه نمی دونم از کجا شروع کنم ! این رو به عهده شما گذاشتم. اسم بازی مورد علاقه خودتون رو که دوست دارید کدهاشو بدونید یا اینکه در جایی از بازی گیر کردید، در قسمت نظرات اعلام کنید. فکر کنم بعد از یه مدت چیز جالب و کاملی از آب در بیاد.
1- Prince of Persia : warrior inside

در این بازی نکات چند نکته مخفی وجود دارد که در اینجا توضیح داده می شود.
به دست آوردن Water Sword : تمامی ۹ عدد Life upgrade را به دست آورده و به اتاقی که شبیه ساعت شنی می باشد بروید.
پایانی متفاوت برای بازی : بازی را با تمامی ۹ عدد Life upgarde و Water sword به پایان برسانید.
به دست آوردن Library Life upgrade هنگامی که در Sand wraith mode هستید : برای این کار ابتدا به مکانی که Dahaka دیوار را شکسته بروید. از تخته چوبی که درآنجا قرار دارد بالا بروید. شما یک ستون شکسته را در سمت راست Dahaka و سمت چپ خود خواهید دید. اگر از اینجا پایین بروید، خود را در مقابل Dahaka خواهید یافت. تا زمانی که به Dahaka دست نزنید، او به شما کاری نخواهد داشت. حالا از روی گودالی که در سطح آنجا قرار دارد پریده و لبه دیواره روبرو را بگیرید. همین طور یه سمت بالا حرکت کنید تا اینکه به لبه بالکون برسید. موقع برگشت از اینجا باید مراقب باشید! این طور به نظر می رسد که Dahaka از آنجا رفته در حالی که هنوز در جای خود می باشد. بنابراین، از سوراخی که در آنجاست عبور نکنید بلکه از همان تخته چوبهایی که در آنجاست عبور کنید. اگر از این راه استفاده نکنید و از در عادی کتابخانه وارد شوید، ممکن است که بازی به پایان برسد!
Glowing Sword Weapon : برای داشتن این اسلحه شما به یک شمشیر نیاز دارید که قادر به شکستن دیوار باشد. در Mystic Caves وقتی که شما اولین دروازه را باز کردید و از آن گذشتید، به راهی خواهید رسید که توسط یک چاله از هم جدا شده و کلیدی نیز روی دیوار قرار دارد. اگر به درون چاله بپرید، شما قسمتی از دیوار را خواهید دید که قابل شکستن می باشد. بعد از شکستن این دیوار شما یک قفسه اسلحه خواهید دید. با شکستن این قفسه شما قادر به برداشتن Glowing Sword هستید که دارای قدرت بسیار بالایی می باشد، ولی به مرور زمان هر موقع که از آن استقاده کنید به شما نیز آسیب خواهد رساند !
Hockey Stick Weapon: در ابتدا شما به Scorpion Sword نیاز دارید. وقتی که در مرحله Throne and the Mask شما وارد Centrall hall (راهرو مرکزی) شدید، اهرمی که در آنجا قرار دارد را بچرخانید به طوری که شکافی که در زمین وجود دارد پوشانده شود. به راهی بروید که قبلا از آنجا Life upgrade را گرفته بودید. ولی این بار به جای اینکه به سمت در بروید، به سمت راست رفته و دیوار آنجا را بشکنید که مقداری سنگریزه به پایین خواهد ریخت. Hockey Stick در قفسه اسلحه خواهد بود.
Pink Flamingo Weapon : برای داشتن این اسلحه شما به یک شمشیر نیاز دارید که قادر به شکستن دیوار باشد. در Garden Hall از راه میانی در بالاترین قسمت هال شروع کرده، از طناب استفاده کرده و به سکوی مرکزی بروید. به سمت چپ رفته و مستقیم به سمت توده سنگها بروید. به سمت دیگر سکویی که بر روی آن بودید بروید. در سمت چپ شما یک سکوی دیگر با یک کلید خواهید دید. به آنجا رفته و کلید را زده و به همان سکویی که بودید برگردید. حال شما یک بلوک خواهید دید که از آن می توانید بالا بروید. به سمت تیری که در بالای شما قرار دارد دویده و آنرا بگیرید. در امتداد تیر به سمت راست بروید و به سمت لبه ای که در دیوار روبرو قرار دارد بپرید. در امتداد لبه پیش بروید تا به آلاچیق برسید. به آنجا رفته و دیوار سمت راست را بشکنید. یک قفسه اسلحه ظاهر خواهد شد. شما قادر به برداشتن Pink Flamingo هستید که دارای قدرتی در حد میانه می باشد و تمامی دشمنان معمولی شما را با یک ضربه نقش زمین خواهد کرد.
Rayman Glove Weapon : در مقبره اصلی در Catacombs ، با رفتن به سمت خروجی، مورد تعقیب Dahaka قرار خواهید گرفت. در دومین و سومین تعقیب شما به شاخه ای از راه اصلی خواهید رفت. اگر شما به سمت چپ بروید یک قفسه اسلحه را خواهید دید. اسلحه Rayman Glove در این قفسه قرار دارد دارای قدرت کمی می باشد، ولی تمامی دشمنان معمولی شما را با یک ضربه نقش زمین خواهد کرد.
Teddy bear Weapon : برای داشتن این اسلحه شما به یک شمشیر نیاز دارید که قادر به شکستن دیوار باشد. در Mechanical Pit به اتاقی بروید که یک اجاق در بالای چاله قرار دارد. همانجایی که شما با Brute جنگیدید. در قسمت پشتی این اتاق، راهی می باشد که به سمت راست انحنا دارد و به یک چاله آب ختم می شود. اگر به درون چاله بپرید، قسمتی از دیوار را خواهید دید که می درخشد. با شکستن این دیوار شما یک قفسه اسلحه را خواهید دید که اسلحه Teddy bear در آن قرار دارد. این اسلحه دارای قدرت کمی می باشد ولی در عوض هر بار که شما با این اسلحه به دشمنان خود ضربه می زنید، مقداری جان می گیرید !
باز کردن تمامی ویدئو های بازی : بازی را با هر دو پایان به اتمام برسانید ( با و بدون Water Sword ) تا تمامی ویدئوهای بازی را داشته باشید.
پر کردن Sand Tank : اگر با Joystick بازی می کنید، دکمه سمت چپ را پایین نگه داشته و کلیدهای زیر را بزنید: B,B,A,X,X,A,Y,Y
2- Counter strick condition zero

در حین بازی دکمه ~ را بزنید تا منوی کنسول باز شود. sv_cheats 1 را تایپ کنید و سپس Restart کنید. حالا کدهای زیر را در کنسول وارد کنید:
God Mode: god
Fly Mode: fly
No Clipping: noclip
Invisible to Enemies: notarget
Get Weapons: impulse 101
Spawn Item: give
*Map List: maps
Kill Bots: bot_kill
Restart Map: restart
Change Map: changelevel
Restart Round: sv_restartround 1
(#)Adjust Gravity: sv_gravity
(#)Freeze Time: mp_freeztime
بعد از دستور Give کدهای زیر را وارد کنید:
weapon_ak47
weapon_aug
weapon_awp
weapon_deagle
weapon_elite
weapon_famas
weapon_fiveseven
weapon_g3sg1
weapon_glock18
weapon_m3
weapon_m4a1
weapon_mac10
weapon_mp5navy
weapon_p228
weapon_p90
weapon_scout
weapon_sg550
weapon_sg552
weapon_tmp
weapon_ump45
weapon_usp
weapon_xm1014
3- Grand Theft Austo IV: San Andreas

کدهای زیر را در زمان بازی وارد کنید و یازی را متوقف ( Pause ) نکنید و زمانی که این کدها فعال هستند بازی را save نکنید.
MUNASEF - Adrenaline Mode
YLTEICZ - Aggressive Drivers
COXEFGU - All Cars Have Nitro
ZEIIVG - All green lights
XJVSNAJ - Always Midnight
CIKGCGX - Beach Party
IOWDLAC - Black traffic
CPKTNWT - Blow Up All Cars
AFSNMSMW - Boats fly
BSXSGGC - Cars Float Away When Hit
RIPAZHA - Cars Fly
ASNAEB - Clear Wanted Level
BMTPWHR - Country Vehicles and Peds, Get Born 2 Truck Outfit
ASBHGRB - Elvis is Everywhere
FOOOXFT - Everyone is armed
YSOHNUL - Faster Clock
PPGWJHT - Faster Gameplay
BTCDBCB - Fat
CFVFGMJ - Foggy Weather
OUIQDMW - Full Weapon Aiming While Driving
PRIEBJ - Funhouse Theme
MROEMZH - Gang Members Everywhere
MROEMZH - Gangs Control the Streets
BAGOWPG - Have a bounty on your head
YECGAA - Have Jetpack
AIYPWZQP - Have Parachute
HESOYAM - Health, Armor, $250k
NCSGDAG - Hitman In All Weapon Stats
JHJOECW - Huge Bunny Hop
OSRBLHH - Increase Wanted Level Two Stars
WANRLTW - Infinite Ammo, No Reload
BAGUVIX - Infinite Health
CVWKXAM - Infinite Oxygen
XICWMD - Invisible car
JYSDSOD - Max Muscle
OGXSDAG - Max Respect
EHIBXQS - Max Sex Appeal
LFGMHAL - Mega Jump
IAVENJQ - Mega Punch
AEDUWNV - Never Get Hungry
AEZAKMI - Never Wanted
AFPHULTL - Ninja Theme
OFVIAC - Orange Sky 21:00
ALNSFMZO - Overcast Weather
AJLOJYQY - Peds Attack Each Other, Get Golf Club
BGLUAWML - Peds Attack You With Weapons, Rocket Launcher
PGGOMOY - Perfect Handling
LLQPFBN - Pink traffic
AUIFRVQS - Rainy Weather
SJMAHPE - Recruit Anyone (9mm)
ZSOXFSQ - Recruit Anyone (Rockets)
THGLOJ - Reduced Traffic
IOJUFZN - Riot Mode
CWJXUOC - Sandstorm
LJSPQK - Six Star Wanted Level
KVGYZQK - Skinny
LIYOAAY - Slower Gameplay
BEKKNQV - Slut Magnet
JCNRUAD - Smash n' Boom
CQZIJMB - Spawn Bloodring Banger
RZHSUEW - Spawn Caddy
EEGCYXT - Spawn Dozer
OHDUDE - Spawn Hunter
JUMPJET - Spawn Hydra
AGBDLCID - Spawn Monster
AKJJYGLC - Spawn Quad
PDNEJOH - Spawn Racecar
VPJTQWV - Spawn Racecar
JQNTDMH - Spawn Rancher
AIWPRTON - Spawn Rhino
AQTBCODX - Spawn Romero
KRIJEBR - Spawn Stretch
URKQSRK - Spawn Stunt Plane
AMOMHRER - Spawn Tanker Truck
UBHYZHQ - Spawn Trashmaster
KGGGDKP - Spawn Vortex Hovercraft
SZCMAWO - Suicide
AFZLLQLL - Sunny Weather
VKYPQCF - Taxis Have Nitrous, L3 Bunny Hop
MGHXYRM - Thunderstorm
BGKGTJH - Traffic is Cheap Cars
FVTMNBZ - Traffic is Country Vehicles
GUSNHDE - Traffic is Fast Cars
ICIKPYH - Very Sunny Weather
LXGIWYL - Weapon Set 1, Thug's Tools
KJKSZPJ - Weapon Set 2, Professional Tools
UZUMYMW - Weapon Set 3, Nutter Tools
3- Grand Theft Austo IV: San Andreas
PS2
Clear Weather : While playing game, press L1, L2, R1, R2(2), R1, L2, Triangle
Blow Up All Cars: During gameplay, press R2, L2, R1, L1, L2, R2, Square, Triangle, Circle, Triangle, L2, L1.
Weapon Set 2 : While playing press: R1, R2, L1, R2, Left, Down, Right, Up, Left, Down, Down, Left
Gang Hate : To make all gangs, including your own, attack you, press Down, Up, Up, Up, X, R2, R1, L2, L2.
Sunny Weather: Press R2, X, L1, L1, L2, L2, L2, Triangle.
Rainy Weather : Press R2, X, L1, L1, L2, L2, L2, Circle.
Overcast Weather: Press R2, X, L1, L1, L2, L2, L2, Square.
Faster Clock: Press Circle, Circle, L1, Square, L1, Square, Square, Square, L1, Triangle, Circle, Triangle
Spawn Caddy : Press Circle, L1, Up, R1, L2, X, R1, L1, Circle, X.
Spawn Bloodring Banger : Press Down, R1, Circle, L2, L2, X, R1, L1, Left, Left.
Spawn Hotring #101 : Press R1, Circle, R2, Right, L1, L2, X, X, Square, R1.
Spawn Stretch Limo : Press R2, Up, L2, Left, Left, R1, L1, Circle, Right.
Spawn Trashmaster : Press Circle, R1, Circle, R1, Left, Left, R1, L1, Circle, Right.
Spawn Romero : Press Down, R2, Down, R1, L2, Left, R1, L1, Left, Right.
Lots Of Money : During gameplay, press R1, R2, L1, X, Left, Down, Right, Up, Left, Down, Right, Up. You should now have TONS of $$$!
Bounty On Your Head : Press Down, Up(3), X, R2, R1, L2(2) during game play. A message will comfirm your correct code entry.
Spawn Tank : During game play enter: Circle, Circle, L1, Circle, Circle, Circle, L1, L2, R1, Triangle, Circle, Triangle.
Pedestrians Riot : During game play enter: Down, Left, Up, Left, X, R2, R1, L2, L1.
Pedestrians Attack You : While playing a game, press Down, Up(3), X, R2, R1, L2(2). If you entered the code correctly, a message will appear.
Cars Float On Water : Press Right, R2, Circle, R1, L2, Square, R1, R2.
Easy Money : Press R1, R2, L1, X, Left, Down, Right, Up, Left, Down, Right, Up.
Spawn Monster Truck : Press Right, Up, R1, R1, R1, Down, Triangle, Triangle, X, Circle, L1, L1
Pedestrians Have Weapons : R2, R1, X, Triangle, X, Triangle, Up, Down
Aggressive Traffic : R2, Circle, R1, L2, Left R1, L1, R2, L2
Black Traffic : Circle, L2, Up, R1, Left, X, R1, L1, Left, Circle
Faster Gameplay : Triangle, Up, Right, Down, L2, L1, Square
Slower Gameplay : Triangle, Up, Right, Down, Square, R2, R1
Perfect Handling: Triangle, R1, R1, Left, R1, L1, R2, L1
Pink Traffic : Circle, L1, Down, L2, Left, X, R1, L1, Right, Circle
Flying Boats : R2, Circle, Up, L1, Right, R1, Right, Up, Square, Triangle
Commit Suicide : Right, L2, Down, R1, Left, Left, R1, L1, L2, L1
All Traffic Lights Stay Green: Right, R1, Up, L2, L2, Left, R1, L1, R1, R1
All Vehicles Invisible (Except Motorcycles): Triangle, L1, Triangle, R2, Square, L1, L1
Fog : R2, X, L1, L1, L2, L2, L2, X
Never Become Hungry: SQUARE, L2, R1, TRIANGLE, UP, SQUARE, L2, UP, X
Hydra Jet : Press Triangle(2), Square, Circle, X, L1, L1, Down, Up on the control pad.
Rhino : Circle(2), L1, Circle(3), L1, L2, R1, Triangle, Circle, Triangle.
Weapon Set 3 : During the game press R1, R2, L1, R2, Left, Down, Right, Up, Left, Down(3).
All Pedestrians Are Elvis : L1, Circle, Triangle, L1(2), Square, L2, Up, Down, Left
Game Clock Remains At 00:00 : During a game (not while paused) press Square, L1, R1, Right, X, Up, L1, Left, Left.
Medal of Honor: Allied Assault - PC

Start the game with the "\moh demo\mohaademo.exe" +set ui_console 1 +set cheats 1 +set thereisnomonkey 1 command. Start a single player game, then press ~ to display the console window. Enter one of the following codes to activate the corresponding cheat function.
| Code | Effect | |
| dog | God mode | |
| fullheal | Full health | |
| wuss | All weapons and ammunition | |
| noclip | No clipping mode | |
| notarget | Remove target | |
| toggle cg_3rd_person | Third person view | |
| listinventory | List inventory | |
| tele | Teleport to indicated location | |
| map | Level select | |
| coord | Display current coordinates | |
| health | Set health | |
| kill | Suicide | |
| playermodel | List models for Allies | |
| giveweapon weapons/"".tik | Spawn indicated weapon |
Use one of the following entries with the giveweapon weapons/"<weapon_ name>".tik code.
colt45
m2frag_grenade
p38
steilhandgranate
m1_garand
kar98
shotgun
bazooka
panzerschreck
bar
mp44
thompsonsmg
mp40
springfield
kar98sniper
Bernadette Soubirous دختر یک آسیابان بود و در 7 ژانویه 1844 در روستای Lourdes در جنوب فرانسه چشم به جهان گشود. وی در 14 سالگی ادعا کرد در کنار رودخانه Gave در غاری مریم مقدس را دیده است. بلافاصله این خبر در همه جا منتشر شد و مریم بسیاری به آن منطقه امدند. در مجاورت غار چشمهای وجود داشت که مردم آب انجا را برای تبرک برمیداشتند. بسیاری از بیماران لاعلاج در ان جا شفا یافتند و در انجا عبادتگاهی بنا شد. خود برنادت به دیر رفت و در انجا راهبه شد.

برناردت در سال 1879 از دنیا رفت. بعد از مرگ کلیسای منطقه تلاش کرد تا وی را به درجه قدیسی نائل کند. در سال 1933 با تقاضای قدیسی وی موافقت شد و قرار شد نبش قبر صورت بگیرد. نبش قبر با حضور نمایندگان کلیسای رم و کشیش محل و نمایندگان از انجمن پزشکی انجام شد، اما آنها با منظره حیرت آوری روبرو شدند. جنازه کاملا سالم بود. آنقدر سالم که انگار تازه مرده است. فقط بعد از باز کردن پوست به علت مجاورت با هوا شروع به قهوهای شدن کرد که بلافاصله جسد به کلیسا منتقل و روی جسد با لایه نازکی موم پوشیده شد. هنوز هم توضیحی در این مورد داده نشده است. جسد هم اکنون در محفظه شیشه ای در کلیسای محل اقامت وی قرار دارد و هنوز هم سالم سالم است. تصاویر زیر این قدیسه را در حال حاضر نشان می دهد. برای اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.

در حال حاضر، آرامگاه برنادت در فرانسه زیارتگاه بسیاری از مسیحیان است که از سراسر دنیا همه روزه به این منطقه می آیند وبسیاری نیز شفا می یابند. برای دیدن مستقیم این محل اینجا کلیک کنید.

اگه برای دانلود از این سایت مشکل دارید، در منوی سمت راست در قسمت " گزیده مطالب قبلی"، نرم افزاری هست به نام Download Manager که خودم هم ازش استفاده می کنم و بسیار قویه. با استفاده از این برنامه شما می تونید که کلیه فایلهای این وبلاگ رو دانلود کنید.

یکی از قطعات موسیقی هزار دستان : دانلود

موسیقی سریال میشل استروگف : دانلود 1 دانلود 2

موسیقی فیلم پدر خوانده : 1 2 3 4 5 6 7 8 9

موسیقی سریال هرکول پوارو : 1 2

موسیقی فیلم عصر جدید (چارلی چاپلین) : دانلود


موسیقی سریال شبهای برره : دانلود
چهره های ماندگار : دانلود
مزد ترس : دانلود
آهنگ "دو برره" در سریال پاورچین : دانلود

فیلم باغ مخفی : 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13

یک سایت خیلی جاالب که متاسفانه به زیان "شاخدارمارکی" هست ولی خوب شما بر روی لینک زیر کلیک کنید و بعد در اولین جای خالی اسم فیلم مورد نظر خودتون رو به انگلیسی بنویسید. وقتی عملیات جستجو تمام شد، شما با کلیک بر روی اسم فیلم مورد نظر تمامی آهنگهای آنرا خواهید داشت ! لینک
فهرست برترین موسیقیهای ساخته در تاریخ سینما
1- موسیقی " جنگ ستارگان " جان ویلیامز
5- موسیقی " پدر خوانده " نینو روتا
9- موسیقی فیلم " محله چینی ها " جری گلداسمیت
13- موسیقی فیلم " کینک کنگ " مالس استاینر
17- موسیقی فیلم " کشتن مرغ مقلد " المر برنستاین
21- موسیقی فیلم " بن هور " میکلوس روژاآلبرت اینشتین(فوت 1955 م) در رساله ی پایانی عمر خود با عنوان: "دی ارکلرونگ" Die Erkla"rung - von: Albert Einstein – 1954 یعنی:"بیانیه" که در سال 1954 آن را در امریکا و به آلمانی نوشته است - اسلام را بر تمامی ادیان جهان ترجیح میدهد و آن را کاملترین ومعقولترین دین می داند. این رساله در حقیقت همان نامه نگاری محرمانه ی اینشتین با آیت الله العظمی بروجردی (فوت1340ش =1961م) است که توسط مترجمین برگزیده شاه ایران محرمانه صورت پذیرفته است اینشتین در این رساله "نظریه نسبیت" خود را با آیاتی از قرآن کریم و احادیثی از (نهج البلاغه) وبیش از همه (بحارالانوار) علامه مجلسی (که از عربی به انگلیسی توسط حمید رضا پهلوی (فوت1371ش) و.. .ترجمه وتحت نظر آیت الله بروجردی شرح می شده) تطبیق داده و نوشته که هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمیشود وتنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن نظریه ی پیچیده "نسبیت" را ارائه داده ولی اکثر دانشمندان نفهمیده اند.

از آنجمله حدیثی است که علامه ی مجلسی در مورد معراج جسمانی رسول اکرم(ص) نقل میکند که: هنگام برخاستن از زمین دامن یا پای مبارک پیامبر به ظرف آبی میخورد و آن ظرف واژگون میشود.اما پس از اینکه پیامبر اکرم(ص) از معراج جسمانی باز میگردند مشاهده میکنند که پس از گذشت این همه زمان هنوز آب آن ظرف در حال ریختن روی زمین است ...اینشتین این حدیث را از گرانبهاترین بیانات علمی پیشوایان شیعه در زمینه ی "نسبیت زمان" دانسته و شرح فیزیکی مفصلی بر آن مینویسد...همچنین اینشتین در این رساله "معاد جسمانی" را از راه فیزیکی اثبات میکند(علاوه بر قانون سوم نیوتون=عمل وعکس العمل). او فرمول ریاضی معاد جسمانی را عکس فرمول معروف "نسبیت ماده و انرژی" میداند:
E = M.C2 >> M = E :C2
یعنی اگر حتی بدن ما تبدیل به انرژی شده باشد دوباره عینا" به ماده تبدیل شده و زنده خواهد شد. او همچنین در همین رساله عقیده ی به "وحدت وجود" را از خرافات های شایع شده توسط ملا صدرا تلقی کرده و آن را از دیدگاه "فیزیک کلاسیک" و "فیزیک نسبیتی" به شدت مورد حمله قرار می دهد ...بطور خلاصه: او میگوید: هر موجودی دارای حیطه و مرز فیزیکی خاص خود است(حیز وجودی) که امکان ندارد با موجود یا وجود دیگری اتحاد یا وحدت داشته یا بیابد...در رابطه با "عقل" نیز با کمال شگفتی - انیشتین نظریه ی اخباریون شیعه را ( که عقل را نسبی میدانند و در حریم شرع و دین آن را بکار نمیبرند) صحیح دانسته و میگوید: حق با اخباری های شما ست وهنوز زود است که مردم این را بفهمند..
در ادامه نیز فرمول ریاضی خاصی برای "عقل نظری بشر" ارائه داده و "نسبیت" آن را اثبات میکند... . اینشتین در این کتاب همواره از آیت الله بروجردی با احترام و به لفظ"بروجردی بزرگ" یاد کرده و از شادروان
پروفسور حسابی نیز بارها با لفظ"حسابی عزیز" یاد کرده است.
3000000دلار بهای خرید این رساله توسط پروفسورابراهیم مهدوی( مقیم لندن) با کمک یکی از اعضاء شرکت اتومبیل" بنز" از یک عتیقه فروش یهودی بوده و دستخط اینشتین در تمامی صفحات این کتابچه توسط خطشناسی رایانه ای چک شده و تایید گشته که او این رساله را به دست خود نوشته است. اصل نسخه ی این رساله اکنون جهت مسائل امنیتی به صندوق امانات سری لندن - بخش امانات پروفسور ابراهیم مهدوی- سپرده شده و نگهداری میشود... ـ (منبع)
اين مقاله که با اندکي حذف و اضافه ارائه مي شود، نوشته دکتر «جاناتان گري»، باستان شناس و محقق استراليايي است که مدت 30 سال از عمر خود را در نقاط مختلف جهان به کشف و حفاري مشغول بوده است:
در سال 1959، يک خلبان ترک، براساس مأموريت محول شده، چندين عکس هوايي براي مؤسسه ژئودتيک ترکيه برداشت. هنگامي که مأموريت به پايان رسيد، در ميان عکس هاي او تصويري جلب نظر مي کرد که بيشتر شبيه يک قايق بود تا چيزي ديگر، قايقي بزرگ که بر سينه تپه اي، در فاصله بيست کيلومتري کوههاي آرارات آرميده بود.
تصوير هوايی از فسيل کشتی که محل آسيب ديدگی ناشی از برخورد به يک صخره در آن مشخص است.

تصوير هوايي از فسيل کشتي که محل آسيب ديدگي ناشي از برخورد به يک صخره در آن مشخص است. بلافاصله پس از مشاهده اين تصوير، تعدادي از متخصصان، علاقه مند به پيگيري شدند. دکتر براندنبرگ از دانشگاه ايالتي اوهايو يکي از اين علاقه مندان بود. او کسي بود که قبلاً در زمينه کشف تأسيسات روي زمين از طريق هوا، مطالعات دانشگاهي داشت و پايگاههاي موشکي کوبا را در دوران کندي کشف کرده بود.
دکتر واندنبرگ با دقت عکس ها را مورد مطالعه قرار داد و اظهار کرد: «من هيچ شکي ندارم که شيء موجود در عکس هاي هوايي يک کشتي است. من تا به حال در طول مدت فعاليتم، هرگز چنين شيء عجيبي در يک عکس هوايي نديده بودم.» پس از آن يک گروه کاوشگر آمريکايي نيز به منطقه مورد نظر اعزام شد، ولي حتي با انجام تحقيقات کوتاه مدت، نتوانست اطلاعات قابل توجهي بدست آورد.
۱۷ سال از آخرين تحقيقات در منطقه گذشت و هيچ اکتشافي تا سال ۱۹۷۶ انجام نگرفت. در سال ۱۹۷۶ يک باستان شناس آمريکايي به نام «ران ويت» تحقيقات جديد خود را در منطقه آغاز کرد. او بسيار زود دريافت که اين شيء قايق مانند، بسيار بزرگتر ازحدي است که قبلاً تصور مي کرد. او بزودي با انجام محاسبات دقيق دريافت که طول اين شيء عظيم الجثه بلندتر از طول يک زمين بازي فوتبال و اندازه آن به بزرگي يک ناو جنگي است که کاملاً در زمين دفن شده است. اما کشتي کشف شده در زير گل و لاي قطوري دفن شده بود و بسختي به جز از ارتفاع قابل رؤيت بود.
به دليل همين عدم مشاهده دقيق از سطح زمين، امکان هر تحقيقي غير ممکن بود. از سوي ديگر جسم کشف شده آنقدر بزرگ و سنگين بود که هر گونه اقدامي را در وهله اول عقيم مي ساخت. «ران وايت» و گروه همراهش که مشتاقانه کار را پيگيري مي کردند، به جايي رسيدند که تنها وقوع يک حادثه عجيب و نادر مي توانست راهگشاي کار آنها باشد:
«زمين لرزه!» آنها متوجه شدند که حرکت دادن و در آوردن جسم مذکور از درون زمين، به دليل ابعاد وسيع و بزرگ آن غير ممکن است و تنها با يک لرزش زمين، اين شيء مي تواند از دل خاک سر در آورد و مورد کاوش قرار گيرد.
از تحقيقات ران ويت مدت زيادي نگذشته بود که در 25 نوامبر سال 1978، وقوع زمين لرزه اي در محل، باعث شد تا کشتي مزبور به طور شگفت آوري از دل کوه بيرون بزند و سطح زمين اطرافش را به بيرون براند. بدين ترتيب ديواره هاي اين شيء، شش متر از محوطه اطرافش بالاتر قرار گرفت و برجسته تر شد.
بدنبال اين زمين لرزه، ران وايت ادعا کرد که شيء مذکور مي تواند باقيمانده کشتي نوح باشد. سپس بدبيني ها به خوش بيني مبدل و اين سؤال ها مطرح شد: «اگر اين جسم عظيم قايقي شکل به طول يک زمين فوتبال، در ارتفاع 1890 متري کوههاي آرارات، کشتي نوح نيست، پس چه چيز مي تواند باشد؟ و اگر جسم کشتي نوح است، آيا طوفان نوح واقعاً بوقوع پيوسته است؟... آيا ما شاهد بقاياي کشتي افسانه اي حضرت نوح که در کتب مقدس اديان جهان از آن صحبت شده است، هستيم؟»
طوفان و سيل در زمان حضرت نوح در سطح وسيعي بوسعت کره زمين واقع شده است. به اعتقاد مسيحيان و بنا به نص انجيل، اين حادثه عظيم و دهشت آور، براي تنبيه مردمان آن روزگار که دست به سرکشي زده بودند و به منظور نجات نوح پيامبر و پيروانش واقع شده بود. بررسيهاي زمين شناسي در نقاط مختلف دنيا، نابود شدن و مرگهاي دسته جمعي موجودات زنده را بر اثر حادثه اي غير منتظره نشان مي دهد. برخي از اين حوادث با زمان طوفان نوح همخواني دارد.
وجود لايه هاي مخلوط فسيل شده حيواناتي چون فيل، پنگوئن، ماهي، درختان نخل و هزاران هزار گونه گياه جانوري، تأييدي بر اين واقعيت است. اين سنگواره ها که بعضاً در برگيرنده حيوانات مناطق گرمسير با مناطق سردسير (در کنار هم) هستند، نشان مي دهند که با فرونشستن آب، جانوران و گياهان خارج شده، در زير رسوبات مانده و به فسيل تبديل شده اند. امتزاجي عجيب از جانوران خشکي و دريا، حاره و قطبي که مرگي آني و دلخراش را روايت مي کنند.
تاريخ در مورد محل به گل نشستن کشتي چه مي گويد؟
داستان کشتي نوح از گذشته هاي دور مورد توجه اقوام مختلف بوده است. مورخان از ۲۰۰۰ سال پيش نقل کرده اند که توريست ها و مسافران کنجکاو بسياري از قديم اين منطقه را در کوههاي آرارات کشور ترکيه، مورد بازديد قرار مي دادند و گاهي تکه هاي کوچکي از آن به غنيمت برده مي شد. در تاريخ آمده است که حدود ۸۰۰ سال قبل از ميلاد مسيح، آشوريان اقدام به ورود به کشتي کردند و موفق به ورود به طبقه سوم آن که در زير زمين واقع شده بود شدند. اين نشان مي دهد که اقوال مختلف در مورد موقعيت جغرافيايي کشتي، متفقند.
تکنولوژي پيچيده در ساخت کشتي
اينجا صحبت از ساخت يک قايق کرجي کوچک هشت نفره با ظرفيت چند حيوان کوچک نيست. بحث بر سر تکنولوژي پيچيده اي است که مهارت ذوب فلزات، ابزار پيشرفته و نيروي انساني حاذق مي طلبيده است. از آنجا که ياران حضرت نوح تعداد بسيار کمي بوده اند، اين سؤال پيش مي آيد که نوح براستي چگونه اين کشتي را ساخته است. کشتي اي که تاکنون از عجايب کتب مقدس به شمار مي رفت و اکنون يک واقعيت علمي لمس شدني است. آيا نوح به تنهايي توانسته است کشتي ناوگونه خود را به طول يک زمين فوتبال و به وزن تقريبي ۳۲۰۰۰ تن بسازد؟ آيا ساخت يک کشتي با دست خالي با امکانات آن زمان، به گنجايش ۴۹۴ اتوبوس دو طبقه مسافربري با تصورات ما درباره قدما، همخواني دارد؟ براستي چه تعداد جانور و چگونه جمع آوري شدند و در کشتي جايگزيني شدند؟ آب و غذا چگونه تأمين مي شد؟ جانوران وحشي چگونه به سوي کشتي هدايت شدند؟ بايد کار جمع آوري و هدايت حيوانات کاري سخت بوده باشد ولي بهرحال فرمان خدا بايد انجام مي شد.
...خوشبختانه تحقيق بيشتر در محل، حضور حيوانات را در کشتي يافت شده، تأييد کرد. کشف مقادير قابل توجهي فضولات حيوانات که به صورت فسيل در آمده اند و از ناحيه خسارت ديده کشتي به بيرون رانده شده اند ، فرضيه ما را بيشتر به واقعيت نزديک کرد. علاقمندان به کاوش در مورد کشتي نوح بارها و بارها سعي کرده اند به درون کشتي فسيل شده راه يابند ولي هميشه با توده هاي عظيم سنگ و خاک نيمه ويران مواجه شده اند. در آخرين تلاشها، کاوشگران سعي کردند لايه هاي گل و لاي خشک شده اطراف کشتي را در هم بشکنند و از ميان بردارند تا شايد راهي براي ورود به اتاقکهاي زيرين کشتي پيدا کنند، اما خيلي موفق نبودند. در سال ۱۹۹۱، «گرگ برور» باستان شناس، بخشي از شاخ فسيل شده جانوري را کشف کرد که از قسمت تخريب شده کشتي که فضولات حيواني بيرون ريخته بودند، به بيرون افتاده بود. به تشخيص محققان، اين شاخ که مربوط به يک پستاندار بوده است، مقارن با شاخ اندازي سالانه جانور به هنگام خروج از کشتي در آنجا رها شده است...
کشتي نوح: اسکلت فلزي، بدنه چوبي
آزمايشات دانشمندان وجود قطعات آهن را در فواصل منظم و معين در ساختار کشتي تأييد کرده است. باستان شناسان با کشف رگه ها و تيرهاي باريک آهني، الگويي ترسيم کرده اند که حاصل کار به صورت نوارهاي زرد و صورتي بر روي کشتي علامتگذاري شد. آنها همچنين گره ها و اتصالات آهني محکم و برجسته اي را يافته اند که در ۵۴۰۰ نقطه کشتي بکار رفته اند.
تصوير برداري هاي راداري نشان داده که در محل تصادم کشتي با صخره به هنگام فرود آمدن يا به عبارت ديگر به گل نشستن، نوارهاي آهني يا تيرهاي فلزي کج شده اند. آنها مي گويند که استفاده وسيع و همه جانبه از فلزات در ساخت کشتي خارج از حد تصور ماست.
و اصنع الفلک باعیننا و وحینا (سوره هود، آیه37)
و کشتی بساز زیر نظر ما و مطابق وحی ما
کشتی نوح : اسکلت فلزی ، بدنه چوبی

به نظر مي رسد که تکنولوژي پيشرفته و رشديافته اي در آن دوران وجود داشته که به هر حال حضرت نوح (ع) توانسته از آن بهره مند شود. تکنولوژي و تمدني که ذهن ما را از تمرکز بر روي بناها و اماکن منحصر به فرد در نقاط مختلف دنيا به اين نقطه از جهان معطوف مي کند.
اکتشافات زماني جالبتر شد که باستان شناسان توانستند طرح مشبکي حاصل از تقاطع تیرهاي فلزي افقي و عمودي بکاررفته در بدنه کشتي بدست بياورند. تصاويري که نشان مي دهند ۷۲ تير فلزي اصلي در هر طرف کشتي به کاررفته است. به نظر مي رسد که براي هر چيزي طرح و الگويي وجود داشته است. وجود اتاقها و فضاهاي کوچک و بزرگ در طبقات مختلف، نظريه وجود طرح مهندسي پيشرفته را تأييد مي کند.
در طول تحقيقات، بررسيهايي در مورد تعيين طول، عرض و قطر کشتي انجام گرفته است که متخصصان را قادر ساخته تا از جزييات کف کشتي، ساختمان و الگوي اوليه و مواد تشکيل دهنده آن اطلاعاتي بدست آورند. دستيابي به چنين کشفياتي مبهوت کننده بود، چرا که در بسياري از مواقع، درک واقعيت کشف شده از حد تصور خارج بود.
کشف يک لايه غلافي و کپسولي شکل در داخل کشتي از اين جمله بود که در واقع کشتي را به دو لايه يا پوسته اصلي مجهز مي کرد. اين آزمايشات، وجود ديوارهاي داخلي کشتي، حفره ها، اتاقها و دهليزها و همچنين وجود دو مخزن بزرگ استوانه اي را تأييد کرد. در اين آزمايشها که به «رادار اسکن» يا «اسکن هاي راداري» معروفند، معلوم شد که دو مخزن استوانه اي بزرگ که هر کدام چهار متر و ۲۰ سانتي متر بلندي و هفت متر و بيست سانتي متر عرض داشته اند و به دور هر يک از آنها کمربندي فلزي نصب شده بود، در نزديکي تنها در ورودي کشتي وجود داشته اند. در يکي از آزمايشات رادار اسکن که به درخواست استاندار استان آگري ترکيه انجام شد، معلوم شد که جنس بدنه کشتي از سه لايه چوب به هم چسبيده تشکيل شده است. اين سه لايه با مواد محکم چسبنده، بهم چسبيده بودند.
در سال ۱۹۹۱، يک عدد ميخ پرچ فسيل شده با حضور ۲۶ نفر محقق در بقاياي کشتي کشف شد. تجزيه و تحليل ترکيبات اين ميخ وجود آلياژهاي آلومينيوم، تيتانيوم و برخي از ديگر فلزات را تأييد کرد.

اين در حالي است که گمان مي رفت در زمان حضرت نوح، آهن و آلومينيوم هنوز به مرحله کشف و استخراج نرسيده باشد. آيا ما نيازمند بازنگري در تاريخ استفاده و استخراج بشر از فلزات هستيم؟
لنگرهاي کشتي هم کشف شد!
بر بلنديهاي تپه هاي اطراف محل کشتي، باستان شناسان چند جسم بزرگ حجيم سنگي يافتند که در بالاي هر کدام سوراخي بزرگ تعبيه شده بود. اين اجسام مثلثي شکل سنگي و نيمه صيقلي، شبيه به لنگرهاي کشتي هاي باستاني بودند که «دراگ» ناميده مي شدند. اينها در واقع ابزاري بودند که به علت وزن زياد به جاي وزنه يا لنگر به هنگام پهلو گرفتن کشتي به آب پرتاب مي شدند. چگونه و با چه نيرويي؟ دقيقاً نمي دانيم ولي حدس هايي در اين زمينه وجود دارد.
کشف شش وزنه يا لنگر کشتي، هر يک مجهز به سوراخي در بالاي آن، حدس باستان شناسان را به يقين تبديل کرد. اين وزنه ها در فواصل متفاوت، ظاهراً به هنگام پهلو گرفتن کشتي به آب پرتاب شده بودند.

اندازه کشتي نوح در کتاب مقدس ۳۰۰ ذراع ياد شده است. واحد ذراع در مصر قديم در زمان حضرت موسي(ع) برابر با ۵۲.۷ سانتي متر بوده است. با محاسبه اين رقم، عدد ۱۵۸.۴۶ متر بدست مي آيد.
طول کشتي مورد کاوش توسط دو تيم مختلف در دو زمان اندازه گيري شد. رقم بدست آمده دقيقاً ۱۵۸.۴۶ متر را نشان مي داد. اين محاسبات، محققان را در ادامه کاوشها مصمم تر کرد...
کتيبه اي که ادعاي دانشمندان را اثبات کرد
روايت است که حضرت نوح(ع) قبل از به زمين نشستن کشتي و فروکش کردن آب، پرنده اي را که بايد مانند کبوتر يا کلاغ بوده باشد به بيرون فرستاد تا مطمئن شود خشکي نزديک است يا نه. بار اول پرنده با خستگي به کشتي بازگشت و اين بدان معني بود که خشکي در آن نزديکيها وجود ندارد. بار دوم پرنده به کشتي باز نگشت و اين آزمايش نشان داد که عمل لنگر انداختن نزديک است. [در کتاب مقدس که گويا اين روايت از آن نقل شده، آمده است حضرت نوح(ع) ابتدا يک کلاغ را مي فرستد که از فرستادن کلاغ نتيجه اي نمي گيرد و بعد از آن کبوتري را مي فرستد- انصاف]
درست در دو کيلومتري شرق محلي که کشتي هم اکنون قرار دارد، دهکده اي وجود دارد که «کارگاکونماز» ناميده شده است. نام اين دهکده ترکي را چنين ترجمه کرده اند: «آن کلاغ نه توقف مي کند نه باز مي گردد.» [چارلز برليتز در کتاب "کشتي گمشده نوح" (ترجمه احمد اسلاملو) نام اين محل را "جايي که کلاغ نمي نشيند" ترجمه کرده است- انصاف]
محل کنوني کشتي در دل کوههاي آرارات از گذشته هاي دور، به منطقه هشت معروف شده و دره پايين منطقه، محله هشت نام گرفته است. چرا؟ [در کتاب "کشتي گمشده نوح" آمده نام اين منطقه به «تمانين» (Temanin) معروف است که به معني «هشت» است. شيخ صدوق در کتاب عيون الاخبار از امام رضا(ع) نقل کرده است که "نوح در همان محلي که کشتي به زمين نشست قريه اي بنا کرد و نام آن را قريه «ثمانين» (هشتاد) گذاشت." همانطور که مي بينيم بين کلمات «ثمانين» (هشتاد) و «تمانين» (هشت) از نظر شکل و معني شباهت زيادي وجود دارد- انصاف]
در نزديکي محل فرود کشتي در بالاي تپه، لوحه اي کشف شد که ادعاهاي باستان شناسان را به طرز زيبايي اثبات کرد. کتيبه اي که حداقل ۴۰۰۰ سال قدمت دارد. بر روي اين تابلوي سنگ آهکي، در سمت چپ، تصوير رشته کوههايي ديده مي شود که در کنار يک تپه و سپس يک کوه آتشفشان قرار دارد. در سمت راست، يک تصوير قايقي شکل با هشت نفر انسان کنده کاري شده است... در بالاي سنگ کتيبه، دو پرنده در حال پروازند. کشف اين کتيبه همگان را به شگفتي واداشت. [کتاب مقدس، سرنشينان کشتي نوح را هشت نفر ذکر کرده است. در روايات شيعه نيز تعداد هشت نفر و هشتاد نفر، هر دو نقل شده است- انصاف] در واقعيت موجود، کوه آرارات در سمت چپ، تپه اي در کنار آن و قله يک کوه آتشفشان در کنار تپه وجود دارد.
...در پايان به برخي نکات در تأييد تحقيقات اشاره مي کنيم:
۱- «کتاب مقدس» مي گويد که کشتي نوح در ناحيه کوههاي آرارات فرود آمده است.
۲- قرآن کتاب مقدس مسلمانان، مي گويد که کشتي نوح بر روي کوه «جودي» نشسته است. کوهي که در حال حاضر کشتي مورد نظر بر آن قرار دارد به ترکي «کودي» داغ يا همان کوه «جودي» نام دارد. [در منابع اسلامي آمده است که محل کوه جودي در منطقه موصل است. مثلاً در کتاب «الدر المنثور» از امام کاظم(ع) نقل شده که «جودي کوهي است در موصل». رجوع به نقشه جغرافيايي نشان مي دهد که نزديکترين محل معروف و شناخته شده در عصر ائمه به کوه آرارات، منطقه موصل در شمال عراق است- انصاف]
قضی الامر و استوت علی الجودی (سوره هود، آیه44)
و کار پایان یافت و کشتی بر کوه «جودی» پهلو گرفت. [
۳- آشور نصيربان دوم، پادشاه آشور (۸۵۹ – ۸۸۳ قبل از ميلاد) مدعي بود که کشتي نوح در محلي به نام نيسير پهلو گرفته است. در فاصله کمتر از ۵۰۰ ياردي محل کشتي، دهکده اي وجود دارد که اوزون گيلي نام دارد و پايين تر از آن بر روي نقشه هاي بسيار قديمي، محلي به نام نيسير يا نسير مشاهده مي شود.
۴- اسامي برخي اماکن در اطراف کوه آرارت نيز مي تواند با ماجراي طوفان و کشتي نوح مرتبط باشد؛ خود کوه آرارات در ميان ارمني ها به کوه «ماسيس» معروف است که به معني «مادر جهان» است، «نخجوان» به معني «محل فرود» است، «اچميادزين» به معني «فرودگاه» يا «کساني که فرود آمدند» است، «آرگوري» (Arghuri) نشان دهنده «پرورش درخت مو» است که مي تواند يادآور کاشت درخت مو توسط حضرت نوح(ع) پس از پايان طوفان، آنطور که در کتاب مقدس به آن اشاره شده باشد، دهکده اي نزديک به محل کشتي وجود دارد به نام «محشر» که مي تواند يادآور مجازات جهاني مردم دنيا باشد- انصاف (به نقل از "کشتي گمشده نوح" صفحه ۱۷۱)]
هم اينک دولت ترکيه با اعزام گروههاي باستان شناس، کشتي را مورد حفاظت قرار داده و برخي از يافته هاي باستان شناسان براي حفاظت و مراقبت بيشتر، مورد توجه ويژه قرار گرفته اند. کشف چهار ستون فلزي فسيل شده که هرکدام ۱۲۰ سانتي متر طول دارند و از بخشهاي مهم در ساخت کشتي بوده اند، از جمله اين اشياء است که هم اکنون در تملک وزارت معادن و فلزات ترکيه قرار دارد.
در دل کوههاي آرارات در نزديکي مرزهاي ايران و ترکيه، جسم عظيم فسيل شده اي قرنهاست که آرميده و طوفان مهيب را پشت سرگذاشته است. کشتي بزرگ و مجهزي که يکي از پيامبران خدا را در رسالتش ياري داده است. اين فسيل غول پيکر، راز و رمزهاي بسياري در دل خود نهفته دارد. ماجراي آن قرنهاست که مورد توجه بوده و دهها سال کانون کاوش ها و کنجکاويها خواهد بود. تحقيقات هم چنان ادامه دارد.
ادعای یافته شدن کشتی نوح در ارتفاعات البرز
چندی پیش تیمي از باستانشناسان تگزاسي، مدعي شدهاند كه بقايايي را در ارتفاع 13 هزار پايي كوههاي البرز در شمال ايران پيدا كردهاند كه متعلق به كشتي نوح است.
به گزارش سرويس بينالملل «بازتاب»، به نقل از سايت «Netscape»، «آرك بونما»، عضو مؤسسه جستجو و كشف آثار باستاني كتاب مقدس به شبكه «ABC» ميگويد: « اگر كشتي نوح نيست، پس چيست؟». تيم باستانشناسي، اين آثار را در كنار يك برآمدگي يافتند، اما در آغاز گمان نميكردند كه كشتي نوح باشد. آنان هنوز هم متعجب و اميدوارند.
«رابرت كورنوك»، رئيس تيم به شبكه «ABC» گفت: ما چيزي را يافتيم كه قلب من را به تپش واداشت. در آغاز زياد مهم نبود، ولي وقتي نزديك شديم، تعجب كرديم؛ بسيار شبيه به چوب بود و از پايين، درست شبيه به عرشه يك كشتي مدرن بود». در كتاب مقدس مسيحيان هم آمده كه اين كشتي، در كوههاي آرارات قرار دارد و نظريهپردازان ميگويند كه طول آن، هزاران مايل است.
تصاویر منتشره سایت بازتاب:


طوفان نوح
حضرت نوح اولین پیامبر اوالو العزم الهی است که مدت رسالت او به تصریح قرآن مجید نهصد و پنجاه سال بوده است و در این مدت طولانی جز تعداد اندکی که گفته شده حدود چهل نفر مرد و چهل نفر زن بودند کسی به او ایمان نیاورده و همگی راه کفر و الحاد را در پیش گرفتندو او را بسیار آزار نمودند و حتی زن و یکی از فرزندان حضرت نوح نیز به او ایمان نیاورده بطوریکه حضرت نوح قوم خود را نفرین کرد و به خداوند چنین گفت:
‹‹ و قال نوح رب لاتذر علی الارض من الکافرین دیارا ›› سوره نوح
پروردگارا احدی از کافرین را بر روی زمین باقی مگذار.
خداوند نیز به او وحی فرستاد که به دستور و الهام ما شروع به ساختن کشتی نما و درباره هیچ یک از این کفار شفاعت مکن که همه آنها غرق خواهند شد.
‹‹واضع الفلک باعینا و وحینا و لاتخاطبنی فی الذین ظلموا انهم مغرقون››
کافرین و قوم نوح چون بر او می گذشتند که مشغول ساختن کشتی است او را به استهزاء گرفته مسخره می کردند تا اینکه کار ساختن کشتی بپایان رسید.
این کشتی از سه طبقه تشکیل شده بود یک طبقه برای چهارپایان و یک طبقه برای پرندگان و مرغان و یک طبقه برای آدمیان و نشانه آغاز طوفان جوشیدن آب از محل تنور خانه حضرت نوح بود که در کوفه واقع شده بود.
‹‹فلما جاء امرنا و فارالتنور›› قرآن مجید
پس زمانی که امر ما رسید و تنور جوشید به نوح وحی شده که در کشتی سوار شده و مومنین نیز سوار شده و از هر حیوان و پرنده ای یک جفت در کشتی سوار کند.
‹‹ قلنا احمل فیها من کل زوج اثنین››؛ به نوح گفتیم سوار شود از هر زوج جفتی را در کشتی حمل کن و آب از آسمان بارید و از زمین جوشید و آنقدر از آسمان و از زمین آب جوشید بطوریکه کوهها را نیز در بر گرفت تا اینکه آسمان و زمین به امر خداوند از بارش و جوشش آب فرو گذاشته و کشتی نوح بر کوه جودی آرام گرفت و حضرت نوح و مؤمنین همراه او از کشتی بیرون آمده و در زمین منزل نمودند.
در هنگام طوفان که آب از آسمان و زمین همه جا را گرفته بود نوح فرزند خود را میان آب دید به او گفت ای فرزند بیا با ما سوار کشتی شو. او گفت: من به کوه پناه می برم تا مرا از آب حفظ کند . نوح گفت امروز هیچ نگهدارنده ای جز خداوند نیست و در این حال موجی آمد و فرزندش را غرق کرد.
نوح به خدا عرض کرد: پروردگارا این فرزند از اهل من است و وعدة تو نیز حق است زیرا خداوند وعده کرده بود که کفار را غرق و اهل نوح را نجات می دهد). خداوند فرمود: انه لیس من اهلک؛ او از اهل تو نیست بلکه او ‹‹عملٌ غیر صالح›› یعنی مجسمه ناصالحی است به تو موعظه می کنم که از نادانان نباش، و نوح از خداوند درخواست عفو کرد.
کتیبه یافت شده منتسب به حضرت نوح (ع)
پیامبر اسلام فرمود:« هنگامی که خداوند اراده کرد قوم حضرت نوح را هلاک کند، به نوح فرمان داد کشتی بزرگی بسازد. جبرئیل نیز با میخهایی برای ساختن کشتی فرود آمد. در میان انبوه میخها پنج میخ ویژه بود که درخشش خاصی داشت و بر روی هر یک نام یکی از پنج نور مقدس محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین نقش بسته بود.
حضرت نوح هر کدام را بر می داشت، میخ همچون ستارهای در تاریکی شب می درخشید. هنگامی که میخ پنجم را برداشت، پس از درخششی، اشکی از آن جاری شد.
نوح از جبرئیل پرسید:« این میخ و اشک چیست؟»
جبرئیل در پاسخ گفت:« این میخ حسین بن علی است.»
حضرت نوح نیز هر یک را در یک طرف از کشتی کوبید.
پیامبر فرمود:« در آیه « و حملنا علی ذات الواح و دسر » منظور از « الواح » چوبهای کشتی و منظور از « دسر » ما هستیم. اگر ما نبودیم کشتی حرکت نمی کرد.»
منابع:
بحار الانوار، ج 26، ص 322، حدیث 14- امان الاخطار، ص 107 و 108
بر اثر اين اكتشاف، ادارة كلّ باستان شناسي شوروي براي تحقيق از چگونگي اين لوح و خواندن آن، هيئتي مركّب از هفت نفر از مهمترين باستان شناسان و اساتيد خط شناس و زبان دان روسي و چيني را مأمور تحقيق و بررسي نموده كه نام آنها بدين گونه است:
1 ـ پرفسور سولي نوف، استاد زبانهاي قديمي و باستاني در دانشكدة مسكو.
2 ـ ايفاهان خينو، دانشمند و استاد زبانشناس در دانشكدة لولوهان چين.
3 ـ ميشانن لوفارنك، مدير كلّ آثار باستاني شوروي.
4 ـ تانمول گورف، استاد لغات در دانشكده كيفزو.
5 ـ پرفسور دي راكن استاد باستان شناس در آكادمي علوم لنين.
6 ـ ايم احمد كولا، مدير تحقيقات و اكتشافات عمومي شوروي.
7 ـ ميچر كولتوف، رئيس دانشكدة استالين.

اين هيئت پس از 8 ماه تحقيق و مطالعه و مقايسة حروف آن با نمونة سائر خطوط و كلمات قديم متّفقاً گزارش زير را در اختيار باستان شناسي شوروي گذاشت:
1 ـ اين لوح مخطوط چوبي از جنس همان پاره تختههاي مربوط به كاوشهاي قبلي، و كُلاًّ متعلّق به كشتي نوح بوده است؛ منتهي لوح مزبور مثل سائر تختهها آنقدرها پوسيده نشده، و طوري سالم مانده كه خواندن خطهاي آن به آساني امكان پذير ميباشد.
2 ـ حروف و كلمات اين عبارات به لغت ساماني يا سامي است كه در حقيقت اُمّ اللغات (ريشة لغات) و به سام بن نوح منسوب ميباشد.
3 ـ معناي اين حروف و كلمات بدين شرح است:
«اي خداي من! و اي ياور من!
به رحمت و كرمت مرا ياري نما!
و به پاس خاطر اين نفوس مقدّسه:
مُحمّد
إيليا (عليّ)
شَبَر (حَسَن)
شُبَيْر (حُسَين)
فاطِمَه
آنان كه همه بزرگان و گرامياند
جهان به بركت آنها برپاست.
به احترام نام آنها مرا ياري كن!
تنها توئي كه ميتواني مرا به راه راست هدايت كني!»
بعداً دانشمند انگليسي: اين ايف ماكس، استاد زبانهاي باستاني در دانشگاه منچستر، ترجمة روسي اين كلمات را به زبان انگليسي برگردانيد، و عيناً در اين مجلّهها و روزنامهها نقل و منتشر گرديده است:
1 ـ مجلّة هفتگي «ويكلي ميرر» لندن، شمارة مربوط به 28 دسامبر 1953 م.
2 ـ مجلّة «استار انگليسي» لندن، مربوط به كانون دوّم 1954 م.
3 ـ روزنامة «سن لايت» منتشره از منچستر، شمارة مربوط به كانون دوّم 1954 م.
4 ـ روزنامة «ويكلي ميرر» تاريخ يكم شباط 1954 م.
5 ـ روزنامة «الهدي» قاهره مصر، تاريخ 30 مارس 1953 م.
سپس دانشمند و محدّث عاليمقام پاكستاني حكيم سيّد محمود گيلاني كه يك موقع مدير روزنامة «أهل الحَديث» پاكستان (و نخست از اهل تسنّن بوده و بعداً از روي تحقيق به آئين تشيّع گرائيده) آن گزارش را به زبان اُرْدو در كتابي به نام «إيليا مركز نجات اديان العالم» ترجمه و نقل كرده است.
آنگاه مجلّة «بذره» نجف در شمارههاي شوّال و ذوالقعدة 1385، سال اوّل، صفحه 78 إلي 81 زير عنوان: نامهاي مباركي كه حضرت نوح بدان توسّل جست، از اردو به عربي ترجمه و نقل كرده است.
لازم به تذکر است که لوح بدست آمده هم اکنون در موزه واتیکان در "رم" قرار دارد.
تصاویر مدلهای ساخته شده از کشتی نوح




متن روایت جزیره خضراء
علامه مجلسی در جلد 52 بحارالانوار میگوید: «بسم الله الرحمن الرحیم؛سپاس و ستایش مخصوص خداوندی است که نعمت معرفت به ما ارزانی داشت و توفیق پیروی از اشرف مخلوقات و برگزیده کاینات حضرت محمد بن عبدالله (ص) را به ما عنایت فرمود. و ما را به محبت و مودت امیرالمؤمنین (ع) و دیگر پیشوایان معصوم از اهل بیت پیامبر (ص) مفتخر و مخصوص گردانید. پس از حمد و ثنا، در خزانه امیرمومنان، پیشوای پرهیزکاران، سرور اوصیا و حجت پروردگار جهانیان حضرت علی بن ابی طالب (ع) رسالهای یافتم به خط شیخ فاضل عالم عامل « فضل بن یحیی بن علی طیبی کوفی» که متن آن چنین است:
«پس از حمد پروردگار و درود بر پیامبر و اهل بیت آن حضرت، این بنده محتاج به عفو پروردگار « فضل بن یحیی بن علی طیبی کوفی» چنین گوید که از شیخ شمس الدین بن نجیح حلی و شیخ جلال الدین عبدالله بن حرام حلی در نیمه شعبان سال 699هـ هجری حکایت عجیبی که زین الدین علی بن فاضل مازندرانی در جزیره خضراء آن را مشاهده نموده بود ، شنیدم. با شنیدن داستان شوق عجیبی در من ایجاد شد که به خدمت شیخ زین الدین بروم و داستان را از خودش بشنوم و واسطهای در بین نباشد.پس از جستجو از مکان او، مطلع شدم که او اوایل شوال همان سال (699 هـ) به حله مسافرت کرده است. من نیز راهی حله شدم و او را در منزل فخر الدین ملاقات نمودم. از او خواستم آنچه را برای شیخ شمس الدین و شیخ جلال الدین حلی نقل کرده برای من هم تعریف کند. شیخ زینالدین، حکایت خود را از آغاز تا انجام در منزل سید فخر الدین و در حضور او و گروهی از علمای حله که برای زیارت شیخ آمده بودند، برای من نقل کرد.متن حکایت به طور خلاصه چنین است:
«من در دمشق خدمت شیخ « عبدالرحیم حنفی» و شیخ « زین الدین علی اندلسی» به تحصیل علوم اشتغال داشتم. شیخ زین الدین اندلسی مردی خوش اخلاق و نسبت به شیعه و علمای امامیه خوش بین بود و به آنان احترام میگذاشت. ویژگیهای اخلاقی او باعث شد که از دیگر اساتید بریدم و همه درسهایم را در خدمت ایشان تحصیل کردم. مدتها از حضورش استفاده کردم تا این که برای او مسافرتی به مصر پیش آمد. به دلیل محبت فراوانی که در میان ما بود مفارقت او بر من و مفارقت من بر او سخت گران آمد. بنابراین تصمیم گرفت مرا نیز با خود به مصر ببرد. مسافرت خوشی داشتیم تا به قاهره رسیدیم. مدت 9 ماه در آنجا به بهترین وجه زندگی کردیم. در یکی از روزها استادم نامهای از پدرش دریافت کرد که نوشته بود شدیداً بیمارم و آرزو دارم پیش از مرگ تو را ملاقات کنم. استاد از نامه پدر گریه کرد و تصمیم گرفت که به اندلس سفر کند و من در این سفر با او همراه شدم. هنگامی که به اولین قریه جزیره رسیدیم من شدیداً بیمار شدم به طوری که قادر به حرکت نبودم. استاد از وضع من بسیار ناراحت شد. مرا به خطیب قریه سپرد تا از من پرستاری کند و خودش به سوی شهر حرکت نمود.
بیماری من سه روز طول کشید و سپس حالم روبه بهبودی نهاد. از منزل خارج شدم و در کوچههای قریه گردش کردم. در آنجا قافلههایی را دیدم که از کوههای اطراف آمده بودند و اجناسی را با خود آورده بودند. از احوال آنها جویا شدم. گفتند اینها از سرزمین بربر که نزدیک جزیره شیعیان است میایند. وقتی نام جزایر شیعیان را شنیدم مشتاق شدم که آنجا را ببینم. گفتند از اینجا تا آن جزایر بیستوپنج روز راه است.
من به راه افتادم تا این که به جزیره رافضیان (شیعیان) رسیدم. این جزیره دارای چهار قلعه و برجهای بلند و محکمی بود. از دروازه بزرگ شهر که دروازه بربر نام داشت وارد شدم. به مسجد رفتم صدای موذن را شنیدم که به شیوه شیعیان اذان گفت و بعد از آن برای تعجیل فرج امام زمان (عج) دعا کرد. از خوشحالی گریهام گرفت . مردم به مسجد آمدند و بر طبق تعالیم اهل بیت (ع) وضو گرفتند. مرد خوشرویی از میان آنها وارد محراب شد و مردم نماز را به او اقتدا کردند.
بعد از فراغ از نماز احوال من را جویا شدند. گفتم: از عراق هستم و به یکتایی خدا و رسالت پیامبر(ص) گواهی میدهم. وقتی فهمیدند که من هم مانند آنها شیعه هستم با عنایت خاصی به من توجه کردند و محلی را در یکی از گوشههای مسجد به من اختصاص دادند. در مدت اقامت من در آن شهر، امام مسجد همواره با من بود. یک روز از امام مسجد پرسیدم: در این شهر زراعتی نمیبینم، پس آذوقه شما از کجا می آید؟
گفت: از جزیره خضراء در آبهای سفید. گفتم: سالی چند بار آذوقه برای شما میاید؟ گفت: دو بار. بار اول آمده و بار دوم آن ، چهار ماه دیگر خواهد بود.
من از طولانی بودن مدت، اندوهگین شدم، مدت چهل روز آنجا اقامت کردم . عصر روز چهلم احساس کردم که دلم گرفته به کنار دریا رفتم. به طرف مغرب که گفته بودند آذوقهها از آن سمت میاید نگریستم. از دور چیزی در حال حرکت دیدم. به مردم آنجا گفتم من چیزی می بینم، گفتند: اینها کشتیهایی هستند که هر سال از شهرهای فرزندان امام زمان(عج) به سوی ما میایند. طولی نکشید که هفت کشتی یکی بعد از دیگری وارد شد، از کشتی بزرگی مرد خوش سیمایی پیاده شد. به مسجد آمده , طبق فقه شیعه وضو گرفت و نماز ظهر و عصر را خواند؛ چون از نماز فارغ شد روبه من کرد و اسم خودم و پدرم را ذکر کرد. از این حادثهتعجبکردم.گفتم: شاید در سفر از شام تا مصر و اندلس با اسم من آشنا شدهای؟
گفت: نه، بلکه نام تو و پدرت و خصوصیاتت از پیش به من رسیده است! او یک هفته آنجا اقامت کرد و آذوقه را به صاحبانشان رسانید. آنگاه عازم حرکت شد. من نیز که بسیار مشتاق رفتن به آنجا شده بودم از او خواستم تا مرا با خود ببرد و او پذیرفت. با هم حرکت کردیم . بعد از این که مدت شانزده روز در دریا حرکت کردیم، در وسط دریا آبهای سفیدی نظر مرا جلب کرد. آن شیخ که نامش محمد بود به من گفت: چه موضوعی نظرت را جلب نموده است؟
گفتم: آبهای این نقطه رنگ دیگری دارد؟
گفت: اینجا بحر ابیض «دریای سفید» است و این هم جزیره خضراء میباشد. این آبها همانند دیوار, اطراف جزیره را احاطه نموده است و حکمت خدا بر این قرار گرفته که کشتیهای دشمنان ما در صورتی که بخواهند به این نقطه نزدیک شوند ، به برکت صاحبالزمان (عج) غرق گردند. بعد از این که آبهای سفید را پیمودیم به جزیره خضراء رسیدیم. از کشتی پیاده و وارد شهر شدیم. این شهر میان هفت قلعه استوار قرار گرفته بود و آبشارها و چشمه سارها در خود داشت و بسیار شهر زیبایی بود.
مدتی را در منزل شیخ محمد استراحت کرده , به مسجد رفتیم. در مسجد جمعیت انبوهی حضور داشت. در میان آنها مردی نشسته بود ، بسیار با وقار، متین و با هیبت. مردم او را شیخ شمسالدین محمد عالم میخواندند و نزدش علوم قرآنی و فقه و اصول دین میآموختند. زمانی که به محضر سید شرفیاب شدم به من خوشامد گفت و احوالم را پرسید و در یکی از حجرات مسجد جایی برایم تهیه نمود. من در آنجا استراحت میکردم و غذا را با سید شمس الدین و یارانش صرف میکردم.
هجده روز بدین گونه گذشت. در نخستین نماز جمعه که در محضر جناب سید برگزار شد دیدم که سید جمعه را به عنوان دو رکعت واجب ادا کرد. من از ایشان پیروی نموده نماز را با ایشان ادا کردم. چون از نماز فارغ شد به ایشان گفتم: مگر زمان حضور امام (عج) است که نماز را واجب میخوانید. پاسخ داد: خیر، ولی من نایب خاص آن حضرت هستم. از او پرسیدم: ایا امام زمان را دیدهای؟ فرمود: نه، ولی پدرم میگفت که صدای آن حضرت را شنیده ولی آن حضرت را ندیده است. اما جدم هم شخص آن حضرت را دیده و هم صدایش را شنیده است.
بعد از آن سید شمسالدین دست مرا گرفت و به خارج از شهر برد و به سوی بستانها رفتیم. در بستان در حال قدم زدن بودیم که مرد خوش سیمایی با دو قطعه جامه از پشم سفید از نزدیکی ما گذشت. از سید پرسیدم: این مرد کیست؟ فرمود: این کوه بلند را میبینی؟ گفتم: آری. فرمود: در وسط این کوه، مکانی زیبا و چشمه آبی گوارا، زیر درختان وجود دارد و در آنجا قبهای است که از آجر ساخته شده است. این مرد با رفیق دیگرش، خادم آن قبه و بارگاه است. من هر صبح جمعه به آنجا میروم و امام زمان (ع) را زیارت میکنم، در آنجا دو رکعت نماز میخوانم و ورقهای مییابم که هر چه نیاز داشته باشم،در آن نوشته شده است و هر حادثهای که پیش اید و هر محکمهای که در بین مومنان انجام دهم حکمش را در آن مییابم و به آن عمل میکنم. تو نیز شایسته است آنجا بروی و امام (ع) را زیارت کنی.
من به سوی آن کوه حرکت نمودم. قبه را همانطور یافتم که برایم توصیف کرده بود. همان دو خادم را آنجا دیدم. خواستار ملاقات با امام زمان شدم. گفتند: غیر ممکن است و ما مأذون نیستیم. گفتم: پس برایم دعا کنید. پس از کوه پائین آمدم و به منزل شمسالدین رفتم. در خانه نبود. بنابراین به خانه شیخ محمد که در کشتی با من بود رفتم و جریان کوه را برایش تعریف کردم و گفتم که آن دو خادم به من اجازه ملاقات ندادند. شیخ محمد به من گفت: هیچ کس حق ندارد به آن مکان برود جز شیخ شمسالدین. او از فرزندان امام (عج) است و بین او و امام زمان (ع) 5 واسطه است.
بعد از آن از او اجازه خواستم که برخی مسائل مشکل دینی را از او سوال کنم و قرآن را در محضرش بخوانم. گفت اگر چنین ضرورتی هست از قرآن شروع کن. من شروع کردم به خواندن و در بین قرائت ، اختلاف قراء را هم ذکر میکردم. سید به من گفت: ما اینها را نمیشناسیم . قرآن ما مطابق قرآن علی بن ابی طالب است. گفتم: چرا بعضی ایات قرآن ربطی به ما قبل و ما بعدشان ندارد؟ گفت: آری، چنین است و جریان جمع آوری قرآن به وسیله ابو بکر و نپذیرفتن قرآن علی بن ابیطالب را تعریف نمود.
او گفت: وقتی علی(ع) قرآن را بر ابوبکر و عمر عرضه کرد آنها گفتند ما به قرآن تو نیازی نداریم. آنگاه ابوبکر در میان مسلمانان اعلام کرد که هر کس ایه یا سورهای از قرآن در اختیار دارد نزد من بیاورد. سپس ابوبکر ,ابوعبیده جراح، عثمان، سعد بن ابی وقاص، معاویه بن ابی سفیان، عبدالرحمنبن عوف، طلحه بن عبیدلله، ابو سعید خدری، حسان بن ثابت و جماعتی دیگر از مسلمانان گرد هم آمدند و این قرآن را جمعآوری کردند و در هنگام جمع آوری, ایاتی را که خطاهایشان را در غصب خلافت آشکار میکرد از قرآن حذف کردند. از این رو ایات قرآن را غیر مرتبط میبینی.
از جناب شمسالدین مسائل بسیاری پرسیدم. گفتم: سید من! علمای شیعه حدیثی را از امام نقل میکنند که خمس را به شیعیان خود از اولاد علی (ع) مباح ساخته است. فرمود: بلی چنین است. آنگاه مسائل و سخنان دیگری را از سید نقل میکند و میگوید : سید به من گفت: تو نیز تا کنون دو مرتبه امام زمان را دیدهای ولی او را نشناختهای.
از او خواهش کردم اجازه دهد تا زمان ظهور، نزد آنان بمانم. اما سید شمسالدین گفت: به ما دستور رسیده که شما به وطن خود بازگردید. بسیار اندوهگین شدم . گفتم: ایا اجازه میدهید همه آنچه را دیدهام، باز گو کنم؟ فرمود: آری اما فقط برای مؤمنان جز فلان و فلان را! آنگاه مطلبی را که نباید برای دیگران نقل کنم، برایم مشخص کرد.
به او گفتم سرور من؛ میشود به جمال عالم آرای حضرت ولی عصر (ع) نگاه کرد؟ گفت نه؛ ولی بدان که هر بنده مؤمنی او را میبیند ولی نمیشناسد. گفتم: من از بندگان مخلص آقا هستم ولی آن حضرت را ندیدهام! فرمود: شما دو بار ایشان را دیدهای و سپس آن دو زمان را برایم برشمرد.
بعد از این ماجرا ، سید به من دستور داد که در مراجعت درنگ نکنم و در بلاد مغرب توقف نکنم سپس پنج درهم به من عنایت فرمود که من همچنان آنها را برای برکت نزد خود محفوظ داشتهام. یحیی بن طیبی میگوید: شیخ زینالدین علی بن فاضل گفت: در جزیره خضراء فقط نام پنج نفر از علمای شیعه مطرح بود: سید مرتضی, شیخ طوسی, محمد بن یعقوب کلینی, ابن بابویه, ابوالقاسم جعفربن اسماعیل حلی.این آخرین مطلبی است که از علی بن فاضل شنیدم.
آیا جزیره خضرا در مثلث برمودا قرار دارد؟
داستان جزیره خضراء حکایت از آن می کند که: زین الدین علی بن فاضل مازندارنی،درسال690 هجری به اقیانوس اطلس سفر کرده،و از سرزمین بربر سه روز با کشتی در دل اقیانوس رفته،تابه جزایر روافض (جزایر شیعیان)رسیده است در آنجا مطلع شده که جزیره ای به نام خضراء وجود دارد که اولاد حضرت ولیعصر(عج) در آنجا زندگی می کنند.مدت چهل روز در آنجا اقامت نموده سرانجام بعد از چهل روز هفت کشتی مواد غذائی از جزیره خضراء به این جزیره آمده است . نا خدای کشتی او را با نام و نام پدر صدا زده و گفته مشخصات تو را به من گفته اند و اجازه دادند که تو را به جزیره خضراء ببرم. بعد از شانزده روز دریا نوردی سرانجام به «آبهای سفید» رسیدند .علی بن فاضل نقل می کند که وقتی به این آب سفید رسیدیم پرسیدم چرا این آب سفید هست ؛ ناخدا گفت:
«کشتی دشمنان ما هنگامی گه وارد این آبهای سفید بشوند، هرچه محکم باشند،از برکت مولای ما حضرت صاحب الزمان(عج) غرق شوند» واین دقیقا همان مطلبی هست که در گزارش خلبانان و ملوانان از «مثلث برمودا» به دست ما رسیده است .
این همان تعریفی است که من از جزیره محبوبم "جزیره خضراء" شنیدم. می خواهم رابطه ای میان جزیره خضراء،موجودات فضایی و امام زمان (عج) با استدلال های علمی در حد وسع و توان عقل خود بدست بیارم. رابطه ای که می تواند بسیاری از معماهای دنیای واقعی ، تخیلات و برداشت های ذهنی جوانان هم سن و سال خودم را بدور از پیشداوری حل کند.
آبهای سفید: کریستف کلمب اولین کسی هست که متوجه درخشش ناشناخته دریا در این ناحیه شد. او بر عرشه کشتی سانتاریما،در 11 اکتبر 1492میلادی،دو ساعت بعد از غروب آفتاب متوجه آبهای سفید و درخشان «باهاما» در لبه غربی دریای «سارگاسو» شد.
درخشندگی آبهای سفید ، در سطحی است که از سطح آب و فضا قابل مشاهد است. فضانوردان آپولو 12 درخشش آبهای سفید مثلث برمودا را به عنوان آخرین نور قابل رویت از زمین مشاهده کردند. جالب توجه و شایان دقت هست هر کجا از مثلث سخن گفته شد از آب ها سفید هم سخن گفته شده.چارلز برلیتز می گوید: جالب است در این باره گفته شود ، که وضعیت آبهای مرموز که «کریستف کلمب»و فضانوردان اخیر ، متّفقاً به آن اشاره کرده اند به عملکرد نیروی یاد شده، ارتباط دارد.در آخرین پرواز 19 تایلور از آبهای سفید سخن به میان آمده،او می گوید:« ما کاملا گم شده ایم . ما وارد آبهای سفید شده ایم»دیگر پیامی از او شنیده نشد.
یکبار دیگر سخنان علی بن فاضل را به یاد می آوریم که از ناخدای کشتی نقل می کند:«این آبهای سفید چون دیوار جزیره خضراء را احاطه کرده،کشتی های دشمنان ما هر چه قدر هم محکم باشند وقتی وارد این آبها بشوند غرق می شوند ، به برکت مولای ما حضرت صاحب الزمان».
نور سبز: حالا کمی در مورد نور سبز مثلث برمودا و جزیر خضراء سخن می گویم.پس برخورد با حوادثی که در آنها از «نور سبز» گفته شد، یک مرتبه این سئوال در ذهنمان پدید می آید :راستی چرا به جزیره خضرا، خضرا می گویند؟آیا برای این هست که سرسبز و خرم هست؟همه جزیره های روی زمین سرسبز و خرم هست پس باید دلیل دیگری داشته باشد. شاید جزیره خضرا درخشش سبزی دارد و به همین جهت خضراء نامیده می شود.
جالب توجه و شایان دقت هست که گروهی هواپیماهای اکتشافی در اقیانوس اطلس بر فراز مثلث برمودا به پرواز درآمدند و به مصیبت دیگر هواپیماها مبتلا شدند.در آخرین پیامی که تونستن به زمین مخابره کنند چنین هست:
-دیگر هواپیما در اختیار ما نیست !
-همه دستگاهها از کار افتاده است !
-ما روی آب های سفید هستیم !
-جزیره ای می بینم که در وسط آب های سفید است ولی نور سبز رنگی آنرا احاطه کرده است که نمی توانیم از آن فیلمبردای کنیم!!!سپس ارتباط برای همیشه قطع شد و دیگر خبری از آن ها نشد.جالبتر اینکه عین همین پیام از دیگر هواپیماهای دیگر نیز دریافت شد.!
اینجاست که سرنخ دیگری به دست می آید و این احتمال قوت می گیرد که شاید «جزیره خضرا»در اقیانوس اطلس و در مثلث برمودا باشد و همه این حوادث مربوط به همان نیروی غیبی الهی باشد و پژوهشگران حق داشته باشند که چیزی از حوادث مثلث را نتوانند توجیه کنند.
تذکر لازم:یاد آوری این نکته ضروری هست که هرگز ادعا نمی کنم جزیره خضراء همان مثلث برمودا است.بلکه به عنوان یک احتمال مطرح کرده تا شاید پژوهشگران به نتیجه قطعی برسند و آنرا به طور قطع اثبات یا نفی کنند. الله اعلم و رسوله

مثلث برمودا واقعاً یک مثلث نیست، بلکه شباهت بیشتری به یک بیضی (و شاید هم دایرهای بزرگ) دارد که در روی بخشی از اقیانوس اطلس در سواحل جنوب شرقی آمریکا واقع است. راس آن نزدیک برمودا و قسمت انحنای آن از سمت پایین فلوریدا گسترش یافته و از پورتوریکو گذشته ، به طرف جنوب و شرق منحرف شده و از میان دریای سارگاسو عبور کرده و دوباره به طرف برمودا برگشته است. طول جغرافیایی در قسمت غرب مثلث برمودا ۸۰ درجه است، بر روی خطی که شمال حقیقی و شمال مغناطیسی بر یکدیگر منطبق میگردند. در این نقطه هیچ انحرافی در قطب نما محاسبه نمیشود.وینسنت گادیس که مثلث برمودا را نامگذاری کرده، آن را به صورت زیر توصیف میکند: « یک خط از فلوریدا تا برمودا ، دیگری از برمودا تا پورتویکو میگذرد و سومین خط از میان باهاما به فلوریدا بر میگردد. »این محل فتنهانگیز و تقریبا باور نکردنی اسرار غیر قابل توصیف جهان را به خود اختصاص داده است. مثلث برمودا نامش را در نتیجه ناپدید شدن ۶ هواپیمای نیروی دریایی همراه با تمام سرنشینان آنها در پنجم دسامبر ۱۹۴۵ کسب کرد. ۵ فروند از این هواپیماها به دنبال اجرای ماموریتی عادی و آموزشی ، در منطقه مثلث ، پرواز میکردند که با ارسال پیامهایی عجیبی درخواست کمک کردند. هواپیمای ششم برای انجام عملیات نجات ، به هوا برخاست که هر شش هواپیما به طرز فوقالعاده مشکوکی مفقود شدند.
در بیشتر اتفاقات مثلث برمودا ، اکثر هواپیماها در حالی ناپدید شدهاند که تماس رادیویی خود را با ایستگاههای مبدا و مقصدشان تا آخرین لحظه حفظ کردهاند و یا برخی دیگر در لحظات آخر پیامهای غیر عادی مخابره کردهاند که حاکی از عدم کنترل آنان بر روی دستگاه و ابزارها بوده است و یا چرخش عقربههای قطب نما به دور خود و تغییر رنگ آسمان اطراف به زردی و مه آلودی ، آن هم در روز صاف و آفتابی و یا تغییراتی غیر عادی در آبها که تا لحظاتی قبل آرام بودهاند، بدون بیان هیچ دلیل روشنی از چگونگی این وقایع.

این پیامها رفته رفته ضعیفتر و غیرقابل تشخیصتر شده و یا سریعا قطع شدهاند. دقیقا مثل اینکه چیزی ارتباط رادیویی را قطع کرده باشد و یا چنانچه اظهار عقیده شده، در حال دور شدن و عقب رفتن از فضا و زمان بوده و دورتر و دورتر شدهاند. در برخی موارد گزارشها حاکی از آن بود که نوری ناشناخته و غیر قابل تشریح روئیت شده است. همچنین توده سیاه و تاریکی در سطح دریا که پس از مدتی ناپدید شده ، در جریان اتفاقات مزبور گزارش شده است.در مواردی هم گزارش شده که نقطه تاریک بزرگی در میان ستارگان در آسمان دیده شده که نوری متحرک از طرف زمین به آن قسمت وارد شده و سپس هر دو ناپدید شدهاند. در تمام مدت دیده شدن تاریکی ، دستگاهها و سایر ابزارهای قایقهای ناظر از کار افتاده بودند که پس از رفع تاریکی آسمان ، دوباره شروع بکار کردهاند.در یک مورد هم پیامی عجیب از یک کشتی باری ژاپنی بدین مضمون دریافت گردید. "خطری همانند یک خنجر هم اکنون ... به سرعت میآید ... ما نمیتوانیم فرار کنیم ..." در هر حال بدون اینکه مشخص شود خنجر چه بود.

حادثهای در اثر اختلال زمانی در فرودگاه میامی رخ داد که هرگز توضیحی قابل قبول برای آن وجود نداشته است. این واقعه مربوط به یک هواپیمای مسافربری بود که برای فرود در باند آماده بود و با رادار مرکز کنترل هوایی ردیابی میگردید که ناگهان ده دقیقه از صفحه رادار ناپدید شد و سپس دوباره ظاهر گشت. هواپیما بدون هیچ واقعهای فرود آمد و خلبان و خدمه از آنچه افراد پایگاه میگفتند ابراز تعجب کردند، زیرا تا آنجا که به خدمه مربوط میشد، هیچ اتفاق غیر عادی نیفتاده بود. جالب این که ساعتهای همه آنها حدود ده دقیقه از زمان واقعی عقبتر بود. در حالی که هواپیما درست ۲۰ دقیقه قبل از این واقعه وقت اصلی را کنترل کرده بود و در آن هنگام هیچ اختلاف زمانی وجود داشت.
چندی پیش یك دانشمند ژئوفیزیك ساكن شهر وارونژ روسیه مدعی كشف یك علت طبیعی برای حوادث ناگوار مثلث برمودا شد. ولادیسلاو بوكریف، در این زمینه گفت: ویژگی عجیب مثلث برمودا توسط طبیعت برنامه ریزی شده است. یكی از شعبات جریانات گرم گلف استریم، با گردش در جهت عقربههای ساعت در منطقه دریای سارگاسوف، روی میدهد. این حركت به یادآورنده پرتاب كننده دیسك است كه در آغاز خود میچرخد و تنها در لحظه ای كه بالاترین سرعت زاویه ای را به دست آورد، دیسك را به جلو پرتاب میكند. به نظر وی وجود میكرو و ماكرو گودالهایی در این منطقه، مولد آشفتگیهای جاذبه ای و مغناطیسی میباشد كه در نتیجه آن دستگاهها از كار افتاده و ارگانیزم انسان سنگینی ای را تحمل میكند كه گاهی مرگبار است.

وی میگوید: چون در این منطقه، گردش آب در جهت عقربههای ساعت است، برمودا همانند گرداب، اشیا را به سمت خود میكشد، یعنی بردار جاذبه به سمت عمق دریا و مركز زمین است. برمودا برای وسایط نقلیه هوایی و دریایی تنها در زمان وقوع جزر در دریا خطرناك است. در این فاز، ابتدا گودالهای آبی و پس از آن گودالهای هوایی پدیدار میشوند. این وضعیت همانند فنجانی است كه به طور ناگهانی انتهای آن را باز كنند. آب به سمت شكاف حركت میكند و حركتی گردشی به خود میگیرد و در امتداد خود، جریان هوا را میراند. این دانشمند ژئوفیزیك روسیه میافزاید: با دانستن فاز جریان مد و ویژگی تشكیل جریانات، میتوان روشی را ایجاد كرد كه وقوع حادثه را در این مثلث ناآرام، همچنین در سایر نقاط خطرناك جهان هشدار دهد. برای اطلاعات بیشتر حتما سری به این سایت بزنید.
هایِده واژهای عربی است به معنای زن توبه کرده که با نگاه به نامهای آلمانی چون هایدی، هایدا و هایده در زبان فارسی رواج یافته است.

هایده در سال 1321 هجری شمسی درتهران ( و بنا بر قولی در یکی از روستاهای کرمانشاه) بدنیا آمد. وی کارش را در رادیو با برنامه گلهای رنگارنگ آغاز کرد و از همان اوایل نام خود را در شناسنامه موسیقی ایران به ثبت رسانید.
هايده در سن بيست و شش سالگی، در ۱۳۴۷، فعاليت حرفه ای خود را با خواندن ترانه "آزاده" اثر استادش علی تجويدی که بر روی آخرين سروده رهی معيری ساخته شده بود آغاز کرد. اجرای اين اثر با ارکستر بزرگ گلها در راديو تهران موجب شهرت هايده شد. وی پس از اجرای چندين اثر ديگر از تجويدی، از نخستين سال های دهه ۱۳۵۰ به خواندن ترانه های پاپ علاقه مند شد که بيشتر از ساخته های جهانبخش پازوکی، محمد حيدری و انوشيروان روحانی بودند.
ترانه هايی چون "نوروز آمد"، "سوغاتی" و "گل سنگ" از معروف ترين ترانه های هايده در آن دوران است. وی چندی پيش از پيروزی انقلاب راهی لندن شد و از ۱۳۶۱ در لس آنجلس به فعاليت ادامه داد. اجرای ترانه های نوستالژيکی که گويای حال ايرانيان از ايران گريخته و حتی ايرانيان مقيم داخل بود هايده را بيش از پيش محبوب ساخت.
|
|
|
هايده و انوشيروان روحانی (ارگ) – برنامه ای در تلويزيون ملی ايران، حدود ۱۳۵۵ (عکس از هفته نامه تماشا) |
موسيقی اين ترانه ها اغلب از فريد زلاند، صادق نوجوکی، آندرانيک، محمد حيدری، انوشيروان روحانی و ترانه ها سروده ليلا کسری (هديه)، اردلان سرفراز، بيژن سمندر و ... بود؛ همچنين بايد از منوچهر چشم آذر نام برد که تنظيم های هنرمندانه او موجب جاودانگی ترانه هايی چون "شانه هايت را برای گريه..."، "ساقی" و "يارب" شد.
از کنسرت های موفق هايده در خارج از ايران می توان به کنسرت ۱۹۸۲ با گروه سازهای ايرانی (به سرپرستی منوچهر صادقی) در دانشگاه يو.سی.ال.ای در کاليفرنيا، کنسرت های ۱۹۸۴ و ۱۹۸۶ در آلبرت هال (به رهبری فرنوش بهزاد) در لندن و کنسرت ۱۹۸۶ در موزيک هاله (هامبورگ) اشاره کرد.
پروفسور اريک نخجوانی درباره صدای هايده در دانشنامه ايرانيکا (Encyclopedia Iranica) می نويسد: "تلفيق قدرت حنجره و مهارت در تکنيک های آوازی، به صدای کنترآلتوی او جنس و طنينی نادر برای اجرای آواز داده بود. از آن گذشته، حس قوی او در زمان بندی موسيقايی، داشتن ريتم روان در اجرا و بيان شاعرانه و موثر موسيقايی، به او اين امکان را داد تا هر ترانه ای را که می خواند به شکلی تاثيرگذار اجرا کند..."
بيشتر ترانه های هايده به همت منوچهر بی بيان بنيانگذار و تهيه کننده برنامه های تلويزيون جام جم در لس آنجلس به صورت نماهنگ (موزيک-ويدئو) در آمد که بخشی از آنها در سال ۲۰۰۳ به صورت غيرقانونی توسط يکی از کمپانی های ايرانی در لس آنجلس به صورت دی.وی.دی و طبعاً با کيفيتی نه چندان مطلوب انتشار يافت.
هايده در آخرين شب زندگی اش در باشگاه کازابلانکا در حومه سان فرانسيسکو همراه با پرويز رحمان پناه (تار)، عبدی يمينی (کيبورد)، سيامک پويان (تمبک) و ... برنامه ای بياد ماندنی اجرا کرد. اين برنامه سه ساعت و نيمه توسط خسرو مترجمی (بنيانگذار شبکه آموزشی آی.تی.سی در کاليفرنيا) فيلمبرداری شده ولی با گذشت شانزده سال، به دلايل نامعلوم هنوز انتشار نيافته است.
|
|
| آرامگاه هايده در گورستان وست وود در لس آنجلس |
هايده در آخرين ماه های عمر خود مشغول ضبط يک آلبوم از ترانه های شاد از آثار جهانبخش پازوکی و حسين واثقی بود و در حالی که قراردادی نيز با سعيد ديهيمی (نوازنده پيانو) که سابقاً ترانه بياد ماندنی "نامه" را برايش ساخته بود داشت راهی سانفرانسيسکو شد؛ سفری که ديگر بازگشتی نداشت...
هايده در روز بيستم ژانويه ۱۹۹۰ برابر با سی دی ماه ۱۳۶۸ ساعاتی پس از اجرای کنسرت در سالن کازابلانکا، بر اثر سکته قلبی درگذشت. او در گورستان وست وود با حضور هزاران نفر از ايرانيان مقيم آمريکا به خاک سپرده شد. شانزده سال از درگذشت زودهنگام هايده گذشته ولی در روزگاری که عمر ترانه ها به چندماه و چند هفته رسيده، ترانه های او در ميان ايرانيان همچنان دوستداران بيشماری دارد.
هایده و مهستی به نقل از کتاب خاطرات تاج الملوک (همسر رضا شاه)
درمیان دختران و زنانی که در دربار و کاخهای مختلف کار میکردند و رسما کارمند تشریفات دربار یا اداره کل کاخها بودند دو خواهر شیرازی تبار هم بودند که بعدها به اسامی مستعار هایده و مهستی شهرت زیادی در دنیای موسیقی ایران پیدا کردند. این دو خواهر از دوران نوجوانی در کاخ سعد آباد بزرگ شده و جزو خدمتکاران خاص ملکه تاج الملوک بودند. هر دو از اقوام احترام شیرازی بودند که زن بسیار مهربان و زود جوشی بود. او پس از "زهرا مشهدی" ندیمه مخصوص و مورد علاقه ملکه مادر و دومین زن مقتدر در دستگاه تاج الملوک به شمار میرفت. ملکه مادر بسیار تند خو و قوی بنیه و با روحیه مردانه بود. اگر بگویم ملکه مادر مالک الرقاب کاخ سعد آباد بود و حتی پسرش محمد رضا هم از او حساب میبرد به هیچ رو غلو نکرده ام. واقعیت این بود که خود من همیشه سعی میکردم با او روبه رو نشوم زیرا پیش بینی برخورد او ناممکن بود. زهرا مشهدی از زمانی که رضاشاه یک قزاق ساده بود ندیمه تاج الملوک بود و هم سن و سال او بود. رابطه آنها از دو خواهر بسیار صمیمانه تر بود. این دو دختر نوجوان یعنی سکینه و خدیجه شیرازی را احترام الملوک در سال 1340 به تهران آورد و درکاخ برای امور پذیرانی و نظافت و اتاق داری کاخ ملکه مادر تربیت کرد. شبها در کاخ ملکه مادر بساط شب نشینی و ساز و ضرب برقرار بود. من گاهی اوقات به حال و روز ملکه مادر و سر زندگی و نشاط او غبطه میخوردم. غم و غصه برای این زنبیمعنا بود و به پیری هم اعتقادی نداشت. هر شب یک عده نوازنده از رادیو ایران به کاخ او میآمدند. دراین اواخر عاشق حرکات ظریف و زنانه فریدون فرخزاد (هنرمند همجنسگرا) و رقص و آواز او شده بود. در همین برنامههای شبانه این دو دختر هم که صدای گرم و دلنشینی داشتند گاهی اوقات به تشویق احترام الملوک اشعاری را میخواندند و میرقصیدند. یکی از نوازندگان و آهنگسازان بنام آن روز رادیو (احتمالا استاد علي تجويدي) که صدای این دو خواهر را شنید از ملکه مادر تقاضا کرد اجازه دهد آنها را برای تست صدا ببرد. ملکه قبول کرد و دخترانی که برای اتاق داری و خدمت در کاخ تربیت شده بودند خیلی زود به معروف ترین خوانندگان زن درایران مبدل گردیدند و اسمهایده و مهستی را برای خود برگزیدند. خیلی به ملکه مادر علاقه داشتند و پس از آن که خوانندگانی معروف شدند مرتب به قصر میآمدند و ملکه را میبوسیدند.
1
اخبار جدید جام جهانی:از زیدان می پرسن این چه حرکتی بود شما انجام دادین؟ از شما یعید بود؟ می گه: مرتیکه عوضی به من گفت علی دایی!!!
من دادم تو ام بده
. من مفتی دادم تو هم مفتی بده . درسته درد داره ولی ثواب داره (سازمان انتقال خون)سوال کنکور در افغانستان
: از کجا کفتر می ایه؟ 1 از اون پایین کفتر می ایه 2 از اون بالا کفتر می ایه 3 اصلا کفتر نمی ایه کفتر با زاویه 30 درجه نسبت به افق به صورت مارپیچ می ایهالهی تو خورشید بشی من زمین که سالی یک بار من دور تو بگردم ولی تو سالی
365 بار دور من بگردیرو یه برگ نوشتم دوستت دارم ولی تو مثل بز خوردیش
در زندگی راه های زیادی به ازادی وجود دارد فقط باید بهای ان را پرداخت
...............از رسالت 500 تومان. از انقلاب 300تومان..............دوست ندارم شمع باشم دخترا فوتم کنن
. دوست دارم سیگار باشم رفقا دودم کنن
6
به ترکه می گن 3 تا مار نام ببر؟ می گه: مار کبری . مار زنگی. مارمولک
7
به علی دایی می گن بازی ایران مکزیک چطور بود؟ می گه وسطی باحالی بود خداییش فقط چند بار توپ خورد تو سرم
می دونی چیه؟ دیگه فوتبالم فایده نداره همون انرزی هسته ای رو عشقه
ترکه می ره جلو اینه چشاشو می بنده می گن این چه کاریه؟ می گه می خوام ببینم وقتی می خوابم چه شکلیم
ترکه اسم بچش رو می ذاره اس ام اس
. می گن این چه اسمیه ؟ می گه : چیه از پیام که باکلاس ترهبه اشتیاق اولین دانه برف
. به تحمل اخرین برگ پاییزی . به کرمای تن خورشید و به زیبایی اسمان قسم می خورم که سر کاری!!!فیلم های در حال ساخت جام جهانی
: 1 پت و مت با بازیه میرزاپور و رحمان رضایی 2 تام و جری با هنرمندی فیگو و کعبی 3 2قلوهای افسانه ای با بازیه برانکو و چلنگر 4 زندگی پیامبران با حضور افتخاریه علی دایی در نقش حضرت نوح6
ترکه تو انتخابات کاندید می شه 3 تا رای می یاره . شب می ره خونه خانومش یکی می خوابونه تو گوشش می گه: می دونستم پای یه زن دیگم وسطه7
ترکه با دوست دخترش تو ماشین بودن می بینه جلوتر ایست بازرسیه به دوست دخترش می گه تو پیاده شو بعد از ایست بازرسی بگو مستقیم تجریش که من دوباره سوارت کنم ......بعد از ایست بازرسی دختره یادش می ره بگه تجریش می گه ونک . ترکه می گه شرمنده مصیرم نمی خوره8
یه خبر خوب . اگه 2 روز دیگه صبر کنی تو هم می تونی برقصی . البوم جدید اندی تا پس فردا به بازار می یاد: مونگولا باید برقصند9
از اسمون با هام تماس گرفتند گفتن قشنگ ترین ستاره گم شده ولی نگران نباش من لو نمی دم تو رو10
ترکه می ره خواستگاری .می گن داماد چکارست؟ مادرش می گه قاضیه . می گن افرین کدوم شعبه . مادرش می گه همین سر کوچه پرسی قاز11
مسابقه:رشته های مخصوص اقایون
:1
مخ زدن دختر بسیجی در 10 ثانیه 2 تحمل 10 دختر سمج در 60 ثانیه 3 دوی استقامت در حیاط مدرسه دخترانه 4 رقابت با دخترها در رشته چونه زدن و پر حرفی پشت موبایل و تلفن(سنگین ترین رشته که اغلب اقایون انصراف می دن) 5 ناز کشی دختر( می دونم خیلی سخته)رشته های مخصوص خانوم ها
:1
پیچوندن دوست پسر در کمتر از یک چشم به هم زدن2
گریه و زاری به مدت سه روز 3 مخ نشدن در کمتر از 10 ثانیه (خیلی سخته می دونم) 4 برای یک بار هم که شده ناز نکردن ( این قسمت رو هم بانوان انصراف می دن ) 5 تجمل یک پسر سمج در 1 ثانیه (چون پسرا خیلی سمج ترن تخفیف دادیم تا مشتری شوید)12
فیفا اعلام کرد زمین بازیه ایران مکزیک تا سال 2010 نیازی به کود ندارد13
مادر: پسرم من دارم می رم بیرون یه وقت به کبریت دست نزنی ها. پسر: نه مامان جون من خودم فندک دارم14
بهترین انتقام از زنی که شوهرتون رو از چنگتون در اورده می دونی چیه؟ بذاری شوهرتون مال اون بمونه15
وقتی خدا مرد را افرید............داشت تمرین می کرد16
فرق مرد و گربه؟ اولی یه موجود دله و بی چشم و روه و براش مهم نیست کی بهش غذا می ده دومی یه موجود ملوس خانگی
1
در راستای وروده بانوان به استادیوم ها شعارها اصلاح می شود: شیر سماور . اگزوزه خاور . ا وا دیدی خواهر رفت کجای داور؟2
تو گلی مثل گلای قشنگه قالی . تو به ظرافت تار و پود فرشای زیبای ایرانی ......اصلا تو خود فرش پاتریسی .........همون که یه تختش کمه3
به ترکه می گن حالت چطوره؟ می گه تازه موکتش کردم!!!4
ترکه جبهه بوده از هر طرف خمپاره می یومده .یکی داد می زنه می گه : سنکر بگیرید .ترکه از اون ور می گه : واسه من بربری بگیرید5
پلیس ترکیه 3 تا پیرزن رو بخاطر خروج غیر قانونی از مرز ایران دستگیر کرد: سکینه میرزاپور. خدیجه دایی. النا ایوانکویچ6
پیامگیر موبایل قزوینی : الان دستم بنده ببم جان. اگه پسری پیغام بذار . اگه دختری برو وگرنه می یام داداشتو........7
دعای قزوینی: خودم پشتت . خدا پناهت8
قدرت دید خانوم ها: یک تار مو را روی کت شوهرشان می بینند اما یک تیر چراغ برق را هنگام رانندگی نمی بینند9
معلم قزوینی به شاگرد: پسر جون اینجوری قبول نمی شی نه کلاس می یای نه باغ10
جهان بیش از 6 میلیارد جمعیت دارد یکی نیست به منه احمق بگه : چرا واسه تو مسیج فرستادم11
اگه یکی به اسم حسن بهت اس ام اس داد سراغ منو گرفت بگو نمی شناسمش اخه گیتارش دسته منه12
ادرس خونه نه نه کعبی رو نداری؟............................فیگو می خواد13
یک نرک چگونه یک پرنده را می کشد؟ ان را از بالای یک صخره به پایین پرتاب می کند14
از علی دایی می پرسن چرا کمرت درد گرفت؟ میگه: خودتونم 90 دقیقه بازی رو سر پا تماشا می کردین کمر درد نمی گرفتین؟!!!15
می دونی چرا تشک رو قبل از دوختن حسابی با چوب می زنن؟چون بعدا هرچی دید صداش در نیاد!!
به ميرزاپور مي گن: چرا همش موقع سرود ملي مي خندي؟ ميگه اخه دايي پيشمه ميگه شر زدز افق!!!
2
کعبي در مصاحبه با خبرنگاران در مورد لگدي که به صورت فيگو زد گفت: من ديدم پام که به مرحله بعد نمي رسه حداقل جا پام برسه3
مردها مثل مخلوط کن هستند در هر خونه يکي از انها هست ولي به هيچ دردي نمي خورد4
مردها مثل سيمان هستند وقتي جايي پهنشان مي کنيد بايد با کلنگ انها را از جا بکني5
پسر اگه 100ميليون از بانک برنده بشي چکار مي کني ؟ پدر : پاريس . ويسکي . جنيفر لوپز ! پسر : اگه نشدي چي؟ پدر: خونه . عرق سگي .نه نت !!!6
زنها مثل ماهي هستند . بدست اوردن انها اسان و نگهداشتن انها مشکل است7
وقتي فشارت مي دم وقتي لبام رو مي ذارم رو سوراخ تنگت وقتي ابتو مي خورم تازه ميفهمم چه اناريه انار ساوه!!!!!!8
رتبه اول کنکور نمي خوام جي افه خوشگل و پولدار نمي خوام . دوست دارم چتيدنو ولي جز تو از هيچ کسي پي ام نمي خوام . بي تو من ياهو مسنجر نمي خوام . تو که نيستي سيستمم رو نمي خوام . يکي پرسيد اگه ايديت هک بشه؟ حتي اين خيال زشت رو نمي خوام. من تو رو مي خوام تو رو مي خوام اونارو نمي خوام9
به خروسه گفتن بهترين روز عمرت کيه؟ گفت وقتي زنم رو مي کشن .چون تنها روزيه که لخت مي بينمش10
زن زليل نامه:الهي به مردان در خانه ات . به ان زن ذليلانه فرزانه ات . به انان که در بچه داري تکند.يلان عوض کردن پوشکند.به انانکه رفو مي کنند. ز بعد از رفويش اتو مي کنند. به ان قرمه سبزي پزانه قدر. به ان مادرانه به ظاهر پدر.الهي به اه دل زن زليل. به ان اشک چشمان ممد سيبيل.که مارا بر اين عهد کن استوار.از اين زن زليلي مکن برکنار11
ترکه با خودکار مي ره حموم مي گن چرا؟ مي گه هرجارو که مي شورم علامت مي زنم12
مي دوني يه اصفهاني رو چه جوري شکنجه مي دن؟ مي بندنش به تير چراغ برق مي گن کوچه بغلي شام مي دن13
عاشق اون لحظه ای هستم که بازت می کنم وسطت رو می خورم وااااااااااای چقدر شیرینی دیونتم تیتاپ!!!14
سخنی از بزرگ قزوینی:تا امید هست ارزو نمی کنم!!!15
خیلی پستی..........................................................................................وبلندی در زندگی هست که باید از این پستی بلندی ها درس گرفت
1
يه ترک چاق جلو دوستاش مي ره رو ترازو واسه اينکه ضايع نشه شکمش رو مي ده تو2
ترکه ادعا پيامبري مي کنه دوستاش مي گن اين جوري که نمي شه حداقل 40 روز بايد بري تو غار تا از خدا برات وحي بياد.ترکه مي ره بعد از 2 روز با دست و پاي شکسته و خونين و مالين مي ياد .دوستاش مي گن چي شده؟ مي گه هيچي ما رفتيم تو غار يهو جبرييل و دوستاش با قطار اومدن.3
ترکه با احساسات دوست دخترش بازي مي کنه 3 بر 1 شکست مي خوره4
به يه نفر مي گن شما چه جوري شخصيت خودتون رو مي شناسيد؟ مي گه يا ارايه بليط5
پليس ترکه رو با دختر مي گيره .مي گه صيغس يا عقديه؟ترکه مي گه : خرابه نقديه6
فرق تو يا عزاييل مي دوني چيه؟ عزراييل رو يه روز ببينم مي ميرم تو رو يه روز نبينم مي ميرم7
به ترکه مي گن دوتا کلمه متضاد بگو ؟ مي گه انجير و زنجير.مي گن چه ربطي داشت؟ميگه پولدار که باشي زن جيرت مي ياد. بي پول که باشي ان جيرت مي ياد8
بگيرش تو دستت بعد سرشو بيار جلوي سوراخ............اروم ببرش داخل..............اروم اروم عقب و جلوش کن تا پردش پاره نشه.............عجب حالي مي ده گوش پاک کن هااااااااااااااا9
به ترکه مي گن 3تا بازيکن نام ببر مي گه علي دايي . علي کريمي . فرار مهدوي کيا!!!!10
در اصفهان هيچ کس ساعت ندارد چون همه از ساعت ميدان شهر استفاده مي کنن11
اين پيغام جديد را باور کنيد . منم اول قبول نداشتم مشقامو خوب نوشتم بابام بهم عيدي داد............12
زنها علاقه زيادي به رياضيات دارند زيرا انها سن خود را تقسيم بر دو مي کنند قيمت لباسهايشان را ضربدر دو و حقوق شوهرانشان را ضربدر سه و پنجاه سال هم به سن دوستان خود مي افزايند13
اگه يه مرد در ماشين رو واسه خانومش باز کنه 4تا نتيجه مي شه گرفت: 1ماشين تازه است2 زنش تازست 3 طرف زنش نيست 4 مرده گلابي و زن زليله14
وقتي دلم مي گيره مي رم به ده .توام اگه دلت گرفت بيا بده15
قزوينيه برنج تبرک مي خره گوني رو باز مي کنه مي گه: پس حميدش کو؟
مي دوني فرق علي دايي با چوب بستني چيه؟ ...........................زياد به مخت فشار نيار هيچ فرقي ندارن
2
ترکه مي ره دکتر مي گه من شبا خواب مي بينم با خرا فوتبال بازي مي کنم. دکتر مي گه بيلا اين قرصا رو بخور مي گه: مي شه از فردا بخورم امشب فيناله3
مي گن زناي بد حجاب 30000تومن جريمه دارن يادت باشه زن خواستي بگيري اول خلافيشو بگيري4
به ترکه مي گن چي شد زن گرفتي؟ مي گه والا ما ديديم تو زندگي هيچي نشديم گفتيم حد اقل داماد بشيم5
ورزشکاران دلاوران ريرين به ايران پيروز باشيدددددددددددپر ملات ت ت ت ت ت ت ت
پرصداااااااااا
چون گوز باشيد
6
از لره مي پرسن 12 فروردين چه روزيه؟ مي گه روزي که مي ريم جا مي گيريم واسه 13 به در7
به لره مي گن بچت چرا اين قدر زشته؟ مي گه شو تاريک . سوراخ تنگ . منم دست تنها مي خواستي الن دلون درست کنم(با لهجه لري بخونيد)8
فرق بين استرس . ترس . وحشت؟وقتي استرس داري که مي فهمي زنت حاملست
. وقتي مي ترسي که مي فهمي دوست دخترت حاملست. وقتي وحشت مي کني که مي فهمي هر دو حاملن9
اي قشنگ تر از پريا ...شبها تو چت نري ها......اگه رفتي تو روم نري ها........اگه رفتي پي ام ندي ها...........اگه دادي ا اس ال ندي ها..........اگه دادي........اصلا به جهنم هر غلطي مي خواي بکن10
وقتي به قيافه تو فکر مي کنم........................به شوخ طبعي خدا پي مي برم11
قديمي ها : قمارو عرق و خانوم بازي . امروزيا: اکس و سکس و دختر بازي .ما هم که چيپس و پفک و اس ام اس بازي
بچه گربه از مامانش مي پرسه مامان باباي من کيه؟کجاست؟ مامانه مي گه نمي دونم سرم تو سطل زباله بود
2
سوسکه اکس مي خوره مي ره جلوي دمپايي مي گه : بزن د بزن ديگه لعنتي راحتم کن3
يه دختر خوشگل با مامن بزرگش مي ره پارچه بخره . دختره مي گه چند؟ فروشنده که هيز بوده مي گه 10تا ماچ دختره قبول مي کنه پارچه رو مي بره بعد دختره داد ميزنه مامان بزرگ بيا حساب کن!!!4
دزده پولاي مرده رو مي دزده و فرار مي کنه . مرده دنبال دزده مي دوه و داد مي زنه : اي دزد.........يهو دزده مي ايسته و پولهلرو به سمت مرده پرت مي کنه مي گه: اه اه بيا نديد بديد!!!5
ترکه با بچش گرگم به هوا بازي مي کنه جو مي گيرش بچشو مي خوره6
روزگار غريبي بود جنگلي بود که درخت نداشت . شکارچي بود که تفنگ نداشت . تفنگش فشنگ نداشت . با تفنگي که فشنگ نداشت . مي زنه به اهويي که سر نداشت و ميندازش تو کيسه اي که ته نداشت. اگر چه اين شعر سر و ته نداشت ولي ارزش سر کار گذاشتن و داشت7
به ترکه مي گن چرا ترک شدي؟ مي گه : از دزدي که بهتره8
تست کنکور 85:..................
بي تو سردمه. الف)بخاري ب)پتو ج) ارش د)شوفاز9
علي دايي رسما اعلام کرد بعد از خداحافظي از تيم ملي مي خواد دنبال گيتار شماعي زاده بگرده10
فيلم هاي جديد: 3 کله پوک: (دايي نصرتي ميرزاپور ) مش برانکو و گاوش(نصرتي) پرنس لرستان( ميرزاپور) بز زرد(دايي)11
در جات پيري: 1 جنين 2 نوزاد 3 خردسال 4 کودک 5 نوجوان 6 جوان 7 ميان سال 8 پير 9 فرتوت 10 کهنسال 11 فسيل 12 علي دايي12
قبل از بازي ها برانکو گفت ما پرتغال و مکزيک رو مي بريم .شماعي زاده گفت : هرکي رو مي خواي ببري ببر گيتار منو با خودت نبر !!!13
خيلي خيلي ببخشيد مزاحم وقت شريفتون شدم واقعا قصدي نداشتم اما يه سوال پيش اومده سالهاست که بايد مي پرسيم .......ايران که نفتش رو مي فرسته به کشوراي ديگه بشکش رو پس مي گيره؟!!!14
پدر مادر و خواهر علي دايي رسما اعلام کردن بازي ايران مکزيک به ما هيچ ربطي نداره .علي خودش زن داره15
اون چيه درازه اويزونه تف مي کنه؟.....................يه راهنمايي اصلا فکر بد نکن.............جواب :علي دايي16
طبق اخرين اخبار رسيده به درخواست هموطنان عزيز هواپيماي ملي پوشان در قزوين فرود مي ايد
سازمان سنجش اعلام کرد هيچ قزويني حق نداره پشت کنکور بمونه
2
اون چيه از وسط سينه رد مي شه روي اون ماليده مي شه بعدش مي ره تو سوراخ؟افرين (کمربند ايمنيه)3
زنها کلا به 5 گروه اصلي تقسيم مي شن 1 زنهايي که مردها رو بدبخت مي کنن 2 زنهايي که اشک مردها رو در مي يارن 3 زنهايي که جون مردها رو به لبشون مي رسونن 4 زنهايي که کاري مي کنن مردها روزي 18 بار ارزوي مرگ کنن 5 زنهايي که به اشتباه فکر مي کنن جزو هيچ کدوم از گروههاي بالا نيستند4
خبر بد از تمرين تيم ملي در المان :هنگامي که علي کريمي براي روحيه دادن به بچه ها داشت گيتار مي زد پليس گرفتش .......چون معلوم شد گيتار حسن بوده .علي کريمي در ديدار بعد نيست5
تهرانيه داشت واسه ابادانيه لاف مي زد که من يه سگ دارم وقتي مي خواد بياد تو خونه در مي زنه. ابادانيه گفت : ولک مگه کليد نداره؟!!!6
چرا ناراحتي؟ چرا يه گوشه نشستي؟ چرا اينقدر افسرده اي؟ چرا اعصابت خورده؟ چرا رفتي تو خودت؟ چرا اينقدر ناراحتي؟ بابا به خدا اندي شوخي کرد!!!7
به علت ازدياد فحش هاي ارسالي به مادر ميرزا پور. مادر ميرزاپور اعلام کرد ابراهيم سر راهيه8
ترتيب گروه دي : 1 پرتغال 2 مکزيک 3 انگولا 4 مونگلا9
فيلم جديد به کارگرداني برانکو وبا شرکت علي دايي و ميرزا پور: چند مي گيري بريني؟ علي دايي در اين فيلم نقش جنازه رو بازي مي کنه
1
خبرنگار سی ان ان: اقای دایی انگیزه شما از حضور در مسابقات چی بود؟دایی
: می خواستم بازی ها رو از نزدیک ببینم2
می دونی رکورد ریدن در کمترین زمان دست کیه؟یه لر
. می دونی کیه؟میرزا پور که تو
5 دقیقه رید به 70 میلیون ایرانی3
ریدن تیم ملی ایران بر شما هموطنان مبارک(
پوشک پنبه ریز)4
اگه گفتی شباهت هویج با تاکسی چیه؟ افرین درست حدس زدی ..........فقط اشتباه سوار نشی!!!5
می دونی فرق پیاز با هندوانه کال چیه؟ وقتی پیاز رو قارچ می کنی چشت می سوزه هندوانه کال رو که قارچ می کنی دماغت می سوزه6
خطبه عقد رشتی ها: النکاح سنتی بعد کیف امتی7
دعای دختر دم بخت: ربنا اتنا فد دنیا زوجنا جمیلا . قدا طویلا .ثروتا کثیرا . ماشینا پرشیا . موبایلا نوکیا . والدینا رو به موتا............8
فصل چیدن پشم گوسفندان است. زود بخواب فردا اول صف باشی9
برانکو سر مربی تیم ایران اعلام کرد علی دایی کاپیتان با تجربه این تیم در مقابل پرتغال به دلیل مصدومیت حضور نخواهد داشت . پزشکان تیم علت این امر را ناشی از ایستادن بیش از حد و حرکات بدون توپ او در بازی با مکزیک دانسته اند که منجر به پدید امدن میخچه های متعدد در پای راست او شده10 1
تای من . 2وستت دارم 3 تاره ی شبهای من 4ره ی دردای من 5جه ی افتاب من 6شه ی عمرم 7 8 بار می گم 9کرتم 10مت گرم11
از سوی فیفا بهترین تماشا چیه بازی ایرام مکزیک انتخاب شد (علی دایی)
ه لوتی می گن اب بده دریا می ده
. به لوتی می گن گل بده گلستان می ده. به لوتی می گن معرفت صفا صمیمت بده همش شماره تو رو می ده2
امروز روز خوشتیپ ترین دوست یا فامیل دنیاست تو هم این اس ام اس رو به کسی که فکر می کنی هیچ کس براش تبریک نمی فرسته بفرست3
ترکه تو یه عملیات تروریستی خودشو با کایت میزنه به کاخ سفید .....امار می گیرن میبینن 100نفر کشته شدن. نود و نه نفر از خنده یه نفرم خود ترکه4
علی دایی گفته واقعا معذرت می خوام به خاطر بازی بدی که داشتم جام جهانی اینده جبران می کنم!!!5
پسره از بالا درخت می افته پایین . بلند می شه می گه خوب شد نمردم وگرنه بابام می کشتم6
تو جاده پلیس جلو یه ماشین رو می گیره و میگه چون از صبح اولین کسی هستی که کمربند ایمنی بستی برنده 100هزار تومن پول شدی. حالا می خوای باهاش چیکار کنی؟ مرد می گه: می رم گواهینامه می گیرم . زنش سریع می گه: جناب سروان این وقتی اکس می زنه پرت و پلا می گه . بچشون از اون پشت می گه: بابا نگفتم با ماشین دزدی قاچاق نکنیم؟ یه صدا از صندوق عقب می یاد : از مرز رد شدیم یا نه؟7
خدا زمین را افرید استراحت کرد . زمان را افرید استراحت کرد . مرد را افرید استراحت کرد . زن را افرید نه خود استراحت کرد نه زمین نه زمان نه مرد
ترکه سوار سمند می شه صدای زنه می یاد: درب خودرو باز است . ترکه درو می بنده میگه بستم حالا هرجا قایم شدی بیا بیرون جیگر!!!
2
ترکه با یکی دعواش می شه بعد از کلی حرف زدن طرف می گه گیر عجب خری افتادیم ها ؟ ترکه می گه: خودت گیر عجب خری افتادی ها!!!3
ترکه می ره خواستگاری .پدر عروس: خودت بگو خلافت چیه؟ ترکه: ادامس زیاد می خورم .پدر عروس : فقط همین ؟ حالا واسه چی؟ ترکه : اخه می گن بوی سیگارو از بین می بره . پدر عروس : مگه شما سیگارم می کشین؟ ترکه: بله اخه می گن گیرایی تریاک رو زیاد می کنه . پدر عروس: مگه تریاکم می کشی؟ ترکه: بله اخه قبل از رابطه جنسی کمر مرد رو سفت می کنه. پدر عروس: مگه رابطه جنسی هم دارین؟ ترکه: اره همیشه که نمی شه به سبک قزوینیا رفتار کرد اخه راستش زنم بدش می یاد . عروس : مگه شما زنم دارین....................4
ترکه امروز جلوی دفتر روزنامه ایران تظاهرات کردن می گفتن: وای به حالتون اگر بفهمیم چی شده5
مادر به پسر کوچولوش: پسرم رفتی خونه خاله سلام بده خاله رو هم ببوس . بچه: نه مامان نمی بوسم . مادر : چرا؟ بچه: اخه بابا خاله رو بوسید خاله زد تو گوش بابا جون!!!6
ایا فکر می کنید بی عرضه اید؟ایا فکر می کنید به هیچ دردی نمی خورید؟
ایا فکر می کنید بی مصرفید؟
ایا فکر می کنید زشتید؟
به خدا حق دارید
7
می دونید فرق سوزن با کاه چیه؟.......
.......
......
........
......
همیشه که جواب این زیر نیست یه بار مغز پوک خودتو به کار بنداز
8
به ترکه می گن علی یارت . می گه یار خودتون ما تیم مون تکمیله9
خشک می ره تو خیس در می یاد. سفت می ره تو شل در می یاد. بی رنگ می ره تو قرمز در می یاد .سرد می ره تو داغ در می یاد(چای کیسه ای گلستان)10
بر اساس تحقیقات علمی یک زیست شناس قزوینی باسن در زمان های قدیم یک تکه بوده ولی به علت شیرینی زیاد قارچ خورده و دو تکه شده11
ترکه باباش می میره خیلی براش بی تابی می کرده .یکی از دوستاش می ره دلداریش بده می گه ناپلیون رو می شناسی؟ بعد از این همه جنگ و فتوحات مرد.انیشتن رو می شناسی؟ بعد از این همه کشف و اختراع مرد .بابای تو که هیچ گهی نبود تو اینقدر براش بی تابی می کنی12
پسر رو کرد به پدرش گفت: بابا جون موضوع انشا ما (روابط پدر و مادر در خانه است) . می خواستم از شما بپرسم (بیشعور حمال )رو چه جوری می نویسن؟13
فرق ادم ها با سگا اینه که ادمها این قابلیت رو دارن مثل سگ دروغ بگن ولی سگا از این کارا بلد نیستن14
اصفهانیه کارت اینترنتش تموم می شه می ذارتش تو اب جوش15
اگر دیدی جوانی بر درختی تکیه کرده / بزن تو سرش چون جوون باید رو پای خودش وایسه16
لره می ره سینما با همه دست می ده17
یه روز دوتا خلافکار با هم ازدواج می کنن بچشون می شه بسیجی .چرا؟ منفی در منفی مثبت18
به رشتیه می گن شما روی هم رفته چند تا بچه دارین؟ می گه: ما روی هم نرفته 3تا بچه داریم19
رشتیه می خواسته واسه بچش شناسنامه بگیره از کل نام خانوادگیهای رشت مخرج مشترک می گیره20
بیچاره دخترا اگه خوشگل باشن می گن عجب جیگریه! اگه زشت باشن می گن کی اینو می گیره! اگه تپل باشن می گن چه گوشتیه! اگه لاغر باشن می گن چه مردنیه! اگه مودبانه حرف بزنن می گن چه لفظ قلم حرف می زنه! اگه رک و راست باشن می گن چه بی حیاست! اگه یه خورده فکر کنن می گن چقدر ناز می کنه! اگه سری جواب بدن می گن منتظر بود! اگه تند راه برن می گن داره می ره سر قرار! اگه اروم راه برن می گن اومده بیرون دور بزنه ول بگرده! اگه با تلفن کارتی حرف بزنن می گن با دوست پسرشه! اگه خواستگارو رد کنه می گن یکی رو زیر سر داره! اگه حرف شوهرو پیش بکشه می گن سر و گوشش می جنبه ! اگه به خودش برسه می گن دلش شوهر می خواد می خواد جلب توجه کنه ! اگه............چکار کنه بمیره خوبه؟
ترکه می ره خواستگاری یه دختر تهرانی شب عروسی خانواده عروس می گن
: سبد سبد یاس عروس چه زیباست . ترکه هم می گه : گونی گونی پشگل غلامعلی خوشگل.2
ترکه می ره کلانتری می گه قربان زنم گم شده ! افسره می گه : مشخصاتش رو بگو . ترکه می گه: یعنی چی؟ افسره می گه: مثلا من زنم 60 کیلو قد بلند موهاش طلایی .ترکه می گه: زن من رو ولش بریم زن تو رو پیدا کنیم!!!3
ترکه رو برق 3 فاز می گیره پرت می کنه بلند می شه می گه : اگه مردین یه فاز یه فاز بیاین جلو4
از یه جوحه تیغی کوچولو می پرسن ارزوت چیه؟ نگاهی معصومانه می کنه می گه: بغلم می کنی؟5
به ترکه می گن کجای تهران می شینی ؟ می گه هرجا خسته شدم6
امتحان تیزهوشان تبریز:15
ابان چه روزیست؟1 . 10
خرداد2 . 23
تیر3 .
اغاز سال 13854 .
همه گزینه ها صحیح است7
بین راهی در 5 کیلومتری شهرها: رشت: از غیرت خود بکاهید . ابادان: پاریس 5 کیلومتر . تبریز : پایان تمام محدودیت ها8
اهدا اس ام اس اهدا زندگیست هم اکنون نیازمن یاری سبزتان هستیم(انجمن بیماران اس ام اسی)9
می دونی در قرن 21 تمام شدن باطری ساعت یعنی چی؟ 1 عقب ماندن از جهان 2 توقف زمان 3 از دست دادن وقت قرار10
اختراع ترکا می دونی چیه؟ چراع قوه با باطری خورشیدی!!!11
رشتیه سراسیمه می یاد خونه می گه: اهاااااااااااای اونی که داری خانوم منو........یارو می ترسه از اتاق می یاد بیرون . رشتیه می گه دم در کارت دارن12
به ترکه می گن نه نه و بابات چه جورین؟ می گه روزا مثل سگ و گربه شبا مثل پیچ و مهره13
عشق فقط عشق لاتی . عرق سگی و ابجو قاطی . پری و زری و شمسی و فاطی . حبس ابد بی ملاقاتی . فکر نکنی گنده لاتیم . به جون خودت خاطر خواتیم14
گاو نر افتاد دنبال گاو ماده . گاو ماده فرار کرد تا رسید به بن بست بر گشت گفت:از جون من چی می خوای؟ گاو نر گفت: مااااااااااااااااااااااااااااااااااااااچ15
ترکه تو دستشویی غش می کنه وقتی به هوش می یاد می گه:من کیم؟ اینجا کجاست؟ کی منو ریده؟16
اگه کسی بهت گفت اسگول ناراحت نشو اسگول نام یه پرنده بسیار زیباست که تابستان ها دانه جمع می کنه قایم می کنه زمستانها نمی تونه پیداشون کنه!!!
اندی اعلام کرد خوشگلایی که نمی خوان برقصن باید برن دنبال گیتار حسن شماعی زاده بگردند......!!!
2
یه رشتیه زن می گیره شب عروسی دختره به داماد می گه: بلدی که چکار کنی؟داماد می گه : اره صبر می کنم یکی بیاد می رم زیر تخت3
می گن رشتی ها روز پدر چون نمی دونن به کی باید شیرینی بدن یه جعبه شیرینی می گیرن تو محل پخش می کنن4
دختر رشتیه داشته تو خیابون می رفته پسره سینه هاشو می گیره .دختره می گه : تا 1000 می شمرم ول کردی که هیچ وگرنه جیغ می زنم5
اصفهانیه سوار تاکسی می شه می گه اقا چقدر می شه ؟ یارو می گه 50 تومن .اصفهانیه می گه اووووووه چه خبره اولا 40 تومن بیشتر نمی شه بعدشم من 30 تومن بیشتر ندارم حالا این 20 تومن رو بیا بگیر یارو می شمره می بینه 10 تومنه6
اگه یه روز تو خیابون از کنار یه گنجشک رد شدی نپرید فکر نکن دوستت داره تو رو ادم حساب نکرده7
یه بچه سوسول رو می ذارن تو قدر مطلق بسیجی بیرون می یاد
۸ ای خدا دستم درد گرفت
.............پاهام تاول زده.............کمرم درد می کنه...............دیگه نمی تونم ...........یکی به اندی زنگ بزنه بگه خوشگلا تا کی باید برقصن؟
به ترکه می گن :بیا این عرقو بخور. یارو می خوره و بعد از 10 دقیقه میگردش .بهش میگن اب بود که خوردی.می گه : دیر گفتین دیگه منو گرفته
2
یارو می ره الکتریکی میگه: گلاب به روتون لامپ دارید؟ یارو می گه: داریم ولی چرا گلاب به رومون؟ یارو می گه: اخه واسه توالت می خوام3
ترکه می ره جبهه بعد از 2 روز برمی گرده .میگن چی شد اینقدر زود برگشتی؟ میگه : بابا اونجا به قصد کشت تفنگ بازی می کنن4
ترکه واسه رفیقاس خالی می بنده می گه: من هر دو هفته یک بار می رم ژاپن . رفیقاش می گن اگه راست می گی اسم یکی از خیابوناش رو بگو؟ ترکه یه خورده فکر می کنه بعد می گه: اهان خیآبون شهید بروسلی5
ترکه فیلم جنگی می بینه .اخر فیلم که تموم می شه جو می گیردش سینه خیز می ره تلویزیون رو خاموش می کنه6
ترکه طناب بسته بود به کمرش می گن چرا این کارو کردی؟ می گه می خوام خودکشی کنم .می گن خوب احمق ببند به گردنت .می گه نه بابا بستم به گردنم دیدم دارم خفه می شم بستم به کمرم7
اصفهانیه وسط مسابقه رالی مسافر می زنه8
رشتیه با زنش زیر پتو بوده مرده هیچ کاری نمی کرده .زنه می گه راستی من یه سوراخ دارم هاااااا .رشتیه می گه: ای بابا خانوم جان می گم از یه جا سوز می یاد9
می گن جنگ رو زن شروع می کنه و مرد ادامه می ده10
به ترکه می گن برو سی دی خام بخر .می گه: صوتی یا تصویری؟11
ترکه با دختره دوست می شه می گه ببخشید اسم شما چیه؟ دختره می گه من اسمم شراره است ولی بچه ها صدام می کنن شراب .ترکه می گه : منم علی اصغرم بچه ها صدام می کنن عرق سگی12
ویزگی های پسرای با کلاس: 1 برداشتن ابرو به میزان کافی 2 کشیدن سیگار همراه چوب سیگار 3 بحث در مورد انتخابات ریاست جمهوری امریکا 4 نگرفتن ناخن های دست 5 بی اطلاعی از برنامه های تلویزیون 6 گوش دادن موسیقی بی کلام 7 نوشیدن نوشابه های انرزی زا 8 اظهار عدم تمایل به ازدواج 9 تظاهر به عصبی بودن 10 بحث در مورد فضای فکری احمدی نزاد13
وای وای وای وای وای وای وای دیدی چی شد؟ وای وای وای وای وای وای وای بگم؟ نه نمی گم خیلی بده................وای وای وای وای وای وای وای وای وای ...............تو رو خدا بگو .نه جون تو نمی شه خیلی ضایع ست اخه نمی شه اصلا وای وای وای وای وای وای وای وای وای وای باشه چون اصرار کردی می گم ................ولی قول بده به کسی نگی چقدر بد اسگول شدی14
ترکه رادیو گوش می داد رادیو می گه خیابون انقلاب به امام حسین بسته است. ترکه می گه خوب بابا چرا قسم می خوری حالا؟15
به رشتیه می گن راسته می گن شهیدان زندن؟ می گه 100 در 100 من پسرم 20 ساله شهید شده عروسم هر سال یه شکم می زاد
ضرب المثل قزوینی: اگه رفیق رفیق باشه..........ادم منت زنش رو نمی کشه
2
به رشتیه می گن برای جلوگیری از بچه دار شدن چه روشی رو در نظر گرفتی؟ می گه در و پنجره ها رو از تو قفل می کنم3
تابلوی ورودی قم: با وضو وارد شوید .تابلوی ورودی قزوین با رکوع وارد شوید .تابلوی جدید ورودی قزوین : اصلا وارد نشوید4
می دونی چرا دخترها به میز ارایش می گن میز توالت؟؟؟؟؟؟؟؟چون می شینن جلوش و می رینن به قیافشون5
پیراهن مشکی من از غم نیست.........اف های نداده من کم نیست............من واسه خودم یه قانونی دارم............توی قانون من هرکی که واسم اف نذاره ادم نیست6
سلام می تونم یه چیزی بهت بگم.مطمین باش از ته قلبم بهت می گم همیشه از ته قلبم بهت می گم.همیشه از خدا می خواستم که تو زندگیم یه همراه خوب داشته باشم همراهی که همیشه کنارم باشه و من بتونم به راحتی باهاش ارتباط برقرار کنم خدایکیشو بهم داده همراه من نوکیاست مال تو چیه؟7
طبق اخرین ازمایشات معلوم شده که افراد گوزو با انگشت شصت برای دیدن اس ام اس استفاده می کنن (انگشتت رو عوض نکن که دیگه دیره.......)8
یه p حامله می شه .می شهB/ یه O تغییر جنسیت می ده می شه Q / یه . می ره قزوین می شهO / دوتا I ازدواج می کنن می شن H / یه V دختر می بینه می شه Y9
پدری پسرش رو نصیحت می کرد که پسر جون زن بگیر وقتی شب خسته از سر کار می یای لازمه یکی تو خونه باشه برینه تو حالت10
در راستای اسلامی تر شدن اسم شهرها نام سوسن گرد به فاطی قلمبه تغییر یافت
تهرانیه می ره مکه تو مراسمی که باید به شیطون سنگ بزنه یهو سنگاش تموم می شه.....اونم به جاش فحش خواهر مادر می ده
2
ترکه وایساده بوده دم مسجد داشته خرما خیرات می کرده یهو یکی می یاد یه مشت بر می داره .ترکه دستشو می گیره می گه: هووووووی چه خبرته؟ یه نفر ادم مرده اتوبوس که چپ نکرده!!!3
بچه : بابا هواپیمای به این بزرگی رو چطور می دزدن؟ بابا جون می ذارن بره بالا کوچیک که شد می دزدنش4
اگه گفتی به 15تا زن تو استخر چی می گن؟ کمپوت انجیر5
به نیت 124000تا پیامبر صلوات بفرست و این اس ام اس رو برای 124000نفر بفرست .انشاالله تا اخر این ماه خبر خوشی از طرف مخابرات بهت می رسه6
می دونی سکس برای پیرمرد مثل چیه؟ مثل اینه که بخوای با طناب بیلیارد بازی کنی!!!7
اولین چیزی که بهش دل بستم تو بودی بدون تو اروم نداشتم می دونستم اگه تو نباشی گریم می گیرفت و بدون تو شبها خوابم نمی برد دوستت دارم پستونک8
قزوینیه بن لادن رو پیدا می کنه می ره به بوش می گه: من بن لادن رو بهتون می دم ولی به جاش شماهم باید این پسره تو تایتانیک رو به من بدین9
جوادترین سرگرمی: چت قلیون . جوادترین خواننده غیر مجاز: حسن شماعی زاده و داوود بهبودی . جوادترین گزارشگر: جواد خیابانی . جوادترین لاستیک: مارشال دور سفید. جوادترین نوشیدنی: خاک شیر و یخ در بهشت . جوادترین مانتو: خفاشی. جوادترین تکیه کلام : جون تو سالاره . جوادترین خواننده خارجی: جنیفر لوپز .10
معلم از بچه ها پرسید: در اینده می خواهید چکاره بشید؟ احمد: ناخدا .رامین : من می خوام دکتر بشم .سارا : من می خوام یه مادر خوب بشم . رضا: من می خوام به سارا کمک کنم11
زاپنیه 15 سال به یه مورچه یاد می ده با چوب غذا بخوره مورچه رو می یاره تو میدون که به مردم نشون بده همه دور تا دور وایساده بودن نگاه می کردن از قضا یه ترکه از اونجا رد می شه می بینه همه عقب وایسادن مورچم وسطه می ره با پا موچه رو له می کنه می گه: اخه مورچم ترس داره؟!!!12
دوتا شیره ای داشتن با هم دردل می کردن و از مشکلات لاینحلشون می نالیدن اولی گفت: اشمال اقا راشتشو بگو تو شالی چند دفعه می ری مشتراح؟ اسمال اقا گفت: راستشو بخوای دروغ شرا........ بهار یه دفعه .......تابشتون یه دفعه ........پاییز یه دفعه..........زمشتونم یه دفعه ........اولی گفت: خوب پدر شگ یه دفعه بگو اشهال دارم13
فرق شوهر کردن با سگ نگه داشتن چیه؟ سگ گند به فرشت می زنه ولی مرد به زندگیت14
یه ترکه با هزار بدبختی می ره امریکا تا داریوش رو ببینه .خلاصه بعداز کلی مکافات داریوش رو می بینه .به داریوش می گه داریوش جان من بعد از کلی بدبختی اومدم اینجا تا اهنگ (کفتر کاکل به سرو)واسم زنده اجرا کنی!!!15
ترکه می ره یه خونه دزدی چون چیزی واسه دزدی پیدا نمی کنه مشقای بچه رو خط می زنه16
به ترکه می گن نظرت راجب گل چیه؟ می گه همان بس که در قران امده: گل هو الله احد
1
یادت باشه که یادت بندازم که به یادم بیاری که یاد بدی دیگه این وقت شب با اس ام اس کسی رو اسکول نکنم!!!2
کرده سوار هواپیما بود مهماندار می گه کمربندارو ببندید .کرده می گه مال من کش داره بازم ببندم؟3
به دلیل بالارفتن سکه فردا روز جهانیه به اجرا گذاشتن مهریه است .به این فکر کنید که دیه ارزانتر از مهریه است4
دختره به دوستش می گه نامزدت چه شکلیه؟ دوستش می گه: مثل اسب نجیب.مثل پلنگ مهربون. مثل شیر قوی .مثل عقاب تیزبین .دوستش میگه حالا کی بریم باغ وحش ببینیمش؟5
به ترکه می گن چی شد ترک شدی ؟ می گه: بچه بودم خر گازم گرفت واکسن که نبود اون موقع ها !!!6
بین هزاران دیروز و میلیونها فردا فقط 1دونه امروزه .پس از دستش ندیم و با یک اس ام اس به دوستانمون بفهمونیم چقدر دوسشون داریم7
بسیجیه می خواسته به یه دختره متلک بگه.می گه: خوشگله نمازتو خوندی؟دفتری که بسته شد دیگر بازش نکنید
قلبی که شکسته شد دیگر نازش نکنید
پلیس راه اعلام کرد : هموطنانی که قصد عبور ازراههای برفگیر را دارند اگر زنجیر به همراه ندارند سینه بزنند
2
رشتیه بچه دار می شه به زنش می گه: خانوم جان تبریک می گم مادر شدی زنش می گه : مر30 انشاالله تو هم یه روز پدر می شی3
همین الان سی CNN اعلام کرد: که پایگاه اتمی بوشهر . اصفهان و نطنز فردا ساعت 24 به وقت تهران به طور کامل به هوا می ره نمی دونی تا کجا می ره من این توپو نداشتم............4
ترکه مست می کنه می گه: ولم کنید می خوام برم شورت زنم رو در بیارم . می گن ای بابا چرا حالا مال زنتو؟ می گه: اخه کشش کمرم رو اذیتم می کنه5
نانوا هم جوش شیرین می زند بیچاره فرهاد!!!!!6
می گفتی دوستت دارم به تعداد قطره های بارانی که بر صورتت می زند . ومن نیز دوستت دارم بدون توجه به چتری که......روی سرت گرفته ای7
بسیجیه اکس می خوره می ره نماز بخونه می گه: ربنا اتنا فد.......د.......د..........د........دنیا دیگه مث تو نداره ........
جمیله با ادیسون ازدواج می کنه بچشون می شه رقص نور
2
ترکه اکس می خوره می ره تو خیابون یه خره رو می بینه داره از روبرو می یاد می گه ایول چه توهمی هم دارم می رم هم دارم می یام3
تا حالا یکی تو رو یا تو یکی رو .یا یکی یکی دیگه رو یا یکی دوتا رو یا دوتا یکی رو .یا تو دوتا رو یا دوتا دیگه تو رو اینقدر که من سر کار گذاشتم گذاشته؟4
مرد دوستی را کشف کرد و عشق را اختراع کرد زن عشق را کشف کرد و ازدواج را اختراع کردمرد تجربه را کشف کرد و پول را اختراع کرد زن پول را کشف کرد و خرید را اختراع کرد
از ان به بعد مرد چیزهای بیشتری کشف کرد و اختراع کرد ولی زن همچنان مشغول خرید بود
5
بسیجیه داشته به اسمون نگاه می کرده می بینه ستاره ها دارن چشمک می زنن سرشو می ندازه پایین و میگه: استغفرا.....6
معلم همچون شمعی ست که می سوزد و هوا را الوده می کند پس باید ان را گاز سوز کرد7
رشتیه موقع مرگش به زنش می گه : اگه به من خیانت کنی تنم تو گور می لرزه! بعد از 1ماه اون دنیا به اصغر ویبره معروف می شه8
به پیرزنه می گن شوهر دوست داری یا ته دیگ؟ می گه اخه نه نه جون خجالت نمی کشی من دندون دارم که بخوام ته دیگ بخورم9
رشتیه می ره بدنسازی به زنش می گه: حال می کنی چه دینامیتی شدم؟ زنش می گه چه فایده فیتیلت 2سانته!!!10
یه ضرب المثل می گه: ابجو و پفک و دختر بازی . شراب و کباب و خانوم بازی .عرق سگی و سیراب شیردون و بچه بازی .ما هم که اب یخ و ادامس و اس ام اس بازی11
یک روش دفع انگل: 3روز چای و بیسکویت می خورید روز 4 فقط بیسکویت می خورید کرمه می یاد بیرون می گه پس بیسکویت کو؟!!!12
بچه به معلمش: خانوم معلم من از شما خیلی خوشم می یاد . معلم: اخه من از بچه خوشم نمی یاد . بچه می گه: خوب جلوگیری می کنیم !!!13
رشتیه زنش رو برد دکتر . دکتر: بره خانومتون 3 روز نزدیکی تجویز کردم . رشتیه: بیارمش مطب یا تشریف می یارین منزل؟
لره تلویزیون می خره فرداش کنترلشو می بره پس می ده می گه: اقا این ماشین حسابه توش بود به ما حروم خوری نیومده
2
به ترکه می گن از مسافرت چی اوردی؟ می گه: تشریف3
ترکه با رشتیه دعواش می شه رشتیه می ره بالای درخت ترکه می گه اگه بیای پایین که مادرتو........ رشتیه می گه دروغ می گی می خوای منو بزنی!!!4
دخترا در 18 سالگی مثل توپ فوتبالن 22نفر دنبالشونن /28سالگی مثل توپ هندبالن 10نفر دنبالشونن/ 38سالگی مثل توپ گلفن 1نفر دنبالشونن /48 سالگی مثل توپ پینگ پنگن دونفر می خوان از خودشون دورش کنن/ در 58سالگی مثل توپ جنگی هستن همه ازشون فرار می کنن5
ترکه از دستشوی می یاد بیرون پشتش اش و لاش بوده .می گن چی شده؟ می گه هیچی پدرسگ صداشو واسه من بلند می کنه
1
قزوینی ها زنگ در خونشون روی زمین کار می ذارن.روی دیوارش می نویسن: بر پدر و مادر کسی لعنت که با پا زنگ بزنه2
اگه خواستی یه کسی .عاشق و هم نفسی. عمرشو حیرونت کنه .جونشو قربونت کنه .جون مادرت رو ما یکی حساب نکن3
چشمات مثل دریا می مونه .می ذاری جورابمو توش بشورم؟4
زن: بسه دیگه مرد بیار بیرون . مرد: نه هنوز نچسبیده . زن: ول کن زخم شد . مرد: اه بذار کارمو کنم . زن: خجالت بکش یه ربعه دست کردی تو دماغت5
می دونی فرق تو با گه چیه؟........شوخی کردم هیچ فرقی ندارین6
قد 1000تا قابلمه .......با هرچی لب تو عالمه..........میبوسمت قبل همه..........به شرطی که بهم بگی: دوست دارم یه عالمه7
وقتی داری فکر می کنی که من دارم فکر می کنم که تو داری فکر می کنی که من به چی فکر می کنم دلم می خواد که فکر کنی که من به تو فکر می کنم8
ای که در به رویم بستی و پا روی عشقم گذاشتی بابا جون درو باز کن دستم لای در مونده9
به ترکه می گن: چرا اسم یکی از خیابونای تهران رو گذاشتن (ولی عصر)؟ می گه: اخه صبح که می ری اونجا خبری نیست ظهر که می ری اونجا خبری نیست ووووووووووووولی عصر10
به ترکه می گن به 5تا دختر که روی یه میله نشستن چی می گن؟ می گه: یه سیخ جیگر11
به ترکه می گن بچه کجایی؟ می گه: این که دلیل نمی شی!!!12
به رشتیه می گن بچه کجایی؟ می گه: مگه رشت چشه؟13
به نظر شما با وجود مشکلات فراوان در دنیا و وضعیت بحرانی ایران و تصمیمات شورای امنیت ایا هنوز هم خوشگلا باید برقصند؟
1
قانون 10 ارشمیدس : اگه زیر اب گوزیدی و دیدی حباب تشکیل نشد بدان ریدی2
قزوینیه می ره خواستگاری بهش جواب رد می دن رو کون دختره اسید می پاشه3
قزوینیه بعد از نماز جماعت: به بغل دستی : قبول باشه . به جلویی: خسته نباشی . به عقبی: باشه تا حسابت رو برسم4
ادم تا وقتی زن نداره فقط زن نداره وقتی زن داره فقط زن داره5
شباهت بازی حکم و سکس: تو جفتش اگه یار خوبی نداشته باشی باید دست خوبی داشته باشی6
زمستان دوباره می اید بهار دوباره تکرار می شود اما تو هیچ وقت تکرار نمی شویی چون خدا یک اشتباه رو دوبار تکرار نمی کنه7
ترکه با یکی تصادف می کنه افسر می یاد میگه: کدومتون مقصرید؟.......ترکه می گه والا من خواب بودم ندیدم از این اقا بپرس8
از ترکه می پرسن پس از انکه حضرت یونس در شکم ماهی اسیر شد چه اتفاقی افتاد؟ ترکه می گه: سازمان (یونس کو)تاسیس شد9
وقتی بچت بچه است تو دستت می رینه 20 سالش که شد به هیکلت 30 سالش که شد تو اعصابت 40 سالش که شد تو پولات وقتی مردی تو روحت10
اگر می خواهید زندگی جدیدی داشته باشید و کاملا عوض شوید با ما تماس بگیرید(سازمان بازیافت زباله)11
رشتیه به زنش می گه این ساعته که دستت از کجا اوردی؟ می گه: معادله پایاپای کردم یه ساعت دادم یه ساعت گرفتم
اصفهانیه یه 25 تومنی رو تو دستش هی فشار می داده دستش عرق می کنه می گه اگه تا صبحم گریه کنی خرجت نمی کنم
2
به ترکه می گن مادرتو بیشتر دوست داری یا پدرتو؟ می گه: مادرتو3
به رشتیه می گن افراد خانوادتو نام ببر؟ میگه: صا ایران .امرسان .موبایل .امریکا! میگن : این چرت و پرتا چیه می گی؟ میگه: اخه شما نمی دونید : صا ایران دختر کوچیکمه هر روز بهتر از دیروز ! امرسان دختر بزرگمه زیبا جادار مطمین ! موبایلم خانوم جانه هیچ وقت در دسترس نیست ! امریکام خودمم که هیچ غلطی نمی تونم بکنم4
ترکه می ره خواستگاری بابای دختر می گه: اقا شما خونه داری ؟ می گه: خونه نه ولی برو بچه ها مکان زیاد دارن5
زنه با بچش سوار تاکسی می شه .بچه با صدای بلند می گه مامان یادته؟ مامانش می گه چی رو عزیزم؟ بچه می گه : تو اشپزخونه گوزیدی6
قزوینیه دم مرگ وصیت می کنه زیر سرسره خاکش کنن7
به رشتیه می گن خاک یر سر بی غیرتت دیدی در خونتون مردای شهر صف کشیدن؟ رشتیه می گه: اقدس طلایی دیگه بابا8
به ترکه می گن می دونی امام حسین کجا خاک شد؟ می گه: نه .می گن: کربلا می گه: ای خوشا یه سعادتش9
به ترکه می گن اولین کسی که رفت مکه حاجی شد کی بود؟ می گه: حاج زنبور عسل10
به ترکه می گن خسته نباشی .می گه باشم چه گهی می خوری؟11
سر کلاس پزشکی استاد به دانشجوها می گه: کدوم یکی از اعضای بدنه که 9برابر بزرگ می شه ؟ دختره می گه استاد من می دونم.......ولی روم نمی شه بگم .پسره می گه: من می دونم استاد مردمک چشمه .استاد به پسره می گه : افرین .به دخترم می گه: شماهم اینقدر توقع بی جا نداشته باشید!!!12
از ترکه می پرسن سه شعار زرتشتی ها چیه؟ میگه: پندار نیک .گفتار پیک . بی بی خشت!!!13
به معتاده می گن با 45و46و47و48 جمله بساز .می گه: چلا پنجه می کشی . چلا شیشه می کشی .چلا هشتی ناراحت . چلا حف نمی زنی!!!۱۴ سلام
.خوبی؟ ببخشید مزاحم شدم .یه سوالی سالهاست داره روحم رو می خوره نمی دونم چکار کنم .می تونی جوابم رو بدی؟ ببخشید گاو حسن که نه شیر داره نه پستون چه حوری شیرش رو بردن هندستون؟
نمی دونم چکار کنم از وقتی اندی گفته خوشگلا باید برقصن به هیچ کاری نمی رسم
2
به ترکه می گن اینهمه تریاک می کشی معتاد نشی! می گه: نه بابا من 4ساله هرروز دارم می کشم ولی هنوزم که هنوزه معتاد نشدم3
ترکه به گارسونه می گه عرق داری؟ گارسونه اروم می گه: اره ترکه می گه: پس کاپشن تنت کن سرما نخوری4
ترکه می خواسته زیر بارون خیس نشه هی جا خالی می ده5
ترکه نوار مداحی گوش می کرده می زنه اخرش ببینه شام می دن یا نه6
به ترکه می گن نظرت راجب گرون شدن بنزین چیه؟ ترکه می گه برای ما که فرقی نمی کنه ما همون 1000تومن بنزین رو می زنیم7
ترکه نون بربری می خره از جلو لواشی رد می شه می بینه نونها دارن تو دستگاه می چرخن می گه: اقا چقدر می گیری این بربری منم یه دور سوار بشه؟8
ترکه می ره استادیوم جای اینکه فوتبال نگاه کنه مرتب بالا سرشو با تعجب نگاه می کرده. بهش می گن چرا فوتبال نگاه نمی کنی؟ می گه: دنبال کلمه زنده می گردم9
یه کلوچه می ره قزوین می شه پیراشکی۱۰ تست کنکور ۸۵
: از او بالا ............می یایه الف) فنچ ب) جغد ج) کفتر د)عقاب
1
رشتیه به رفیقش می گه: خاک بر سر بی غیرتت .خانومم عکس ابجیتو رو سینه عباس اقا خالکوبی شده دیده2
ترکه می ره امپول بزنه پرستار می گه لطفا شلوارتون رو در بیارید ترکه می گه: والا من خجالت می کشم اول شما در بیارید3
نماز خوندن معتادا: بسم الله لحمان لحیم .قفلو داد به احد .......احد داد به شمد......لم داد این ور.....لم داد اون ور........ولم کن بابا کفرش دراومد احد4
دختر رشتیه به مامانش می گه مامان چه انگشتر خوشگلی داری بابا واست خریده؟ مامانش می گه نه بابا من اگه به امید بابات بودم تو رو هم نداشتم5
اصفهانیه یه موز می خوره تا یه هفته نمی ره دستشویی6
به ترکه می گن می دونی فامیلی خدا چیه؟ می گه: فکر کنم وکیلی باشه7
ترکه می ره نماز جمعه جو می گیرش موج مکزیکی می یاد8
ترکه ریش بزی می ذاره دچار بحران شخصیت می شه9
قزوینیه می ره 200 میلیون می دزده زنگ می زنه می گه بچه رو بیارید پولارو تحویل بگیرید10
اگه فرهاد شیرین رو یادش بره .اگه مجنون لیلی رو یادش بره .اگه پرنده پروازو یادش بره من هیچ وقت.........هیچ وقت پول اس ام اس هایی که واست زدم رو یادم نمی ره11
به ترکه می گن تو با چه عرضی از کشور خارج می شی؟ می گه با عرض معذرت12
ترکه از زمین و زمان گله می کرده می گه: چه دنیای بدی شده ادم نمی تونه به هیچ کس اعتماد کنه از صبح تا حالا از 10نفر ساعت پرسیدم هر کدوم یه چیز می گن نمی دونم حرف کدوم رو باور کنم؟13
به رشتیه می گن زنتو تو باغ با یه مرده دیدن .می گه اووووووووه چقدر قضیه رو گنده می کنید باغ کدومه چندتا درخت بیشتر نبوده14
شوهر به زن: 3تا حیوون وحشی که با خ شروع می شه بگو؟ زن: خودت .خواهرت. خدابیامرز مادرت15
سلام گلم چطوری؟ از دیشب تا حالا فقط به u فکر می کردم. تمام فکر و ذهنم مشغوله u بود.امروز فردا هم می خوام به v.w.y.z فکر کنم16
ترکه واسه ترک پاش می ره دکتر .دکتر می گه جوراب بپوشی خوب می شه ترکه می گه: برو بابا من یه عمره شورت می پوشم هنوز ترک پشتم خوب نشده17
دوست دختر بسیجیه واسش بوس می فرسته بسیجیه جا خالی می ده می گه: یازهرا
1
به خدا میگن چرا اول مرد رو افریدی بعد زن رو؟ می گه شما هم اگه بخواید یه چیز بنویسید اول چکنویس می کنید بعد پاک نویس2
ترکه می ره مهمونی بهش می گن راحت باش می گوزه3
دانشمندان به تازگی کشف کردن که: کسانی که موقع ریدن فکر می کنن موقع فکر کردن می رینن4
به یه خره می گن چرا اینقدر گوشات دارازه؟می گه اخه هر خوشگلی یه ایرادی هم داره5
زن ترکه: مرد چرا کولر نمی خری ؟ ترکه: به درد نمی خوره اونایی هم که دارن گذاشتن رو پشت بوم6
به بچه می گن چه شیری دوست داری؟ می گه شیر مادر اگه بابام امان بده7
چهار راه شناختن ترکها: 1 کردن کاپشن درون شلوار 2 یازده صبح 4تا بربری خریدن 3 نوشتن glx پشت اردی 4 خوندن اس ام اس تا اخرش8
یه پسر خوب: 1 تنهایی سینما می ره 2 بعد از تک زنگ سراغ تلفن نمی ره 3 موقع برگشتن به خونه ماشینش بوی ادکلن زنونه نمی ده 4 تو کلاس دانشگاه تا شعاع 3متری هیچ خانومی نمی شینه 5 پس از اتمام صحبت گوشی تلفن رو بوس نمی کنه 6 وقتی می یاد خونه قرمزی رز لب رو صورتش دیده نمی شه 7 بعد از شنیدن اسم جنیفر لوپز اب دهنش راه نمی یوفته9
رشتیه می ره خونه می بینه یه مرده رفته زیر تخت می گه خانوم جان این زیر تخت چکار می کنه؟ زنه می گه زیر تخت رو نمی دونم ولی روی تخت که غوغا می کنه10
بخور بخور .اگه بقیه نمی خورن تو بخور .تا ته بخور .تخمشم بخور اصلا ابشم بخور ..........اخه هندونه الان خیلی می چسبه11
پیغام گیر تلفن لاته: حاجیتون رفته ددر بعد از سوت بلبلی فرمایشتون رو بکنید .جیک ثانیه جیرینگی تیلیف می زنم .جمالتون رو عشقه دربست اصلا جمالتون گلبارون .زت زیاد12
اگه فکر می کنی کسی دوست نداره.........اگه فکر می کنی زشت هستی............اگه فکر می کنی همه از تو متنفرند...........خوب حق داری13
به ترکه می گن با نخ سوزن جمله بساز می گه: من همه همه ورزشکارارو دوست دارم نخسوزن علی دایی14
به ترکه می گن با سی دی جمله بساز می گه چسی دی .می گن با سی دی صوتی جمله بساز می گه: گوزیدی .می گن با سی دی تصویری جمله بساز می گه: اووووووووه پس بگو ریدی15
ترکه سربازیش تموم می شه کارت پایان خدمتش رو بهش می دن می گه: ای بابا من که از اینا 4تا دارم16
به ترکه می گن بلدی پیانو بزنی می گه نه ولی یه داداش دارم.......اونم نه
1
به ترکه می گن چی شد معتاد شدی؟ میگه اقا ما با بچه ها قرار گذاشتیم روزای تعطیل تفریحی یه کم بکشیم زد و امام مرد دو هفته تعطیل شد2
ترکه تو استادیوم بوده داشته فوتبال نگاه می کرده هی می گفته عجیبه واقعا غجیبه.می گن چی عجیبه؟ می گه: 100هزار تماشاچی 22تا بازیکن 3تا داور .می گن خوب چیش عجیبه؟ می گه گنجشکه همه رو ول کرده ریده رو سر من!!!3
شاطر میگه نون تموم شد ...........قزوینیه می گه: تموم شد که شد .....چرا صف رو به هم می زنین4
بیچاره مردا: وقتی به دنیا می یان همه حال مامانشونو می پرسن .وقتی ازدواج می کنن همه می گن چه عروس خوشگلی .وقتی می میرن همه می گن بیچاره زنش5
می گن حیوونا 12 دقیقه قبل از زلزله خطرو احساس می کنن .تورو خدا مارو بی خبر نذاری6
لره می یاد تهران می بینه همه استین کوتاه پوشیدن می گه: عجب پس اینا دماغشونو با چی پاک می کنن؟!!!7
میخواستم یه چیزی بهت بگم که تا حالا به کسی نگفتم.........دوو.............دوو................دوووو.............دووووو.................دوووست
............دو سه تا که زدم تو گوشت ادم می شی عوضی8
ترکه از کیوسک تلفن می یاد بیرون می گن: سالمه؟ می گه: اره فقط افتابه نداره9
یه ترکه می ره سربازی دور کلاش قرمزی هاچینو باچین با صدای چی؟ مرغ دارم روزی 2تا تخم می کنه جرا 2تا؟ چون دستمال من زیر درخت البالو گم شده شاید پشت کوه انداختیش ؟نخیر زنجیر منو بافتی؟بله بابا اومده با کی اومده؟اون کی باهاش ؟ زنبیل تورو بافته چی شی اورده؟نخود و کشمش بخورو بیا با صدای چی؟گاو حسن چه جوره نه شیر داره نه پستون (دمت گرم همشو خوندی؟)10
عشق فقط عشق لاتی .ابجو عرق با هم قاتی . 6ماه زندونی بی ملاقاتی .تریاک می یاریم سوغاتی . تا صبح می ریم الواتی .نمی خوایم بگیم خیلی لاتیم .می خوایم بگیم خاطر خواتیم11 v .v .v .v .v .v .v .v .v .v . v. v.
اگه گفتی یعنی چی؟ یعنی از اون بالا کفتر می یایه یک دونه دختر می یایه12
سلام واقعا ببخشید مزاحم شدم .من نمی خواستم این خبر ناراحت کننده رو بدم ولی مجبورم تورو خدا سعی کن قوی باشی..............نامردا بالاخره گیتار شماعی زاده رو بردن13
به رشتیه می گن جون زن و بچت رو قسم بخور می گه : جون رشت و حومه
1
به حرمت اشک مادر توبه کردم2
دانی که چرا راز نهان با تو نگفتم / طوطی صفتی طاقت اسرار نداری3
بوق نزن شاگردم خوابه4
بی تو هرگز............باتو؟؟؟؟عمرا5
از عشق تو لیلی...........رفتم زیر تریلی6
اگه می تونی این تابلو رو بخونی یعنی فاصلت خیلی کمه فاصله رو رعایت کن( اینو پشت یه تریلی دیدم)7
دنبالم نیا اسیر می شی8
گشتم نبود ............نگرد نیست9
سر پایینی برنده سر بالایی شرمنده10
اشکالی نداره منم یه روز بزرگ می شم (پشته یه مینی بوس بود)11
غصه نخور جوجه خاور................بزرگ می شی بنز تک می شی12
رادیات عشق من از بهر تو امد به جوش.............گر نداری باورم بنگر به روی امپرم13
قربان وجودت که وجودم ز وجود تو به وجود امد14
منمشتعلعشقعلیمچهکنم ( من مشتعل عشق علیم چه کنم)
به ترکه می گن دودوتا؟ می گه
: بی خیال بابا جمله بده بسازیم2
می گن شمشیر تیز همه چیزو دوتا می کنه بنازم به شمشیر عشق که دوتارو یکی می کنه3
ارزو می کنم تو زندگیت: 1 بتونی ته دل همه رو ببینی 2 صدای دل همه رو بشنوی 3 به همه ارامش ببخشی........... (مثل کاسه توالت)4
ترکه می ره پلی استیشن بخره پول کم می یاره تلویزیونش رو می فروشه5
به ترکه می گن امریکا می خواد حمله کنه .می گه : دیدی خاک تو سرمون شد حالا کی می خواد جلوی ارنولد رو بگیره؟6
خری گم کرده ام با باره کاشی ....................اس ام اس می زنم شاید تو باشی7
لقب امام جمعه قزوین: ارباب حلقه ها8
می گن اسم جی ال ایکس می خواد بشه: پژو الف لام میم9
ترکه می خواسته نماز بخونه می گه: الحمدلله رب اللعالمین......خدایا سرتو درد نمی یارم ولا الضالین10
تا حالا یه بچه میمون رو تو پلاستیک دیدی؟ ندیدی؟ یه نگاه به گواهینامت کن می بینی11
تست کنکور رشته هنر: اولین هنری که بعد از دیدن چهره ارایش کرده دختران امروزی به ذهن شما متبادر می شود چیست؟ الف) مینیاتور ب) صافکاری بتونه کاری و نقاشی اتومبیل ج) دوپینگ د) من به ناموس مردم نگاه نمی کنم12
ایرانی ها را به 4 طریق می توان شناخت: 1 زیر شلواری راه راه ابی 2 وقتی بستنی لیوانی باز می کنند درش را لیس می زنند 3 هربار که یک قلپ نوشابه می خورند به شیشه نگاه می کنند 4 تو چهارچوب در وامی ستتند می گویند بفرمایید13
دوست رشتیه بهش می گه: چقدر این ترکا خرن .رشتیه می گه ای گفتی ما یه همسایه ترک داریم یه ساله نتونستیم بهش بفهمونیم بابا این زنه منه
به ترکه می گن اگه دنیارو بهت بدن چکار می کنی؟ می گه : من فعلا می خوام درسم رو ادامه بدم
2
صبح که از خواب پا میشم نمیتونم صبحانه بخورم چون به فکر تو هستمظهر که نوبت ناهار میشه نمیتونم ناهار بخورم چون تو فکر تو هستم
شب کخ نوبت شام میشه نمیتونم شام بخورم چون تو فکر تو هستم
شب وقتی میخوام بخوابم خوابم نمی بره چون گشنمه
3
بنی ادم اعضا یکدیگرند که مثل سگ بهم می پرندچو عضوی بدرد اورد روزگار که پنچر شود چرخ اموزگار
تو کز محنت دیگران بی غمی گمونم پسر عمه شلغمی
4
زنه هنرپیشه بوده به شوهرش می گه: دیدی تو فیلم خودم رو زدم به مردن چطوری همه داشتن گریه می کردن؟ یارو می گه: اره اخه می دونستن که واقعا نمردی5
بادمجونه می ره جلو اینه می گه: سیا نرمه نرمه............6
با تبریک به مناسبت دستیابی کشورمون ایران به فن اوری هسته ای از تمامی هموطنان عزیز عاجزانه تقاضا دارم سجده شکر به جا اورید(باتشکر استاندار قزوین)7
می دونی قزوینیا واسه مرده هاشون چی خیرات می کنن؟ چی توز حلقه ای8
گلی گم کرده ام در باغ هستی..............خودت رو لوس نکن اون گل تو نیستی
1
وقتی یک سگ برای خور خور کردن.یک گربه برای بیرون موندن .یک طوطی برای قسم خوردن . ویک راسو برای چسیدن داشته باشی دیگه نیازی به شوهر نداری!!!2
بابا کجایی؟ نیستی؟ توریستی؟ امپریالیستی؟کمونیستی؟ فاشیستی؟دموکراتیستی؟ خدایی نکرده مریض که نیستی؟راستی هرجا هستی و هرکی هستی بیسته بیستی3
سلام خوبی؟ یه لطفی به من می کنی؟ یه عکس تمام قد از خودت بگیر برام بفرست؟؟ باشه؟ اخه می خوام پاسور بازی کنم جوکر گم شده .ممنونم4
می د ونی فرق اموزگار با روزگار چیه؟ اموزگار اول درس می ده بعد امتحان می گیره .ولی روزگار اول امتحان می گیره بعد درس می ده5
عشق سوء تفاهمی ست بین دو احمق که با یک ببخشید تمام می شود6
کوچولو کجایی؟ نیستی؟ شنیدم اون بالا بالاها داری با تنهاییت حال می کنی! اگه زحمتت نیست 2تا فقط 2تا نارگیل واسه من بنداز پایین7
تلاش برای ساختن یک رابطه عاشقانه کار ادمهای ضعیف است .زیرا انسان توانمند هیچگاه بر سر ازادی خود معامله نمیکند!8
می دونین تفاوت شهرداری با صدا و سیما چیست؟ ........ اولی اشغال جمع می کند دومی اشغال پخش می کند9
یه دانشجو تو قزوین کارت دانشجوییش گم می شه دوباره کنکور می ده10
عروس داماد شب اول به چی فکر می کنن؟ 1درصد به همدیگه 2درصد به دوستاشون 3درصد به بچه 95 درصد به اینکه نشون بدن اولین بارشونه11
زنه تو اسانسور لباساشو در می یاره به ترکه می گه همون کاری که با زنت می کنی با منم بکن ترکه لباساشو در می یاره می گه ایول دمت گرم این لباسای منم بشور12
ترکه به ننش میگه ننه اگه تو به دنیا نمی یومدی من بی ننه می شدم ها!!!14
به ترکه می گن چه ارزویی داری؟ می گه کاش زنهارو می شد مثل اسکناس خورد کرد مثلا یه 40 ساله بدی دوتا 20ساله بگیری15
زیباترین هنر هنر عشق ورزیدن است اما از اون زیباتر هنر اهسته گوزیدن است16
به ترکه می گن فرق کچل با هواپیما می دونی چیه؟میگه بابا ما ترکیم خر که نیستیم کچل که اصلا فرق نداره هواپیما هم نکته انحرافی بود17
می دونی فرق تو با توپ فوتبال چیه؟ توپ فوتبال رو باید زد تو گل ولی تو خودت گلی18
می دونی چرا خانوما فوتبال بازی نمی کنن؟ چون خیلی کم پیدا می شه 11تا خانوم یه جور لباس بپوشن19
علی دایی می ره اردبیل نون بگیره چادر سر می کنه تا اونو نشناسن تو صف خودش رو می چسبونه به یه خانوم توپولی .خانومه می گه:علی ول کن منم رضازاده20
مورچه یه برنج رو دوشش بوده یکی ازش می پرسه برنجتون چیه ؟ می گه: نمی دونم ..........حمیدددددددددددددددد؟ (تبلیغ برنج تبرک) (اونایی که ماهواره دارن این جوکو می گیرن)21
ترکه زنگ می زنه ازانس انرزی اتمی میگه البرادعیه؟ یارو می گه: اره.میگه دکتر البرادعیه؟ یارو می گه: اره ترکه می گه: تو اگه دکتری پس چرا تو ازانس کار می کنی؟22
ترکه تو قرعه کشی بانک شرکت می کنه واسش شش ماه زندان در می یاد23
اول بالا سرتو نگاه کن دوباره نگاه کن .نگاه کردی؟ دیدی؟ جدا دیدی؟ از اون بالا کفتر می یایه یک دانه دختر می یایه
1
جراید: کتاب فارسی مدارس بومی می شود........مشهد
: ان مرد با شمع امداصفهان
: ان مرد پول داردابادان
: ان مرد ان شب با عینک ریین امدشیراز
: ان مرد حال نداشت و نیامدسنندج
: ان مرد سبیل داردزاهدان
: ان مرد را کشتنداردبیل
: ان مرد بار بردقزوین
: ان مرد با یک بچه امدرشت
: ان مرد رفت بابا امد
2
به ترکه می گن پیامبر کی به رسالت رسید؟ می گه: نمی دونم من سید خندان پیاده شدم3
ترکه داشته خاطره تعریف می کرده می گه ما سال 49 با دونفر دعوامون شد البته سال 49 دو نفر خیلی بود4
به ترکه می گن اذان بگو می گه از اولش ؟ می گن اره .می گه : تیک تاک تیک تاک5
به ترکه می گن: چرا می ری دستشویی در رو نمی بندی؟ می گه: نه بابا می خوای من درو ببندم که تو بیای از سوراخ کلید نگام کنی؟6
ترکه داشته پولکی می خورده .می گه هی می گن ترکا خرن ولی خداییش این چیپسا چقدر شیرینه7
ترکه با قزوینیه و رشتیه قرار می ذارن گلف بازی کنن.قزونیه می گه زمینش با من ترکه می گه:چوبش با من .رشتیه داد می زنه می گه: من بازی نمی کنم باز سوراخش افتاد به من؟8
قانون جدید در رشت: پسرانی که یک پدر دارند از سربازی معاف هستند9
ترکه دستشویی بوده موبایلش زنگ می زنه پسرش بوده می گه : بابا کجایی ؟ می گه یه جایی .پسره می گه: مامان گفت امروز غذا نداریم هرجا هستی نهارتم بخورو بیا10
اخرین مهلت برای خروج افغانی ها از ایران 29فروردین اعلام شد بی معرفت نشی بدون خداحافظی بری11
تابلوی یه مغازه روش نوشته بوده: امام با دوغ .می پرسن چرا بالای مغازت اینو نوشتی؟ می گه: اخه همه جا می نوشتن خدا با ماست12
یه بار یاکریمه با مرغ عشقه عروسی می کنه بچشون می شه : کریم عشقی13
یه بار یه قمری با یه بلبل ازدواج می کنه بچشون می شه: قنبل14
لره باهواپیما می یاد تهران می گه : اگه می دونستم اینقدر نزدیکه با ماشین خودم می یومدم15
لره می ره تهران زنگ می زنه خونه می گه: من دیگه ایران برنمی گردم16
ترکه تعویض روغنی می زنه برشکست می شه .می دونی چرا؟ اخه طبقه سوم یه پاساز زده بوده17
ترکه می ره خونه خدا می زنه زیر گریه می گه: خدایا چرا مردی؟ حقش نبود تو بمیری یه لره می رسه بهش می گه: مرد حسابی مگه ترکی خدا که نمی میره خدا شهید می شه18
تفاوت خورشید و لر؟ خورشید اگه بیاد میره ولی لر اگه بیاد دیگه نمی ره19
ترکه از جلو گاوه رد می شه گاوه می گه ماااااااا ترکه می گه مابیشتر20
ترکه می ره تهران یه دختر خوشگل می بینه می ره جلو می گه: ببخشید خانوم دوست دختر که می گن شمایی؟21
کلاغی قالب پنیری دید .........به دهان گرفت و زود پرید.................بر درختی نشست در راهی...........که از ان می گذشت روباهی.............روباه می یاد پای درخت می گه:چطوری جیگر؟................جیگرتو بخورم خام خام.................چه سری چه دمی ایول بابا اخر سر و دمی تو به مولا...............نیست بالاتر از مشکی رنگی...............مشکی رنگ عشقه...........یه دهن برامون اواز بخون بینیم................کلاغ پنیرو گذاشت زیر بالش و گفت: انرزی هسته ای حق مسلم ماست!!!
ترکه داشته با یه حرصی یه اسب رو نگاه می کرده.می گن: چته؟ می گه کاش تحصیلاتمو ادامه داده بودم ها
2
ترکه وصیت می کنه می گه من نمازامو همه رو خوندم فقط واسم 40 سال وضو بگیرید3
روی در توالتها نوشته شده: اینجا اخره خطه بخوای نخوای باید بکشی پایین4
شباهت متخصص اطفال با قزوینی؟ هردوتا شون بچه رو خوب می کنن5
سلام امروز روز بزرگداشته پت و مته. این اس ان اس رو باید برای شبیه ترین فرد به این عزیزان فرستاد عزیزم روزت مبارک6
هروقت منو می دیدی شلوارتو می کشیدی پایین ..........منم ابم رو می ریختم روت.............(برگی از خاطرات افتابه)7
فرق بادکنک و خانوم حامله؟ بادکنک رو اول باد می کنی بعد باهاش بازی می کنی زن رو اول باهاش بازی می کنی بعد باد می شه8
سرخ پوستها موقع حمله به قزوین می گن : اکومیا بومبا یا کومبا وقتی برمی گردند می گن: نکن بابا نکن بابا9
زن دوم مثل انرزی هسته ایست با اینکه حق مسلم ماست ولی اجازه دستیابی به ان را به ما نمی دهند19
ابادانیه موقع زلزله بم اونجا بوده بعد از زلزله به بغل دستیش می گه : ها ولک ویبره موبایلو داشتی
به ترکه می گن اسگل ترین خواننده کیه؟ می گه فرشید امین.می گن : چرا؟ می گه : اخه پدر سگ نمی دونه خدا شب رو واسه چی افریده
2
ترکه خودشو تو اینه می بینه می گه این چقدر اشناست؟ .بعد از یک ساعت فکر کردن می گه: اهان این همون پدر سگیه که امروز تو ارایشگاه یک ساعت زل زده بود به من3
ترکه باباش می میره هفتم خیلی شلوغ بوده واسه چهلم بلیط می فروشه4
دختر زشته به دوست پسرش می گه: شباهت من و خورشید چیه؟ می گه: به جفتتون نمی شه مستقیم نگاه کرد5
دوست دارم بخورمت نه به خاطر اینکه شیرینی .نه به خاطر اینکه جیگری.نه به خاطره اینکه عسلی.فقط می خوام تو زندگیم یه گهی خورده باشم6
ترکه می ره کنسرت ابی بعد از کنسرت همه یه چیزی می گفتن یکی می گفته ابی صداتو ابی نفستو ترکه رو جو می گیره می گه: ابی نه نتو7
به ترکه می گن: چرا داروهاتو به موقع نمی خوری؟ می گه: اخه می خوام میکروبهارو غافلگیر کنم8
به ترکه می گن gf مخفف چیه؟ می گه: گوجه فرنگی9
به ترکه می گن: اگه گفتی چرا شمشیر امام علی دو شاخه بوده؟ می گه: واسه اینکه شبا می زدش تو شارز10
به ترکه می گن احمق ترین خواننده کیه؟ می گه: حبیب .می گن: چرا؟ می گه : اخه گیتار می زنه می گه صدای دهل می یادترکه ماکسیما سفید می خره رنگ ابی بهش می زنه می گه: اهان حالا شد نیسان
2
ترکه دستش قطع می شه خیلی افسرده می شه .یه روز می ره خیابون یکی رو می بینه دو دست نداره داره قر می ده و می ره.می گه :عجب روحیه ای داری تو؟ طرف می گه: روحیه چیه بابا؟ پشتم می خواره3
یه بار لره با ترکه دعواش می شه ترکه اجر پرت می کنه لره هد می زنه!!!4
سالها گذشت ...................و هیچ کس نپرسید..........................هیچ کس نپرسید...................که پلنگ صورتی چطوری دستشویی می کرد؟!!!5
اصفهانیه به بچش می گه برو 2تا نون از همسایه بگیر بچه می ره می یاد می گه نداد .اصفهانیه می گه : عجب همسایه خسیسیه برو از یخچال خودمون بیار6
می دونی چرا دخترا تا اخر فیلم سوپرو نگاه می کنن؟ چون فکر می کنن اخرش مرده با زنه عروسی می کنه7
به ترکه می گن از قفل فرمونی که خریدی راضی هستی؟ می گه اره ولی سر پیچ ها یه کمی اذیت می کنه!!!8
به یک مدیر باسابقه مدریت با تسلط به زبانهای فرنج جرمن و اشنایی کامل به کامپیوتر و برنامه های فتوشاپ برنامه نویسی طراحی وب و..........جهت کار در ساندویجی نیازمندیم
!!!9
معتاده وایساده بوده کنار خیابون به تاکسیها می گفته: عید عید یه راننده نگه می داره می گه : ما خیابونی به نام عید نداریم .معتاده می گه : ای بابا چقدر از ادم حرف می کشید منظورم شر بهاره دیگه !!!10
ترکه می ره رستوران گارسون میگه غذای امروز ما کاستیلیدینکوالفر با سسه لیموه .ترکه می گه: کاستیلیدینکوالفر با سسه چی چی؟11
شباهت لرها با شورت؟ با هردو 5 دقیقه بیشتر بگردی ابروت رفته12
دنیارو بدون خانوما تصور کنید : بازارها خلوت . پولها اضافه . خیابونا خلوت . مخابرات ورشکسته . شیطون بیکار .همه می رن بهشت13
ترکه پسرش رفته بوده زیر ماشین با سنگ می زنه درش می یاره14
یه روز یه پسره با یه دختره دوست می شه پسره می گه اسمم کامبیزه تو خونه بهم می گن کامی .دخترم می گه اسمم شکوفست تو خونه بهم می گن چس فیل15
به ترکه می گن اسم یه امام بگو: می گه سوج می گن سوج چیه؟ امامی به نام سوج نداریم.ترکه می گه خودم دیدم پشت اتوبوسه نوشته بود: یا سوج16
یه جایی جشن بوده ترکه همین جوری می ره تو شروع می کنه به رقصیدن و بخور بخور .یکی ازش می پرسه ببخشید شمارو کی دعوت کرده؟ ترکه می گه: من از خانواده عروسم .یارو می گه: مرد حسابی اینجا جشن تولده!!!17
ترکه یه روباه مرده می بینه می گه: خوب شد مرده وگرنه گولم می زد18
ترکه می ره نونوایی تا می رسه می بینه همه دارن می خندن اینم می زنه زیر خنده .بعد می بینه همه دارن نگاش می کنن می گه: واااااالا با این نوناشون19
یه کلوچه می ره قزوین می شه پیراشکی20
مگسه دست می ندازه گردن دوست دخترش می گه: از گهم بیشتر می خوامت21
به ترکه می گن عاشورا چه روزیه؟ می گه: روز جهانی قیمه پلو22
زمستون بوده ترکه یه اسب می بینه از بینیش بخار می یاد .می گه الله اکبر اسب بخار که می گن اینه؟23
ترکه تو اتوبوس می گوزه همه می خندن می گه: والا اگه می دونستم اینقدر بهتون حال می ده می ریدم24
وقتی بچت بچست تو دستت می رینه.15 سالش که شد تو اعصابت..........18 سالش که شد تو پولات..........23 سالش که شد به هیکلت.............وقتی مردی تو روحت25
به ترکه می گن یه واحد کوچیکتر از مثقال بگو؟ می گه چس مثقال26
معتاده پیغام گیر می خره رو پیغامگیره می ذاره: هشتم........ولی خشتم27
پیارسال ساله گاو بود جنون گاوی اومد پارسال ساله خروس بو انفلانزای مرغی اومد .ببینم واکسن هاری زدی؟
1
به لره می گن :اگه یه دختری بهت راه داد چکار می کنی؟ می گه ازش سبقت می گیرم2
اگه گفتی کور از خدا چی می خواد؟ یه مجله سکسی برجسته3
به رشتیه می گن: تو خونتون مرد سالاریه یا زن سالاری؟ می گه: هیچ کدوم مردم سالاری4
امام جمعه رشت: ما الان در امر خود کفایی به مرحله ای رسیدیم که 20 درصد بچه هامون رو خودمون تولید می کنیم5
ترکه پارچه می بره خیاطی می گه اقا اینو واسم بکن کت شلوار فردا نیام بگی سوزنم شکست چرخم خراب شد حال نداشتم اصلا پدر سگ بده نمی خوام بدوزی6
به جوجه تیغیه می گن چه ارزویی داری؟ می گه ارزو دارم یکی محکم بغلم کنه7
بسیجیه از یه دختره خوشش می یاد می ره جلو می گه ببخشید خانوم می شه باهم چند رکعت نماز بخونیم8
دهاتیه اتیش می گیره می میره نتیجه ازمایش این طور بوده: 1درصد سوختگی 99 درصد شکستگی .تحقیق می کنن می بینن طرفو با بیل خاموش کردن9
اصفهانیه موز می خوره پوستش رو می ذاره لای دفترچه خاطراتش10
به یکی می گن دو دوتا؟ می گه: پس چندتا11
تهرانیه می خواسته از چراغ قرمز رد بشه پلیس می گه چراغ قرمزو نمی بینی؟ می گه:چراغ قرمزو می بینم تورو نمی بینم12
عربه به رشتیه می گه اهلا و سهلا رشتیه می گه من که نه ولی خانوم جان هم اهلا هم سهل13
پسر تهرونیه به مامانش می گه: مامان دیروز که تو نبودی خاله مهری اومد اینجا با باباجون رفتن تو اتاق......مامانش می گه بسه بذار شب که باباجون اومد واسه جفتمون تعریف کنه.شب باباجون می یادو سر شام بودن مامانه می گه خوب عزیزم می گفتی دیروز خاله مهری اومد اینجا با باباجون رفتن تو اتاق بعد چی شد؟ بچه می گه : اره دیگه بعدشم همون کاری رو کردن که وقتی باباجون نیست توو عمو نادر باهم می کنید!!!14
تهرانیه به رفیقش می گه من اگه پیش خواهرت بخوابم باهم فامیل می شیم؟ رفیقش می گه: نه بی حساب می شیم!!!15
دوتا ترکه می رن قطب شمال می رسن به یه اسکیمو یکیشون می گه :اقا شما اینجا زن سفید داری؟ می گه :اره.زن سیاه دارید؟ می گه: اره. زن سیاه و سفید هم دارید؟ اسکیمو می گه نه اینو نداریم .ترکه به دوستش می گه :اصغری دیدی اون که دیدیم پنگوین بود!!!16
به ترکه می گن نظرت راجب خدا چیه؟ می گه: خدا خوبه !مهربونه!بزرگه!خالق جهانه !......ابوالفضل نگه دارش باشه17
اینقدر بزرگه که نمی دونم چکارش کنم از زیر شلوارم حسابی تابلو وقتی بهش احتیاج دارم روم نمی شه درش بیارم عجب مزخرفیه این نوکیا 5110!!!18
وقتی یه سیب گاز می زنی یک کرم توش می بینی ناراحت نشو...............اون موقعی ناراحت شو که یه سیب گاز بزنی و یه کرم نصفه ببینی19
قانون 11 نیوتن می گه: اگه باسرعت نور کله ملاغ بزنی می تونی پشت خودت رو بوس کنی!!!20
سبدی پر از موز .دسته ی گل رز.پیرهنی پر از پرز .همسری مثل بز .ارزوی من برای تو در سال جدید21
فکر کردی زرنگی؟ زرنگ افتابست که مال همه رو دیده.زرنگ استکانه که می یوفته از همه لب می گیره .زرنگ سماوره که دست به سینه وای می سه همه ابش رو می خورن!!!22
به ترکه می گن:وقتی زنت خونه نیست چکار می کنی؟ می گه استراحت.می گن:وقتی خونست چکار می کنی؟ می گه: استقامت
مادره به بچش می گه: دیدی موهای خواهرتو کشیدی شیطونه گولت زد .بچه هم می گه :اره ولی لگدی که بهش زدم ابتکار خودم بود
2
به ترکه می گن برو با اره برقی 1000تا درخت بکن می ره 996 تا می کنه خسته می شه می شینه .می گن چرا نشستی؟روشنش کن 4تا دیگه هم بکن .می گه : ا مگه روشنم می شه؟3
به شیرازیا می گن: درسته شیرازی ها کلمه دومشون تو هر جمله فحشه؟ شیرازیه می گه: کدوم بی شرفی این حرفو زده؟4
ترکه به دوستش می گه: می خوام دختر شاه رو بگیرم دوستش می گه چرت نگو !مگه کشکیه؟ ترکه می گه: من که راضیم نه نمم که راغضیه می مونه شاه و دخترش5
الان تو اخبار شنیدم یه نفر که شباهت شدیدی به میمون داره تصادف کرده اگه سالمی یه زنگ بزن بد جور نگرانتم6
ترکه می ره خواستگاری بابای دختر می گه:مهریه 50 میلیون .ترکه می گه: ااااااوه شبی چند حساب کردیت؟7
صندلی سیاوش قمیشی گم می شه دیگه اواز نمی خونه8
چراغ دستشویی ترکه خاموش می شه ترکه می گه: اه باز باید از حفظ برینم9
رشتیه می ره خواستگاره می گن خونه داری؟ می گه: بچه ها گفتن زن از تو خونه از ما10
ازدواج ادم و حوا توی هیچ دفتری ثبت نشده ! هیچ اخوندی هم نبوده صیغه بخونه بد بختا همتون حروم زاده اید!!!11
جشنواره فیلم های تخیلی رشت: 1 زن باوفا 2 شب های بی اصغر اقا 3 خوش غیرت 4 حلال زاده 5 فیلمی که سیمرغ بلورین برد پسره که 1 پدر داشت12
می دونی به فرماندار قزوین چی می گن: ارباب حلقه ها13
به ترکه می گن جسم شفاف چیه؟ می گه جسمی که از این ورش اون ورش معلوم باشه .می گن افرین یه مثال بزن؟ می گه: نردبون14
دانشمندان ثابت کردن اونایی که هنگام ریدن فکر می کنن هنگام فکر کردن می رینن15
به ترکه می گن بچه کجایی؟ می گه : بچه تهران .می گن: کجای تهران؟ می گه:کیلومتر 200 جاده تهران_ اردبیل16
یارو به رفیقش می گه: من اگه پیش خواهرت بخوابم با هم فامیل می شیم؟ می گه: نه بی حساب می شیم17
ترکه می افته تو جوب واسه اینکه ضایع نشه صدای قوطی در می یاره
محبوبترین اهنگ در شب عروسی قزوینی ها
: عزیزم بگو بر می گردی!!!!2
سه تا زن دارن بستنی می خورن : یکی لیس می زنه .یکی هم گاز می زنه .یکی هم می مکه .کدومشون شوهر دارن؟ نه بی ادب اونی که حلقه دستشه!!!3
چشمات وقتی زیباست که مال اشک باشد .اشک وقتی زیباست که مال عشق باشد .عشق وقتی زیباست که مال تو باشد .تو وقتی زیبایی که دستت تو دماغت باشه!!!4
به ترکه می گن اگه تو دریا کوسه بهت حمله کنه چکار می کنی؟ می گه می رم بالای درخت .می گن : تو دریا که درخت نیست ترکه می گه: مجبورم می فهمی ؟ مجبوررررررررم5
شباهت گوز با دوست پسر: هردو رو ول کنی راحت می شی6
قزوینیه 3تا بچه افریقایی سیاه رو می دزده می یاره خونه .می گن واسه چی اینارو می خوای ؟ می گه اگه خدا قبول کنه واسه عاشورا تاسوعا می خوام7
رشتیه می ره خونه برق رو روشن می کنه می بینه یه مرد با زنشه برق رو خاموش می کنه می یاد بیرون می گه: جواب ابلهان خا موشیست
اخرین فتوای مراجع قزوین:احتیاط واجب بر ان است که مسافر در قزوین نماز را شکسته نخواند نشسته بخواند
2
امام جمعه رشت خطاب به مردم می گه: ای مردم انرزی هسته ای مثل ناموس نیست که اینقدر راحت ازش می گذرید3
رشتیه دو تا زن می گیره می کن چرا 2تا؟ می گه: یه وقت مهمون می یاد4
ترکه زنگ می زنه دوست دخترش دختره می گه:اه چقدر لهجه داری می گه:قطع کن دوباره می گیرم5
ترکه رو می گیرن می برن کلانتری می گه:منو واسه چی اوردید اینجا؟می گن: واسه عرق خوری می گه ایول پس تا کسی نیومده بریز بخوریم6
ترکه می ره دکتر می گه:اقای دکتر نمی دونم چرا هیچکس منو تحویل نمی گیره؟ دکتر می گه:نفر بعدی7
ترکه رو می برن اعدام کنن بهش می گن تورو اعدام می کنیم تا درس عبرتی باشه واسه بقیه می گه:نمی شه بقیه رو اعدام کنید تا درس عبرتی باشه واسه من8
به ترکه می گن اخرین باری که بهت گفتن اقا کی بوده؟ می گه همین امروز صبح توالت بودم یکی پشت در هی می گفت ان اقا بیا بیرون9
می دونی سخت ترین روزای زندگی یه ادم کیه؟ چند روز اول زندگی مشترک چون نمی تونی جلوی همسرت بگوزی10
می دونی ارزوی یه خرس پاندا چیه؟ اینه که یه عکس رنگی داشته باشه11
به ترکه می گن ساعت چنده؟ می گه 10 می گن دقیق بگو؟ می گه: 5.3012
شباهت لر با پارک؟ جفتشون تاب دارن13
به ترکه می گن: از چه رنگی خوشت می یاد؟ می گه: کم رنگ14
ترکه می ره مسابقه 20 سوالی رفیقاش پشت صحنه می گن جواب برج ایفله ولی زود نگو ضایع نشه .مسابقه شروع می شه یارو می گه تو جیب جا می شه می گه:نه می گه:ها پس حتما برج ایفله15
ترکه شلوارشو برعکس می پوشه مامانش می گه: ای قربون پسرم وقتی می ره انگاری داره می یاد16
به قزوینیه می گن قزوین کجاست می گه : اگه امادگی داری همین جاست17
به پیرزنه می گن سایز سوتینت چنده؟ می گه: ای نه نه منو چه به این قرتی بازیا می ذارم تو شورتم18
بسیجیه خونه خالی گیر می یاره دوست دخترشو می بره 3 رکعت نماز جماعت می خونن19
بچه به باباش می گه: بابایی الاغام ازدواج می کنن؟ باباهه می گه: اتفاقا فقط الاغا ازدواج می کنن20
به ترکه می گن :دیدیو بکهام رو می شناسی؟ می گه: اره بابا سر کوچمون تعویض روغنی داره21
قزوینیه با زنش قهر می کنه شب زنه پشتشو می کنه بهش می خوابه قزوینیه می گه: چه کنم که بد چیزی رو واسه اشتی واسته کردی22
به رشتیه می گن: زنت با پسر ممد اقا ریخته رو هم می گه: افرین پسر ممداقا اینقدر بزرگ شده23
رشتیه با رتبه 500000 پزشکی قبول می شه تحقیق می کنن می بینن فرزند 4تا شهیده24
احد کردم اگر بوسه داد توبه کنم بوسه ای داد چو برداشت لب از روی لبم توبه کردم که دگر توبه بی جا نکنم25
ترکه سال ها درس می خونه می شه قاضی اولین جلسه دادگاه می گن: حکم کن می گه: پیک26
وقتی اومدم چونان حالتو می گیرم که نفست بند بیاد از ترس پاهات بلرزه همچین ابروت رو می برم که سرتو بالا نگیری بچه سوسول من قبض موبایلتم27
حیوونا می خوان یه جلسه اضطراری تشکیل بدن ولی جلسه تشکیل نشد اخه الاغ داره وبلاگ می خونه28
ترکه دنبال جای پارک بوده پیدا نمی کرده می گه خدایا اگه یه جا برام پیدا کنی نماز می خونم روزه می گیرم.......یهو یه جا پیدا می کنه می گه: نمی خواد خدا خودم پیدا کردم29
یه چیزی بدجور روحم رو می خوره بدجور فکرمو مشغول کرده دارم ذره ذره اب می شم سالهاست واسم شده سوال. پدر پسر شجاع قبل از اینکه پسر شجاع به دنیا بیاد اسمش چی بود؟
می گن عباس قادری ثابت کرد خوانندگی تیپ نمی خواد.............هایده ثابت کرد خوانندگی هیکل نمی خواد...................شماعی زاده ام ثابت کرد خوانندگی صدا نمی خواد
2
قزوینیه عروسی می کنه تو کارت عروسیش می نویسه اوردن بچه الزامیست3
به ترکه می گن:چرا ماشینتو از پلاک شروع می کنی به شستن؟می گه:والا یه بار ار شقف شروع کردم به شستن رسیدم به پلاک دیدم ماشین خودم نیست4
ترکه زنشو بد جور می زده بهش می گن:بد بخت چکار کرده اینطوره می زنیش؟می گه:اگه می دونستم چکار کرده که می کشتمش5
یه ترکه تو خیابون به یه دختره می گه:یه بوس می دی؟دختره می گه:گمشو اشغاله کثافت ترکه می گه:چرا فحش می دی واسه خودت گفتم وگرنه من که زن دارم6
ترکه یه پری دریایی می بینه ازش خواستگاری می کنه پری دریاییه می گه:من که ادم نیست ترکه می گه:حالا فکر کردی من ادمم؟!!!7
به ترکه می گن شغلت چیه؟می گه:یه اطلاعاتی هیچ وقت شغلشو به کسی نمی گه8
به اراکیه می گن: چرا می گن اراکیا هرچی می خوان بگن فحش می دن؟می گه: گه خورده کی گفته؟9
رشتیه با زنش می ره مکه تنها بر می گرده می گن :چرا تنها اومدی؟می گه:والا ما رفتیم مروه خانومو بردن صفا10
فرق فیلم سوپر با جنگی؟ فیلم جنگی اونا می میرن تو حال می کنی .فیلم سوپر اونا حال می کنن تو می میری11
شباهت زن با قهوه؟هر دوتا وقتی داغ هستن بد می چسبن .هردوتا با شیر خوشمزه ترن. هردوتا وقتی می خوای شب بیدار بمونب بد جور به دردت می خورن12
رشتیه می یاد خونه می بینه یه مرد با زنشه یه چترم بغل دستشه ور می داره چترو می شکنه می گه امیدوارم وقتی می خوای بری بارون بیاد13
یارو سیبیل کلفته تو یه جمع داشته تعریف می کرده:که اره ما با یه کاروان می رفتیم یه دفعه راهزنا ریختن به همه یا تجاوز کردن یا کشتن !بعد نگاه می کنه می بینه بقیه دارن چپ چپ نگاش می کنن برمی گرده می گه:البته مارو کشتن!!!14
عشق صدای پیانو نیست عشق صدای گیتار هم نیست عشق صدای فنر تخت خواب است15
دوست دختر دوست پسره از کنار خرابه رد می شن پسره به دختره می گه:بریم این تو کار بد کنیم؟ دختره قند تو دلش اب می شه می گه :مثلا چکار کنیم؟پسره می گه:هیچی دیگه بیا ان کنیم فرار کنیم
به بنیامین می گن:چطوری خودت رو ارضا می کنی؟می گه:چشمامو رو هم می ذارموووووووووو /تو رو یه یادم می یارمووووووووو..........
2
به قزوینیه می گن:چه روزی رو از همه بیشتر دوست داری؟می گه:روزی که دنیا کون فیکون می شه3
ترکه داشته تو دریا غرق می شده هر بار که می رفته پایین اب می خورده می یومده بالا می گفته:سلام بر حسین4
قزوینیه به دوست دخترش می گه:حالا که هیچ کس خونتون نیست بیام پیشت؟دختره می گه:بیا ولی نمی تونی کاری کنی !می گه:مشکل داری؟می گه نه:اسهال دارم5
و خداوند عشق را افرید...........تا 110 بی کار نباشه6
به ترکه می گن:دنیا چقدر خر تو خر شده .می گه:اره والا ای گفتی من 3 بار رفتم سربازی هیچ کس نفهمید7
اگه عشق من تو نیستی....................خوب حتما یکی دیگست8
مگه می شه که پرنده بمونه بی اب و دونه......مگه می شه که قناری توی بغض اواز بخونه......اگه تو بری ز پیشم من همون قناری می شم که تو بغض و گریه هاشم می گه:انرزی هسته ای حق مسلم ماست9
ترکه می ره گواهینامه بگیره ازش می پرسن لرزش پیستون از چیست؟می گه:از شل بودن سوتین10
جشنواره فیلم های رشت: 1 تا حالا باباتو دیدی؟ 2 دو پدر زیر یک سقف 3 بی ناموس ها 4 من حسن 15 پدر دارم 5 دیشب مامانت خونه ما بود ایدا11
پنج نوع کردن داریم: 1 فکر کردن 2 بازی کردن 3 پرتاب کردن 4 شوخی کردن 5 بسوزه دماغ اونایی که فکر بد کردن
ز دید مامان بابا یه پسر خوب باید
:1
تلفن مشکوک نداشته باشه(در ضمن این کلکا که اول می دید یه پسر صحبت کنه و اینام قدیمی شده اصلا کلا اگه یه نفر چه دختر چه پسر به یه اقا پسر خوب زنگ بزنه یعنی اقا پسره دوست دختر داره)2
درس خون باشه(یه چیز تو مایه های بچه عقدس خانوم اینا باشه یعنی از صبح تا شب درس بخونه .......در غیر این صورت دوست دختر داره که فکرش مشغوله شایدم معتاده)3
پولکی نباشه (تا روزی 1000 تومن معقوله ولی از اون بیشتر یا دوست دختر داره یا معتاده)4
سرشب خونه باشه (البته یه پسر خوب فقط واسه کتاب خونه باید بیرون بره.........در بقیه شرایط حتما دوست دختر داره یا معتاده)5
در شبانه روز فقط 3 ساعت بخوابه (در غیر این صورت هم معتاده هم دوست دختر داره)6
در ضمن تو حمومم زیاد لفطش نمی ده................از دید حراست دانشگاه
:1
بالای 2 سانتی متر ریش داشته باشه(در غیر این صورت کافره)2
پیراهنش رو شلوارش باشه (در غیر این صورت زیگوله)3
عضو فعال بسیج باشه(در غیر این صورت دشمنه)از دید دخترا یه پسر خوب باید
:1
سوار اسب باشه(اگه نباشه بی کلاسه........البته اسبه سفید باشه بهتره)2
عاشق اونا باشه (اگه نباشه که اسکوله)3
پولدار باشه(اگه نباشه که خداییش به چه درد می خوره؟هااااااا....اخه پسری که نتونه روزی 20000تومن خرج کنه که به درد جرز دیوار می خوره .نه؟4
هیچ دختری رو قبل از من ندیده باشه(مگه می شه؟)5
سری بعد از یک ماه دوستی بیاد خواستگاری(نیاد که مخ زنی بی فایدست)
دنیا دیگه مثل تو نداره.نداره نه می تونه بیاره.............اخه نسل دایناسور منقرض شده!!!!!
2
می دونی اگه چشم خر مثل گربه برق می زد چی می شد؟اردبیل می شد لوس انجلس3
شباهت انرزی هسته ای و زن دوم؟هر دو حق مسلم ماست4
دختر رشتیه دیر می یاد خونه باباش می گه:تا حالا کجا بودی؟می گه:بهم تجاوز کردن.باباش می گه:تجاوز نیم ساعت بقیش کجا بودی؟!!!5
دزد تفنگ رو می گیره جلوی رشتیه می گه:زنتو بده رشتیه می ده.دزده می گه:گول خوردی تفنگ پلاستیکی بود.رشتیه می گه: تو هم گول خوردی خواهرم بود!!!6
ترکه رو می برن واسه تبلیغات کفش گام .می گه: گام به گام با کفش گام هرکی نخره نه نشو می گام!!!7
ادما 2 دسته هستند:اونای که روشون مگس می شینه و اونای که روشون مگس نمی شینه.دسته اول ادمای خیلی گهی هستن و دسته دوم معلوم هیچ گهی نشدن!!!8
بهترین بازی های ایرانی: 1 دختر بازی 2 نامزد بازی 3 خانوم بازی 4 دودره بازی 5 امپول بازی 6 زبون بازی 7 اس ام اس بازی9
توله سگ....................................ضربدر عرض سگ = مساحت سگ(سال سگ مبارک)10
امیدوارم که امشب در عمیق ترین شیرین ترین و قشنگ ترین لحظه های خوابت احساس کنی که............................................جیش داری!!!11
یه مگسه می ره تو چایی اصفهانیه. اصفهانیه می یارش بیرون می زنه پشتش می گه:تخ کن تخ کن12
به رشتیه می گن: تو رشت زن پاک و مومن و با خدا هست؟ می گه:اره هست ولی شبی 20000 تومن13
به ترکه می گن: اگه اب نبود چی می شد؟می گه:ما شنا یاد نمی گرفتیم در نتیجه غرق می شدیم در نتیجه انرزی هسته ای حق مسلم ماستNice SMS 12
تجربه شانه ايست که طبيعت وقتي ما کچل ميشويم
, به ما مي دهد!
برگ در انتهاي زوال مي افتد و ميوه در انتهاي کمال. بنگر که چگونه مي افتي، چون برگ زرد يا سيب سرخ؟از برج مراقبت مزاحمتون مي شم
.اگه تو قلبتون جا هست اجازه فرود مي خواستم. اجازه هست؟شايد کسي را که با او خنديده ايد فراموش کنيد
.اما کسي را که با او گريستيد هرگز فراموش نخواهيد کرد .غم و شادي در يک خانه زندگي مي کنند به آهستگي شادي کن تا غم بيدار نشود
.هرگز به كسي نگاه نكن وقتي قصد دروغ گفتن داري
... هرگز به كسي محبت نكن وقتي قصد شكستن قلبش را داري... هرگز قلبي را قفل نكن وقتي كليدش را نداري.يک بچه همواره مي تواند سه چيز به يک آدم بزرگ بياموزد
: ۱- شاد بودن بدون دليل ۲- دائم به کاري مشغول بودن ۳- تقاضا کردن آنچه با تمام وجود مي خواهد.هر كجا محرم شدي چشم از خيانت بردار اي بسا محرم كه تا يك نقطه مجرم مي شود
.اس ام اس های جدید
... از سال آينده كتاب فارسي اول دبستان هر شهر مطابق با فرهنك همان شهر ميشود.تهران=بابا با 206 آمدقم=بابا با تسبيح آمداردبيل=بابا با بربري آمدقزوين=بابا با يك كودك آمدرشت=بابا رفت، آن مرد آمد..!وقتي صدام مي كني آرزو مي كنم كاش كر بودم
تو كه لال نمي شي ...
سوسكه تو عشق شكست مي خوره ميره كنار دمپايي مي خوابه
عشق رو add كن ...غم رو delete كن ...براي غرور off بزار ...دروغ رو hack كن...از انسانيت copy بگير... حالا واسه عزيزترينت send كن
زندگي شاد است، غمگينش مكن...
تو بركه زندگي من تو تنها............................................يك.قورباغه اي!
از پيري پرسيدم چه زماني انسان پير ميگردد،فرمود درست آن زمان که از گذشته خودپشيمان شده افسوس آن را بخورد.
شمع داني به دم مرگ به پروانه چه گفت؟ گفت اي عاشق بيچاره فراموش شوي... سوخت پروانه ولي خوب جوابش را داد گفت طولي نکشد تو نيز خاموش شوي
پس از آخرين ديدار با دوستانت يادت باشد که ، به دوستاني فکر کن که ديگر فرصتي براي در آغوش کشيدن يکديگر ندارند
به چه قيمتي دلم رو به نگاه تو سپردم ؟!!
چه فريب تازه اي هست .. رسم كهنه تو با من
من چه ساده آرزومو گفتم اما نشنيدي
تو صداقت دلم رو يا نخواستي يا نديدي
-----------------------------
قلب زن پرتگاهي است كه عمق آن را نمي توان حدس زد
-----------------------------
در آغاز هر كار مهم پاي زن وجود دارد
-----------------------------
زن زشت در دنيا وجود ندارد فقط برخي از زنان هستند كه نمي توانند خود را زيبا
جلوه دهند
-----------------------------
هر مردي دو زن را دوست دارد ، يكي زاييده خيال اوست و ديگري هنوز به دنيا
نيامده است
-----------------------------
زماني ، يك مرد آنقدر عاقل مي شود كه مواظب باشد پايش را هر جائي نگذارد اما
آن زمان آنقدر پير شده كه ديگر نمي تواند جائي برود
-----------------------------
مرد بر رنج زن افزوده است ...زن ديروز همسري خوشبخت بود ، اما زن امروز
معشوقه اي بي نواست...
دخترا اصلا اين کارا رو نميکنن
!!!۱.دخترا اصلا بيني ها شون رو عمل نمي کنن
۲. هيچ وقت موهاشون رو طلايي نمي کنن مادر زادي مش شده است
4. هيچ وقت به هم ديگه چپ چپ نگاه نمي کنن واز حسودي نمي ترکن
5. تمام طلا جواهراشون اصل اصله
6. هرگز قبل از ازدواج ابر هاشون رو بر نمي دارن عمرا بردارن کي گفته بر مي دارن نه بابا بر نمي
دارن که مرتبش مي کنن
7. بي اجاز ه بابا مامان هيچ وقت بيرون نمي رن
8. به بهانه کتابخونه يا درس خوندن با دوستشون که با يه پسر نمي رن بيرون باورکنين
9. انقدر خواستگار دارن که نمي دونن به کدوم جواب بدن
10. هميشه سر به زيرن اصلا به غريبه ها نگاه نمي کنن (کاش فقط نگاه بود )
11. بعد ازدواج تازه مي فهمن حروم شدن تفلي ها خونه بابا شون همه چي داشتن
12. چشماشون رو اصلا لنز نمي زارن رنگش مادر زادي سبز و آبيه و خاکستري بنفش وزرد و قرمز
طرز ترک دادن شوهر سيگاري
طرز ترک دادن شوهر سيگاري 100 درصد عملي :
از زبان خانومي که شوهرشو ترک داده : من بعد از خوندن صحبتهاي معاون سلامت تصميم به وادار كردن شوهرم به ترك سيگار كردم و بسرعت برگه اي برداشتم و مطالب زير رو در اون نوشتم و به در يخچال چسبوندم.
از امروز تصميم گرفتم تو رو به ترك سيگار وادار كنم و به همين خاطر قوانين زير از همين الآن در خانه لازم الاجرا مي باشد:
- قانون شماره 1: هر روزي كه لباسهات بوي سيگار بده به يكي از مجازاتهاي زير (البته به انتخاب خودت) محكوم مي شوي:
1- شستن ظرفهاي ناهار و شام
2- خوردن هفت هشت ضربه ملاقه به سرت
3- دعوت مامانم اينا و داداشم اينا براي صرف ناهار(كه به احتمال 99 درصد براي صرف شام هم مي مونند!)
تبصره: البته مورد شماره 1 انحرافيه و نمي توني اون رو انتخاب كني، چون تو اين كار رو نه به عنوان مجازات بلكه به اين خاطر كه وظيفه ات است هر روز انجام مي دي!!
- قانون شماره 2: اگه توي جيبت كبريت يا سيگار پيدا كنم، يكي از چهار عمل زير رو باز هم به انتخاب خودت عملي مي كنم:
1- قهر مي كنم مي رم خونه مامانم اينا و بعد ده روز و پس از يه عالمه منت كشي برمي گردم خونه.
2- يك گردنبند، دستبند، النگو و يا يك مورد مشابه اينا به انتخاب خودم بايد برام بخري!!
3- خودت بگو با ملاقه بزنم يا كفگير؟!
4- با همون كبريت و به كمك مقداري مواد آتش زا تنبيهت مي كنم.
تبصره: خودت مي دوني من از اين سوسول بازيها خوشم نمي آد پس گزينه اول منتفيه، ديگه هم حوصله زدن با ملاقه تو سرت رو ندارم، چون همه ملاقه ها و كفگيرام كج و كنجول شدن و ديگه حيفم مي آد وسايل آشپزخونه رو خراب كنم، گزينه آخري هم وجداني خيلي خشونت داره و به علت اين كه بچه مون هفت سالشه و ديدن اين صحنه ها براي بچه هاي زير 12 سال مناسب نيست اين گزينه رو هم نمي توني انتخاب كني، پس فقط مي مونه گزينه دوم ...!!
- قانون شماره 3: در صورتي كه يقين حاصل كنم سيگار رو ترك كردي، مي توني يكي از موارد زير رو به عنوان جايزه انتخاب كني:
1- به مدت 24 ساعت از شستن ظرف، لباس و... هرگونه انجام كار در خانه معاف باشي.
2- به عنوان تلافي اين چند سال و چند هزار ضربه ملاقه، تو هم يك بار با ملاقه بزني تو سرم!
تبصره: گزينه اول الكيه و نمي توني انتخابش كني، چون مي ترسم بد عادت بشي و تنبل و تن پرور بار بيآي!!
اگه هم جرأت داري گزينه دوم رو انتخاب كن!!
"با تشكر، همسر مهربان و دلسوزت"
- بازم همون خانومه: شوهرم بعد يك هفته به اين نتيجه رسيد به نفعشه سيگار رو ترك كنه! (چون با سر بانداژ شده بايد از خونه بيرون مي رفت و جيبش شده بود پر چک برگشتي)
يك كلمه حرف جدي: جالبه بدونيد طي اين چند دقيقه اي كه شما اين مطلب رو مي خونديد ? نفر در كشورمون به خاطر مصرف سيگار و عوارضش فوت كردند... چون بنا به گفته معاون سلامت وزارت بهداشت متأسفانه در هر دو دقيقه و نيم، يك ايراني بر اثر مصرف سيگار و عوارضش فوت مي كند
چگونه دل پسرا رو ببریم
(طنز اموزشی)خانمها ، بانوان، سركاران عليه
:...((رضا ـ عاشق ))....
جوک![]()
به معتادي گفتند با 45 و 46 و 47 و 48 جمله بساز. گفت : چلا پنجه مي کشي؟ چلا شيشه مي شکني؟ چلا هف نمي زني ؟ چلا هشتي ناراحت؟![]()
اصغرآقا اواخر عمرش به زنش گفت : خانم جان بعد از رفتن من به من خيانت نکني که استخوانهام تو گور بلرزه ! زنش هم گفت چشم. مدتي بعد مرد به خواب زنش آمد و گفت : تو اون دنيا به من مي گن اصغر ويبره!![]()
![]()
غضنفر رفت مغازه وگفت ببخشيد شما از اون کارت پستال ها داريد که نوشته : عزيزم تو تنها عشق من هستي؟ مغازه دار گفت بله داريم. غضنفر گفت پس 16 تا از اون کارتها رو محبت کنيد!
پسري از سربازي براي پدرش اين طور تلگراف زد : " من کاظم پول لازم " پدرش هم در جواب گفت : " من تراب وضع خراب !"
![]()
يه بار بچه اي از پدر خسيسش ده هزار تومان پول خواست . پدر گفت : چي ؟ نه هزار ؟ هشت هزارو مي خواي چه کار؟ تو هفت هزار هم زيادته چه برسه به شش هزار! بابام به من پنج هزار نداده که حالا من به تو چهار هزار بدم. حالا سه هزارو مي خواي چي کار؟ دوهزار کافيه ؟ بيا اين هزار تومنو بگير.بچه مي شماره مي بينه پانصدتومنه!!!
ملانصرالدين داشت سخنراني مي کرد که : هرکس چند زن داشته باشد به همان تعداد چراغ در بهشت برايش روشن مي شود. ناگهان در ميان جمعيت ، زن خود را ديد. هول کرد و گفت : البته هرگز نشه فراموش لامپ اضافي خاموش.![]()
![]()

نويسنده: حسن علي مدني( :: ساعت 4:13 عصر)
موضوعات:

لطيفه هاي ملا نصرالديني
علت جنگ
شخصي از ملا پرسيد: مي داني جنگ چگونه اتفاق مي افتد؟ ملا بلافاصله كشيده اي محكم در گوش آن مرد مي زند و مي گويد: اينطوري!
راه گم كرده
ملا خود را از دست طلبكاران به مردن مي زند، او را شستشو داده كفن مي كنند و در تابوت نهاده به طرف گورستان مي برند تا دفن كنند اما تشييع كنندگان راه قبرستان را گم مي كنند و هر چه مي گردند موفق نمي شوند به يافتن راه، ملا كه طاقت خنگي آن ها را نداشت از ميان تابوت بلند شد و گفت راه قبرستان از آن طرف است!
كندن بال مگس
ملا در اتاقش نشسته بود كه مگسي مزاحم استراحتش مي شود، مگس را مي گيرد و يك بالش را مي كند. مگس كمي مي پرد دوباره مگس را مي گيرد و بال ديگرش را هم مي كند. او مي گويد: بپر ولي مگس نمي پرد. به خود مي گويد: به تجربه ثابت شده است اگر دو بال مگس را بكنيد گوش او كر مي شود!
عقل سالم
زن ملا به عقل خود خيلي مي نازيد و هميشه پيش شوهرش از خود تعريف مي كرد. روزي گفت: مردم راست گفته اند كه داراي عقل سالم و درستي هستم. ملا جواب داد: درست گفته اند چون تو هرگز عقلت را به كار نمي بري به همين دليل سالم مانده است!